هیچ مطلبی وجود ندارد...

ویژگی های عالمان دینی از منظر امام محمد باقر (ع) با تکیه بر الحیات

نویسنده: گروه پژوهش های دینی 1
ارسال شده در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۹۶

یادآوریمجلد های دوازده گانه کتاب “الحیات” دائره المعارف بزرگی است که با کوشش علامه حکیمی و نویسندگان، موضوعات متناسب با زمان و مورد نیاز در این دوران را در خود جای داده است. امتیاز ویژه ی این کتاب نگرش روزآمد داشتن و روشمند بودن تالیف آن، و از همه مهم تر، تکیه بر مبانی معارفی شیعه است به گونه ای که با احادیث دیگران و افکار بریده از وحی و عوم اهل بیت(ع) به هم آمیختگی ندارد. با اینهمه، حجم بالا و گستردگی موضوعات و مطالبی که الحیات در خود جای داده، سبب می شود که برخی خوانندگان و پژوهندگان به دلایلی چون فرصت کم، حوصله ی اندک، سردرگمی در موضوعات فرعی کتاب، و یا در دسترس نبودن آن، بهره برداری درخور و شایسته ای از این کتاب ارزشمند نداشته باشند و از آراء و دیدگاه های کتاب به دور بمانند. بنابر این ضرورت دارد که تلاشی سامان یافته صورت بگیرد تا منظور و مقاصد الحیات، در سطح عمومی جامعه کتابخوان و پژوهشی، بیشتر خوانده و بهتر نمایانده شود که مقاله زیر می تواند یک نمونه برای کارهایی از این به شمار آید و مورد استفاده قرار بگیرد. زیرا که در انجام کار، انتخاب موضوع، تناسب زمان و مناسبت تقویم شیعی، در نظر گرفته شده است. در اینجا وظیفه می دانم تا از دوستان پژوهشی فعال در گروه “پژوهش های دینی یک”، وابسته به مجموعه فرهنگی امام صادق (ع) میبد، سپاسگزاری نمایم و برای آنان از خدای دانای مهربان، پاداش فراوان طلب نمایم. حسین انصاری

مقدمه

دین اسلام، احترام عمیق و گسترده ای را نسبت به علم و علما قائل است و باید گفت که این دین، برنامه ای تنظیم نمی کند که مایه انحطاط و جهل گرایی باشد و معلمان ربانیچه پیامبر (ص) یا وصی پیامبر (ص)بر عامه مردم چیزی را واجب نمی کنند که موجب عقب ماندگی و سقوط شود. پس عالمی که دین، مردمان را به احترام و تعظیم او می خواند، کسی است که جز از خدا سخن نگوید، و هیچ هوی و هوس و جانبداری جز ادای رسالت خدایی و عمل به دین نداشته باشد.

عالمان ربانی، ادامه دهندگان راه پیامبران و اوصیای ایشان هستند. بنابراین، باید رفتار فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنان، در همان جهتی باشد که رفتار پیامبران و امامان قرار داشته است. این اصلی است که اگر از آن چشم بپوشیم، دلیلی برای پیروی از عالم دینی وجود نخواهد داشت. (حکیمی، الحیات، ج. ۲، ص. ۵۹۳)

در میان علما و شخصیت های دینی، کسانی یافت می شوند که به حقیقت علم نرسیده اند و از تقوی و حیات قلبی بهره ای نبرده اند، یا کسانی که عقلی ساده دارند و شیاطینِ سیاست های باطل، با کوچکترین کوشش بر عقل ایشان چیره می شوند، یا مردمانی ترسو که هیج جرأت و شجاعتی برای دفاعِ حق، از خود نشان نمی دهند، یا کسانی که فریفته دنیا و خوشی های آن و به دنبال برآوردن آرزوهای خویشند، یا منافقانی که در باطن با سیاستمداران نادرست و طاغوتیان سازش می کنند و در ظاهر خود را همراه با اجتماع و اهداف دینی آن نشان می دهند-در صورتی که خود با دشمنان اجتماع و دین سازش دارند- و امثال اینان به اسلام خیانت می ورزند و مایه نومیدی و بیچارگی مسلمانان هستند. بنابراین چگونه ممکن است که هدف اسلام از تکریم علما، بزرگداشت اینگونه کسان و پیروی از امثال آنان باشد. به عبارت دیگر، عالمان، در رهبری دینی، نایب پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) هستند و بدیهی است که باید میان آن ها، شباهتی اساسی وجود داشته باشد و این شباهت، به وسیله ملکات باطنی همچون حیات قلب، تهذیب نفس، عدالت و ازخودگذشتگی در راه خدا و دین تحقق پیدا می کند، نه تنها داشتن محفوظات ذهنی و اصطلاحاتی که از اکثر آن ها، اثری در صدر اسلام نبوده است. حیات قلبی و این ملکات باطنی، از امور کسبی است نه فطری، و در میان علما کسانی هستند که به کسب آن توفیق حاصل می کنند، و کسانی دیگر از چنین توفیقی محروم می مانند.

حال، اگر عالمی به کسب این کمالات موفق نشود، و با وجود این، به تصدی رهبری دینی بپردازد، هر چند در جامعه ای کوچک، حادثه وخیم و ناگواری اتفاق افتاده است و جز خواری امت و نابودی دین فایده ای ندارد. با رهبری چنین کسانی فضیلت از میان می رود، و عدل نابود می شود، و عزت دینی به ذلت می گراید، و حاصلی از آن جز سقوط حکومت حق به دست نمی آید و برای همین امر مهم است که در تعالیم اسلامی، علما به دو گروه تقسیم شده اند: علمای نیک و علمای بد. (برگرفته از: همان، ج. ۲، ص. ۵۸۲-۵۸۳)

علامه حکیمی در کتاب انسان ساز الحیات، ویژگیهای عالمان راستین را چنین برشمرده است: علم به خدای متعال، طلب علم برای خدا، تأمل و خلوت گزیدن و به تفکر پرداختن، تأثیر متقابل علم و قلب بر یکدیگر، فروتنی و اخلاص، زهد و پارسایی، هواداری از مستضعفان، اطلاعات جامع، رجوع به قرآن، به یاد خدا افتادن با دیدار ایشان، بهترین خلق خدا پس از امامان (ع) (برگرفته از: همان، ج. ۲، ص. ۵۰۵-۵۲۶)

در این نوشتار سعی شده است که برخی از این ویژگی ها، با تکیه بر روایات امام محمد باقر (ع) در الحیات بررسی شود.

* پرهیز عالمان از ثروت اندوزی

یکی از نشانه ها و شاخصه های عالمان دنیایی، مال اندوزی و توجه مفرط به مظاهر دنیوی است که از بزرگ ترین آفت ها برای عالمان و نخبگان یک جامعه است. (عالمیان، علی اکبر، عالمان ربانی، عالمان دنیایی، برگرفته از سامانه نشریات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره) که به سبب موقعیت ویژه و امتیازات خاص برای عالمان و رهبران دینی پدید می آید.

نگرش عالمان و رهبران دینی به مال و ثروت در قالب گنج اندوزی، می تواند رفتار توده های مردم را تحت تأثیر قرار دهد و آنان را به جای اهداف عالی، به سمت ثروت اندوزی و تکاثر بکشاند و باعث دلبستگی به دنیا شود. این دسته از عالمان چنان به دنیا گرایش نشان می دهند که مردم را به شک و تردید در قیامت می اندازند. بر منبر از حساب و کتاب &مثقال ذره& می گویند و جالب اینکه خودشان بیت المال را چنان می بلعند که گویی حساب و کتابی نیست.

این رفتارهای تکاثرگرایانه عالمان دینی، عامل خروج مردم از دین، دین گریزی و تفرقه میان مسلمانان می باشد. وقتی توده های مردم می بینند که عالمان ایشان به هر شکلی در جمع ثروت می کوشند، در انتخاب مقصد و مقصود دچار اشتباه و تردید می شوند و گمان می کنند که راه رسیدن به خدا همین ثروت اندوزی و عیاشی است که عالمان در پیش گرفته اند.

به هر حال، رفتار رهبران دینی نقش به سزایی در سبک زندگی مردمان دارد و می بایست توجه داشت که هرگونه رفتار نقاق آمیز، چون دعوت به زهد در سخن و گنج اندوزی در عمل، می تواند مردمان را به سمت گنج اندوزی سوق دهد؛ چرا که مردم پیش از آن که به گفتار شخص توجه کنند و آن را الگو و سرمشق خویش قرار دهند، رفتار و کردار شخص را الگو قرار می دهند. از این روست که خداوند در مسأله گنج اندوزی، مخاطب تهدیدات خویش را عالمان و رهبران دینی قرار می دهد که الگوهای عملی مردمان می باشند.

از این روست که بخشی از روایات معصومین (ع) درباره گنج اندوزی، به کسانی اختصاص یافته است که خود را رهبران انسان به سوی کمال معرفی می کنند و در مقام راهنمایان بشر قرار گرفته اند.

شاید گنج اندوزی از سوی بخشی از اقشار جامعه، امری طبیعی باشد، ولی عالمان دینی که به خوبی بر مالکیت خداوند و ربوبیت او بر هر چیزی آگاهند، باید از ثروت به عنوان یک نعمت برای رسیدن به کمال بهره گیرند.

امام باقر (ع) نیز در مذمت ثروت اندوزی عالمان دینی در ضمن روایتی درباره آیه کنز، فرمودند : & چون مال از دوهزار درهم بگذرد، مشمول این آیه می شود. و فرمود: علما هر شب به حساب مال خود می رسند و اگر پول نقد در نزد ایشان بیش از دو هزار درهم باشد، آن را بیرون می برند و تقسیم می کنند. و در نزد آن ها بیش از دو هزار درهم نمی ماند.& (حکیمی، الحیات، ج. ۴٫ ص. ۲۲۲)

این روایت نشان از اهمیت بی اعتنایی عالمان دینی به مال اندوزی می باشد و اینکه حساسیت این امر در مورد عالمان دینی بسیار بیشتر از سایر مردم می باشد. چرا که ایشان در روایتی دیگر فرمودند: &هیچ مردی از راه حلال ده هزار درهم جمع نتواند کرد.& و &کسی که صدهزار درهم داشته باشد از شیعیان ما نیست.& (همان، ج. ۴٫ ص. ۲۲۱)

در اوضاع امروز جهان، و حضور محرومانی بسیار در سراسر گیتی، و ستم های اقتصادی بین المللی و منطقه ای، و تفاوت های فاحش معیشتی و نیازهای گوناگون اجتماعی، می توان گفت، هرگونه اندوختنی بیش از اندازه نیازهای متعارف برای اکنون و آینده، زراندوزی (کنز) به شمار می آید. (همان، ج. ۴٫ ص. ۲۱۳)

*ضرورت آشنایی کامل عالمان با معارف دینی

الامام الباقر (ع): «مَن أفتَی النّاسَ بغیر علمٍ و لا هدیً لَعَنتهُ ملائکهُ الرّحمه و ملائکهُ العذابِ و لَحِقهُ وِزرُ مَن عَمِلَ بِفُتیاه.

امام باقر (ع): هر کس بدون داشتن اطلاع، و بدون اینکه در آن باره راهنمایی شده (و استادان لایق و صاحب صلاحیّت دیده) باشد، به مردم درباره دین چیزی بگوید (و فتوایی و نظری ابراز دارد …)، هم ملائکه رحمت او را لعنت می کنند، هم ملائکه عذاب و تا هر وقتی کسی به فتوای او عمل کند (و نظر او را بپذیرد و ملاک قرار دهد)، وزر و وبال آن انحراف به گردن او خواهد بود. (همان، ج. ۹، ص. ۵۶۳)

عالمان دینی، معلومات و دانش هایی را به جامعه و مردم منتقل می کنند، که باید منطبق بر موازین دینی و احکام اسلامی باشد. کسانی که عهده دار تعالیم دینی می گردند و خویشتن را وارثان انبیاء در امور هدایت می دانند، باید آشنایی و شناخت کامل در همه حوزه های دینی و معارف اسلامی، همچون قرآن، روایات و احادیث داشته باشند. اطلاعات و معلوماتی که خارج از حوزه دینداری و تعهدات دینی عرضه می گردد، نه تنها خیری در آن نیست، بلکه به زیان مردم و جامعه است. امام باقر (ع) فرمودند: آنچه را می دانید بگویید و آنچه را نمی دانید، بگویید: خدا داناتر است. (همان، ج. ۱۱، ص. ۹۷۶)

«آیات فقهی قرآن، بین ۱۵۰ تا ۵۰۰ آیه است. فقیه در اصطلاح قرون پس از صدر اسلام، به کسی گفته می شود که «علم فقه» بداند، یعنی پس از سال ها تحصیل و زحمت و کسب علوم و مقدمات، صاحب اطلاع اجتهادی درباره همان ۵۰۰ آیه شود، که کمتر از یک دوازدهم قرآن است. اینجاست که می فهمیم ما نیاز به عالِم داریم، یعنی کسی که در همه علوم و معارف اسلامی، صاحب تحقیق و اجتهاد باشد، به علاوه دیگر شرایط و شناختی که باید از زمان و جهان و… داشته باشد. چه بسا یکی از علل عقب افتادنِ مسلمین همین است که آنان با یک دوازدهم کتاب خدا هدایت شده اند نه با همه آن. در میان متدیّنین کسانی داریم که نسبت به انجام دادن بعضی از تکالیف عبادی و فردی تا حد وسواس می کوشند و نسبت به ده ها تکلیف دینی و اسلامی غافل و بی توجهند… ما در همین ایام می نگریم که که بعضی از فقهای مشهور حوزه ها، نسبت به پاره ای از مسائل موضع گیری ها می کنند که هم به زیان مسلمین است و هم ارزش های اسلامی. و یکی از علل این موضعگیری ها عدم شناخت آنان است از کل اسلام. و این زیان ها قابل جبران نیست. این است که امروزه مکاتبی چند (که در مقایسه با اسلام و مبانی اسلام قابل توجه نیستند)، وسیله جذب برخی از جوانان ما و جوانان دیگر کشورهای اسلامی شده اند. اینها از کجاست؟ از آنجاست که بزرگان دین اکتفا کرده اند به یک دوازدهم قرآن!» (برداشتی از: حکیمی، هویت صنفی روحانی، ص. ۸۶ -۸۹)

فقیه و دانشمندی که علم جامعی نسبت به همه جوانب و مقاصد اسلامی نداشته باشد، چگونه می تواند اجتماع را به پیش راند و جای خالی امامان (ع) را در نشر آرمان های اسلامی و مرکزیت بخشیدن به آن پر کند؟ چگونه می تواند بر وقایع سیاسی و اجتماعی و مسائل اقتصادی نظارت کند و احکام آن ها را از دین بیرون آورد و به اجرای آن ها در اجتماع بپردازد؟

پس فقیهی شایسته است اجتماع از او تقلید کنند و زمام امور خود را در همه مسائل به دست او بسپارند که آگاه به همه مسائل اسلامی وارد شده در قرآن و حدیث باشد و البته این مسائل تنها منحصر به موضوعات و احکام فقهی نیست؛ بلکه باید نماینده همه تعلیمات اسلامی در عبادت، معامله، سیاست، فرهنگ، جامعه، اخلاق، دفاع از حکومت و مدیریت اقتصاد و آنچه به این امور پیوسته است باشد.

*برخورداری عالمان از فن بیان و بلاغت کلام

الامام الباقر (ع): إنّا لا نَعُدُّ الرجل فقیهاً عالماً حتی یعرِفَ لحنَ القول و هو قولُ اللّه عزّوجلّ: «وَ لَتعرفَنَّهم فی لحنِ القول…(حکیمی، الحیات، ج ۲، ص. ۴۶۲)

امام باقر (ع): ما تا زمانی که کسی از روش و مقاصد گفتار آگاه نباشد، او را فقیه و عالم نمی دانیم. و این بنا برگفته خدای عزّوجل است که گفت: «لَتَعرفنّهم فی لَحنِ القول. آنان را در روش و مقاصد گفتار خواهی شناخت…» (سوره محمد، آیه ۳۰)

یکی از مهم ترین خصوصیتی که عالم دین باید خویشتن را به آن آراسته و مزین گرداند، برخورداری از علم بلاغت و فن بیان است. استاد و راهنمایی که پردازنده روح شگفت انگیز آدمی و بیانگر شایسته ترین رهنمودهای الهی است، بدانسان که پیامش روشن و روح افزاست، بیانش نیز باید رسا و شیوا باشد. امام باقر (ع) می فرماید: «ألبیانُ عِمادُ الدّین. بیان ستون علم است». (الحیات ج ۲، ص.۴۶۲) فقیه و عالم باید از جهات لازم شایستگی و توان بیان معلومات را داشته باشد و بداند که چگونه از عهده فراز و نشیب کلام و پیچ و خم بحث برآید. اگر به پرواز درآمد بداند کجا و چگونه بنشیند و اگر نشست بداند کجا و چگونه به پرواز درآید. بنابراین هرکسی حق ندارد بدون این شایستگی وارد حوزه بیان مسائل اعتقادی و مکتبی شود. چه بسا که زیان او به دین بیش از سود و منفعت او به آن باشد.

*پرهیز عالمان از حسادت

دین اسلام با آن همه ارزشی که برای علم و طالب علم دارد، نسبت به عالمان فاسد هشدار داده است و صفات و شروطی را برای عالمان راستین برشمرده است تا مردم و جامعه به دام هر عالم نمایِ دنیادوستی نیفتند. از جمله صفات رذیله که عالمان باید از آن بپرهیزند، حسادت است. در تعالیم اسلامی، حسادت نه تنها در امور مادی بلکه در امور معنوی-که هیچ مزاحمتی در آن نیست و هرکس می تواند به آن دست یابد- اثر می گذارد. شعله حسادت چنان خطرناک است که با کسب علم نیز فرو نمی نشیند. امام باقر (ع) در روایتی به این مورد اشاره فرمودند: &انسان، عالم به شمار نخواهد آمد، مگر وقتی که نسبت به عالمی که از او بالاتر است، حسادت نورزد، و عالمی که از او پایین تر است را تحقیر نکند.&

برحسب آنچه در روایات وارد شده است، یکی از گروه هایی که در روز قیامت قبل از حساب وارد جهنم می شوند، علمایی هستند که حسودند؛ (العلماء اذا حسدوا)

بالاترین درجه حسادت، در میان علماست و بیشترین گروهی که به آن دچار می شوند، علما هستند و علم این جهت را دارد که انسان را گرفتار حسادت می کند.

*پرهیز عالمان از شهرت طلبی و مقام جویی

در تعالیم اسلامی عالمی مورد احترام و تعظیم است که هیچ هوی و هوس و جانبداری، جز ادای رسالت خدایی و عملی کردن دین نداشته باشد. با تأمل در روایات بسیاری که در باب صفات علمای صالح و غیرصالح آمده است، ستایش هایی که از پیشوایان دین، در مورد علم و عالم دینی صورت گرفته، همه تا هنگامی است که علم در راه ایمان و تقوی و تعهد به کار گرفته شود و اگر عالمی به راهی برود که تعهد را رها کند، دیگر مقامی ندارد و باید مردم از چنین عالمی احتراز کنند. (حکیمی، هویت صنفی روحانی، ص. ۷۸)

در قسمتی از رهنمودهای امام باقر (ع)، عالمانی که در صدد به دست آوردن ریاست، شهرت و موقعیت در میان مردم هستند و دین را وسیله دنیاخواهی قرار داده و از تهذیب اخلاق و خصلت های والا به دور هستند، مورد مذمت واقع شده اند. در روایتی از امام باقر (ع) آمده است: &هر که علم را برای آن بخواهد که در برابر علما فخر کند، یا با سفیهان به مخاصمه و جدال درافتد، یا مردم را متوجه خود سازد، باید جای خود را در آتش برگزیند. ریاست جز براهل آن شایسته نیست.& (حکیمی، الحیات، ج. ۲، ص. ۵۶۸)

این حدیث گهربار، دربردارنده و بیان کننده سه ویژگی است که تلاشگران عرصه علم و دانش باید نفس خود را از آلوده شدن به آن بازدارند؛ فخرفروشی نسبت به دیگر علما، جدال با کم خردان، شهرت طلبی و متوجه ساختن تمایلات مردم به خود. عالمانی که در پرتو علم خویش، چنین مقاصدی در دل داشته باشند، جایگاه آن ها آتش است و هرگز شایسته رهبری و ریاست بر مردم نخواهند بود. چرا که به فرموده امام علی (ع) آفت علما، ریاست دوستی است. (همان، ج. ۲، ص. ۵۶۷)

*مسئولیت عالمان در ترویج علم

اسلام، بر پراکندن دانش و شناخت، تأکید و سفارش فراوان دارد تا آن را میان افراد و اجتماعات پراکنده سازند، زیرا بالا آمدن سطح دریافت ویادانی به روشنایی های دانایی هدایت کنند. امام محمد باقر (ع) در ضمن روایت فرمودند: &کسی که راه هدایت را به دیگری تعلم کند، پاداش کسی دارد که به آن عمل کند و از پاداش راه آموزان نیز چیزی کاسته نمی شود.& (همان، ج. ۱، ص. ۱۱۳)

ایشان در روایت دیگری فرمودند: &زکات علم به این است که آن را به بندگان خدا، بیاموزی.& (همان، ج. ۱۱، ص. ۹۷۶)

و در روایت دیگری فرمودند: &دانشمندی که از علمش بهره برد، از هفتاد هزار عابد برتر است.&

ارزش علم در اسلام، بسته به جنبه مثبت آن است که نوری باشد که مردمان در پرتوی آن راه خود را بیابند و بپیمایند. به همین جهت است که پوشیده نگاه داشتن علم را نکوهیده، و از خودداری از آموختن آن به دیگران نهی کرده است. پس بر عالم است که نگذارد نادانان در نادانیِ خود باقی بمانند، بلکه بر او لازم است که علم را در میان مردم و اجتماع پراکنده سازد، تا چنان باشد که روشنی علم همه جا پرتوافکن شود. (همان، ج. ۱، ص. ۳۵۰)

امام باقر (ع) درباره ارزش علم آموزی فرمودند: &هیچ بنده ای نیست که در جستجوی دانش شب را به روز یا روز را به شب آرد، مگر آن که در رحمت خدا درآید و فرشتگان به او بانگ برآورند که «آفرین به آن کس که به زیارت خدا می رود… مرحباً بزائرالله» و اینچنین کس همین گونه راه بهشت را بپیماید.&

*مسئولیت عالمان در فساد و صلاح جامعه

امام باقر (ع) از پیامبر روایت کردند که: &دو گروه از امت من هرگاه صالح باشند، امت من به صلاح می گرایند و هر گاه فاسد گشتند، امت فاسد می شوند. گفتند: ای رسول خدا، این دو گروه کیانند؟ گفت: فقیهان (عالمان دین) و امیران (حاکمان سیاسی)&(همان، ج. ۱۱، ص. ۵۰۹)

عالمان به عنوان رهبران اجتماعی و حاکمان به عنوان رهبران سیاسی مردم، می توانند دسته های مومنان را رهبری و هدایت نمایند و مسئولیت آنان نسبت به عموم مردم بیشتر است. بنابراین صلاح این دو قشر باعث صلاح جامعه و فساد آنان، فساد و تباهی جامعه را در پی خواهد داشت.

با توجه به اینکه آنان به عنوان الگوی جامعه حساب می شوند، هرگونه اشتباه یا کجروی آنان به حساب دین گذاشته می شود.

__________

منابع و مآخذ

حکیمی، محمدرضا، حکیمی، محمد، حکیمی، علی، ترجمه الحیاه : دایره المعارف اسلامی…، ترجمه احمد آرام، چاپ دهم، قم: دلیل ما، ۱۳۹۱، ج. ۱-۱۲

حکیمی، محمدرضا، هویت صنفی روحانی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۰

Print Friendly

۳ نظر برای این مطلب

  1. عرض خسته نباشید و تشکر بابت مقاله بسیار خوبی که نوشته اید ،

  2. با سلام و عرض ادب و سپاس فراوان از همه عزیزانی که در تهیه این مقاله نقش داشتند
    بسیار بسیار مطالب و روایات خوب و اینکه آنها نیاز جامعه امروز ما هستند تا مردم با دانستن این نوع مسائل به آموزه های عمیق و دقیق دین خود پی برند و در نهایت با دیدن مطالبی از سوی افرادی در دیگر جوامع نگاهی متعجبانه نداشته باشند و بدانند که ائمه ما در ۱۴۰۰ سال قبل همه اینها و برتر از اناه را بیان کردند اما افسوس که جامعه ما از این آموزه ها بی خبر است و البته دنبال کسب و آموختن هم نمی رود
    انشالله با کمک خوبان و تلاشگرانی چون شما جامعه نسبت به اینمطالب شگرف آگاه گردد.
    به حق اگر عالمانی با این خصوصیات باشند…آرزو همنشینی با آنها را دارم و از خدا هم همین را برای خودم و شما خواستارم!

  3. با سلام. مقاله بسیار خوبی است و استفاده بردیم. اجر همگی با حضرت زهرا (س)

یک نظر بگذارید