هیچ مطلبی وجود ندارد...

تصویر حضرت فاطمه(س) در هشت کتاب تاریخ تحلیلی اسلام

نویسنده: جواد اسلامی حسن آبادی(پژوهشگر مجموعه فرهنگی امام صادق(ع) میبد)
ارسال شده در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۹۷

چکیده

فاطمه زهرا علیها سلام، بزرگ بانوی اسلام و یگانه یادگار رسول خدا است که تمام مسلمانان به جایگاه و به بزرگواری و

IMG_20190207_105955_142کرامت و فضل بی نظیر او اذعان دارند. ایشان تنها زنی بود که در واقعه مباهله حضور داشت و یکی از اصحاب کساء و مخاطب آیه “ انّما یرید الله لیذهب عنکم اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا” (احزاب/۳۳) بود. چنان که آیات سوره دهر ، کوثر و … درباره آن بزرگوار است. فاطمه(س) از جانب پیامبر خدا به “ سیّده نساءالعالمین” و “ امّ ابیها” لقب گرفت.

جایگاه و مقام هیچ زنی در تاریخ اسلام به مقام حضرت زهرا(س) نمی رسد، چه از لحاظ فضائل و محسّنات و شخصیت ممتاز اخلاقی و الهی ایشان، چه از لحاظ موقعیتی که آن حضرت در بیت نبوت و خانواده ی امامت داشته و چه از لحاظ حضور و نقش آن حضرت در صحنه های پر اهمیت و سرنوشت ساز تاریخ اسلام و نیز از این جهت که ارزش و جایگاه زنان در سیره معصومین،بسیار قابل توجه و با اهمیت و درس آموز است و اینکه تاریخ اسلام و تحلیل تاریخ اسلام بدون حضور نقش و جایگاه برجسته و ماندگار حضرت زهرا(س) را نمی توان کامل و درست دانست. نگارنده در این مقاله، جایگاه و حضور آن حضرت را در هشت کتاب تاریخ تحلیلی اسلام که نوشته ی آقایان سید جعفر شهیدی، غلامحسین زرگری نژاد،جواد سلیمانی، علی اکبر حسنی، محمد نصیری، محمد ابراهیم ورکیانی،سید محمود طباطبایی اردکانی و نویسنده و مورّخ اهل سنّت مصری عبدالفتاح عبدالمقصود می باشد بررسی کرده است.

کلیدواژگان: حضرت فاطمه زهرا(س)، تاریخ تحلیلی اسلام، سید جعفر شهیدی ،غلامحسین زرگری نژاد، عبدالفتاح عبدالمقصود، جواد سلیمانی، علی اکبر حسنی، محمد نصیری، محمود طباطبایی اردکانی، محمد ابراهیم ورکیانی، علّامه امینی

مقدمه

آیا در تاریخ اسلام و در کتاب های تاریخ تحلیلی اسلام، به اندازه کافی و آنگونه که شایسته است به شخصیت و تحلیل تاریخ حضرت فاطمه(س) پرداخته شده است؟ « حضرت زهرا(س)، بانوی بزرگ اسلام، چهره ی درخشان زن مسلمان، فروغ تابان معرفت و نمونه ی روشن پرهیزگاری و خداپرستی است. این درخشندگی به ساعتی مخصوص و به روزی معیّن اختصاص ندارد. از آن روز که وظیفه ی خود را تعهّد کرد تا امروز و برای همیشه چون گوهری بر تارک معرفت و تربیت اسلامی می درخشد. پرورش زهرا(س) در کنار پدرش رسول خدا و در خانه ی نبوّت بود، آنجا که فرودآمدنگاه فرشتگان، و مرکز نزول وحی و آیه های قرآن است. آنجا که نخستین گروه از مسلمانان به یکتایی خداوند ایمان آوردند، و بر ایمان خویش استوار ماندند. آنانکه پروردگار دلهایشان را آزمود، و در قرآن کریم مدح فرمود. تربیت دینی را هم از آموزگاری چون محمد(ص) فرا گرفت، پیغمبری که معلّم انسان های جهان است. و تا جهان باقی است مشعل دین و دانش بنام او فروزان.
سراسر زندگانی حضرت زهرا(س) نمونه است، چون خود او نمونه است، چون همسر او، پدر او و فرزندان او نمونه اند. نمونه ی مسلمان هایی آراسته به فضیلت و خوی انسانی. انسان هایی که از میان مردم، بر می خیزند، با مردم زندگی می کنند، چون دیگر مردم راه می روند، می خورند، می پوشند، اما از آن سوی این غریزه ها سرشتی دارند برتر از فرشته، سرشتی پیوسته به خدا. انسان هایی که درد دیگران را دارند، یا درد مردم را می دانند و می کوشند تا با رفتار و کردار خود درمان بخش آنان باشند و اگر نتوانند در تحمّل رنج و دشواری با ایشان شریک شوند. وگاه درد می کشند تا دیگران درمان یابند. چنین کسانی طبیبان الهی و شاگردان حقّند.»(گزیده ای از ص۳۳ تا ۶۸ کتاب زندگانی حضرت فاطمه زهرا (س)، شهیدی )
« امّت اسلام اتّفاق نظر دارند بر اینکه در این امّت بسان امت های گذشته، مردمی هستند که “ محدّث” می باشند و بنابر آنچه که در احادیث شیعه و اهل سنّت آمده است، پیامبر اسلام به این امر خبر داده اند. “ محدّث” کسی است که ملائکه با او سخن می گویند، بدون آنکه نبیّ باشد و یا صورت فرشته را ببیند. یا کسی است که ازمبدأ اعلی به صورت الهام و مکاشفه، در ظرف وجودی او ریخته می شود یا حقائقی که بر دیگران پوشیده است به قلب او وارد می شود. امیرالمؤمنین و فرزندانش از امامان معصوم(ع) علمای محدّث هستند هرچند پیامبر نبوده اند و این ویژگی از ویژگی های مخصوص منصب امامت نبوده و منحصر به ایشان نمی باشد، بلکه حضرت صدّیقه طاهره- کریمه پیامبر اعظم(ع)- نیز محدّثه بوده است.»(ص۴۲۶ و ص۴۲۹گزیده الغدیر)
نگارنده این مقاله با توجه به جایگاه برجسته حضرت زهرا(س)، سعی داشته تا پس از بررسی هشت کتاب تاریخ تحلیلی اسلام که نویسندگان معاصر نوشته اند و نگارنده، آن ها را یافته، حضور حضرت زهرا(س) درکتاب های ایشان را بررسی کند و اینکه در این کتاب ها که نوشته اند چند مورد و به چه مناسبت هایی به آن حضرت، پرداخته اند:

فاطمه زهرا(س) در کتاب تاریخ تحلیلی اسلام از بعثت تا غیبت ،غلامحسین زرگری نژاد

دکتر غلامحسین زرگری نژاد(متولد۱۳۲۹ ش) تاریخ نگار، پژوهشگر و استاد دانشگاه تهران است. ایشان صاحب تالیفات متعددی در موضوع تاریخ اسلام و تاریخ معاصر است که از جمله کتاب ها ی ایشان درباره تاریخ اسلام و امام حسین (ع) است : تاریخ صدر اسلام (عصر نبوت) ، تاملاتی در علم تاریخ و تاریخنگاری اسلامی؛ نهضت امام حسین(ع) و قیام کربلا، عاشورا، ؛ تاریخ تحلیلی اسلام از بعثت تا غیبت، . (پایگاه اینترنتی ویکی پدیا ،همشهری آنلاین وآفتاب)
دکتر زرگری نژاد در کتاب خود طبق فهرست اعلام و متن کتاب، فقط سه مورد از حضرت زهرا(س) نام برده است که دو مورد آن در صفحه های ۶۷ و ۶۸ ذیل عنوان بیماری و سفر پیامبر (ص) به سوی رفیق اعلا است :
« در آخرین ساعات حیات پیامبر و در حالی که ضعف تمام وجود رسول خدا را در بر گرفته بود ،فاطمه(س) نگران از وخامت حال پدر به زمزمه آرام شعر ابوطالب در ستایش محمد(ص) پرداخت: “سپید رویی که با آبروی او باران طلب می شود و او فریاد رس یتیمان و بیوه زنان است.” صدای فاطمه ،خاطره شعر ابوطالب ،چشمان پیامبر را به حرکت در آورد. ضعف همچنان تمام بدن او را در بر گرفته بود. با این حال لازم بود تا زبان او باز هم در تعلیم به حرکت در آید و از آنچه گفتنش ضروری است غفلت نورزد. پیامبر به دشواری این سخنان را به دختر خویش آموخت : دخترم به جای شعر عمویم این آیه الهی را بخوان: محمد(ص) هیچ نیست جز رسولی که پیش از او نیز پیامبرانی بوده اند. پس اگر بمیرد یا کشته شود به گذشتگان خویش باز می گردید؟!»
و همچنین در صفحه ۷۳:
« یک روز پس از بیعت سقیفه ، صحابه ثلاثه بر آن شدند تا با فرا خواندن مسلمانان به مسجد پیامبر، بیعت چند نفره روز گذشته را به بیعت عام تبدیل کنند. این اقدام انجام شد. اما باز هم علی(ع) که به مسجد کشانده شده بود از بیعت امتناع کرد و خلافت را حق انکار ناپذیر خود شمرد. به دنبال مقاومت علی(ع) ، فاطمه دختر پیامبر نیز در دفاع از حق علی(ع)بپا خاست، اما تمام کوشش های وی نیز بی پاسخ ماند.» (در زیرنویس به سخنان حضرت فاطمه در مسجد رسول خدا و حضور مسمانان به منبع ابن ابی الحدید ،شرح نهج البلاغه ،جلد۱۵ ،ص۲۱۲ ارجاع داده است.
به نظر می رسد که دکتر زرگری نژاد، با همه خدمات و تلاشی که در زمینه تاریخ اسلام و تحلیل تاریخ اسلام کرده است و دو کتاب ایشان به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران( تاریخ صدر اسلام (عصر نبوت) کتاب برگزیده سال۱۳۷۹ و کتاب نهضت امام حسین(ع) و قیام کربلا،کتاب برگزیده سال ۱۳۸۳) شناخته شده است متأسفانه آنگونه که شایسته است و به فراخور جایگاه ممتاز و برجسته شخصیت حضرت زهرا(س) در کتاب خود به ایشان نپرداخته است.

فاطمه زهرا(س) در کتاب تاریخ تحلیلی اسلام، دکتر سید جعفر شهیدی

دکتر سید جعفر شهیدی (۱۲۹۷ ش – ۱۳۸۶ش) دکترای رشته ادبیات فارسی و درجه اجتهاد حوزوی است. ایشان تاریخ نگار ،مترجم ،پژوهشگر برجسته زبان و ادبیات فارسی ، فقه و تاریخ اسلامی و در زمینه های ادبیات عرب و فارسی، استادی بنام بود. ایشان آثار برجسته ای درباره تاریخ اسلام و در ترجمه متون دینی دارد. در سال ۱۳۶۹ه-ش برای ترجمه نهج البلاغه و در سال ۱۳۸۵ برای نگارش کتاب تاریخ تحلیلی اسلام ،برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد. و در سال ۱۳۷۴ نیز موفق به دریافت نشان درجه یک علمی از ریاست جمهور شد.
دکتر شهیدی در کتاب تاریخ تحلیلی تنها در سه مورد به حضرت زهرا (س) اشاره کرده است. در صفحه ۶۴ : « علی (ع) سه روز پس از هجرت پیامبر (ص) در مکه ماند. امانت هایی را که از مردم نزد رسول خدا بود به صاحبان آن برگرداند ، سپس با حرم رسول خدا که فاطمه (س) جزو آنان بود روانه مدینه گردید.»
و در صفحه ۱۱۷ : « جز سعد بن عباده ، علی(ع) و بنی هاشم و چند تن دیگر از صحابه نیز تا مدتی از بیعت با ابوبکر سر باز زدندند. بعضی مورخان نوشته اند علی(ع) در مدت شش ماه که فاطمه(س) پس از محمد(ص) زنده بود با ابوبکر بیعت نکرد. ولی این اظهار نظر دور می نماید، چه اولاً رحلت دختر پیغمبر در مدتی کوتاه تر از شش ماه رخ داده است ،دیگر اینکه خیرخواهی علی (ع) برای امت و بیمی که از تفرقه مسلمانان داشت مانع از تأخیر می گردید.»
و نیز در صفحه ۱۶۵: « روزی که علی(ع) در کوفه به شهادت رسید ،از نو صف شیعه و غیر شیعه مشخص شد. شیعیان گرد حسن(ع) فرزند ارشد او را که از فاطمه(س)، دختر پیغمبر داشت گرفتند و با او بیعت کردند.»
دکتر شهیدی کتاب های دیگری نیز از جمله با عنوان زندگانی معصومین(ع) از جمله حضرت فاطمه زهرا (س) دارد که مفصل و با نثری ستودنی و قابل تقدیر به همه مراحل و موقعیت های زندگانی ایشان پرداخته است و انصافا که کتاب ارزشمندی است اما دکتر شهیدی که خود از نویسندگان و تحلیل گران برجسته اهل بیت معصومین است معلوم نیست که در کتاب تاریخ تحلیلی خود به چه دلیلی تا این اندازه ناچیز و آن هم صرفا در قالب اشاره به رویداد های دیگر، به حضرت زهرا(س) پرداخته است و این همه موارد برجسته و مهمی که مربوط به آن حضرت در منابع شیعه و اهل سنت موجود است را فرو گذار کرده است.

فاطمه زهرا(س) در کتاب تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام،جلد اول (از دوره جاهلیت تا عصر امویان) دکتر علی اکبر حسنی

دکتر حسنی در این کتاب در ۱۵ مورد به حضرت زهرا(س) پرداخته است: در ص ۱۷۹ ذیل عنوان کارهای مهم پیامبر در قبا: «انتظار رسیدن قافله علی(ع) با زنان همراه که آنان را قافله فواطم می نامیدند زیرا در این قافله سه فاطمه نام وجود داشت، فاطمه زهرا(س)، فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی(ع) که در نزد پیامبر خیلی گرامی بوده است و در حکم مادر وی بود و فاطمه دختر زبیر بن عبدالمطلب. ابوبکر اصرار داشت زودتر وارد مدینه شوند ولی پیامبر فرمود : هرگز داخل نمی شوم مگر وقتی که برادرم و پسر مادرم علی(ع) و فاطمه(س) دخترم وارد شوند و ابوبکر به تنهایی به مدینه رفت.»
و در صفحه ۱۸۲ ذیل عنوان ابتکار جالب: « پیامبر ،زمین مجاور خانه ابو ایوب انصاری را خرید و بنای مسجدالنبی را پایه ریزی کرد. تا اطراف آن را به صورت اتاق و حجره های سادهدبرای خودش ،فاطمه و علی و … بسازند.»
و در صفحه ۱۸۴ به ازدواج علی(ع) و فاطمه(ع) ذیل رویدادهای سال اول هجری اشاره کرده است.
و در صفحه ۲۰۲ :ذیل عنوان ازدواج آن دو حضرت : «مطابق این حدیث مشهور که اگر فاطمه(س) نبود ،برای علی(ع) هم کفوی وجود نداشت و اگر علی(ع) نبود برای فاطمه(س) هم کفوی پیدا نمی شد. شخصیت آنان قابل مطالعه است ،زیرا علی(ع) سرمنشأ امامت است و ابوالائمه(ع) . و شخصیت فاطمه(س) هم بسیار والا بوده است زیرا ناقل نور نبوت و حامل میراث رسالت و ام الائمه می باشد.»
و در صفحه ۲۲۸ :ذیل عنوان جنگ احد: « فاطمه زهرا(س) که با گروهی به احد آمده بود زخم های پیامبر را شستشو می دهد.»
ودر صفحه ۲۴۹: نقل ماجرای بخشیدن فدک به حضرت زهرا(س) و « خلیفه اول به قول سیره نویس معروف جهان تسنن-سیره حلبیه- مالکیت حضرت زهرا(س) را تصدیق می کند ولی عمر که نفوذ عجیبی در او داشت به بهانه اینکه تو برای بسیج سپاه و غیره به این مال احتیاج داری نامه نوشته شده ابوبکر برای ردّ فدک به فاطمه(س) می گیرد و پاره می کند.»
و در صفحه ۲۵۸: ذیل یک عنوان به ماجرای مباهله و حضور حضرت زهرا(س) در جمع مباهله پرداخته است و همچنین در صفحه۲۹۷ به ماجرای مباهله اشاره کرده است.
و در صفحه ۳۰۳ به نگرانی و ناراحتی حضرت زهرا(س) در هنگام از دنیا رفتن پیامبر و ماجرای گریه و تبسم ایشان در آن هنگام.
و در صفحه ۳۱۳ : بیعت نکردن حضرت علی(ع) و صحابه و بنی هاشم تا زمان درگذشت حضرت زهرا(س)اشاره کرده است.
و در صفحه ۳۲۱: ماجرای نپذیرفتن و غضب حضرت زهرا(س) به خلیفه اول و دوم ، و وصیت حضرت ایشان که خلیفه اول و دوم بر جنازه و در تشیع ایشان حاضر نشوند و همچنین به سخنان ایشان در برابر زنان عیادت کننده مهاجر و انصار و نیز ماجرای اذان گفتن بلال به خواست حضرت زهرا(س)
و در صفحه۳۲۴ تا ۳۲۸ به نقل ماجرای تقلّا برای گرفتن بیعت اجباری از حضرت علی(ع) و مواردی که به این مناسبت از حضرت زهرا(س) اشاره شده است.
و در صفحه۳۳۰ با اشاره به خطبه تاریخی کم نظیر حضرت زهرا(س) در برابر ابوبکر و سخنان ابوبکر.
و در صفحه ۳۳۱ تا۳۳۱: ذیل عنوان عوامل تحکیم خلافت و مورد اول با عنوان هجوم به خانه فاطمه(س)، ماجرا به نقل از منابع شیعه و اهل سنت شرح داده شده است.
و در صفحه ۳۴۵ تا ۳۵۰ شرح ماجرای محروم کردن حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا(س) از ارث پیامبر و فدک و دلایل و مباحث در این موضوع، ذکر شده است.
آنگونه که ملاحظه شد در کتاب جناب دکتر حسنی تا اندازه قابل توجهی به حضرت زهرا(س) پرداخته شده است.

فاطمه زهرا(س) در کتاب تاریخ تحلیلی اسلام از آغاز تا واقعه طفّ ،محمد ابراهیم ورکیانی

حجت الاسلام دکتر محمد ابراهیم ورکیانی(متولد۱۳۲۳ش) دکترای فقه و مبانی حقوق اسلام، استاد دانشگاه شهید بهشتی و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و دانشکده الهیات دانشگاه تهران است.(پایگاه اینترنتی اندیشوران) ایشان در کتاب خود در چهار مورد به حضرت زهرا(س) پرداخته است:
در صفحه ۱۰۲ ورود فواطم (فاطمه بنت اسد،حضرت زهرا(س)،فاطمه دختر زبیر) به مدینه به همراه حضرت علی (ع) به مدینه اشاره شده است.
و در صفحه ۱۰۵ ذیل عنوان ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(س) به آن حضرت پرداخته شده است.
و در صفحه ۱۹۸ ، ذیل عنوان ماجرای فدک، دفاع حضرت و به خطبه فدکیه ایشان در برابر ابوبکر و مردم حاضر در مسجد مدینه شرح داده شده است.
در صفحه ۱۹۸ تا ۲۰۰ : ذیل عنوان شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، نویسنده آورده که : « فاطمه صدیقه ،یگانه یادگار رسول خدا بود که همه مسلمانان به بزرگواری بی نظیر او اعتراف داشتند. ایشان تنها زنی بود که در واقعه مباهله حضور داشت و سومین فرد از اصحاب کساء و مخاطب آیه “ انّما یرید الله لیذهب عنکم اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا” (احزاب/۳۳) بود. چنان که آیات سوره دهر ، کوثر و … درباره آن بزرگوار است. فاطمه(س) از جانب پیامبر خدا به “ سیّده نساءالعالمین” و “ امّ ابیها” لقب گرفت.
… از این عبارات و شواهد فراوان دیگری که در کتاب های معتبر تاریخی به چشم می خورد استفاده می شود که رقابت قدرت و انحصارطلبی در امر خلافت پس از مشاهده مخالفت اهل بیت به خشونت کشیده است. تا آنجا که حتی حرمت حضرت زهرای مرضیه ،یگانه یادگار رسول الله(ص) نیز شکسته شد و وضعیت به گونه ای شد که با فاصله کوتاهی از وفات پیامبر ،ایشان نیز به آن حضرت پیوست.»
جناب ورکیانی نیز در کتاب خود بخش قابل قبولی را به حضرت زهرا(س) اختصاص داده است.

فاطمه زهرا(س) در کتاب تاریخ تحلیلی اسلام از عصر جاهلی تا عصر عاشورا ،جواد سلیمانی

حجت الاسلام دکتر جواد سلیمانی،مورخ و پژوهشگر، استاد حوزه و داشگاه، دکترای تاریخ و عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) می باشد.(پایگاه اینترنتی پاتوق کتاب فردا) در سه مورد به حضرت زهرا(س) پرداخته است:
در صفحه ۵۹ کتاب، آمده که: « پیامبر اسلام، جایگاه پست و محروم زن را به جایگاهی متعالی و شایسته بدل کرد . ایشان در نخستین پیمان عقبه و همچنین پس از فتح مکه یکی از مواد پیمان را خودداری آنان از زنده بگور کردن دختران بی گناه قرار داد و با ممنوعیت به ارث برده شدن زنان ،قرار دادن حق ارث بری و بهره وری از مهریه برای آنان و ده ها اقدام دیگر ،حقوق تضییع شده آنان را باز پس گرفت و با سیره عملی خویش و تکریم دختر گرانقدرشان حضرت فاطمه زهرا(س) و حفظ حرمت همسران ،احترام و ارزش زنان را احیاء کرد.»
نویسنده کتاب در بخش سوم کتاب با عنوان موضع اهل بیت در برابر تجدید حیات جاهلیت ،فصل اول را به موضع حضرت زهرا(س) اختصاص داده و در هفده صفحه از صفحه ۱۸۰ کتاب تا صفحه ۱۹۷ را به شرح و استناد این موضوع ذیل عنوان های راز فریاد حضرت زهرا(س)، فعالیت های مهم مبارزاتی(۱٫ اعلان عدم مشروعیت خلافت ابوبکر ؛ ۲٫ اعلان حقانیت حاکمیت علی بن ابی طالب(ع) ؛ ۳٫ اعلان عدم قداست اجماع خواص ) پرداخته است.
صفحه ۱۸۴ : رسول خدا(ص) بارها از حضرت زهرا(س) به عنوان شخصیت نزدیک به خود و انسانی متعالی و شاخص یاد کرد و به امّتش فهماند که جلب رضایت ایشان برای رسول خدا اهمیت ویژه ای دارد .فرمود : دخترم به این دلیل فاطمه نامیده شده است که خداوند او و دوست دارانش را از آتش دوزخ به دور داشته است. سعد بن ابی وقاص گوید پیامبر فرمود : فاطمه پاره تن من است ؛ هرکس او را شاد سازد مرا شاد ساخته و هرکس او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است. فاطمه(س) عزیز ترین فرد برای من است. و خطاب به فاطمه(س) می فرمود : خداوند با خشم تو به خشم می آید و با خشنودی تو خشنود می گردد.
سخنانی از این دست که بارها و بارها و به صورت های گوناگون از زبان رسول خدا خطاب به اصحاب بیان شد اعتبار ویژه ای به حضرت زهرا(س) بخشید. به طوری که مخالفت های او با یک فرد یا جریان می توانست حقّانیت آن را زیر سوال ببرد. افزون بر این ،حضرت زهرا (س) تنها یادگار پیامبر به شمار می آمد و خواسته های او خواسته های پیامبر را تداعی می کرد ؛ از این رو اعتراض ایشان به خلفاء برای آنان گران آمده، اعتبار و مقبولیت شان را لکه دار می کرد. »
نویسنده کتاب به مجاهدت های حضرت زهرا(س) در راه آرمان و اندیشه پیامبر اسلام و دفاع جانانه ایشان از ولایت و حقّانیت امیر الموءمنین(ع) پرداخته و به سخنان و خطابه های شکوهمند و بی نظیر حضرت زهرا(س) اشاره کرده است و بخش هایی از منابع معتبر تاریخی شیعه و اهل سنت درباره ماجرای سقیفه ،وصیت های آن حضرت به علی(ع) ، برخورد کوبنده و تاریخی با خلیفه اول و احتجاجات عالی و متقن ایشان ،ذکر ماجرای هجوم به خانه حضرت زهرا (س) و … را آورده است.
مشاهده شد که جناب سلیمانی، موارد برجسته و ارزشمندی از سیره حضرت زهرا(س) را در کتا ب خود ارائه داده است.

فاطمه زهرا(س) درکتاب تاریخ تحلیلی صدر اسلام ،محمد نصیری

دکتر محمد نصیری دکترای الهیات و معارف اسلامی و نویسنده پژوهشگر، عضو کارگروه معارف اسلامی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری است.(پایگاه اینترنتی دانشگاه تهران) ایشان در کتاب خود در هفت مورد به حضرت زهرا(س) پرداخته است:
در صفحه ۱۲۸ ماجرای مباهله توضیح داده شده :« پیامبر اسلام در حالی که حسین(ع) را در آغوش و دست حسن(ع) را در دست داشت و فاطمه(س) و علی(ع) پشت سرش حرکت می کردند به میدان گام نهاد. هیأت نمایندگی مسیحیان نجران از اینکه پیامبر ،فرزندان معصوم و یگانه دختر و یادگار خود را به صحنه مباهله آورده ،شگفت زده شده و عقب نشینی کردند.»
و در صفحه ۱۴۴ ذیل عنوان جلوه هایی از اخلاق خاتم انبیاء و مورد شماره ۱۷ :«رسول خدا(ص) با فرزندان خود نیز با مهر و عطوفت رفتار می نمود . همواره می فرمود :فاطمه (س) پاره تن من است. او قلب و روح من است. هرکس او را بیازارد مرا آزرده است.» البه این روایت بیشتر به مقام و منزلت حضرت زهرا(س) اشاره دارد تا اینکه از آن تنها به عنوان مهر و عطوفت پیامبر به فرزند برداشت شود. و ظاهرا نویسنده کتاب برداشت کاملی از این روایت نکرده یا نمونه های مناسب تری را برای مورد ذکر شده نیاورده است. همچنین، نویسنده کتاب در همان صفحه و ذیل مورد شماره۱۶ این مطلب را ذکر کرده که بیشتر برای یک توصیه اخلاقی خانوادگی مربوط به زنان مناسب است و گزینش مناسب و بجایی درباره نقش پیامبر، در ارتقای جایگاه و مقام زن نیست:
« رسول اکرم(ص) در زمانی که زن را دارای روح انسانی و حقوق بشری نمی دانستند ، استقلال ایشان برای تصرف در جان و مال خود را اصل شمرد و مدارای با زنان را رعایت مقتضیات فطری آنان توصیف نمود. معتقد بود در دستگاه آفرینش ،هر کدام از زن و مرد ،موقعیت و مواهب مخصوص به خود را دارد و در نقشه خلقت ،مرزهای فطرت را نمی توان تغییر داد و می فرمود :همه مردان دارای خصلت های نیک و بد هستند و مرد نباید تنها جنبه های ناپسند را در نظر بگیرد و همسر خود را ترک کند. چه هرگاه از یک خصلت او ناراضی شود ،خلق دیگرش مایه خشنودی اوست و این دو را باید در کنار هم به حساب آورد. او کسانی را که از تلاش در آسایش خانواده خود کوتاهی می نمایند مورد سرزنش و نفرین قرار داده ،فرمود: از رحمت خدا به دور باد کسی که خانواده خود را ضایع کند و آنها را به حال خویش واگذارد.»
و در صفحه ۱۸۴ ذیل عنوان امام علی(ع) وفاداری خلل ناپذیر و مصلحت اسلام به این موضوع پرداخته است که خطبه صدیقه طاهره ،حضرت زهرا(س) در مسجد مدینه و احتجاجات آن حضرت با خلیفه اول در رویداد فدک ،استمداد شبانه علی(ع) و فاطمه زهرا(س) از مهاجران و انصار و رفتن بر در خانه ایشان و اقداماتی از این نمونه نشانی است از تلاش فوق العاده فرهنگی و بیان دلایل و شواهد موجود براین امر و بازخوانی خاطرات و ذهنیاتی که مردم در این باره داشتند و در نتیجه همراه کردن افکار عمومی و بهره مند شدن از پشتوانه حمایت های مردمی و نه برخورد قهر آمیز و خشونت آمیز با جریان شکل گرفته.
و در صفحه ۱۶۰ و ۱۶۱ ذیل عنوان “گذر از خانه فاطمه(ع)” پس از ذکر ماجرای هجوم و محاصره خانه فاطمه زهرا(س) و تهدید به آتش زدن آن برای گرفتن بیعت : « گروه مسلح ،خانه علی(ع) را محاصره و تهدید کردند که اگر علی(ع) و هوادارانش از خانه خارج نشوند و با خلیفه بیعت نکنند آن را به آتش خواهند کشید. علی(ع) بیرون آمد و کوشید با مطرح کردن حق خود ،اعتراض خویش را آشکار سازد. بی درنگ خشونت و شدت آشکار شد ،شمشیرها از نیام برآمد و عمر و گروهش کوشیدند به درون خانه فاطمه(س) نفوذ کنند. فاطمه(س) خشمگین در برابرشان ایستاد و با لحنی ملامت آمیز فریاد زد : “شما پیکر رسول خدا(ص) را بر زمین نهادید و بدون حضور مشورت و محترم شمردن حقوق ما تصمیم گرفتید! در پیشگاه خداوند می گویم شتابان از اینجا بیرون روید وگرنه به پیشگاهش شکوا می کنم.” این امر بر پیچیدگی موقعیت افزود و گروه مسلح بدون به دست آوردن بیعت علی(ع) ،پس از رفتارهایی نامناسب ناگزیر خانه را ترک کردند.»
و در صفحه ۱۶۱ ذیل عنوان فدک ،نمادی از معنایی عظیم آمده که : « سرور بانوان جهان درباره فدک چنین استدلال کرد:” … .آیا شما در تشخیص عموم و خصوص و دلالت آیات ،از پدر و پسر عمویم آگاه ترید؟! … آگاه باشید ،گفتنی ها را گفتم. یقین دارم خواری، شما را فرا گرفته است و گفتن حقیقت با شما سودی ندارد؛ ولی چه کنم اندوه طغیان کرد، سینه ام تنگ شد و اتمام حجت کردم. آری ،شما آنچه می خواستید به چنگ آوردید. بر مرکب مراد سوار شدید و آن را رام خویش ساختید ؛ولی ننگ حق کشی برای شما باقی ماند و داغ آن، چنان بر پیشانی تان نقش بست که تا پایان کار جهان محو نخواهد شد. در آخرت نیز آتش عذابی که بر دل ها اثر می کند و آن ها را می گدازد، گریبان تان را خواهد گرفت. “ و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون” »
و در صفحه ۱۶۳ نویسنده به سخنان آن حضرت با زنان مهاجر و انصار، به بیانات ایشان پرداخته است:
« چگونه رهبری امّت را از پایگاه رسالت و قواعد استوار نبوّت و منزلگاه روح الامین دور ساختید و قرآن را از دست آگاهان به دنیا و دین باز گرفتید؟! باید بدانید که این کار، زیانی آشکار است. اما چرا با ابوالحسن علی(ع)به دشمنی برخاستید؟ به خدا سوگند، تنها علتی که باعث این دشمنی شد، قدرت شمشیر او در جهاد، سخت گیری و شدت عمل او در برابر حق، یورش عبرت آموز او به جان دشمنان و بی پروایی او در راه دین خدا بود. به خدا، اگر مانع نمی شدید و علی(ع) زمام امور را به عهده می گرفت، کاروان را چنان عادلانه و بزرگوارانه پیش می برد که در این کاروان نه مرکب، رنجی بیند و نه راکب اظطرابی یابد و آن را به آبشخوری می رساند که چشمه زلال و نوشین آن، پیوسته به گوارایی بجوشد و چنان سیراب بازشان می گرداند که عقل به حیرت درماند؛ بدون اینکه در برابر این مسئولیت در پی سود و بهره ای بر آید، مگر اینکه تنها، شدت عطش خود را به جرعه آبی، و ضعف و گرسنگی را به نان خشک فرو نشاند و در آن صورت، در های برکات الهی از آسمان و زمین بر آنان گشوده می شد. اما دریغا! این کار را نکردید و خداوند شما را بدین کار تان مؤاخذه خواهد کرد.»
نویسنده کتاب، این سخنان حضرت زهرا(س) را خطاب به زنان مهاجر و انصار آورده در حالیکه طبق منابع از جمله احتجاج طبرسی و همانگونه که جناب دکتر شهیدی در کتاب تاریخ زندگانی حضرت فاطمه زهرا (س) (ص۱۵۱) آورده ، آن حضرت سخن خود را به زنان مهاجر و انصار درباره مردان جامعه فرموده است که “ مردان شما… آنچه کردند… جاوید اند … باشند… نگذاشتند… “ ونه آنگونه که جناب نصیری آورده و در همه بند های خطبه، زنان را مخاطب قرار است:
« بخدا دنیای شما را دوست نمی دارم و از مردان شما بیزارم! درون و برون شان را آزمودم و از آنچه کردند ناخشنودم! … خشم خدا را بخود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند… نفرین بر این مکاران و دور باشند از رحمت حق این ستمکاران. وای بر آنان. چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار یابد؟ و خلافت بر پایه های نبوّت استوار ماند؟ آنجا که فرودآمد نگاه جبرئیل امین است. و بر عهده ی علی(ع) عالم به امور دنیا و دین است. به یقین کاری که کردند خسرانی مبین است. بخدا علی(ع) را نپسندیدند، چون سوزش تیغ او را چشیدند و پایداری او را دیدند. دیدند که چگونه بر آنان می تازد و با دشمنان خدا نمی سازد. بخدا سوگند اگر پای در میان می گذاردند، آسان آسان ایشان را براه راست می برد. و حق هر یک را بدو می سپرد، چنانکه کسی زیانی نبیند و هر کس میوه آنچه کشته بچیند. تشنگان عدالت از چشمه معدلت او سیر و زبونان در پناه صولت او دلیر می گشتند. اگر چنین می کردند درهای رحمت از زمین و آسمان بر آنان گشوده می شد. اما نکردند و بزودی خدا به کیفر آنچه کردند آنانرا عذاب خواهد فرمود.(ص ۱۵۰ تا۱۵۲ کتاب زندگانی فاطمه زهرا(س)، شهیدی)
و همچنین جناب نصیری از صفحه ۲۲۶ تا۲۲۸ به ماجرای مباهله پرداخته است که یکی از حاضران در آن مجمع، حضرت زهرا(س) است.
جناب نصیری در کتاب خود توجه خوبی به حضرت زهرا(س) و جایگاه ایشان داشته اما دقت و گزینش قابل قبولی در ارائه مطلب خود به خرج نداده است.

فاطمه زهرا(س) در کتاب تاریخ تحلیلی اسلام،جلد اول، سید محمود طباطبایی اردکانی

دکتر سید محمود طباطبایی اردکانی(۱۲۸۱- ۱۳۷۲ش) دکترای فرهنگ اسلامی، نویسنده و پژوهشگر، عضو هیأت علمی دانشگاه ابوریحان بیرونی و استاد دانشگاه تهران و علامه طباطبایی است. ایشان در موارد بسیاری به حضرت زهرا(س) پرداخته است از جمله:
در صفحه ۱۰۵: « علی بن ابی طالب(ع) هم فاطمه زهرا(س) را به مدینه آورد و هنوز با او ازدواج نکرده بود. دو ماه پس از ورود به مدینه، رسول خدا را به ایشان تزویج فرمود. با اینکه قبلا گروهی از مهاجرین، او را از رسول خدا خواستگاری کرده بودند و چون او را به علی(ع) داد به سخن آمدند. پیامبر فرمودک من فاطمه(س) را با علی(ع) تزویج نکردم، بلکه خدا او را به ایشان تزویج کرد.»
و در صفحه ۲۹۵: به ماجرای هجوم به خانه فاطمه(س) برای اجبار اهل بیت به بیعت و بیرون رفتن شان از خانه پس از تهدید به نفرین ایشان از سوی حضرت زهرا(س) پرداخته است. و نیز در صفحه ۲۹۵ به مراجعه حضرت علی(ع) به همراه حضرت زهرا(س) به خانه و مجالس انصار و یاری خواستن و مباحثه و احتجاج با ایشان پرداخته است.
و در صفحه ۲۹۶ ماجرای فدک و بخشیدن آن به حضرت زهرا(س) توسط پیامبر را ذکر کرده و در صفحه ۲۹۷ این ماجرا را نقل کرده است: « ابن ابی الحدید معتزلی روزی از علی فارقی- از علمای بزرگ و مدرس مدرسه غربی بغداد و یکی از استادان ابن ابی الحدید- پرسید که آیا فاطمه(س) در ادعای فدک راستگو بود؟ علی فارقی گفت: آری!. ابن ابی الحدید پرسید: اگر راستگو بود چرا ابوبکر، آن روز فدک را به ایشان باز پس نداد؟. علی فارقی تبسمی کرد و گفت: اگر ابوبکر آن روز فدک را به مجرّد ادعای فاطمه(س) به ایشان بر می گرداند، دیگر ادعای ایشان که خلافت رسول الله حق علی(ع) است را نمی توانست نپذیرد چرا که پذیرفته بود که دختر پیامبر در آنچه می گوید راستگو است و نیازی به شاهد ندارد!.»
و در صفحه ۲۹۸ تا ۲۹۹ به دو خطبه حضزت زهرا(س) در برابر ابوبکر و در مسجد مدینه و همچنین در جمع زنان مهاجر و انصار اشاره کرده و این مطلب را ذکر کرده که اهل بیت، فرزندان خود را وا می داشتند تا این دو خطبه را حفظ کنند همانگونه که در حفظ قرآن می کوشند.
و در صفحه ۳۰۱ تا ۳۰۲ ذیل عنوان شهادت حضرت زهرا(س) به آخرین روزهای حیات آن حضرت، وصیت های ایشان به حضرت علی(ع) و شهادت ایشان پرداخته است.
جناب طباطبایی در کتاب خود تا اندازه مناسبی به حضرت زهرا(س) در کتاب خود پرداخته و مطالب ارزشمندی را ذکر کرده است.

فاطمه زهرا(س) در کتاب علی بن ابی طالب(ع) ،تاریخ تحلیلی نیم قرن اول اسلام ،عبدالفتاح عبدالمقصود، جلد اول

عبدالفتاح عبدالمقصود (۱۲۹۱ش- ۱۳۷۲ش) مورخ و نویسنده اهل سنّت از شهر اسکندریه مصر است. تألیفات ایشان از جمله داستان های دانش آموز، ابناؤنا مع الرّسول ،یوم کیوم عثمان ،السّقیفه و الخلافه ،الزّهراء امّ ابیها ،فی نور محمد فاطمه الزّهرا و کتاب علی بن ابی طالب(ع) ،تاریخ تحلیلی نیم قرن اول اسلام در ۹ جلد(عربی) است. (ویکی شیعه)
این، بخشی است از پیام استاد علّامه محمد رضا حکیمی در نشست رونمایی کتاب امام علی(ع) که توسط سید محمد رضا دین پرور ،ویرایش ویژه و خلاصه و بازنویسی شده است (از سایت شفقنا،۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵):
« کتاب امام علی(ع) از استاد عبدالفتاح عبدالمقصود ،کتابی است تحقیقی که مؤلف با کوشش بسیار ،حقایقی ناب و درست را در زندگانی امام علی علیه السلام در کتاب خود آورده است و از حقیق درست تاریخی ،رویگردان نشده بلکه کتاب خود را از حقایقی درست و واقعیاتی قطعی پر کرده است. این کتاب در ۸ جلد است و اکنون به همت آقای دین پرور خلاصه شده و انتشار یافته است. امید است فارسی زبانان این کتاب را بخواننند و جوانان از آن استفاده کنند و حقایق بسیاری را به قلم یک محقق و نویسنده اهل سنّت ،درباره امام علی(ع) فرا گیرند.»
البته نگارنده مقاله، اصل کتاب را و نه کتاب خلاصه شده ذکر شده که جناب حکیمی درباره آن نوشته اند را بررسی کرده است. جناب عبدالفتاح عبدالمقصود در جلد اول کتاب خود در موارد بسیاری به حضرت زهرا(س) به مناسبت ها و در مقاطع مختلف پرداخته است از جمله در صفحه۲۹۷ در ذکر ماجراهای پس از رحلت پیامبر:
«این فاطمه است؟! در چشم علی ناشناس می نمود. علی می دانست که او در برابر طوفان مصائب ،همیشه ناتوان است. اینک می نگرد که چگونه صبر و توانایی خود را از دست داده که سیلاب حوادث او را با خود می برد و هستی او را به باد می دهد. این مصیبت و ماتمش بر پیغمبر آغاز و نهایت مصائب و اندوهش است که هیچ مصیبت و اندوهی بدان نمی رسد. پس از ساعتی علی مینگرد که فاطمه از جای خود حرکت کرد و همی می خواهد برخیزد ولی نمی تواند ،کوشید تا از جای برخاست و بر پاهای لرزان و ناتوان خود ایستاد و آهسته آهسته به سوی در خانه به راه افتاد ،علی می داند که مقصود فاطمه چیست و به کجا می رود ،فاطمه بیش از این نمی تواند از خاک پدر دور بماند.»
و همچنین درصفحه ۳۱۲ : « دیگر علی سکوت و کناره جویی را جایز نمی داند و از جای بر می خیزد تا شاید دادرس و کمکی برای خود بجوید ،چون از قریش بدکینه مأیوس است به سوی انصار روی می آورد . او در تاریکی شب به خانه های انصار یکی پس از دیگری میرفت و تنها کسیکه او را تنها نمی گذاشت همسر بیمار و ناتوانش بود ،زهرای ماتم زده جز برای یک مقصد و هدفی که عالی تر از تأثرات نفس و برتر از اندوهش بود نمی توانست و نمی خواست از خانه و بسترش که کنار قبر رسول خدا بود بیرون آید … .»
و همچنین نویسنده کتاب به اصل ماجرای حمله به خانه حضرت زهرا(س) و تصمیم بر هجوم و آتش زدن خانه را در صفحه ۳۲۷ و ۳۲۸ذکر کرده که :
« با این پیش بینی ها ،در آن روز شایع شد که عمر قدم پیش گذارده با گروهی از یاران و همدستانش به سوی خانه فاطمه رهسپار گشته آندیشه آن را دارد که عموزاده رسول خدا را -بخواهد یا نخواهد – بدانچه تا حال آن را نپذیرفته وادار کند.مردم حدس ها می زدند ،گروهی می گفتند میگفتند تنها در برابر شمشیر است که سر اطاعت خم می شود ،دسته ای پیش بینی می کردند که شمشیر با شمشیر روبرو می شود ! کسانی که از این و از آن نبودند یگانه وسیله حفظ وحدت را آتش می پنداشتند! مگر دهان مردم بسته و بر زبان ها بند است که داستان هیزم را بازگو نکنند؟ چه با این دستور زاده خطاب ،دور خانه فاطمه را که علی و اصحابش در آن بودند محاصره کرد تا بدین وسیله آنانرا قانع سازد یا بیمحابا بتازد! همه این داستان ها که با نقشه ای از پیش طراحی شده یا ناگهانی پیش آمد مانند کف روی موج ظاهر شد و اندکی نپایید که همراه جوش و خروش عمر از میان رفت. این مرد خشمگین و خروشان به خانه علی روی آورد و همدستانش دنبال او به راه افتادند و به خانه هجوم آوردند یا نزدیک بود هجوم آورند ، ناگهان چهره ای چون چهره رسول خدا در میان در آشکار شد -چهره ای که پرده اندوه آن را گرفته آثار رنج و مصیبت بر آن آشکار است ،در چشم هایش قطرات اشک می درخشد و بر پیشانیش گرفتگی غضب هویدا بود… .عمر به جای خود خشک شد و آن جوش و خروشش چون موج از میان رفت ،همراهانش که دنبالش به راه افتاده بودند پشت سرش در مقابل در ،بهت زده ایستادند زیرا روی رسول خدا را از خلال روی حبیبه اش دیدند ،سر ها از شرمندگی و حیا به زیر آمد و چشم ها پوشیده شد، دیگر تاب از دل ها رفت همینکه دیدند فاطمه مانند سایه ای حرکت کرد و با قدم های حزن زده لرزان ،اندک اندک به سوی قبر پدر نزدیک شد.»
و همچنین در صفحه ۳۲۹ ذیل عنوان: «فاطمه(س) پوزش ابوبکر و عمر را نمی پذیرد.» و در صفحه ۳۴۰ به رنجور بودن پهلوی حضرت که نمی تواند پهلوی خود را به سوی دیگر برگرداند پرداخته است. و در صفحه ۳۴۱ وصیت حضرت را که این خلیفه اول و دوم بر جنازه ایشان نماز نگزارند و بالای قبر آن حضرت نایستند.
جناب عبدالمقصود به عنوان یک نویسنده اهل سنّت اگرچه بخش مهمی از کتاب خود را به ذکر از حضرت زهرا(س) پرداخته است و بسیار قابل توجه و ارزشمند است اما در چند نمونه از متن ایشان که ذکر شد تصویری ضعیف و رقّت برانگیز از ایشان به نمایش گذاشته است و نه شکوهمند و آنگونه که شایسته حضرت زهرا(س) است که البته ممکن است از ترجمه مترجم و نه از طرف نویسنده کتاب باشد. ضمن اینکه مواردی که ذکر خواهد شد به ترتیب و به گونه ای ذکر شده که بیماری و آن وضعیت حضرت زهرا(س) مربوط به قبل از ماجرای هجوم به در خانه ایشان است از جمله این موارد(ص ۲۹۷): « علی می دانست که او[ حضرت زهرا(س)]در برابر طوفان مصائب ،همیشه ناتوان است. … کوشید تا از جای برخاست و بر پاهای لرزان و ناتوان خود ایستاد و آهسته آهسته به سوی در خانه به راه افتاد. » و در صفحه ۳۱۲: «تنها کسیکه او را تنها نمی گذاشت همسر بیمار و ناتوانش بود.» و در صفحه ۳۲۸ « دیدند فاطمه مانند سایه ای حرکت کرد و با قدم های حزن زده لرزان ،اندک اندک به سوی قبر پدر نزدیک شد.»

نتیجه گیری

همانگونه که اشاره شد در کتاب های تاریخ تحلیلی اسلام ذکر شده در مقاله، در بعضی از آنها سعی شده تا آنگونه که شایسته مقام و جایگاه حضرت زهرا(س) در تاریخ اسلام است به ایشان پرداخته شود که تا حدودی موفق بوده و البته که قابل تقدیر و ارج گذاری است. اما متاسفانه در بعضی از آنها به صورت بسیار گذرا و کمرنگ به حضرت فاطمه زهرا(س) اشاره شده است یا اگر پرداخته شده، حقّ مطلب ادا نشده است.
آیا کسی که طبق نقل منابع معتبر شیعه و اهل سنّت، صدّیقه است، محدّثه است به همان معنا که در مقدمه آمد، بهترین زنان عالم است، عزیزترین کس نزد پیامبر خدا است، رضایتش رضایت رسول الله و نیز خداوند است، غضبش باعث خشم و غضب پیامبر و خداوند است، یگانه دختر و بازمانده رسول خدا است و پرورده و آموخته ایشان، همسر امیر موءمنان است، مادر سرور جوانان اهل بهشت است و صاحب فضائل و مناقب بسیار دیگر، آیا می تواند حضور و جایگاه برجسته ای در تاریخ تحلیلی اسلام نداشته باشد. آیا تحلیل تاریخ اسلام را بدون توجه کافی به اهمیت و جایگاه بی نظیر و غیر قابل انکار حضرت فاطمه زهرا(س) سیده نساء العالمین، می توان تاریخی کامل و منصفانه و قابل قبول دانست؟!.
والسلام

منابع

  1. احتجاج علی اهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی(قرن چهارم هجری)، جلد اول، ترجمه ی محمد مهدی سازندگی، قم، انتشارات نوید ظهور، چاپ دوم، زمستان ۱۳۹۲
  2. تاریخ تحلیلی اسلام از آغاز تا نیمه نخست سده چهارم ،دکتر سید جعفر شهیدی ، شرکت انتشارات فرهنگی ،تهران ، چاپ اول ،۱۳۸۳٫
  3. تاریخ تحلیلی اسلام از آغاز تا نیمه نخست سده چهارم ، تاریخ تحلیلی اسلام از بعثت تا غیبت ،غلامحسین زرگری نژاد ،انتشارات سمت ،تهران ،چاپ ششم ،زمستان ۱۳۹۴
  4. علی بن ابی طالب(ع) ،تاریخ تحلیلی نیم قرن اول اسلام ،عبدالفتاح عبدالمقصود ،جلد اول ،ترجمه و مقدمه و انتقادات سید محمود طالقانی ،شرکت سهامی انتشار ،تهران ،چاپ دوم ۱۳۵۱
  5. تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام،جلد اول (از دوره جاهلیت تا عصر امویان)، دکتر علی اکبر حسنی ،تهران ،دفتر نشر فرهنگ اسلامی ،چاپ یازدهم ،۱۳۹۲
  6. تاریخ تحلیلی اسلام از آغاز تا واقعه طف ،محمد ابراهیم ورکیانی ،ویرایش امیر عباس رجبی و یوسف غلامی ،قم ،دفتر نشر معارف ،چاپ اول ،۱۳۹۰
  7. تاریخ تحلیلی صدر اسلام ،محمد نصیری ،ویرایش عباس عبیری و سید محمد مسجدی ،قم ،مرکز برنامه ریزی و تدوین متون درسی ،دفتر نشر معارف ،چاپ پنجم ،زمستان ۱۳۸۴ ،
  8. تاریخ تحلیلی اسلام از عصر جاهلی تا عصر عاشورا ،جواد سلیمانی ، قم ،انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ،۱۳۹۰
  9. تاریخ تحلیلی اسلام، جلد اول، دکتر سید محمود طباطبایی اردکانی، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ اول، ۱۳۶۸
  10. گزیده ای جامع از الغدیر،علامه شیخ عبدالحسین امینی، تلخیص و ترجمه محمد حسن شفیعی شاهرودی، قم، مؤسسه میراث نبوت، چاپ نهم، ۱۳۹۱
  11. زندگانی فاطمه زهرا علیها سلام، دکتر سید جعفر شهیدی ،تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ پنجاه و ششم، ۱۳۹۱
  12. مقاله فاطمه زهرا(س) از نگاه اهل سنّت، حمیدرضا عبدلی، سایت ششم میبد،۱۳ فروردین ۱۳۹۲
  13. مقاله نقش موضع گیری های حضرت زهرا(س) در جریان سیاسی سده اول هجری، حمیده رحیمی بیده، سایت ششم میبد، ۳ اسفند ۱۳۹۵
  14. مقاله فاطمه(س) در تفاسیر اهل سنّت، غلامحسین اعرابی، فصلنامه علوم قرآن و حدیث، شماره ۵۸، پاییز ۱۳۸۳ (نورمگز)
  15. مقاله نفوذ تاریخی و منزلت علمی حضرت فاطمه(س)، علی اکبر رشاد و احمد بهشتی و محمود تقی زاده داوری، فصلنامه تاریخ، شماره۴، تابستان ۱۳۸۴ (نورمگز)
  16. مقاله نقد و بررسی کتاب تاریخ تحلیلی اسلام سید جعفر شهیدی ،عبدالرحیم قنوات ،دو فصلنامه نامه تاریخ پژوهان ،زمستان۱۳۸۵و بهار ۱۳۸۶ ، شماره ۸و۹ (نورمگز)
  17. مقاله نقدی بر کتاب تاریخ تحلیی اسلام دکتر محمود طباطبائی اردکانی ،سید علی میر شریفی ،ماهنامه قرآن و حدیث ،نور علم ، مرداد ۱۳۶۹ ،شماره ۳۶ (نورمگز)
  18. مقاله نقد کتاب تاریخ تحلیلی اسلام از بعثت تا غیبت دکتر غلامحسین زرگری نژاد ،علی حسن بیگی ،ماهنامه کتابداری ،آرشیو و نسخه پژوهی ،کتاب ماه دین ،آذر ۱۳۸۱، شماره ۶۲ (نورمگز)
Print Friendly

یک نظر بگذارید