هیچ مطلبی وجود ندارد...

نیکی در دنیا ، داوری در آخرت ، با تکیه برسخن امام جواد (ع)

نویسنده: حجت الاسلام علی انصاری (پژوهشگر دینی)
ارسال شده در تاریخ ۲ مهر ۱۳۹۳

امروزه ، فضای حاکم بربخش مهمی از جهان اسلام ، بسی تیره وتار است . نزاع ها وکشمکش های فرقه ای ورسانه ای ، کشتارهای گروهی وسلب امنیت وآسایش روانی واجتماعی ، بسیاری را ، آزرده خاطر کرده است . به جرات ، می توان گفت ، خبرسازترین مناطق درگیری وکشتاردر دنیای کنونی ، مربوط به جغرافیای مسلمانان است . عمق فاجعه ، تا بدانجاست که ، حتی درمیان بت پرستان وگاو پرستان ، چنین اموری ، به ندرت ، اتفاق می افتد و آنان به آسودگی ، در کشورهای خود، زندگی می کنند ، رشد می کنند وبه فردای کودکان خود می اندیشند . کافیست دراین باره ، وضعیت این روزهای هند با دو دهه پیشین مقایسه شود.
دلسوختگان بسیاری ، به موازات حاکمیت این روزهای سیاه , گفته اند ، نوشته اند وهریک ، به فراخور توان و پیش فرض های خویش ، به علل وعوامل وقوع چنین وضعیتی ، پرداخته اند و راه های گونا گونی ، برای برونرفت ، از این چگونگی ، ارائه کرده اند .
اینک ، که جوامع جهانی ، از اجرای وظائف خویش، ناتوان مانده اند وبی خیال همه آن تکالیفی شده اند که علت محدثه و مبقیه، حیات سیاسی آنان ، است ، بجاست که، هر مسلمان ، به فراخور مذهب وطریقت خویش ، چاره اندیشی کند واز خویشتن خویش آغاز کند . مگر ، نه اینست که ، مسلمانان ، خود ، به عامل مهم بروز وثبوت ، چنین رویدادهای شوم وتباه کننده ای ، مبد ل شده اند . وپیش فرضهای فکری و بسترهای فرهنگی آنان ، برایشان ، چنین تقدیر کرده ورقم زده است . البته مقصود ، آن بخش ، از موضوعاتی است که به نا درستی ، لباس تقدس ، برآن ، پوشانیده ورنگ دین ، به آن ، زده اند
چونکه بیرنگی، اسیر رنگ شد
موسئی با موسئی، درجنگ شد
بد نیست ، به پاره ای از علل چنین انحرافاتی ، اشاره ای بشود
۱- قدم گذاشتن چمعی ، در جایگاه خداوند، به منظور گرفتن سمتها ومناصب او، مانند ، قضاوت وداوری، درباره، اعمال ایمانی ودینی بنده گان خدا و حکم ، به تخطئه ویا تصویب ، کردارونیات درونی ونیک ایشان وفرجام اخروی آنان . با آنکه، خداوند ، زنده وتواناست و بیش از هرکس دیگر، میداند که «حیث یجعل رسالته ».
خداوند از بشر ، بنده گی ونه بردگی ، خواسته است و از منظر خلقت ، در یک رابطه مساوی ، با همه مخلوقات ، است چرا؟ وبه چه دلیل ؟ ، بسیاری ، قدم از عبودیت خویش بیرون می نهند وخواستار چیزی ، هستند که ، خداوند به آنان، به حکم عقل وشرع ، نداده است ؟ و ناتوانی آنان ، به صورت تجربی ، همواره ، قابل احراز ، بوده وهست؟.
«قسمت کردن بهشت ودوزخ » اولا وبالذات ، از آن اوست وسرانجام نیز ، در قیامت وآخرت ، یا خود ویا دیگری را ، به قضاوت پندارها وکردارها ، می نشاند – البته اگر، مسلمان نماهای رنج آفرین ، هنوز ، اعتقاد به خدا ، حیات وتوانا یی او و عالم آخرت ، داشته باشند؟! – . لیکن ، پرسش این است ، چرا پاره ای از مسلمانان که ، به حکم ظاهری قرآن – و بنابر مبانی پذیرفته شده خود آنان – و نیز ، جکم عقل اخلاقی بشری ، دوزخی اند و نازلترین رتبه اخلاقی را ، در میان انسانها ، گذشته از مسلمانان، کسب کرده اند ویا ، به تعبیر « خواجه شیراز» ، در پس پرده ها، وحجاب های بسیارند ، ونمیدانند که چه زشت وچه زیبا ست ، چرا و به چه دلیل ، دارای ، چنان تمایل بلند پروازانه ای، برای تصاحب منصب داوری خداونداند ؟ آیا بهتر نیست ، یاد بگیریم که ، به اصلاح خویش فکر کنیم واز قضاوت در باره دیگران ، دست برداریم و پا ، در کفش خداوند ومناصب او ، نکنیم ؟ وبگذرایم بندگان خداوند ، با هر عقیده ومسلکی ، در امنیت وآسایش روحی وروانی ، زندگی کنند ! و اگر خیلی اهل درد واهل دین، هستیم رسالت دینی خود را ، همچون امامان شیعه ، از راه گفتگوی با دیگران ، پی بگیریم .
علی بن جریر می گوید:
« در محضر حضرت جواد (علیه السلام) بودم، گوسفندی از خانه امام (علیه السلام) گم شده بود، یکی از همسایگان را به اتهام دزدی گوسفند نزد امام آوردند، فرمود: وای بر شما او را رها کنید گوسفند را او ندزدیده هم اکنون گوسفند در فلان خانه است بروید گوسفند را بگیرید.
به همان خانه ای که امام فرموده بود رفتند و گوسفند را یافتند و صاحب خانه را به اتهام دزدی گرفتند ، کتک زدند و لباسش را پاره کردند، اما او سوگند یاد کرد که گوسفند را ندزدیده است.
او را نزد امام (علیه السلام) آوردند، او فرمود : « وای برشما براین شخص ستم کردید، گوسفند خودش به خانه او وارد شده و او اطلاعی نداشته است».
امام جواد (ع) در این تعلیم رفتاری ، و در دو مرحله وبه تناوب ، آموخته است ، که، نوع قضاوت ها وداوریها در باره دیگران ، مصون ، از خطا و لغزش ، نیست ، حتی ، در« امور محسوسه ، در دسترس بشر و قابل تشخیص» . وصد البته این چگونگی ، آمیخته ، با جهالتها وستمهای بسیار، بر بنده گان خداوند است . بدان اندازه که ، چنین داوران خود فریفته وخودپسند ، از نگاه امام (ع) ، مستوجب خطاب به کلمه ، « ویل » هستند ،
جاییکه ، نوع قضاوت های ظاهری واین جهانی که ، به منظور، رفع خصومت ها ، وتنازعات است ، از اشتباهات مسلمانان وحتی دوستان نزدیک ومرتبط با امام جواد (ع) یه دور ، نیست وتجربه بشری، نیز ، گواه آن است ، چگونه جمعی، در خود ، جرات وجسارت قضاوت ، در امور ایمانی و اخروی ، انسانها را، می بینند ؟ و«روز واپسین » نیامده ، فرجام هریک را ، چون آفتاب ، روشن می بینند وبا حکمی قاطع ، آنرا رقم ، میزنند و به تقسیم بهشت و دوزخ ، میان دوستان وهم حزبی ها وهم مسلکی ها ی خود ودیگرانی که چون آنان نمی اندیشند ، پرداخته اند واز خلوت خویش ، غافل مانده اند واز فهم ، حساب وکتاب و فرجام خود ، باز مانده اند.
۲- خود مطلق انگاری ها از دیگر علل وعوامل گرفتاری های کنونی مسلمانان است . کسانیکه خود ،از منظر معرفتی ، در پس هزاران حجاب وپرده ، زیست میکنند و به لحاظ رفتاری ، هزاران اشتباه ولغزش از منظر « عقل عام بشری» و « قرآنی» ، آن هم بنابر مبانی تفسیری خود آنان ، از آنها ، ظهور وبروزکرده است ، به نادرستی ، خود را ، معیار تشخیص «حق وباطل» شمرده اند و ، گام در جایی ، نهاده اند ، و چیزی را ادعا ء کرده اند که ، همواره ، از ، آن خداوند ، بوده است. اینان ، خود و همراهان با خود را ، « حق شناسان » با پسوند « راستین »، قلمداد نموده و صورت های پژ مرده ، همه کسانی را که ، فقط ، با آنان نبوده اند ، با تازیانه « باطل گرایی » سیاه کرده ، وایشان را ، از همه نوع زندگی انسانی ، اجتماعی ، سیاسی واقتصادی محروم کرده اند.
اینگونه مطلق انگاری ، با آثار شومش ، مانند ، «عجب وخود بزرگ بینی» ، «خود پسندی » ، « استبداد در رای وعمل »، « خود و شخص ها را شاخص حق دیدن » ووو ، همواره ، در نگاه قرآن وامامان شیعه (ع) ، مورد مذمت بسیار، قرار گرفته است ومسلمانان را ، از خطر تباه کننده فردی ، وآثار زیانبار وکشنده اجتماعی آن ، به درستی ، پرهیز داده اند .
دراین باره ، اندک تورقی در ، جاودانه ها و حکمت های ماندگار امام امیر المومنین (ع)، کافی است ونیاز به دلیلی ، بیش از این نیست .
امام جواد (ع) ، نیز ، در تداوم رسالت قرآنی واوصیایی خویش ، دوستان و همراهان را ، ازین راهزن دل ، آفت جان وجسم و آتش زن اجتماع مسلمانی ، دور ، می کرده است وحتی بنابر روایات اندکی که ، از حضرتش به ما رسیده است ، دوستانش را ، از مطلق انگاری و حتی ، مشابه سازی با بزرگان صحابه ، همچون سلمان و مقداد و ابوذر ، برحذر می داشته است تاچه رسد به باز گذاشتن راه وبستر سازی ، برای مطلق زدگی وفتنه انگیری در حوزه اسلام ومسلمانی!.
در روایت است :
« مردی به محضر امام جواد (علیه السلام) شرفیاب شد در حالیکه خیلی شاد و سرحال بود، امام علت شادمانی را از او پرسید.
مردگفت:
ای پسر رسول خدا از پدرت شنیدم که می فرمود: شایسته ترین روزی که انسان باید شادمان باشد روزی است که او را صدقات و نیکی به نفع برادران دینی از جانب پروردگار نصیب شده باشد. امروز ده نفر از برادران دینی ام بر من وارد شدند همه بی بضاعت و گرفتار، آنها را پذیرایی کردم و به هر یک مقداری کمک نمودم از این جهت خوشحال هستم.

امام (علیه السلام) فرمود:
«به جان خودم سوگند که ترا این شادمانی شایسته است به شرط اینکه آن عمل را نابود نکرده باشی و یا بعد از این نابود نکنی».
عرض کرد چگونه از بین ببرم با اینکه از شیعیان خالص شما می باشم.
امام (ع) فرمود: هم اکنون نابود کردی. پرسید با چه چیز؟ فرمود: این آیه را بخوان «وَلا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْاِذی» صدقه های خود را با منت نهادن و آزار کردن باطل نکنید.
عرض کرد من به آنهایی که کمک کردم نه منت گذاردم و نه آزاری رساندم. فرمود منظور هر نوع اذیتی است، در نظر تو آزردن آنهایی که کمک کرده ای مهمتر است یا آزردن فرشتگانی که مأمور تو هستند ویا آزردن ما؟!
جواب داد : آزردن شما و فرشتگان.
امام فرمود: براستی مرا آزردی و صدقه خود را باطل کردی! پرسید: با چه کاری؟ فرمود: با همین سخنت که گفتی «چگونه باطل کنم در حالیکه از شیعیان خالص شمایم».
آیا می دانی شیعه خالص ما کیست؟ با تعجب گفت: نه، فرمود، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار، وتو خود را با چنین اشخاصی برابر دانستی آیا با این سخن فرشتگان و ما را نیز نیازردی؟
عرض کرد: اَستَغْفِرُ الله وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ ،
عرض کرد: همین را می گویم و همینطور نیز هستم و از آنچه گفتم که به واسطه نپسندیدن خدا مورد پسند شما و فرشتگان نیز نبود توبه کردم.
راه برونرفت از وضعیت اسف بار کنونی جهان اسلام ، در این روایت تعلیمی، از جواد الایمه (ع) نهفته است وآن زمانیست که ، نمود ها در جامعه مسلمانان اینها باشد:
۱- گرایش عمومی در جامعه مسلمانان ، به جای کشتارها ودرگیریها ، رقابت در انجام کارهای نیک وخیرات باشد وبه تعبیر راوی وتقریر امام جواد الایمه (ع)، روز شادمانی امت ، زمانیست که ،« صدقات و نیکی به نفع ، برادران دینی از جانب پروردگار نصیب شده باشد».
۲- « برادری دینی » ، وبه تعبیر امیرالمومنین (ع )« برادری انسانی » به جای « تقابل دینی » ماندگار شود ودر جامعه نمود ، پیدا کند چنین جامعه ای دینست ودارای گرایش قرآنی.
۳- مطلق انگاری وخالص پنداری خود ، از سوی کسانیکه ، به لحاظ معرفتی در حجابند وبه لحاظ رفتاری ، در نقصانند ، عامل آزردگی خاطر قدسیان است اینان ، به جای خدمت ، زحمت ها ، می دارند.
۴- مسلمانان بیاموزند که ، امروز ، روز آفریدن نیکی ها و سبقت در خیرات ، برای همه دینداران، است وبه داوری وقضاوت در باره یکدیگر ، پایان دهند و آنرا ، به اهلش وبه مکانش که ، « یوم الدین » است واگذار کتند . و براستی ! خداوند ، چه نیکو ، فرموده است :
«وَ لِکُلٍّ وِجْهَهٌ هُوَ مُوَلِّیها فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ » ( بقره : آیه ۱۴۸)
«و براى هر امّتى قبله است که خداوند آنان را بطرف آن گردانیده – و یا براى هر گروهى روشى است که خود بطرف آن روش میروند – پس نسبت بخوبیها سبقت بگیرید و بشتابید هر کجا باشید خداوند همه شما را میآورد و جمع میکند همانا خدا بر همه چیز تواناست» ( اطیب البیان فی تفسیر القرآن ج‏۲ ، ۲۴۳ )

Print Friendly

یک نظر برای این مطلب

  1. بسیار زیبا و روان بود . مخصوصا روایتی که از امام جواد(ع) نقل شده بود. و ای کاش امروز هم امام ما حاضر بود تا از سرگردانی ها رهایی می یافتیم …

یک نظر بگذارید