هیچ مطلبی وجود ندارد...

نقش عدالت اجتماعی در ایجاد نشاط اجتماعی از منظر امام صادق (ع)

نویسنده: مهدیه برزگری (پژوهشگر مجموعه فرهنگی امام صادق (ع) میبد)
ارسال شده در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۹

چکیده

نشاط و شادابی یکی از ضروری ترین خواسته های فطری و نیازهای روانی انسان ها به شمار می رود و نقش عمده ای در تعالی روانی و اجتماعی افراد جامعه ایفا می کند. به همین جهت جوامع بشری همواره در جستجوی یافتن شیوه های گسترش نشاط و شادابی در سطح جامعه هستند و این امر را می‌توان در همه جوامع سنتی، مدرن و فرامدرن مشاهده کرد. آموزه های گهربار دین اسلام نیز به موضوع نشاط افراد جامعه، اهمیت ویژه ای داده است. در این مقاله با تکیه بر احادیث امام صادق (ع)، به بررسی این مسئله پرداخته خواهد شد که عدالت نقش مهمی در ایجاد و گسترش نشاط در جامعه دارد؛ اینکه از یک سواجرای عدالت به عنوان اصلی ترین نیاز فطری در انسان، نشاط آور است و از سویی دیگر با اجرای عدالت در جامعه، زمینه ها و لوازم گسترش نشاط در جامعه-از جمله تأمین امکانات رفاهی، کاهش آسیب های اجتماعی-فراهم می شود و در بیان کلی نشاط اجتماعی، ثمره ی اجرای عدالت در جامعه است و نبود نشاط و شادابی در جامعه نشان از بی عدالتی در جامعه است.
کلید واژگان: عدالت اجتماعی، نشاط اجتماعی، امام صادق (ع)

تعریف نشاط

نشاط وضعیت روانی مثبتی است که توأم با خـشنودی و رضـایتمنـدی است. به عبارتی دیگر، نشاط را میتـوان رضـایتمنـدی اجتمـاعی، روانـی و جـسمانی، یـا رضایتمندی از جریان زندگی تعریف کرد. (لو، به نقل از ربانی و همکـاران، ۲۰۰۱، ص. ۵۲ )
واژه ی نشاط در لغت فارسی به معانی سرزندگی، زنده دلی، خوشدلی، سبکی و چالاکی یافتن برای اجرای امور، خوشی، شادمانی، خرّمی، سرور، شادی، طرب، خرسندی مقابل کسل آمده است. (معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج.۴، ص. ۴۷۲۹) و در لغت عرب چنین بیان شده است: نشاط در مقابل کسالت و تنبلی است که به معنای رغبت و میل به کار داشتن و کاری را با طیب نفس و رغبت انجام دادن و با چالاکی به کار پرداختن، می باشد. (ابن منظور؛ لسان العرب؛ ج۷، ص. ۴۱۳)

تعریف عدالت

عدالت در لغت به معنای داد کردن، دادگر بودن، انصاف داشتن، دادگری و عدالت اجتماعی عدالتی است که همه افراد جامعه از آن برخوردار باشند. . (معین، محمد، همان، ج. ۲، ص. ۲۲۷۹ )
در تفسیر نمونه ذیل آیه ۹۰ نحل آمده : عدل به معنای واقعی کلمه آن است که هر چیزی در جای خود باشد؛ یعنی دادن حق هر صاحب حق. (مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ص. ۳۶۶)

تفاوت نشاط با شادی

با اینکه شادی و نشاط با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی داشته و یکی از عوامل نشاط را نیز می توان شادی دانست و عموماً این دو واژه را به یک مفهوم می گیرند، اما میان این دو حالت روانی انسان، تفاوت وجود داشته که کمتر به آن توجه می شود. تفاوت این دو واژه در این است که شادی معادل عربی آن فرح و سرور به معنای خوشحالی و خوشنودی بوده و نمود آن بیشتر با خنده و تبسم است؛ اما نشاط و شادابی به معنای سرحال بودن و سرزندگی و میل و رغبت به کار داشتن است که نمود آن در فعالیت و تکاپو آشکار می گردد.
از این رو می توان گفت که گاهی نشاط و شادی هر دو با هم جمع اند و آن زمانی است که فرد هم شاد است و هم سرحال و بانشاط، و زمانی از هم جدا هستند یعنی گاهی فردی بانشاط و سرحال است ولی شاد نیست، او کارهای خود را با میل و رغبت انجام می دهد ولی خندان نیست؛ مانند پیامبران که از گمراهیِ دیگران ناراحتند و با نشاط به ارشاد آنان می پردازند و چون به وظیفه ی خویش عمل کرده اند، لذت می برند. و از آن طرف گاهی شخصی شاد و خندان است ولی نشاط لازم را برای انجام امور خود ندارد، مانند فرد افسرده ای که بر اثر عوامل خارجی برای چند لحظه خندان است. (مقاله نشاط در پرتو نظارت الهی، سایت حوزه، شماره ۴۰) امام صادق (ع) می فرماید: یکی از لشکریان عقل نشاط، ضد آن-یکی از لشکریان جهل-کسالت است و شادی ضد آن اندوه است. (کلینی؛ ابوجعفر محمد بن یعقوب، اصول کافی؛ ج. ۱، ص. ۲۰) در این روایت شادی و نشاط را جدای از یکدیگر ذکر کرده و هر یک را از لشکریان عقل به حساب آورده است.

اهمیت و ضرورت نشاط در زندگی

یکی از نیازهای اساسی و فطری انسان، بانشاط زیستن است که در پرتوی آن، با رسیدن به تعادل روحی، خود و جامعه اش را به سلامت و پویایی رهنمون می شود. بزرگان علم و عمل و نیز کسانی که توانستند امور خود را به مقصد برسانند و به کمالات انسانی نایل گردند، همه ی موفقیت های خود را-پس از توفیق الهی- مرهون روحیه ی شادابی می دانند، این روحیه باعث شد آنان بتوانند آنچه در توان دارند به کار گیرند و به فعالیت و تکاپو بپردازند و به آنچه وظیفه ی خویش تشخیص دادند عمل کنند و هیچ گاه خستگی، تنبلی و تن پروری را درون خود راه ندهند.
از آنجا که نشاط بخشی از سرشت انسان است دین مبین اسلام نیز به این نیاز انسانی اهمیت ویژه ای داده است. و در آموزه های دینی راه های رسیدن به نشاط و شادابی و کسب این روحیه ی عالی و عوامل از بین رفتن نشاط در انسان ذکرشده است؛ امام حسن عسکری (ع) می فرمایند: دل چون در نشاط است (معرفت) را به آن واسپارید، و چون در گریز است آن را واگذارید.(مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۳۷۹)
امام علی (ع) می فرماید: « به عمل [خود] ادامه بده چه درحال نشاط و چه در حال سستی و کاهلی»( مجلسی، همان ، ج۷۷، ص۲۳۸٫) . پیامبر اکرم(ص) نشانه های ریاکار را چنین برمی شمارد: «ریا کننده سه علامت دارد: وقتی تنهاست تنبل و بی حال است، وقتی کسی نزد اوست با نشاط و سرحال است و دوست دارد در تمام کارها مورد ستایش قرار گیرد.»( مجلسی، همان، ج. ۷۲، ص. ۲۸۸) امام صادق(ع) فرمود: «دشمن عمل سستی و تنبلی است.» و امام باقر(ع) فرمود: «من از فردی که نسبت به امر دنیایش بی حال و تنبل باشد، نفرت دارم؛ که هر کس نسبت به کارهایِ دنیایش بی حال باشد نسبت به امر آخرتش بی حال تر و سست تر است.» ( کلینی، همان، ج۵، ص۸۵ )

نقش عدالت در ایجاد نشاط اجتماعی

 _جامعه‌ای که می‌خواهد توسعه و پیشرفت پیدا کند و به آرمان‏های انسانی خود برسد، لازمه آن داشتن شهروندانی با نشاط و شاداب است و زمانی می‏توان به کمال نشاط اجتماعی رسید که تمامی آحاد مردم با نشاط و شاداب باشند. برای ارتقای نشاط اجتماعی، باید فضای امیدوارکننده‌ای در جامعه وجود داشته باشد و عدالت یکی از ابزارهای مهم برای ایجاد چنین فضایی است؛ زندگی در فضایی که بوی خوش عدالت در آن استشمام شود نشاط آور و مسرت برانگیز است. (امام صادق (ع) : عدل شیرین تر از عسل و نرم تر از کره و خوشبوتر از مشک است: حکیمی، محمد رضا، الحیاه، ج. ۶، ص. ۵۰۲)
– برآوردن خواسته های فطری بشر و ارضای نیازهای ذاتی وی نشاط آور و روحیه بخش است. در کلام امام صادق (ع) رسیدن انسان ها به حقوق حقه ی خود، از جمله مولفه های اساسی زندگی بشر و از مهمترین نیازهای ثابت وی است که لازم است بدان پاسخ مثبت داده شود. امام صادق (ع) می فرماید: سه چیز است که همه مردم به آن نیاز دارند: امنیت، عدالت و فراونی (همان، ص. ۶۲۱)
– لازمه نشاط و شادابی افراد جامعه برخورداری از زیست و زندگی خوب و مورد دلخواه است. به دیگر سخن، نشاط ثمره و میوه زندگی خوب است برای همین، بهره مندی از یک زندگی خوب، آرمان تقریبا تمامی انسان ها است. تلاش و تقلایی که از دیرباز در جستجوی زندگی خوب بوده و هست، انبوه بررسی ها و ایده ها و راهکارها در این زمینه و در عین حال مسائل و مشکلات بسیاری که در ارتباط با برخوردار نبودن از زندگی خوب، دامنگیر انسان ها می شود را می توان شاهدی بر اهمیت این موضوع بر شمرد. (حقیر ابراهیم آبادی، فاطمه، زندگی خوب از نگاه امیرالمؤمنین (ع)، سایت ششم) امام صادق (ع) در کلامی گهربار عدالت را به زندگی تشبیه کرده اند؛ اینکه زندگی یعنی عدالت و جور و ستم یعنی مرگ همه ی لذت های زندگی و عامل از بین برنده ی نشاط و سرزندگی و حرکت انسان ها. محمد حلبی می گوید: از امام صادق درباره این آیه از کلام خدای بزرگ پرسیدم: «اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها» فرمود: عدل و داد است پس از جور و ستم. (حکیمی، محمدرضا، الحیات، ج. ۶ ص. ۴۹۴) و در کلامی دیگر عدالت را شرط زندگی خوب دانسته اند. «اگر مردمان حقوقی که باید بدهند بپردازند، همه زندگی خوبی خواهند داشت.» (همان، ج. ۴، ص. ۴۶۸) با این دو حدیث در می یابیم که زندگی خوبِ نشاط آور، ثمره عدالت است.
– افزایش رفاه اجتماعی و امکان دستیابی همگانی افراد جامعه از امکانات عمومی، نشاط اجتماعی را افزایش می‌دهد، به طوری که هرچه رفاه یک جامعه بیشتر باشد نشاط آن بیشتر است. این حق عمومی برخورداری در گروی اجرای عدالت است؛ تحقق عدالت اجتماعی باعث می شود که همه ی افراد جامعه از سرمایه های اجتماعی و اقتصادی برخوردار گردند و از تحمیل کردن تمام مشقت ها بر یک عده و اختصاص تمام وسایل رفاه و آسایش برای عده ی دیگر، جلوگیری گردد. تعادل و برابری بین همه شهروندان و افراد ساکن در یک جامعه، در مقام استفاده از امکانات موجود در جامعه، منابع ثروت، درآمدهای اقتصادی و مزایا و لوازم زندگی، به وجود بیاید. به عبارت دیگر، وضعیتی در اجتماع حاکم شود که همه ی افراد بتوانند از لوازم و اسباب آسایش و رفاه برخوردار باشند و قوانین حقوقی و جزایی به صورت یکسان و بدون تبعیض درباره آنها اجرا شود و بدین صورت نشاط اجتماعی حفظ خواهد شد. امام صادق (ع) «اگر درمیان مردمان به عدالت رفتار شود همه بی نیاز می گردند.» (حکیمی، محمدرضا، مقاله تعریف عدالت از زبان امام صادق، سایت ششم)
– از سوی دیگر با بررسی علل و عوامل تنش ها و بحران های اجتماعی به وضوح در می یابیم که نبود عدالت اجتماعی و وجود ظلم و بی عدالتی در جامعه یکی از دلایل اصلی پیدایش این بحران ها است، بحران هایی که جامعه را به سمت و سوی انواع خشونت ها، افسردگی ها و آسیب های اجتماعی پیش می برد؛ فاصله های طبقاتی، تبعیض های اجتماعی، فقر و نبود امکانات رفاهی عواملی هستند که باعث از بین رفتن روحیه نشاط و سرزندگی در بین افراد جامعه می شود. و روحیه ی حرکت و تکاپو را از افراد می گیرد؛ امام صادق (ع) می‌فرمایند : «سه چیز است که هر کس به یکی از آنها مبتلا شود آرزوی مرگ می کند: فقر پیوسته..» (حکیمی، محمدرضا، الحیاه، ج. ۴، ص. ۳۸۴) توزیع نابرابر منابع ثروت و در پی آن بخش مهمی از درآمدهای که از منابع ثروت بدست می آید؛ سبب تمرکز درآمد و ثروت جامعه در دست یک گروه خاص می شود و این شکاف طبقاتی و بی عدالتی را در جامعه به وجود می آورد.بر این اساس اجرای عدالت از سوی دولت ها، سبب آرامش روحی جامعه شده و از ایجاد تشنج می کاهد و این آرامش روحی، سبب ازدیاد فعالیت ها و پویایی و نشاط جامعه می شود. و چه نعمتی بالاتر از داشتن نشاط و شادابی در جامعه تا آنجا که امام صادق (ع) بی نیازی را- که ثمره عدالت و از اسباب نشاط است- از خدا طلب می کنند. امام صادق (ع): «خدایا با توانمندی مالی همه ی نازسایی ها و زشتی ها را بپوشان» (حسینی، سید هادی، فقر و توسعه در منابع دینی، ص. ۲۰)

منابع

ابن بابویه، محمد بن على، الخصال، ترجمه احمد فهری زنجانی، ۲ج.، چاپ اول، تهران: علمیه اسلامیه، بی تا.
ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ترجمه محمدباقر کمره ای، تهران: اسلامیه، ۱۳۴۲.
ابن منظور؛ محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دار بیروت، ۱۳۷۵.
حسینی، سید هادی، فقر و توسعه در منابع دینی،قم: موسسه بوستان کتاب قم، چاپ اول ۱۳۸۱.
حقیر ابراهیم آبادی، فاطمه، زندگی خوب از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، سایت ششم.
حکیمی، محمدرضا، حکیمی، محمد، حکیمی، علی، الحیات: دایره المعارفی اسلامی…، چاپ دوم، قم: دلیل ما، ۱۳۹۵.
حکیمی، محمدرضا، مقاله تعریف عدالت از زبان امام صادق، سایت ششم.
ربانی، رسول؛ ربانی، علی؛ عابدی، محمدرضا و گنجی، محمد، فرهنگ و شادی: رویکردی نظری و تجربی در زندگی روزمره سرپرستان خانوار در شهر اصفهان، فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطـات، ۴۱-۷۸، ص. ۳، ش. ۸، ۱۳۸۶٫
کلینی، ابوجعفر محمد بن یعقوب ؛ تصحیح علی اکبر غفاری؛اصول کافی، تهران: دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق.
مطهری، مرتضی، انسان و ایمان، قم: ‌دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۲٫
معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، تهران: مؤسسه امیرکبیر، ۱۳۶۲٫
مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتاب الاسلامیه.
نشاط در پرتو نظارت الهی، مجله معارف، آبان ۱۳۸۵، شماره ۴۰٫ (برگرفته از سایت حوزه)
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ۱۱۰ جلد.

Print Friendly

یک نظر بگذارید