هیچ مطلبی وجود ندارد...

گزارشی از نخستین شب سوگواری بر حضرت زهرا (س)

نویسنده: محمد حیدری
ارسال شده در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۹۲

امسال هم ما با شنیدن اذان مغرب روز ۱۲ جمادی الاول خیمه عزای بانوی هر دو جهان ام ابیها حضرت زهرا (س) را در مجموعه ای که مزین به نام فرزند بزرگوارشان امام ششم حضرت جعفر صادق (ع) می باشد، بر پا کردیم…

در ابتدا، نماز مغرب و عشا را به امامت استاد حجت الاسلام والمسلمین حاج سید علی محمد حیدری گزارده شد. پس از اقامۀ نماز، آقای فلاح با نوای شیوای خود آیاتی چند از قرآن را تلاوت کرد و سپس مطابق سالیان گذشته درویش با شور و حال همیشگی مستمعین را با همان اشعار سنتی و پر از مفهوم  و ذکر مصایبی از مصبیت های ائمه (ع) با لحن گرم خود میهمان مجلس فاطمه(س) ساخت.

سپس سید گلاب، مداح خوش اخلاق و منش شهر با همان نوای پرسوز و صدای گرم و استادانۀ  خود در وصف حضرت زهرا(س) برای مردمی که به عشق آن بانو گرد هم آمده بودند اشعاری زیبا را خواندند و در پایان با ذکر گوشه ای از مصائب حضرت زهرا(س) زلال اشکها بر گونه های دلسوختگان آستان فاطمه سرازیر گشت.

در محفل روضه امسال نیز سعادت یار بود تا از بیانات شیوا و پربار اساتید خوب حجج اسلام حاج شیخ محمود امامی میبدی و شیخ حسین انصاری بهره مند باشیم.

در ابتدا شیخ محمود امامی با همان لحن آرام و گرم خود به منبر رفتند و پس از خواندن صلوات مخصوصه حضرت زهرا(س)  موضوع مورد بحث در این شبها را تفسیر بخشی از خطبه حضرت فاطمه (س) که پس از رحلت حضرت رسول(ص)در مسجد ایراد نمودند، بیان داشتند.

ایشان ادامه دادند که حضرت زهرا(س)در این خطبه معروف خود ۱۹ مورد از فرائض و احکام دین را برشمرده و تفسیر کرده اند که برای هر کدام نیز اسرار و حکمت هایی پر مفهوم را ذکر کرده اند…و از آنجا که فرصت کوتاه و مطلب های خوب در این خطبه بسیار است ما فعلا تفسیر این جمله از خطبه را که ایشان در همان ابتدای خطبه فرمودند بیان می کنیم :

قال فاطمه (س) : جعل الله الایمان تطهیرا من الشرک و الصلوه تنزیها عن الکبر «خدا ایمان را در عدم شرک ورزیدن به خود و نماز را برای جلوگیری از غرور قرار داده است».

حجت الاسلام امامی برای روشن شدن این سخن گهربار حضرت زهرا(س) مقدماتی را بیان داشتند… که در ادامه خلاصه ای از آن را برای شما می آورم.

آیا تا به حال این سوال در ذهنتان آمده که فلسفه ایمان چیست؟ بی شک تا کنون از دیگران شنیده اید که در عصر کنونی نیاز به حدیث و روایت و سخنان پیامبران و ائمه نداریم! و یا اینکه توحید و خداپرستی یک امر فطری است و نیاز به پیشوایان معصوم ندارد.

 در زمان پیامبران و به خصوص پیامبر رحمت حضرت محمد(ص) نیز این سوالات به اشکال و گونه های مختلف وجود داشته است ومردم با گفتن جملاتی از قبیل: همه انسانها در فطرت خود خدا را قبول دارند و بشر می تواند با عقل و فطرت خود بفهمد که باید در مقابل یک ذات مقدس و عظیم تعظیم کند…به اظهار این عقیده پرداخته اند. در حالی که واقعیت غیر از این است. اگر پیامبران نبودند و تربیت انسان در اختیار آنها قرار نمی گرفت، این فطرت در جان و روح او شکوفا نمی گردید و به راه باطل و انحراف کشیده می شد…

ایشان برای درک مطلب بهتر بحث چنین ادامه دادند که پیروان هر دین و آیینی به  سه موضوع پایبند و معتقدند: ۱-اعمال و رفتار ۲-اشخاص ۳-عقاید و باورها.

حال یک بحث کلی مطرح است که برای هر مسئله و موضوعی یک اعتقاد درست و حق وجود دارد و یک اعتقاد باطل و غلط… در مسئله، پیروی از یک دین که منجر میشود به معتقد بودن به سه موضوع (اعمال، اشخاص، عقاید) اگر با آنچه واقیعت دارد و دین صحیح و حق است مطابقت داشته باشد، اعتقاد آن پیرو نیز حق بوده و اگر نه اعتقاد او به دینی که دارد باطل بوده و یا به قولی راه حق را انتخاب نکرده است…

حال شما با خود فکر کنید شخصی که اکنون ۵۰ سال دارد و به یک دینی معتقد بوده است که باطل بوده یا با واقعیت مطابقت ندارد، اگر از دنیا برود چه پیش می آید؟!

برای همین است که پیامبران و خصوصا و پیامبر ما حضرت محمد(ص)و ائمه اطهار همه زندگی خود را صرف شکوفا شدن این فطرت و هدایت آن به راه حق و درست می کردند و از اینکه می دیدند شخصی به یک اعتقاد غلط رسیده غصه و افسوس می خوردند و تلاش می کردند تا شخص به راه حق بازگردد…

حال در پایان به ابتدای سخن و به  آن فراز بلند از خطبه حضرت زهرا(س)برمی گردم که ایشان فرمود: «جعل الله الایمان تطهیرا من الشرک» یعنی ایمان حقیقی و درست در گرو اعتقاد به لا اله الا الله می باشد و اگر بشر به غیر از این را باور داشته و برای خدا شریک قرار دهد راه کج را انتخاب کرده و به سعادت و کمال و مقام والای انسانی که خداوند برای او در نظر گرفته، نخواهد رسید. این اعتقاد اولین مرتبه ای است که شخص باید به آن پای بند باشد تا به راه درست و حق برود و اینکه فقط او را رب و پروردگار و خالق جهان هستی  بداند و باور کند که ما همه عبد و بنده او هستیم …

اگر در جامعه ای  مردم  به لا اله الا الله باور حقیقی پیدا کنند و ارتباط خود را نیز با خالق به خوبی حفظ کنند، دیگر شاهد این همه آسیب اجتماعی و ضد اخلاقی مانند فحشا و فساد و دورغ و … نخواهیم بود…

پس از ایشان حجت الاسلام شیخ حسین انصاری منبر رفت و  برای حاضران سخن گفت. ایشان در ابتدای سخن، موضوع منبر خود را  تأملاتی در نسبت دین و زندگی برشمرد که آن را برگرفته از قسمتهایی  از خطبه حضرت زهرا(س) می دانند.

ایشان  سخن خود را با ذکر این سوالات آغاز کردند: چرا نمی توان بدون دین زندگی کرد؟  چرا با اینکه در سال های نه چندان دور گروهی از دانشمندان و متفکرین می خواستند به بشر بفهمانند که دیگر توانایی و شعور و علم بشر به حدی رسیده که نیاز به دین و انبیاء و سخنان و رهنمودهای آنها ندارد؛ اما امروزه و در عصر کنونی آنها از طرح چنین بحثی  دوری کرده و باور پیدا کرده اند که بدون دین نمی توان زندگی کرد؟

در تکمیل سخنان صدیق خوبمان آقای امامی که فلسفه بعثت پیامبران را بیان داشتند و بخشی از خطبه حضرت زهرا (س) را بیان نمودند، باید بگویم که در همان خطبه حضرت زهرا(س) پس از بیان توحید و اینکه لازمه ورود به دین و راه درست ایمان است و لازمه این ایمان اعتقاد به کلمه لا اله الا الله می باشد…  حضرت بیان می دارد که پیامبران قیام کردند برای آنکه مردم را از گمراهی نجات داده و به راه حق هدایت کنند (فهداهم الی الدین القویم) و به یک دین استوار و راست و درست رهنمون کنند.

برای بهتر درک شدن مطلب لازم برایتان بگویم که در زبان عرب کلمه قائم به دو معنا استفاده می شود،یکی به معنای راست قرار گرفته و یکی هم به معنی استوار و ماندگار.

زندگی بعضی از انسانها  می تواند لغزنده باشد و به راه کج و غلط کشیده شود. قرآن آن را به زندگی غیر ایمانی و غیر دینی تشبیه کرده و از آنها به نام مذبذبین یاد می کند. در واقع باید گفت که  اولین کار دین  ثبات بخشیدن و استقرار دادن به زندگی است. در قرآن نیز اینگونه آمده : قالوا ربنا الله ثم استقاموا، «آنان که گفتند پروردگار ما خداست و بر آن راه راست ماندند»….

برای مثال شما مشاهده می کنید که تغییر مواضع سیاسی، به آسانی می تواند رابطه دو دوست و یا حتی دو برادر و یا پدر و فرزند را متزلزل کند…  حال اگر قرار بود که ما در اعتقادات و مسائل دینی استوار نبوده و تغییرات داشتیم چه پیش می آمد لحظه ای فکر کنید…!

اما دومین کاری که دین انجام می دهد هدف بخشیدن به زندگی می باشد و یه همین جهت است که شما مشاهده می کنید که زندگی افراد دیندار نسبت به زندگی آنان که با دین رابطه ای خوب ندارند هدفمندتر بوده است. آنان دچار روزمرگی نشده اند و همان گونه که آقای امامی نیز فرمودند با داشتن ایمان به خدا و عدم شرک ورزیدن به او و داشتن رابطه ای سالم و صادق با خدا می توانیم زندگی دیندارانه را تجربه کرده و با هدف زندگی خود را دنبال نماییم. …

این بود گزارش گونه ای ،از مراسم شب اول  فاطمیه امسال در مجموعه امام صادق (ع)…

نکته:  برای من این نکته بسیار تعجب آور شد : از آنجایی که در انتخاب موضوع دو استاد گرامی با هم از قبل هماهنگ نکرده بودند ولی مباحث چه بسیار به هم نزدیک بوده و هر یک مکمل دیگری قرار گرفت، من این هماهنگی و نزدیکی را گوشه ای از عنایات بی دریغ حضرت زهرا(س) بر حاضران می دانم…!

Print Friendly

یک نظر بگذارید