هیچ مطلبی وجود ندارد...

دفاع از محرومان؛ کاری بزرگ از محمد(ص) خاتم پیامبران

نویسنده: نرگس انصاری- کارشناسی ارشد ادبیات فارسی
ارسال شده در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۹۱

زندگی بشر در کره ی خاکی، مانند خیمه ای است که باید همواره ستون میانی آن افراشته و استوار باشد. تا بشریت، از ضعیفترین تا قویترین ، همه بتوانند در  زیر آن جای گیرند، و به همه مواهب و نعمتها برسند. خداوند زمین را برای بهره وری همه ی مردم زمین قرار داد. (الرحمن، ۱۰) اما آنچه در تاریخ تا کنون گذشته است جز این بوده است، ظالمان سیاسی، و بدتر از آنان ظالمان اقتصادی، همواره این ستون فرازمند را فرو افکنده و شکسته اند… و می خواهند با حریم گذاری و باند بازی و ویژه خواری، همه را محروم و نیمه محروم سازند، و از همه ی فرصت های تربیتی و اخلاقی فردی و اجتماعی بازدارند، و از داشتن فرهنگ بی بهره گردانند … سپس خود و نزدیکانشان به هر چه می خواهند برسند[۱].

حافظه روشن تاریخ، از پادشاهان و فرمانروایانی آکنده است که کاخ ها ی اشرافی و زندگی افسانه ای آنان ، همراه با اسراف ورزی های شگفت آورشان انسان را در بهت و حیرت فرو می برد. کاخ های فرعونیان، در عصر پیامبران گذشته، و زندگی پادشاهان روم و ایران در عصر  بعثت پیامبر (ص) گواه روشن این مدعاست.

در برابر کسانی از تبار مردان خدا و پیامبران نور، هم بوده‌اند که به هر نسبتی که  در تحقق حاکمیت سیاسی، پیش رفته‌اند به چندین برابر، محدودیت در بهره مندی را بر خود روا داشته اند. تا آنجا که گاه ، برخورداری از یک زندگی عادی را بر خویش ناروا دانسته‌اند.[۲]

خدا پیامبران  را از میان طبقات مستضعف بر انگیخت … و این خود موفقیت بزرگی برای دعوت اصلاحی آنان و ریشه دار کردن آن به شمار می رفت . و آثار مثبت آن، در برنامه های فردی و اجتماعی آنان آشکار می شد. زیرا که آنان حقایق زندگی را در می یابند و سختی ها و تلخی های را که حیات طبقات پایین با آن آمیخته است در می یابد. آنان ناراحتی زندگی  طبقات محروم را چشیده اند و  با دردهای آنان آشنا بودند و دریافتند که فقر چیست و چه نتایجی به بار می آورد و دانستند که آثار فقر چگونه بر شخصیت آدمی چیره می شود و آن را خرد می کند. به همین جهت با تمام قدرت به بازگرداندن کرامت انسان و زنده کردن حقوق غصب شده ی او پرداختند.[۳]

هدف دین استوار الاهی، در احکام اقتصادی این نیست که به مسکینان، نان بخور و نمیری بدهند که آنان را از دست مرگ نجات دهد، بلکه هدف سازنده دین، تجدید کرامت انسان است. بالا بردن تراز معیشتی او تا تراز اقتصادی جامعه، بی نیاز کردن آبرومندانه توده مردم، از طریق رساندن سطح زندگی آنان به دیگر مردم، و رهانیدن از فشارهای هلاک کننده تهیدستی برنامه ای اساسی است. [۴]

نهضت پیامبران تنها منحصر به قلمرو فکری و معنوی نبود . .. آنان برای بالا بردن زندگی مادی و معیشتی انسان ها نیز تلاش می کردند. آنچه مسلم است این است که حرکت تکاملی انسان ، با همکاری جسم و عقل صورت می گیرد و این همکاری زمانی فراهم می آید که انسان از وسایل معیشت مناسب بهره مند باشد و در نظام اجتماعی شایسته ای زندگی کند. [۵]

چناچه آخرین پیامبر خدا هم چنین  بود و شیوه ی زندگی را بر همین قاعده استوار کرده بود. شیوه ای که نه امروز و برای ما، بلکه برای مردمان همه روزگار نیز مایه شگفتی می شد:

مردی از اصحاب پیامبر(ص) بر او وارد شد، در حالی که پیامبر (ص) بر روی حصیری نشسته بود که اثری از آن بر بدن حضرت دیده می شد و بالشی (زبر و درشت) از لیف خرما داشت که نشانی از آن بر چهره ی وی مانده بود. مرد صحابی به بوریا و بالش زبر دست می مالید و می گفت: نه کسری به این راضی بود و نه قیصر، آنان بر حریر و دیبا می خوابند و تو بر این حصیر؟! [۶]

پیامبر به خوبی درک می کند فقری که شخص فقیر برای آن چاره گری نیابد پشت آدمی را می شکند[۷]، جامعه او را به فراموشی می سپارد.[۸] کارها و اقدامات اساسی در دست توانگران و ثروتمندان و زیاده طلبان قرار خواهد گرفت.[۹] شخص فقیر به انواعی از انزواهای فکری و فرهنگی ، اجتماعی، سیاسی، حقوقی و … گرفتار می شود.[۱۰]

آیات روشن وحی بر پیامبر نازل می شود و به او فرمان می دهد که خویشتن را به همراهی با کسانی شکیبا سازد، که صبح و شام پروردگار خویش را می خوانند و او را همی طلبند … (کهف ۲۸ )در تفسیر[۱۱] این آیه بیان شده کسانی (از قریش) که پیامبر (ص) از آنان  دلجویی می کرد، نزد او آمدند … و گفتند: ای پیامبر خدا! اگر در صدر مجلس بنشینی و این بینوایان و بوی گند ایشان را از ما دور کنی ، ما در کنار  تو خواهیم نشست، و به سخنان تو گوش فرا خواهیم داد، هیچ چیز جز اینان مانع درآمدن ما نیست.

آن هنگام بود که این آیه های انسان ساز نازل شد. پیامبر به جستجوی آنان برخاست و در پایین مسجد آنان را در حال ذکر خدا یافت، و آنگاه فرمود : زیستن من با شما است، و مردن هم با شما خواهد بود. [۱۲]

پیامبر اکرم(ص) به فرمان آن کتاب آسمانی روحیات و بینش طبقاتی جاهلیت را درهم شکست و آنگاه که سران قریش از او خواستند تا مسلمانان اولیه مانند عمار، بلال ،صهیب و … را به خاطر تنگدستی و فقرشان از مجلس خود براند، (سیره پیامبر در رهبری و انسان سازی ، ۷۸) این آیه نازل شد که: و کسانى را که پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مى‏خوانند- در حالى که خشنودى او را مى‏خواهند- مران. از حساب آنان چیزى بر عهده تو نیست، و از حساب تو [نیز] چیزى بر عهده آنان نیست، تا ایشان را برانى و از ستمکاران باشى.(انعام، ۵۲)

یکی از ویژگی های آشکار پیامبر (ص) در مدت رسالتش همین همنشینی[۱۳] او با فقرا و محرومان جامعه و دفاع از حقوق از دست رفته ی آنان است. چنان که به اعتراف همگان چه مسلمان و چه غیر مسلمان پیامبر (ص) چنین روشی در پیش گرفته،  یعنی همواره با فقرا و محرومان جامعه زندگی می کرد و همراه آنان فشارها و دردهای استخوان ساز فقر را تجربه کرده و به دنبال راهکارهای عملی برای درمان این آسیب اجتماعی می گشت.

چنانچه گوستاولوبون در کتابش می نویسد: در پیش او، نیرومند و ناتوان در برابر حق یکسان بودند، مستمندان را دوست می داشت، و هیچ گاه بی نوایی را به خاطر ناداریش با نظر حقارت نمی نگریست. … او روی زمین می نشست، کفش و جامه خود را خود وصله می زد، و همان کفش و جامه وصله زده را به تن می پوشید.

آنه ماری شیمل اسلام شناس آلمانی در کتاب محمد رسول خدا می نویسد: که منابع از التفات محمد (ص) به ضعیفان با ستایش یاد کرده و از عطوفت او همیشه با تأکید سخن گفته اند.[۱۴] و باز در این کتاب آمده:  که نانش را از جو  نابیخته می پختند، و در برخی خبرها وصف کرده‌اند که چگونه اهل خانه او، خاصه دختر دلبندش فاطمه (ع)، چند شب پیایپی گرسنه می‌ماندند. [۱۵]

پیامبر(ص) هرگز با شکم سیر نخوابید مبادا که گرسنگان را از یاد ببرد، همواره هم صحبتی و هم نشینی با آنان را فرو گذار نکرد تا به شاد خواری زیاده خواهان گرفتار نشود. پیوسته با محرومان جامعه زندگی کرد و به آنان عشق ورزید. احساس تعلق پیامبر به محرومان و زنده کردن حقوق از دست رفته شان، مایه ی آرامش روانی آنان می شد. چنانچه پیامبر (ص) می فرمود “ای محرومان زندگی با شما و مرگ نیز با شما”. [۱۶]

ابن مسعود گوید: مردی نزد پیامبر آمد و با او سخن می گفت: و در آن حال لرزه بر اندامش افتاده بود؛ پیامبر گفت: “راحت باش! من شاه نیستم، پسر زنی هستم که گوشت مانده ی خشک شده می خورد”. [۱۷]

پیامبر احساس تعلق خویش را روشن و آشکار بیان می کند آنجا که وسیله نزدیکی به خدا را دوستی مستمندان می داند و از خدا می خواهد که که زندگی و مرگ و زنده شدن دوباره او همراه مسکینان باشد.[۱۸] قرآن دفاع از حقوق محرومان را همواره به پیامبرش تاکید می کند: حق خویشاوند و مستمند و در راه مانده را بده. (اسرا ۲۶) بدین گونه است که پیامبر بزرگ اسلام به مثابۀ بزرگترین مدافع حقوق محرومان و به پیروی از این کتاب انسان ساز،  تا آنجا پیش می رود که برکت های شرق و غرب عالم را –در نهایت- میراث قومی می داند که فرودست و محروم و ضعیف نگه داشته شده اند. (اعراف /۱۳۷)

 


[۱] مرام جاودانه، ۳۱-۳۲٫

[۲] دولت آفتاب، ۱۷-۱۸٫

[۳] الحیاه ج ۲، ص ۹۸-۹۹٫

[۴] الحیاه ج۶ ص ۷۲۲٫

[۵] الحیاه ج ۲، ص ۹۷-۹۸٫

[۶] دولت آفتاب، ص ۱۴ و ۱۵٫

[۷] الحیاه ج ۴ ص ۳۹۰

[۸] الحیاه ج ۴ ص ۳۹۵٫

[۹] الحیاه ج ۴ ص ۴۰۵٫

[۱۰] ر. ک: الحیاه ج ۴ ص ۴۰۲ -۴۱۱٫

[۱۱] در تفسیر لاهیجی شرح داستان این چنین آمده است: على بن ابراهیم روایت کرده که روزى عیینه بن حصین بخدمت حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه علیه و آله آمد و سلمان فارسى رضى اللَّه تعالى عنه را در خدمت حضرت نشسته دید و چون در آن روز هوا بسیار گرم بود و مردم عرق میکردند از بوى عرق خرقه سلمان متأذى شده بعرض حضرت رسانید که اگر تو خواهى که ما رؤساء قریش بملازمت تو بیائیم این شخص را از مجلس خود دور کن و وقتى که ما از پیش تو برویم هر کرا خواهى در مجلس خود درآر(ر.ک: تفسیر لاهیجی، ج۲ ص ۸۹۰)

[۱۲] الحیاه، ج ۲ ص ۷۹-۸۰ و نیز: الحیاه ج ۴ ص ۵۰۶ و ۵۸۳٫

[۱۳] ر.ک: الحیاه ج ۴ ص ۵۸۷٫

[۱۴] محمد رسول الله، ص ۷۸٫

[۱۵] محمد رسول الله، ۸۰-۸۱

[۱۶] دولت آفتاب، ۲۴ و نیز الحیاه ج ۴ ص ۵۹۶٫

[۱۷] الحیاه ج۲ ص ۶۷٫

[۱۸] ر. ک: الحیاه ج۲ ص ۷۵

منابع:

  1. قرآن، ترجمه فولادوند
  2. حکیمی، محمد رضا، علی ، محمد، الحیاه، ترجمه احمد آرام (ج ۲و ۳و ۴و ۵ و۶)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۰٫ تهران
  3. گوستاولوبون، تمدن اسلام  و عرب، ترجمه: سید هاشم حسینی، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۵۸٫
  4. حکیمی، محمد رضا، مرام جاودانه،انتشارات دلیل ما، چاپ اول، ۱۳۸۲٫ قم
  5. شیمل، آنه ماری، محمد رسول الله، ترجمه حسن لاهوتی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی چاپ سوم، بهار ۱۳۸۵٫ تهران.
  6. انصاری، حسین، دولت آفتاب، انتشارات کاتبان، چاپ اول، ۱۳۸۵ مشهد.
  7. شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر لاهیجی، تحقیق: میر جلال الدین ارموی حسینی ارموی، دفتر نشر داد، چاپ اول، ۱۳۷۳٫ تهران
  8. ابوالخیر، علی، رسول برگزیده(ص) انقلاب کلمه مقدس، ترجمه دکتر حامد صدقی و حبیب الله عباسی، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۸۵٫ تهران
  9. دفتر فرهنگ اسلامی – معاونت پژوهشی، مقالات برگزیده همایش چشم انداز، شهر آرزوها از منظر پیامبر اعظم، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی یزد، چاپ اول، ۱۳۸۷٫ یزد
  10. الصفار، سالم، سیره پیامبر در رهبری و انسان سازی، ترجمه: غلامحسین انصاری، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ بیست و یکم، پاییز ۱۳۸۶٫ تهران
Print Friendly

۲ نظر برای این مطلب

  1. با سلام
    همسرم
    یسیار خوب بیان کرده ای گوشه ای از زندگی سراسر درس آموز حضرت محمد(ص) را. ای کاش رهبران جوامع کنونی همین اندک رفتار پیغمبر(ص) را الگو قرار میدادند؛به راستی اگر چنین میشد آیا دیگر شاهد این همه غارت گری ها و جنگها و پایمال شدن حقوق مردمان و ملتها می بودیم…

  2. باسلام
    خانم انصاری واقعا مطلب آموزنده و تامل برانگیزی بود. باشد که مانیز چونان پیشوایان خویش عمل کنیم

یک نظر بگذارید