هیچ مطلبی وجود ندارد...

نقش امام رضا (ع) در خلق بهترین ها

نویسنده: حجت الاسلام علی انصاری (پژوهشگر دینی)
ارسال شده در تاریخ ۴ شهریور ۱۳۹۴

یکی از پژوهشگران می نویسد : از یک شخصیت بودایی شرکت کننده در میزگردی که در رابطه با دین و آزادی برگزار شده بود، پرسیدم : بهترین دین کدام  است ؟ او کمی درنگ کرد و با لبخند پاسخ داد : « بهترین دین آن است که از شما آدم بهتری بسازد . » من شرمنده شدم . از او پرسیدم : آنچه انسان بهتری می سازد چیست ؟  او گفت : « هر چیز که شما را دل رحم تر ، فهمیده تر ، مستقل تر ، بی طرفتر ، با محبت تر ، انسان دوست تر ، بامسؤلیت تر ، و اخلاقی تر  می سازد. ۱
اگر فرض کنیم در یک خانواده شیعه مذهب ، به دنیا نیامده ایم و می خواهیم منصفانه ، و از پنجرۀ چشم دیگران  – به عنوان یک ناظرِ بیرون از حوزه مسلمانی –  برای شناسایی بهترین شخص و یا برترین دین ، به امام هشتم ع و آموزه های او ، نگاه کنیم ، باز ، می توانیم معتقدشویم که ، تعالیم اهل البیت (ع) ، بهترین تعالیم ، در اواخر سده دوم و اوائل قرن سوم از هجرت است زیرا این تعالیم ، بهترین انسان را ، مانند ، امام هشتم (ع) ، آفریده است  به دلیل اینکه ، از آن حضرت ، بجز ، رؤوف ترین شخص ، با محبت ترین انسان نسبت به همه ، چه موافق و چه مخالف ، داناترین و عالم ترین اهل زمان ، انسان دوست ترین ، مسؤولیت شناس و متعهد ، و جوانمردی که یک عمر با اخلاق زیست ، … چیز دیگری ، گزارش نشده است و در این صفات والا ، چنان بود که مأمون ، در پاسخ به اعتراض عباسیان ، مبنی بر از دست دادن قدرت با ولایتعهدی امام (ع) ، گفت : « من کاری نکرده ام ، بجز اینکه ، امارت را به محبوبترین فرد ، در پیش چشم دوست ودشمن ، داده ام » ۲  و اگر باز بخواهیم از پنجره چشم دیگران ، به نقش انسان سازی ِامام ، در دنیای معاصر نگاه کنیم ، می توانیم بگوییم که ، آموزه های اخلاقی و رفتاری امام رضا (ع)  نیز ، به شرط اراده و خواست انسان معاصر  ، توانائی آفرینش بهترین انسان را داراست و می تواند آدم های بهتری را بسازد زیرا آدمی ، به لحاظ وجودی ، مرتبط با بشر گذشته است و کلیات مربوط به او ، همان کلیات است و خصوصیات قومی و تاریخی ، به منزله متغیراتی است که ، نه در گذشته و نه در حال ، نقش چندانی ، در ثبوت یا نفی حدود کلی انسانی ، دارا نبوده اند. از میان شاخص های فوق الذکر ، دو خصلت « بی طرفی » و « اخلاقی تر » ، قابل تآمل و دقت است.
۱-  امام (ع) ، مستقل ترین و بی طرف ترین
یکی از مهمترین عوامل شناخت صحیح و فهم درست ،  بی طرف بودن و ندیدن سود و زیان شخصی و دنیوی ،  به هنگام تفکر و اندیشه ورزی است  سود پرستی ، همواره ، چشم انسان را به روی حقائق علمی ، بسته است . منظور از این حقائق علمی علوم ریاضی نیست بلکه مسائلی است که به کانون وجودی و فطری انسانها ، مرتبط است که گاهی با منافع ومضار بشری ، دچار اصطکاک شده ، و به تبع منافع و مضار بشری ، تفسیر های متفاوتی را از آنها  ، به دست داده است . ملاحظه پیش فرض های ذهنیِ ناشی از « سود و زیان دنیوی »،  در این سنخ از معارف – مانند موضوع خداوند ، دین ، اندیشه های کلامی ، سیاسی و اجتماعی و…. –  از مهمترین موانع شناخت درست است . کسی قدرت طلب باشد یا نباشد ، شهوت پرست باشد یا نباشد ، جویای جاه و تشنه مقام باشد و یا نباشد ،  در نوع نگرش او ، به حقائق فطری ، مؤثر است . در این سنخ از معارف گاه ، ملاحظات اخروی نیز ، سبب تنزل رتبه آدمی است . جمله علی بن ابی طالب (ع) ، در توصیف عبادت خویش ، « بل وجدته اهلا للعباده » ۳ ، ناظر به همین معناست .
در آیات قرآن ، نهج البلاغه امیر (ع ) و در نوشته ها و مکتوبات بشری ، از این موضوع – « ملاحظه  سود و زیان دنیوی » –  ، با عنوان « مانعیت گناه یا خطای اخلاقی انسان ، برای معرفت » ، یاد شده است .
« قرآن می فرماید: « اتقو الله و یعلمکم الله » ۴ « با تقوی و به دور از امیال نفسانی باشید تا خداوند به شما علم درست بیاموزد » . و نیز ، می فرماید : « فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلاه واتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا » ۵  « برخی ازفرزندان   ناصالح ، پس از ایشان،، نمازرا تباه و از شهوات ، پیروی کردند و همین ، سبب گمراهی آنان   شد » . علی ع می فرماید : «کم من عقل اسیر تحت هوی امیر » یعنی « چه بسیار عقل که اسیر در امارت هوای نفس است » ۶
سورن کرکگارد می گوید : عقل اگر بخواهد چیزی را بپذیرد میتواند از زرادخانه  عقل ، هزاران دلیل ، برای درستی آن ،  اقامه کند و اگر نخواهد چیزی را  بپذیرد ، باز به همان انداره دلیل ، میتواند از زرادخانه عقل خویش ، بر نادرستی آن ، بیاورد.» ۷
این گفته ها  و مانند اینها ، دلائلِ ضرورتِ بی طرفی انسان ، در مسأله شناخت و لزومِ مستقل بودن او درباب تعقل وکسب معرفت ، است . پس هرچه ، شناخت ، آزادانه تر از آلودگی ها و خالص تر از رنگها ، شکل گرفته باشد، بر عیارِ صواب و درستی آن ، افزوده شده است و این ، معنای بی طرفی ومستقل بودن فکر است .
یکی از مهمترین تلاش های امام رضا (ع)، نشان دادن راه درست ، مستقل وخالصانه اندیشیدن بود. فضایی که امام هشتم ع در آن زندگی می کرد ، هم دارای نشانه های مثبت و هم دارای علایم منفی بود .آغاز نهضت ترجمه ، نشانه مثبتی برای رشد و به پیش رفتن تفکراسلامی بود ولی ، دخالت سیاست در این امر ، علایم هشدار دهنده ای را ثبت می کرد و موجب نگرانی می شد و البته ، هنوز هم موجب نگرانی برخی است . صاحبان فکر و اندیشه ، با یکدیگر ، در حال جدال و درحال تنازع  ، بودند . ظاهر گرایی و عقل گرایی افراطی ، بر اندیشه بسیاری ، حاکم بود و به گفته « طه حسین مصری » ، منشاء بسیاری از تفکرات منحرفانه بود . نگاه خوشبینانه به جریانات فکری معاصر امام ، فرض نویسنده این مقاله است اما با این فرض نیز ، نمی توان نتیجه گرفت که همه آنچه اتفاق افتاده است و همه آن محصولات فکری متفاوت ، ناشی از تمایل خالص و تفکر ناب آدم های آن دوره ، برای کشف حقایق علمی بوده است و در یک بی طرفی ، استقلال و آزادگی فکری ، به منصه ظهور رسیده است .
یکی از کارهایی که توسط امام رضا (ع) در این فضا صورت پذیرفت ، ایجاد فضای علمی و تحقیقی مناسب ، جهت طرح نظرات و اندیشه ها ، به صورت بی طرفانه و مستقل ، و آموزش آن بود. برای تثبیت چنین امری ، نخست ، هر اندیشه ، ازسوی امام (ع)، به درستی ، اجازه مطرح شدن می یافت و سپس ، در موارد لازم ، مورد نقد و بررسی ، قرار می گرفت . بدیهی است رسیدن به چنین هدفی ، مستلزم ایجاد فضای مناسب علمی و به دور از غرض ورزی و سود جویی دنیوی ، در سایه آزادی بیان بود . و این مهم به درستی از سوی آن حضرت پی گیری می شد ایشان با ایجاد فضای مناسب ، برای بیان آزادانه اندیشه های مخالف ، تأثیر شگرفی در ارتقاء سطح علمی آنروز ، ایجاد کردند. بسیاری ولایتعهدی امام ع را، از زاویه سیاسی و الزام حکومتی ، جستجو کرده اند ولی کمتر کسی به این فکر کرده است که امام ع ، کنار همه آن موارد ، به ویژه با تاکید بر لقب « عالم آل محمد » ، از طریق حضور در عالیترین جایگاه سیاسی ،  درصدد ارائه راه و متد درست معرفت و همگانی کردن آن بوده است تا به وضع آشفته تفکرات سودمدارانه وجانب دارانه ، خاتمه دهد  و بنای تفکر درست و تعقل خالص ، مستقل و بی طرفانه را ، پی ریزی  کند ! و از انسانها ، عالمانی شایسته تر و فهیم تر بسازد! ضمن اینکه ، خود ، برترین ، در این بخش بود .
با این رویکرد به وجود آمده توسط امام هشتم (ع) ، صاحب هر عقیده ، مکلف به همسو سازی و منطبق کردن مدعای خویش ، با سایر اصول و مبانی پذیرفته شده توسط خود او بود و اگر چنین چیزی مشهود نبود ، نشانه آن تلقی می شد که ، آن ، خطای اخلاقی و فکری ، در تعقل و تفکر ، اتفاق افتاده است و همان نیز ، راه معرفت درست را ، بسته است . سیره علمی امام ، تجرید وبرهنه شدن از اندیشه خود و همسویی با صاحب هر عقیده ای بود ، همچنان که نیای او ابراهیم پیامبر ، چنین می کرد و سپس با استناد به مبانی صاحب عقیده و به مدد عقل کامل ودانش گسترده خویش ، بی هیچ جانبداری و غرض ورزی ، به نقد یرخی از آراء و اقوال ، می پرداخت و حقیقت را آفتابی و عیان می کرد .
حسن بن محمد نوفلی می گوید : « هنگامی که امام (ع) ، به مرو آمد مأمون ، همه صاحبان اندیشه را ، مانند جاثلیق ، رأس جالوت ، سران صابئان، هرمز بزرگ ، اصحاب زردشت ، نسطاس رومی ، ومتکلمان را ، برای مناظره با امام (ع) گرد آورد. ما کنار امام بودیم که یاسر خادم وارد شد و گفت : مولای من ! مأمون ، بزرگان اندیشه را برای گفتگوی علمی با شما جمع کرده است و از شما تقاضای حضور در این اجتماع را دارد . امام (ع) ، آمادگی خود را، اعلام کردند و زمانی که برمی خاست به من رو کرد وگفت : به نظر تو هدف مأمون از این کار چیست ؟ گفتم : یابن رسول الله ! به گمانم ، او در صدد فهم میزان دانش شماست . امام گفت : آیا نگران هستی ؟ گفتم آری ! و شمارا از حضوردر این نشست ، بر حذر می دارم . امام (ع) فرمودند : ای نوفلی ! آیا میخواهی بدانی ، چه وقت مأمون از کار خویش ، پشیمان می شود ؟ گفتم : آری یابن رسول الله ! . امام فرمودند : وقتی او پشیمان می شود که ببیند ، با اهل تورات با تورات آنان ، باپیروان انجیل به انجیل ، با زبوریان به وسیله زبور ، با صابئان به کتاب ایشان ، با فارس زبان به اصول ادب پارسی ، با رومیان به قواعد اهل روم و با اهل هر نحله و ملتی ، بنا به مبانی خود آنان ، سخن خواهم گفت. در این هنگام است که ، مأمون از کرده خویش، نادم می شود و می فهمد که ، جایگاه خلافت اسلامی ، متعلق به او نیست » ۸
از این رهگذر، دین پدران وی بهترین دین و خود آن حضرت، بهترین شخص و پسندیده ترین انسان است زیرا ، هم خود فهیم و داناترین شخص است و هم  قدرت ساختن انسانهای بهتر ، فهیم تر و دانا تر را ، داراست از آن رو که ، راه دستیابی به تفکر تجریدی و تعقل مستقل و بی طرفانه را ، به یادگار گذاشته است  .
۲- امام (ع) بامحبت ترین ، اخلاقی ترین ، انسان دوست ترین ، متعهد و مسؤلیت شناس
چهار واژه و کلمه ای که برای نشان دادن دین برتر و شخص والاتر ، امروزه ، دارای کاربرد است چهار واژه و کلمه ای که ، برتری مقام والای پدران امام و تعالیم آنان ، از طریق آن ، قابل شناخت است. مجموعه تعالیمی که ، از امام ، شخصیتی با مسؤلیت در حد اعلای مسؤلیت ، با محبت در حد اعلای محبت و اخلاقی در بالاترین رتبه اخلاقی ، ساخته است . لازم به یاد آوری نیست که ، توجه به امام هشتم (ع) وسرلوحه زندگی قرار دادن ایشان ، نیز، دارا ی قابلیت ساختن انسانهایی با ویژگی های فوق الذکر در جهان معاصر ، ا ست.
بزنطی درباره‏ی لقب حضرت می‏گوید: « به امام محمد تقی علیه‏السلام عرض کردم: گروهی از مخالفانتان چنان می‏پندارند مأمون پدر بزرگوارتان را همزمان با پذیرش ولایت عهدی، رضا لقب داد. حضرت فرمود: به خدا سوگند، دروغ می‏گویند. حق تعالی او را رضا نامید؛ چون خدا در آسمان و رسول خدا و امامان معصوم علیهم‏السلام در زمین وی را پسندیدند.
پرسیدم: پس چرا وی رضا نامیده شد؟
فرمود: چون، افزون بر دوستان، مخالفان نیز او را پسندیدند و از وی خشنود بودند. اتفاق دوست و دشمن در رضایت ، به وی اختصاص دارد» ۹
آنچه امام را مورد پسند خاصه و عامه قرار داده است چیزی بجز، مسؤلیت پذیری ، با محبت بودن نسبت به همگان ، و اخلاقی زیستن آن حضرت نیست ضمن تآکید بر این نکته که عزت بخشی از آنِ خداوند است و طریق کسب آن در عالم اسباب و مسببات ، از رهگذر راهی است که امام (ع) پیموده و تجربه کرده است .
یسع بن حمزه می‏گوید: « در مجلس امام رضا علیه‏السلام مشغول گفت و گو بودیم که مردی بلند قامت داخل شد و گفت: سلام بر تو ای فرزند پیامبر خدا، من مردی از دوستان شما، پدران و نیاکان شماهستم. اکنون از زیارت خانه‏ی خدا باز گشته‏ام و چیزی که بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به دیارم فرست؛ من دارای نعمت و دولتم و درخور صدقه نیستم، آنچه مرحمت فرمایی، از سوی شما صدقه خواهم داد.
امام از او خواست بنشیند. بعد از پایان جلسه، از وی اجازه گرفت و به خانه رفت. لحظاتی بعد، در را بست؛ دستش را از بالای در بیرون آورد و پرسید: آن مرد خراسانی کجاست؟! مرد پاسخ داد: این جایم.
فرمود: این دویست دینار را بگیر، با آن هزینه‏ی سفرت را تأمین کن؛ به این‏ها تبرک بجوی، از سوی من صدقه مده و بیرون شو. یکی از یاران حضرت پرسید: فدایت شوم به او مهربانی کردی و چهره پنهان ساختی؟! فرمود: چون نیازش را برآوردم، نخواستم خواریِ خواهش را در چهره‏اش ببینم. آیا این حدیث پیامبر را نشنیده‏ای که فرمود: کار نیکی که پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است و افشا کننده‏ی کار بد خوار و پنهان کننده‏ی آن آمرزیده است» ۱۰
« در عیون الاخبار به نقل از بزنطى آمده که گفته است: نامه امام رضا (ع) به فرزندش امام جواد (ع) را خواندم که در آن آمده بود: فرزندم شنیده‏ام که غلامانت وقتى قصد بیرون رفتن (از خانه) کنى ترا از درب کوچک خانه بیرون مى‏برند و این از بخیلى و لئامت آنهاست که نمى‏خواهند خیر تو به کسى برسد حال به حقى که بر تو دارم از تو مى‏خواهم که جز از درب بزرگ وارد و خارج نشوى و اگر قصد بیرون کردى حتما طلا و نقره با خود همراه داشته باش و هر کس دست نیاز به سویت دراز کرد حاجتش برآورده کن و هر کدام از عموهایت اگر چیزى از تو خواست کمتر از پنجاه دینار به او مده و بیشتر از آن را خود دانى و از عمه‏هایت هر کدام چیزى از تو خواست کمتر از بیست و پنج دینار به او مده و بیشتر از آن را خود دانى؛ من مى‏خواهم که خداوند ترا مقرب خویش گرداند؛ پس انفاق کن و از خداى، بیم فقر و نیاز، نداشته باش.» ۱۱
چکیده اخلاق برتر امام (ع)را ، در گزارش ِابراهیم بن عباس صولی، از کاتبان دربار عباسیان، میتوان به دست آورد . او می نویسد :
«هرگز ندیدم در سخن گفتن با کسی درشتی کند.
هرگز ندیدم سخن کسی را پیش از آن که تمام شود، قطع کند.
هرگز درخواست کسی را که قادر به انجام دادنش بود، رد نکرد.
در برابر هم‏نشین، پاهایش را دراز نمی‏کرد.
در برابر هم‏نشین تکیه نمی‏داد.
ندیدم به بردگان بد بگوید.
هنگام غذا ،  همگان حتی غلامان و نکهبانان اصطبل را کنار سفره می نشاند وتا آنان حاضر نمی شدند دست به غذا نمی برد
هر که ادعا کند در فضیلت مانند او دیده، باور نکنید.» ۱۲

پانوشت ها:

ــــــــــــــــــــــــــ

۱- ن ،ک، ذیل نام نویسنده برزیلی لئوناردوناف
۲- الحیاۀ السیاسیه للامام الرضا ، مرتضی عاملی ، دلایل مآمون
۳-شرح ابن ابی الحدید ، ج ۱۰ ، ص۱۵۷
۴-  بقره ، ۲۸۲
۵- مریم ، ۵۹
۶- نهج البلاغه صبحی صالح ، ص ۵۰۶
۷-  مقاله ملکیان ، ۸ تیر ماه سال ۹۰
۸ –  اثبات الهداه ، حر عاملی ، ص ، ۳۱۵
۹- اصول کافی، ج۱، ص۳۱۵
۱۰- همان ص۳۵۵
۱۱-  زندگانى دوازده امام علیهم السلام ، ج‏۲ ص : ۳۶۳
۱۲- مجموعه آثار نخستین کنگره جهانی امام رضا علیه‏السلام ، ص۶۱۶٫

Print Friendly

یک نظر بگذارید