هیچ مطلبی وجود ندارد...

اوج فرهنگ و تمدن ایران (علل و چرایی آن) سخنرانی دکتر محمدحسن میرحسینی

نویسنده: نرگس انصاری
ارسال شده در تاریخ ۸ خرداد ۱۳۹۵

عصر جمعه ۹۵/۳/۷ تالار علامه حکیمی در مجموعه فرهنگی امام صادق(ع) میبد، میزبان سخنرانی دکتر محمدحسن میرحسینى استاد تاریخ دانشگاه یزد با موضوع:《اوج اعتلای فرهنگ وتمدن ایران (علل وچرایی آن)》بود.

خیلی خودمانی و بدون هیچ آدابی جلسه آغاز شد….
دکتر میر حسینی در آغاز سخن خود، قرن سوم و چهارم هجری را از درخشان ترین دوره های فرهنگ ایران و اسلام معرفی کرد، به گونه ای که در آن برهه،  به تعبیر ایشان فرهنگ و تمدن به اوج اعتلای خود می رسد.
استاد میرحسینی ضمن بزرگداشت دوره شکوفایی تمدن اسلامی، اظهار تاسف کرد که این دوران هیچ گاه تکرار نشده است.
وی افزود در زمان مورد بحث، در دو ناحیه از فلات ایران، دو حکومت فرمانروایی می کردند. یکی در مرکز و غرب، حکومت شیعی آل بویه و دیگری در مناطق شرقی و کل فلات ایران، حکومت سامانیان.
از نظر ایشان این دو حکومت در اعتلای فرهنگ بسیار کوشا بودند. رهبران و پادشاهان آنان فرهنگ دوست بوده و کسانی را به عنوان صدر اعظم برمی گزیدند که فرهیخته و دانشمند بودند. در این میان از شخصیت های برجسته در قلمرو آل بویه مانند ابن عمید، ابن مسکویه و صاحب بن عباد می توان یاد کرد. در این دوران طلایی مجامع علمی رونق فراوان یافته و کتابخانه های بزرگی تاسیس شد….مقدسی، جغرافیدان مشهور قدیم، از کتابخانه های این دوران چنین یاد می کند: در کتابخانه عضد الدوله در شیراز هیچ کتابی نبود که درقلمرو اسلام نوشته شده باشد و در این کتابخانه موجود نباشد. ابن سینا در مورد کتابخانه بخارا می گوید که بیشتر پیشرفت های علمی خود را مدیون وجود این کتابخانه غنی می داند.

میرحسینی همچنین گفت که یکی از کارهای جالب و قابل ستایش در  آن دوران این بود که به افرادی که به کتابخانه می رفتند و کتاب می خواندند، مستمری پرداخت می شد.
استاد در این میان به این نکته اشاره کرد که فرهنگ جامعه به گونه ای بالا رفته بود که حتی سارقان و دزدان قافله ها نیز در کار خود هوای عالمان و اهل علم را داشته و حرمت آنان را پاس می داشتند. جنب و جوش علم و فرهنگ تا آنجا پیش رفته بود که
راسته بازار وراقان محل تجمع دانشجویان و اهل علم بود و در همانجا مناظره هایی میان عالمان و دانشمندان و اهل فضل صورت می گرفت.  از جمله شخصیت هایی مانند ابوحیان و سجستانی را می توان یاد کرد که پیگیر تشکیل جلسات مناظره بودند.
دکتر میر حسینی از تالیفات مهم این دوران از کتابهایی چون الامتاع ابوحیان، الشوامل سجستانی و الفهرست ابن الندیم یاد می کند.
ایشان از پنج شخصیت شاخص در این دوران یاد می کند:
۱٫ زکریای رازی
۲٫ فارابی
۳٫ ابن مسکویه
۴٫ ابوریحان ببرونی
۵٫ ابن سینا

میرحسینی در این بخش از سخنرانی به تفصیل از پنج شخصیت نامبرده یاد کرد و در باره هر کدام از آنان شرح حالی به حاضران ارائه کرد.

۱ . زکریای رازی: از مشاهیر علمای جهان در قرن چهارم هجری است . در طب و کیمیا سرآمد روزگار خود بوده است. “الحاوی” دایره المعارف بزرگ در طب در پنج مجلد و “کتاب من لایحضره الطبیب” از تالیف های شاخص اوست. در زمینه فلسفه و الهیات کتاب های زیادی به نگارش در آورده و بر عدم التقاط فلسفه و الهیات تاکید فراوان داشت. 

۲٫ فارابی: اهل فاراب ماورالنهر بود. پدرش از کارگزاران دولت سامانی. معمای فلسفه یونان را با برخی ار نوشته هایش حل کرد. کتابی مشابه افلاطون در آراء مدینه فاضله تالیف کرد. اجتماع بشر را به سه دسته کبری، وسطی و صغری تقسیم بندی می کند. او اعتقاد دارد که اگر عقلای بشری در کل زمین با هم تعامل سازنده فراتر از اعتقادات و ملیت داشته باشند، یقینا به پیشرفت های خوبی دست خواهند یافت. علاوه بر تبحر در فلسفه، در موسیقی هم توانایی هایی داشته، او موسیقی را زیر مجموعه ریاضی می داند.
۳٫ ابن مسکویه: یک زرتشتی زاده ی اهل ری بود. مخازن کتاب های ابن عمید و صاحب بن عباد در دست او بود و به عنوان عالم به علوم اوایل شناخته می شد. او نیل به سعادت انسان را در گرو دستیابی به علم و دانش می دانست. از کتاب های معروف او “تهذیب الاخلاق” و “تجارب الامم” است.
۴ ابوریحان ببرونی: متولد خوارزم و یکی از ریاضیدان های برجسته در عصر خویش است. در شصت سالگی اش از ۱۱۳ کتابی که نوشته است ، یاد می کند. کتاب “التفهیم” او در ریاضی یک دایره المعارف گویا در این زمینه است.
۵٫ ابن سینا: خاتم حکما و علما و فلاسفه زمان بوده است. نبوغ این مرد را شاید کسی در کره زمین نداشته است. او می گوید: در ۲۱ سالگی من کل علوم را آموختم و بقیه عمر تجربه کسب کردم. در علم طب و فلسفه سرآمد زمان خود شد. حکمت مشا را به اوج شکوفایی رساند. البته لازم به ذکر است، اقداماتی که ابن سینا در زمینه طب انجام داده از جمله تشریج بدن انسان، سبب شد دشمنی بسیاری از علمای دین نسبت به او آغاز شود. چنانکه در برخی اشعار خود نیز بدان اشاره کرده است:
کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکمتر از ایمان من ایمان نبود

در پایان جلسه، پنل گفتگویی علمی در جایگاه تالار، میان دکتر مرتضی فلاح و سخنران درگرفت که بر جذابیت نشست افزود. ابتدا دکتر فلاح به نقد کلی سخنان دکتر میرحسینی پرداخت و سخن گفتن از قرن های دور تاریخی و فخر فروختن به آن را به منزله مسکن و مخدری بر شمرد که تنها سبب خود شیفتگی و عقب ماندگی و غرور کاذب ملت گردیده است. بنابر این باید به گونه دیگری از گذشته ها سخن گفت و به افزایش خودباوری سودمندی اندیشید که از غرور های بیجا به دور باشد. برای نمونه، وی طب اسلامی در آن دوره را جز طب بقراط و یونان، چیزی علاوه ای نشمرد و فلسفه اسلامی را تا به امروز ، مانده در حصار تفکر ارسطویی و افلاطونی خواند که مورد تشویق حاضران قرار گرفت.

سپس دکتر میرحسینی در پاسخی نسبتا کوتاه، شواهدی را از تاریخ معاصر ذکر کرد که بیانگر اهمیت کار پیشینیان مسلمان در پیشرفت دانش و علوم بشری است و اذعان کرد که اگر تاریخ بر همان محور قرون سوم و چهارم تمدن اسلامی چرخیده بود، امروز قافله دانش و تمدن بشری، قرن ها پیشگام تر حرکت می کرد.

Print Friendly

۲ نظر برای این مطلب

  1. با سلام و عرض ادب و تشکر و سپاس بابت گزارش کافی و وافی و برگزاری چنین جلساتی.
    اگر امکان دارد در اولین فرصت مناظره ای بین استاد فلاح و استاد میرحسینی در فضایی دوستانه برگزار شود تا این ابهاماتی که استاد فلاح بیان نمودند در زمانی بیشتر و از قبل برنامه ریزی شده توسط دکتر میرحسینی پاسخ داده شود چون به نظر بنده اگر این جلسه و با این گزارش همینطور باقی بماند شاید سوالات بدون جوابی را به ذهن امثال چون متی اضاف کند که فکر میکنم اگر جوابی مستند در هر جهت داده شود منجر به نتیجه ای بهتر خواهد شد
    بازهم از گزارش کامل و برگزاری چنین جلساتی تشکر میکنم

  2. با سلام
    من خودم در جلسه حاضر بودم به نظرم این نکات لازم است که ذکر شود :
    ۱٫ جناب دکتر میرحسینی از اوج اعتلای فرهنگ و تمدن ایران در آن دوران و با توجه به عنوان اعلام شده تنها موارد معدودی از جمله به وزرا ، وضعیت کتابخانه ها، چند تن از دانشمندان پرداختند که برای اثبات اعتلا و اوج یک فرهنگ و تمدن بهتر بود به بخشها و شاخصه های دیگر یک تمدن هم مثل وضعیت اجتماعی ، اقتصادی ، بازرگانی ، نقش و وضعیت مردم و … اشاره ای می کردند .
    ۲٫ما نفهمیدیم که از نظر استاد ، علل و چرایی اوج اعتلای این فرهنگ تمدن چه بود ؟! حکومتها ؟ وزرا ؟ دانشمندان ؟
    زمینه های اجتماعی ویا اقتصادی ؟ و یا … .
    ۳٫ به نظر من ایراد دکتر فلاح وارد نبود و یا حداقل متوجه بحث مطرح شده توسط دکتر میرحسینی نبود ،
    آیا سخن گفتن از افتخارات و گذشته های دور تاریخی دلیل تلاش نکردن و عقب ماندگی ماست؟

یک نظر بگذارید