هیچ مطلبی وجود ندارد...

گزارشی از پنجمین شب سوگواری بر حضرت زهرا (س)

نویسنده: محمد حیدری
ارسال شده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۹۲

مراسم سوگواری حضرت زهرا(س) در شب پنجم نیز با همان شور و حال شب های گذشته برگزار شد.

پس از اقامه نماز و مرثیه سرایی، حجت الاسلام شیخ محمود امامی بر منبر وعظ و خطابه نشست.  

پس از خواندن صلوات مخصوص حضرت زهرا(س)، به مناسبت شامگاه جمعه، دعاهای متعلق به این شب (الحمد لله من اول الدنیا الی فنائها و من الآخره الی بقائها…و یا دائم الفضل البریه…) را تلاوت کرده و حال و هوای معنوی خاصی به مراسم بخشید.

ایشان در ابتدای سخن، چکیده ای از مباحث شب های گذشته را این چنین بیان کرد: خطبه ای که حضرت زهرا(س) در مسجد پیامبر(ص) بیان نمود، دارای اهمیت بالایی است و نباید از کنار آن ساده بگذرید. حضرت زهرا(س)در این خطبه مسائل گوناگونی را درباره دین اسلام، مسئله وصایت پیامبر(ص) و اوضاع و احوال جامعه بیان نمود. در این خطبه پرمحتوا،  اسرار و حکمت های برخی از واجبات دین اسلام  را در حدود  ۱۹ مورد می توان برشمرد.  دو مورد را برای شما شرح دادم: (۱- ایمان به خدا در سایه عدم شرک به خدا می باشد و ۲- نماز بهترین راه برقراری ارتباط با خداوند است.)

و اکنون به این عبارت خطبه توجه کنید: بِرَّ الْوالِدَیْنِ وِقایَهً مِنَ السَّخَطِ، وَ صِلَهَ الْاَرْحامِ مَنْساءً فِی الْعُمْرِ وَ مَنْماهً لِلْعَدَدِ، … «و نیکى به پدر و مادر را براى رهایى از غضب الهى، و صله ارحام را براى طولانى شدن عمر و افزایش جمعیت… مقرر نمود.

اما قبل از شرح این عبارت که درباره اسرار و حکمت های واجبات و احکام دین اسلام است، لازم می دانم ، دو نکته را را برایتان شرح دهم:

نکته اول : تمام احکام و دستورات وارد شده در دین ما از ۵ بخش خارج نبوده و حکم آن در حیطه یکی از این موارد قرار می گیرد :

۱-واجب : احکامی که عمل کردن به آن ها واجب و الزامیست.

۲- حرام : احکامی که نباید به آنها عمل شود و در صورت انجام آن، برای انسان گناه محسوب می شود.

۳- مستحب : بهتر است انسان این نوع اعمال را انجام داد و عمل به آنها موجب رشد تعالی او می گردد. اما در صورت عدم عمل به آنها نیز گناهی برای انسان منظور نمی شود.

۴- مکروه : بهتر است انسان اینگونه اعمال را انجام ندهد. ولی عمل به آنها نیز برای انسان گناه محسوب نمی شود.

۵- مباح : انجام و یا عدم انجام آن بر عهده خود انسان است. عمل یا ترک آن با هم تفاوتی ندارد.

همه احکامی که در دین آمده جزء یکی از این ۵ مورد قرار خواهد گرفت. احکام الهی دارای اسرار و حکمت هایی است که ائمه در روایات و احادیث گفته و یا اینکه بشر با پیشرفت هایی که در حوزه علم به دست آورده، به آن رسیده است، ولی اسرار بعضی از آنها هنوز پنهان باقی مانده است!

دستوراتی و احکامی که در دین بیان شده همه آنها از جانب خداوند  بر پیامبر(ص) وحی شده و ایشان نیز آنها را برای مردمان فقط بازگو کرده اند. اینگونه نیاندیشید که عملی یا حکمی بدون اسرار و حکمت باشد…!

اما لازم است، بدانید که دستورات و احکام الهی مانند قوانین بشری نیست که در دوره ای وضع می شود و در دوره های بعد از آن تکمیل تر شده یا اصلا به طور کل حذف شوند و قانون دیگری که کاملا مخالف باشد، وضع شود. بدانید که احکام دین بدون فلسفه و سر و حکمت نیستند…!

نکته دوم: اینکه بعضی از فایده ها به تعبیر ما انسان ها، طبیعی هستند و آثاری دارند که بدن ما را تحت تأثیر قرار می دهند، ولی برخی دیگر هستند که آثار معنوی را برای انسان به همراه دارند و دیگر آثارشان مادی و جسمی نیست. به عنوان مثال اگر شخصی پدر و مادر خود را خشمگین کند یا به بیان دیگر کاری بکند که نارضایتی و غضب و ناراحتی آنها را به همراه داشته باشد، در اینجا قطعاً این رفتار در جسم او هیچ تأثیری ندارد اما آثاری که خواهد داشت معنوی بوده و باعث سقوط و هلاکت او می شود!

روزی پیامبر(ص) بر بستر جوانی که آخرین لحظات عمر خود را سپری می کرد، حاضر شد. از او  خواست که پیش از فرارسیدن مرگ، شهادتین را بر زبان جاری کند ولی قادر به گفتن این عبارت نبود. در آن هنگام پیغمبر رحمت(ص) رو به مادر او کرده و از ایشان پرسید که از جوان خود راضی هستی؟ ایشان پاسخ داد: که چگونه راضی شوم که هنوز جای مشت او بر گونه من نمایان است! اصرار پیغمبر(ص)نیز فایده ای نداشت.  آنگاه پیامبر(ص) رو به اصحاب کرده و فرمود: هیزم بیاورید تا بدن این جوان را آتش بزنم. مادر هنگامی که این صحنه را دید، سبب این کار را پرسید: پیغمبر گفت: او بعد از مرگ در چنین جایگاهی است. مادر با شنیدن این جمله از جوانش راضی شد. و پس از بخشش مادر، جوان  به آسانی گفت: (لا اله الا الله، محمد(ص) رسول الله) و از دنیا رفت…!

ای! مردمی که برای عزای بانوی هر دو جهان در این مکان جمع شده اید، بدانید که هیچ مسئله ای همانند خشم و غضب والدین، خشم و غضب پروردگار را به همراه نخواهد داشت. در مقابل اگر کسی به پدر و مادر خود نیکی کند و در زندگی چنان باشد که دعای خیر آنها همیشه بدرقه راهش باشد، نمیدانید که چه آثار مثبت و روحانی(معنوی) در زندگی او خواهد داشت…!

در بند دوم خطبه، نیز حضرت زهرا(س) درباره صله رحم و حفظ این رابطه ها و جویا شدن از احوال آنانی که از قوم و خویش آدمی هستند، سخن می گوید…

در ادامه مراسم استاد فاضل، دانشمند و مفسر زبردست نهج البلاغه، حجت الاسلام سید حسین حیدری با گفتارهای علمی و پرمحتوای خویش برای حاضران سخن می گوید.

او در ابتدا با حالی معنوی دعای فرج را زیبا و دلنشین تلاوت نمود. آنگاه سخن خود را چنین آغاز می نماید: جامعه شناسان و روانشناسان بر این باورند که انسان مدنی الطبع است. و نمی تواند تنهایی و  به صورت فردی زندگی نماید. برای ادامه حیات خود نیاز به زندگی در میان جمع را دارد؛ با این مطلب شما نیز قبول خواهید داشت که صلاحیت و سلامت یک جامعه مستلزم صالح شدن افراد آن جامعه می باشد و تا افراد جامعه سالم و صالح نشوند، جامعه صالح نخواهد شد. به بیان علمی تربیت، یعنی صالح ساختن فرد (فرد سازی) و سیاست، یعنی ساختن یک جامعه سالم  و صالح (جامعه سازی).

برای فهم  بهتر این مطلب باید به این آیه کلیدی و شاید تا حدی مهجور افتاده قرآن توجه کنید. مضمون آیه این است: (ان الله لا یغیر ما  بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم) خداوند چیزی را که از آن مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند. برای این آیه تفسیرها و شرح های گوناگون آورده اند ولی به معنی آن عمل نشده است.

در زمان های دور یکی از حاکمان چین به سربازان و اطرافیان خود دستور داد: هر کتابی که در جهان در باره تاریخ انسان آمده را جمع آوری کنند و نزد او بیاورند.. .پس از مدتی هر آنچه بود (حدود ۱۰۰ جلد) را جمع کرده و نزد او آوردند، سپس او دستور داد تا این ها را در ۱۰ جلد خلاصه نمایند. آنها خلاصه کردند و بار دیگر فرمان داد که در ۱ جلد و سپس در یک ورق و بعد در یک صفحه و بار دیگر در یک سطر خلاصه کردند. آیا می دانید که خلاصه این همه کتاب که از همه جای جهان درباره تاریخ انسان جمع آوری شده،  در یک سطر چه بود.؟!

(انسانها به جهان آمدند، رنج بردند، از دنیا رفتند.)

«یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیه»، اى آدمى! تو تلاش کننده‏اى بسوى پروردگارت- تلاشى همراه با رنج- پس به او خواهى رسید.

بنگرید به تفسیر این آیه (ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»:عصاره همه تعالیم و جوهره همه دستورات که برای هدایت جامعه به مسیر رشد و تعالی و یک حیات معقول و رسیدن به قله های شرافت و عظمت و آگاهی آمده این است که هیچ تحولی در جامعه ای رخ نخواهد داد، مگر اینکه قبل از آن در درون انسان تحول صورت پذیرفته باشد. اگر نهادینه های انسان تغییر کند و از خوبی به بدی متحول شود، جامعه نیز به سوی افق های روشن تغییر خواهد کرد و بالعکس.

برای تحول بخشیدن به یک جامعه بحران زده، باید در درون تک تک انسان ها تحول ایجاد نمود. اولین برنامه یک مربی برای تربیت انسان در یک جامعه باید فردسازی باشد و برای این کار باید برنامه های خوب و متناسبی داشته باشد و جایگاه انسان را به خوبی بشناسد و بتواند آن را کامل برای انسان ها شرح دهد و بفهمد که انسان چگونه و از کجا باید این حرکت رو به رشد و رسیدن به قله های شرافت و عظمت انسانی آغاز را نمایند.

حال با خود بیندیشید که اگر ساختارهای غلط اجتماعی تغییر نکنند و انسانها صالح نشوند، آیا جامعه صالح و سلامت خواهد شد…؟! همه ادیان الهی متفق اند که تا انسان تغییر نکند و متحول نشود، جامعه صالح نخواهد شد… روانشناسان معتقدند که زندگی هر انسانی محصول اندیشه ها و آنچه فکر می کند، می باشد.

نمونه ای دیگر از قرآن را ، در ارتباط با بحث بازگو می کنم؛ آیا می دانید که از دیدگاه قرآن انقلاب کامل انقلابی است که خصوصیات انقلاب حضرت موسی (ع) را داشته باشد؛ حضرت موسی با سه طاغوت جنگیده و آنها را از میان برداشته تا جامعه خود را صااح گرداند:

۱- انقلاب سیاسی (مبارزه با طاغوت سیاسی زمان خود فرعون و به هلاکت رسیدن او و غرق شدن در آب)

۲- انقلاب اقتصادی (مبارزه با طاغوت اقتصادی زمان خود یعنی قارون و مدفون شدن او در خاک)

۳- انقلاب فرهنگی(مبارزه با با طاغوت فرهنگی زمان خود یعنی هامان و به هلاکت رسیدن او)

تا این سه طاغوت از بین نمی رفتند، به یقین تلاش های حضرت موسی به بار نمی نشست و جامعه متحول نمی شد!

اکنون نقبی به تاریخ زندگی پیامبر (ص) می زنیم. آیا فکر کرده اید که چه عاملی باعث شد که حضرت علی(ع) بعد از وفات ایشان بیست و سه سال در خانه بماند و سکوت کند!؟ کمی به عقب برگردید آن زمان که پیامبر(ص) مبعوث به رسالت شد و در آن اوضاع، ابوسفیان رسالت او و دین اسلام را مانع اساسی مال اندوزی و چپاول گری های خود دید. بنابراین با سیاست وارد جامعه شد و با زدن نقاب نفاق بر چهره و اینکه من ایمان آورده ام -که هرگز نیاورده بود- ، باعث شد تا جایگاه او در جامعه منافقین رشد پیدا کند؛ پس از این با ادعای دین، دین اسلام را خدشه دار کرد، و باعث به وجود آمدن اختلافات در این دین نو ظهور گشت. در اواخر عمر که نابینا شده بود، در جمع مردم گفت که: با دین این مرد جوان (پیامبر«ص») مانند گویی (توپی)  بازی کنید. با این کار می خواست از هویت قارونی خود دفاع کرده و دست آویزی برای ادامه ثروت اندوزی خود پیدا کند.

شما با خود لحظه ای بیندیشید که آیا حضرت زهرا(س) برای مال اندوزی و بازپس گیری فدک به سراغ خلیفه اول رفت؟ آیا او به دنبال این بوده که صاحب باغ و مزرعه شود؟! به یقین این نیست؛ مقام این بانو فراتر از در خواست بازپس گیری قطعه ای زمین است. ایشان هستی و جایگاه بلند خود را فدای چند قطعه زمین و باغ نمی کند. این موضوع مسئله ای سیاسی بوده است. فاطمه(س) برای هویت از دست رفته دین و رسالت به تاراج رفته پدر و و احیاء دین اسلام به دفاع برخاستند و به صحنه آمدند.

آیا تا به حال  به این موضوع اندیشیده اید که بعد از فوت پیامبر (ص) و جریان سقیفه، که با سکوت امام و اصحابش(که به دستور ایشان سکوت کردند) و خانه نشینی ایشان همراه بود چه کسی به حمایت حضرت علی(ع) برخاست؟ در آن دروان حساس تنها حضرت زهرا(س) بود که به تنهایی وارد صحنه شد.  برای اینکه سکوت علی(ع) را تفسیر کند و بگوید که چرا مظلومانه در خانه نشست. اما علی(ع) مجبور بود که به خاطر مصلحت های جامعه، در مقابل آتش زدن درب خانه و شکستن پهلوی بانو در بین در و دیوار و سقط شدن فرزندش، ساکت بنشیند و … این تفسیر را کسی می تواند انجام دهد که سینه ای داشته باشد به پهنای سینه علی(ع) و علم علی(ع).  حضرت فاطمه(س) به مسجد پیامبر(ص) آمد و خطبه ای خواند که هنوز که هنوز است در تفسیر آن مطالب می نویسند و شرح ها می گویند.

شما بدانید که قرآن تنها معجزه پیامبر(ص) نبود بلکه علی(ع) و فاطمه(س) نیز از معجزات آن رسول گرامی اسلام(ص) می باشند.

آی مردم!!! بدانید که غم از دست دادن پدر نبود که سینه حضرت زهرا(س) را می رنجاند و او را اندوهگین ساخته بود، بلکه انحراف جامعه مسلمانان از خط مستقیم و راست،  خانه نشینی و سکوت علی(ع) و تنها و بی یاور بودنش، باعث گریه های شب و روز ایشان بود.

سردمداران قدرت نمی توانستند ناله ها و اشک های شب و روز فاطمه را تحمل کنند از علی (ع) خواستند تا فاطمه(س) را به بیرون شهر ببرد. حضرت امیر(ع) نیز چنین کرد. اما در بیرون شهر نیز توان تحمل آن سایبان نور را نیز نداشتند،  آن را خراب کردند چون این گریه ها فقط یک گریه ساده و معمولی نبود……!

اقدام زهرا(س) برای بازپس گیری حق رسالت و امامت و گریه های طولانی صبح و شام مسئله ای پنهان نبود. مردم جامعه به چشم خویش  آزار و اذیت هایی که بر یگانه دختر پیامبر می گذشت به روشنی لمس می کردند اما چرا ساکت بودند و هیچ نمی گفتند؟ به دلیل اینکه در آن روزگار فضای رعب و وحشت و ترس و تهدید به کشتن و بند کشیدن و زندان بردن به شدت حاکم بود.

علامه امینی در یکی از کتابهایش می نویسد که:  در یکی از شب ها، پس از وفات پیامبر(ص) مالک بن نویره را شبانه کشتند و همان شب به همسرش تجاوز کردند و هیچ کس خم به ابروی خود نیاورد…!

خلفای راشدین از یک طرف با ظاهر نمایی و پینه های پیشانی و نمازهای طولانی و حفظ قرآن (برای اطلاعتان بگویم که عمر خلیفه دوم ۱۲ سال تلاش کرد تا قرآن را حفظ نماید!) مردم را گول زدند و از طرف دیگر با ایجاد فضای ترس و وحشت و مخالفین را به زندان و شکنجه تهدید می کردند…

با این حال اینها از مقام و منزلت حضرت علی(ع) و فاطمه(س) خبر داشتند و باز این رفتارها را داشته اند؛ به عنوان نمونه روزی در کنار خانه خدا حضرت علی (ع) سیلی محکمی به صورت جوانی که در حال چشم چرانی بود، زد به طوری که از چشم آن جوان خون جاری گشت و آن جوان به جانب عمر خلیفه دوم رفت و شکایت کرد و در آن لحظه عمر به جوان رو کرد و گفت: چشم خدا تو را دیده است و دست خدا تو را زده است.

همچنین آنها بارها از زبان پیامبر درباره حضرت زهرا(س) شنیده بودند که فرموده بود: فداها ابوها… و یا احترام پیامبر(ص) را در مقابل ایشان و یا بلند شدن تمام قد در مقابل آن بانوی را دیده بودند ولی باز هم …

ای مردمان !!!! بدانید که حضرت فاطمه(س) حقیقت لیله القدر است و در شبی که نطفه پیامبر(ص) در رحم آمنه بسته شد با اجازه ایشان بوده است و به سبب همین است که پیامبر(ص) به ایشان لقب ام ابیها دادند!

مقام و منزلت او در قیامت و در آن لحظه ای که همه امت ها و خلق اولین و آخرین خواهند آمد و صحرای محشر برپا خواهد شد، بر همگان آشکار خواهد شد.

در آن زمان، امت ها به سراغ پیشوایشان می روند. نوح می گوید: بروید نزد ابراهیم و ابراهیم آنها را به پیش موسی و عیسی و آنها نیز پیامبر آخرالزمان حضرت محمد(ص) را نشان می دهند و همه خلق می آیند نزد رسول ما و آنگاه ایشان جبرائیل را صدا می زند و می گوید:  ای برادرم، فاطمه من کجاست؟ بگویید که بیاید که او حلال مشکلات امت هاست…در آن لحظه ندا می آید که ای اهل محشر چشمان خود را بپوشانید که فاطمه(س) سبب خلقت هر دو جهان وارد می شود و حضرت فاطمه(س) وارد می شود، در حالی که بر منبری از نور نشسته و هزار هزار ملک در جلو و هزار هزار ملک در پشت سر و هزار هزار ملک در سمت راست و هزار هزار ملک در سمت چپ و جعفر طیار در کنار دستش ایستاده‌اند.  آنگاه پیامبر (ص) رو به جانب دخترش می نماید و می فرماید که دخترم امت ها در آتش سوختند! آنگاه حضرت فاطمه(س) دست در زیر پیراهن خود می کند و پیراهن آغشته به خون و چاک چاک  پسرش امام حسین(ع) را بیرون می آورد و به پیشگاه خداوند عرضه می نماید و …

Print Friendly

یک نظر بگذارید