هیچ مطلبی وجود ندارد...

گزارش نشست “اخلاق و توسعه”

نویسنده: حمیده رحیمی
ارسال شده در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۹۴

یکشنبه شب، مراسم سوگواری فاطمیه در مجموعه امام جعفر صادق میبد حال و هوای دیگری داشتدو میهمان گرامی که ساعتی را به بحث «اخلاق و توسعه» در جمع دوستداران حضرت زهرا (ساختصاص دادندمباحثی مفید و قابل توجه که گزارشی از آن تقدیم می گردد.

دکتر محمد امین قانعی راد، رئیس انجمن جامعه شناسی ایران، انگیزه خویش را از حضور در محفل به عنوان جامعه شناس چنین عنوان کرد:

دغدغه جامعه شناسی، بحث اخلاق است که وجه اشتراک جامعه شناسی با حوزه دین و روحانیت می باشد. در دوران جدید همراه با افول اخلاق که به ظاهر حاصل رخداد مدرنیته بود، به ویژه در قرن ۱۹ و پس از آن در دوره های جدید، جریان هایی مثل نهضت علمی و نهضت سوسیالیزم ایجاد شدند که با بحران و ضعف اخلاق مبارزه کنند و البته جریان جدیدی که به مساله اخلاق و بحران اخلاق در جامعه جدید، از دید جامعه شناسی می پردازد. دغدغه علم جامعه شناسی این است که در جامعه جدیدِ در حال توسعه، که مرزهای عقلانیت در حال گشایش بر روی بشریت است و عقلانیت نقشی جدی را ایفا می کند و بین گروه های اجتماعی تفاوت و تمایز وجود دارد، چگونه می توان اخلاق را حفظ کرده و از آن دفاع کرد.

چیزی که تحت عنوان «تمایز پذیری» در جامعه جدید با آن مواجه هستیم، چنین است که گروه های انسانی مختلف برحسب شغل و سایر شاخصه های اجتماعی از یکدیگر متمایز می شوند. البته در جوامع سنتی تر هم با تمایز مشاغل رو برو هستیم ولی به این گستردگی و با این شدت نیست. ولی در جوامع جدید تمایزهای تخصصی مختلفی وجود دارد. جمع کردن این انسان های متمایز، جامعه را دچار بحران می کند که باید با چشم اندازهای مختلفی وارد شد تا این تفرقه و تفرق اجتناب ناپذیز، به تفرقه و تفرق هستی شناسی نیانجامد و منجر به وضعیت جنگ نشود. اوضاع کشورهای منطقه که وضعیت داخلی بحرانی داشته و در حال جنگ می باشند، حاصل این تفرقه است. این تفرقه حتی در دین نیز در حال ورود است. گروه های مختلف مسلمان، بر حسب موقعیت و جایگاه خویش، دیدگاه های متفاوتی دارند که منجر به تفرقه و بحران در جامعه شده است. در این وضعیت چیزی که مورد نیاز است، اخلاق می باشد که وظیفه ایجادد انضباط درونی در افراد جامعه را بر عهده دارد که با قانون به عنوان عامل انضباط بیرونی متفاوت است. انضباط درونی باعث می شود که انسان ها بتوانند روابطشان را با یکدیگر تنظیم کنند که البته از منظر دینی با مفاهیم گوناگونی مورد توجه قرار می گیرد. دین به کنشگری افراد و مسئولیت فردی آنها توجه می کند که دینداری و اخلاق را به صورت فردی تقویت می نماید ولی جامعه شناس بیشتر به شرایط جامعه شناختیِ امکان اخلاق، که منظور مجموعه ای است از ساختارهای جامعه شناختی، می پردازد که با اراده فردی رابطه زیادی ندارد.

حال این ساختارهای جامعه شناختی چیست که امکان شکل گیری اخلاق را فراهم می سازد؟

یکی از نهادهای موثر در بحث اخلاق، مساجد هستند. نهاد بسیار مهم دیگر، رسانه است که وظیفه ارتباطات را برعهده دارد که در شکل سنتی آن در مساجد محقق می شد. ارتباطی که منجر به همدلی بین افراد جامعه می شود. رسانه و به طور خاص رسانه ملی، باید بتواند این رسالت را ایفا کند. برای گسترش اخلاق در جامعه، باید رسانه ملی دیدگاه های گروه های مختلف اجتماعی را بازنمایی کند و همه افراد جامعه احساس کنند که می توانند صدای خود را از این رسانه بشنوند. رسانه ملی باید بتواند همدلی و تفاهم و افق های مشترک را در یک جامعه ایجاد کند. اگر رسانه ملی بخواهد به عنوان عامل گسترش اخلاق در جامعه ایفای نقش کند، باید گروه های مختلف اجتماعی را در خود بازتاب بدهد و صدای همه گروه ها به شیوه ای بی طرفانه شنیده شود تا تبدیل به کانون توجه شده و پس از آن پیام های اخلاقی را منتقل کند.

نهاد دیگری که در تکوین اخلاق در جامعه جدید اهمیت دارد، نهاد مدرسه است که یکی از مکتب های آموزش اخلاق در جامعه است که باید بتواند علاوه بر انتقال اطلاعات، پیام های اخلاقی را به نسل جدید انتقال دهد البته نه از راه نصیحت و دلالت. از راه ایجاد فضایی اجتماعی که کودکان ضمن بازی، اجرای نمایش و خواندن داستان و … با همدیگر زندگی کردن، ارتباط برقرار کردن و گفتگو کردن را بیاموزند. مدرسه باید ظرفیت سخنگویی و گفتگو را در بچه ها افزایش دهد. گفتگو یعنی گفتن و شنیدن که در بسیاری از مواقع ظرفیت شنیدن از گفتن مهم تر است. گفتن و شنیدن در کنار ظرفیت خواندن و نوشتن، چهار مهارت ارتباطی است که باید در مدرسه آموزش داده شود. ظرفیت نوشتن، فکر خلاق و اندیشیدن و مرتبط کردن مسائل را به کودکان می آموزد.

یکی دیگر از مکاتب بزرگ اخلاق در جامعه معاصر، مکتب انتخابات است. جامعه جدید با تنوع و تکثر همراه است و این چندگانگی در زمان گذشته با مکتب جنگ و از طریق حذف فیزیکی پاسخ داده می شد ولی در جامعه جدید نوآوری بزرگ تاریخ بشریت، انتخابات، می تواند شبیه نهادهای ذکر شده در تربیت اخلاقی شهروندان نقش داشته باشد. شهروندی و مدنیت یکی از دستاوردهای بزرگ است که می توان به پیامبر اسلام منصوب کرد که با ایجاد پیمان بین اوس و خزرج، پایه ریزی مدنیت در شهر مدینه انجام پذیرفت.

دکتر سیدجواد میری عضو هیأت علمی پزوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شرکت کننده دیگر در میزگرد “توسعه و اخلاق” بود که پس از اظهار خرسندی از حضور در شهر میبد  و جمعیت معنوی ، علمی مجتمع فرهنگی امام صادق(ع) به طرح نظرگاه خویش پرداخت و بحث خود را چنین ادامه داد:

اولین نکته در بحث اخلاق و توسعه این است که اخلاق و توسعه هر کدام مترادف چیست؟ توسعه معادل progress است یعنی جامعه ای را ترسیم کنیم که در آن جامعه پیشرفت وجود داشته باشد. اخلاق معادل دو واژه morality یعنی مجموعه رفتار ها و ethics یعنی مجموعه باورها و رفتارها است، که شخصیت انسان را شکل می دهد و نکته دیگر اینکه برای ایجاد تغییر و تحول و دگرگونی شایسته در جامعه، مردم آن باید چگونه باشند و چه شخصیتی را داشته باشند که شاخص های زندگی را تغییر دهند؟

حدیثی از حضرت زهرا (س) خطاب به فرزندش امام حسن (ع) وارد شده است که فرمودند «الجار ثم الدار» آیا ترجمه این حدیث این گونه است که اول همسایه بعد خانه یا باید به گونه ای دیگر اندیشید؟

حال سوال اینجاست که اگر انسان بخواهد «خود» (شخصیتی) داشته باشد چگونه باید شکل بگیرد؟ در تقابل یا تعامل با دیگران؟ آیا اگر دیگری را به عنوان امکان ظرفیت به ظهور رسیدن و شکوفا شدن خود در نظر نگیریم آن خود شکل می گیرد؟

اگر به صورت تقابلی یا حذفی شخصیت شکل بگیرد، آن خود به فردگرایی و خودمحوری تبدیل می شود و آن دیگر خود نیست. کارل گوستاویونگ، معتقد است که بین فردگرایی و تفرد تفاوت وجود دارد. در فردگرایی، انسان برای رسیدن به اهداف خویش، دیگران را فدا می کند و اگر جامعه ای به این سمت برود، نه تنها که روی سعادت را نخواهد دید که حتی توسعه محور نیز نخواهد شد.

تفرد یعنی اینکه انسان به جای اینکه دیگران را فدای خویش سازد، خویش را در خدمت دیگران قرار دهد.

شاخصه انسانی شکوفا که از خود بیگانه نشده باشد این است که در خدمت دیگری باشد و جامعه ای را توسعه محور گویند که در آن همیاری و تعاون بیشتر باشد. آیا اساسأ جامعه ای که از اخلاق محوری، خدمت به دیگری، خلق نیکو، ایثار و فداکاری فاصله داشته باشد، می تواند جامعه پیشرفته ای باشد یا به پیشرفت برسد؟ تا بعد بتوانیم مثلا رابطه اخلاق و توسعه را بررسی کنیم. یا مثلأ در جمهوری اسلامی اگر بخواهیم پیشرفت داشته باشیم بر اساس چه شاخصه هایی باید این پیشرفت انجام پذیرد وقتی که اخلاق در درون افراد جامعه نهادینه نشده است؟

اگر جامعه ای بخواهد پیشرفته و انسان محور باشد و انسان در آن جامعه ارزش داشته باشد، اگر معیارهای اخلاقی و وجدانی در آن فرو بریزد، در آن جامعه روی خوش دیده نخواهد شد و توسعه و پیشرفت نخواهد داشت. چرا که ایده پیشرفت که در قرن ۱۷ و ۱۸ در اروپا مطرح شد چنین بود که می خواستند که بهشتی را روی زمین بسازند. آیا می توان بهشت ساخت بدون ایثار و فداکاری و با تضییع حقوق دیگران؟

 این پرسش هایی که پیش روی ماست. چرا که جامعه زمانی شکل می گیرد که بین همه افراد آن الفت قلوب وجود داشته باشد و رویای مشترکی را برای خود تالیف کرده باشند. در جامعه ما الفت از بین رفته است چرا که به جای خدمت به دیگران، دیگران را به خدمت خویش گرفته ایم. خلاصه در «الجار ثم الدار» دار و دیگری کسی است که شیوه زیست او یا جناح سیاسی او یا طبقه اجتماعی و … او تفاوت دارد و نباید به او به عنوان تهدید نگریست بلکه باید به عنوان فرصت امکان آنها را به حساب آورد. اولین چیز مورد نیاز برای توسعه، قلب سالم است.

Print Friendly

یک نظر بگذارید