هیچ مطلبی وجود ندارد...

زینب ، تکرار و تکثیر الگوی فاطمی ،سلام الله علیهما

نویسنده: سعیده کارگر، مهشید موسوی ندوشن
ارسال شده در تاریخ ۱۰ آذر ۱۴۰۱

 چکیده

در تاریخ اسلام از خاندان نبوت و پیروان اهل بیت، همواره زنان بزرگی برآمده اند که نقشی به سزا در زمانۀ خویش ایفا کرده اند. یکی از آنان، حضرت زینب (س) قهرمان کربلا و شیرزنی است که نیمی از حماسۀ کربلا با وجود او بپا می شود. بزرگ ترین امتیاز بانو زینب(س) در این راه، تبعیت از الگوی مادرش فاطمه زهراست. به گونه ای که زینب (س) را تکرار و تکثیر الگوی فاطمه (س) و آینه تمام نمای خصایل نیکو، ارزشهای والای انسانی و ملکات روحی حضرت زهرا (س) ساخته است. برخی از محورهای اصلی الگو گیری و تاثیر پذیری ایشان، عدالت خواهی ،آگاهی و معرفت،  پایداری و مقاومت و استواری ایمان می باشد. در این مقاله، که برگرفته از منبرهای حجت الاسلام حسین انصاری در موضوع: «زینب(س)، تکرار و تکثیر الگوی فاطمه(س)» می باشد، سعی شده است، به بررسی نقش و تاثیر حضرت زهرا(س)، در شخصیت و رفتار حضرت زینب(س)، پرداخته شود.

کلیدواژه:فاطمه(س)، زینب(س)، الگوی فاطمی، انصاری

مقدمه

الگو ها و شخصیت های بزرگ اگر تکرار و تکثیر شوند، ارتباط نسل‌های پسین با آنها، قطع نمی شود. آنچنان که در زندگی حضرت زینب (س) به روشنی با تکرار و تکثیر الگوی حضرت زهرا (س) رو به رو هستیم. اگر فاطمه(س)، زینب(س) را نداشت، با وجود عمر کوتاه و دشمنی هایی که با ایشان  بود، بسیاری از خصایل، ارزش ها و ملکاتش به آیندگان نمی رسید و در گذر تاریخ، فراموش می گشت. در حالیکه اکنون بخش عمده‌ای از آن خصایل در حرکات و جمال و رفتار زینب (س) خودش را نشان می‌دهد. به گونه ای که اگر زینب (س) در چنان نزدیکی تاریخی نبود و نمی زیست و بدان گونه زندگی نمی کرد شاید الگوی مناسبی که زندگی و رفتارش، پا به پای فاطمه (س) قابل ملاحظه باشد، در سدۀ اول هجری، و بلکه در گذشتۀ تاریخ نمی‌توانستیم بیابیم . (انصاری، بهمن۱۳۹۶)

یکی از نویسندگان عراقی معاصر، در کتاب «فاطمه و المفضّلات من النساء» یعنی «بانو فاطمه(س) و زنان برتر» در باره حضرت زینب (س) چنین می نویسد: «لا یخفى إن أکمل امرأه فی الأمه بعد سیده النساء فاطمه هی ابنتها الصدیقه الصغرى زینب الکبرى، راجع ترجمتها فی کتاب زینب الکبرى، للشیخ جعفر النقدی، ولنا ترجمه لها فی کتابنا (دراسات موضوعیه فی الإمام الحسین وعشره محرم) فی الجزء الثالث… ؛ پوشیده نیست که کامل ترین زنان در امت اسلامی پس از فاطمه زهرا(س) فقط دختر ایشان، صدیقه صغری، زینب کبری است که برای شرح تاریخ زندگی او به کتاب « زینب الکبری» نوشته شیخ جعفر النقدی می توانند مراجعه کنند همچنین ما نیز شرح احوال زندگی ایشان را در کتاب «دراسات موضوعیه فی الامام الحسین(ع)» در جزء سوم آورده‌ایم…»[۱]

نویسنده همانجا در ادامه بحث به دو بیت زیبا از متنبّی، شاعر بزرگ عرب، در اشاره به جایگاه زنان برتر استشهاد می کند که مصداقی بهتر از زینب بزرگ(س) برای آن نمی توان جُست.

فإن تکن النساء کمن ذکرنا / لفُضّلت النساء على الرجالِ

فلا التأنیث فی اسم الشمس عیب / ولا التذکیرُ فخرٌ للهلالِ

– اگر زنان همانند زنی باشند که ما یاد کردیم / به یقین، زنان بر مردان برتری داده خواهند شد.

– پس دیگر نه تأنیث در نام«شمس» برای آفتاب، عیب است / و نه مذکر بودن برای«هلال» مایۀ فخر.[۲]

بحث

حجت الاسلام انصاری سال ۱۳۹۶، در استان یزد، در مجالس تعظیم شعائر اباعبدالله الحسین(ع)، موضوعی را با عنوان «زینب(س)، تکرار و تکثیر الگوی فاطمه(س)»، مستقلا سخنرانی کرده و پیرامون آن مباحث مفیدی بیان داشته است. همچنین موضوعات دیگری در ارتباط با حضرت زینب(س) در طول سالها و به مناسبت ایام ولادت و وفات آن بانوی بزرگ به بحث گذاشته است که در این مقاله سعی شده تا با استفاده از مجموعه سخنرانی ها، به نقش حضرت زهرا(س) در شکل گیری شخصیت حضرت زینب(س) و اهمیت الگوبرداری حضرت زینب(س) از شخصیت مادر بزرگوارشان، نمایانده شود. از دیدگاه استاد انصاری، مهمترین موارد از نقش الگوی شخصیتی فاطمه(س) در زندگی بانو زینب(س) در چهار محور، تکرار شده است که دراین مقاله به آنها پرداخته خواهد شد.

تربیت قرآنی و الگوپذیری از دیدگاه اهل بیت(ع)

مسیر تربیت دینی از کودکی و بلکه خرد سالی و دوران جنینی، آغاز می شود و به شیوۀ مکتب های مادی به دوران نوجوانی و بلکه جوانی و پس از آن محدود نمی شود. قرآن برای کودکان ، جایگاه پر اهمیتی قائل است که حتی مسائل مهمی مانند جنگ و صلح را در بر می گیرد. «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا. و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات‌] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‌جنگید؟ همانان که مى‌گویند: «پروردگارا، ما را از این شهرى که مردمش ستم‌پیشه‌اند بیرون ببر، و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده، و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما.» (نساء/۷۵،ترجمه فولادوند)

قرآن، در این آیه، کودکان را در کنار مردان و زنان قرار می‌دهد تا دانسته شود که به وضعیت کودکان در بافت اجتماعی جامعه باید توجه کافی و مناسب بشود و کودک از نگاه قرآن حق دسترسی به نیازهای فطری خود را دارد و دارای چنان جایگاه خاص حقوقی است که خواسته و درخواست به حق و فطری او ارجمند و بایستۀ پیگیری است. اهل بیت(ع) نیز از همین نگرش تربیتی، برای جایگاه کودک ارزش و اهمیت خاصی قائل شده اند. حتی به عنوان نمونه امر شده است که کودکان خود را از پنج سالگی به نماز و از هفت سالگی به تسبیحات حضرت زهرا(س) وا دارند، تا کودکان در موقعیت خطاب های الهی بزرگسالانه قرار بگیرد و در بهره وری از حقوق اجتماعی نیز با آنان همسان بزرگسالان رفتار شود. در نظام تربیتی شیعی، روش کار بدین گونه است که کودکان بعضی از تجربه‌ها و سخن‌ها و رفتارها را ببینند و تجربه کنند تا در رشد و شکوفایی شخصیت وی در بزرگسالی مؤثر باشد. همانطور که از دیدگاه آیت‌الله سید محمد کاظم قزوینی،[۳] در کتاب زندگانی حضرت زهرا(س)؛ فاطمه(س) در کودکی ، رنج ها و سختی‌ها را تجربه کردند و ساختار شخصیتی ایشان در کنار عنایات و علم الهی، به چنان رشد و بالندگی رسید که در زمان وفات حضرت خدیجه(س) واسطه رساندن پیام حضرت خدیجه(س) به رسول‌الله بوده است و وصیت مادر بزرگوار خود را به محضر پیامبر (ص) می رساند. سپس همین شیوه، الگوی حضرت زهرا (س) شد و حضرت انجام خواسته خود را برای روز عاشورا به دختر خردسال خود؛ حضرت زینب(س) بازگو کرده و ایشان را واسطه بین خودشان و حضرت سیدالشهدا(ع) قرار دادند. باز به همین بیان، آموزش های حضرت فاطمه(س) در بارۀ موضوعات بزرگ ومهم در ایام کودکی، از محضر پیامبر(ص) در کتاب زندگانی فاطمه زهرا(س) نیز مورد توجه و تاکید دکتر سید جعفر شهیدی بوده است.[۴]

به راستی تربیت اسلامی چگونه است که در آن طفلی خردسال و کودکی کم سن و سال، مانند خواهر حضرت موسی(ع) واسطه اموری بزرگ می‌شود و چنان درک و آگاهی بالایی از خود نشان می‌دهد که گویا سالهاست در این دنیا زیسته و تجربه کسب کرده است[۵] و گویا از بدو تولد با عقلی در رده بزرگسالان به دنیا آمده و در حالیکه کودکی بیش نیست مانند بزرگسالان رفتار می‌کند .(انصاری،آذر۱۴۰۰)

الگوپذیری از حضرت فاطمه (س)

تکرار الگوهای بزرگ، بسیار دشوار و سخت است. هم به لحاظ فردی و هم به جهت زمینه های اجتماعی. به طور مثال در یک جامعه باید قرن ها بگذرد تا شخصیتی ممتاز و الگویی دوباره تکرار شود. در عرصۀ سیاست، ادبیات و حماسه وضعیت به همین شکل است و جامعه به ندرت و با تحمل سختی های فراوان به تکرار شخصیت های الگویی دست می یابد.  به این ترتیب در الگوهای بزرگتر، تکرار بسیار دشوارتر خواهد بود. بر اینها باید افزود که یکی از وجوه عظمت حضرت زهرا(س) این است که ایشان تکرار شدنی نیستند، ولی خداوند عنایت کرده و حضرت زینب الگوی تکراری برای مادر بی مانند خود بودند و تمثیل و بیانی دیگر از حضرت زهرا(س) شدند.

البته از محاسن الگوپذیری حضرت زینب(س)، در این بحث این است که در جایگاه عصمت از لحاظ کلامی شیعی قرار نمی‌گیرد. شیعه به جز انبیای گذشته، از نظرگاه کلامی فقط چهارده نفر معصوم دارد. زینب (س) با اینکه دختر بزرگ فاطمه (س) است، اما به لحاظ کلامی در فهرست کسانی که اعتقاد به عصمت آنان برای تکمیل ایمان واجب و لازم است، قرار نمی گیرد. در این مقام اگر چه به ظاهر در جایگاه انسان عادی  محاسبه می شود ولی از لحاظ افق بصیرت، طهارت، پاکی، عفت و ارزش های عالی انسانی و مرتبۀ بلند معرفتی و شناخت ربوبی، که زینب(س) داراست در جایگاهی قرار می گیرد که اهل معرفت، مقام ایشان را متفاوت از جایگاه عصمت نمی بینند. این مطلب از نقاط قوت زندگی حضرت زینب(س)، در تکرار الگوی فاطمه(س) است از آن جهت که به جامعه بشری عادی نزدیک است ، ولی در عالی‌ترین نقطه اتصال و شباهت به مادر است و به گونه کاملی از الگوی مادر تبعیت می کند.

امامت گر بُدی لایق، زنان را فاش می گفتم

کـه بـر خـلــق دو عـــالم مقتـــدا زینب

… شبیه مادرش زهرا بدی، سرتا به پا زینب (مشکات کاشمری، ثقه الاسلام شیخ علی امامی، ۱۲۵۰-۱۳۳۰ش)

نکتۀ مهم دیگر اینکه، بانو زینب (س) زمان زیادی را با مادر بزرگوارش سپری نکرده است. این مهم می تواند، الگوی حضرت فاطمه (س) را به رغم فاصلۀ تاریخی که وجود دارد، ممکن تر کند. باور بیشتر افراد جامعه، این است که گویا لزوماً برای بهره بردن از یک الگوی خوب، باید زمان زیادی را با استاد یا شخصیت الگویی مورد نظر همراهی کنند. در الگو گیری های دینی، مثلا رابطۀ استادی و شاگردی، چنان است که شاگرد سی تا چهل سال با استاد همراه می شود و زمان زیادی را با الگوی خود سپری می کند، اما زینب (س) فرصت زیادی برای این بهره وری در اختیار نداشت. فقط کمتر از پنج سال و اندکی که به صورت عادی، زمان قابل توجهی نیست. ولی از آنجا که بانو زینب(س) در شناخت مادر و اهداف ایشان بسیار جدی بوده اند، توانستند درتمام عمر، الگوی تکرار شده ای برای شخصیت حضرت زهرا(س) باشند و نشان دادند که انسان ها تنها در شناخت حضوری و رودر رو نیست که الگوگیری می کنند، بلکه از ورای دوران ها و عقبۀ تاریخی نیز می توان از مدلهای بی مانند الهی، به درستی الگوبرداری کرد. (انصاری، بهمن ۱۳۹۶)

زینب(س) در معاصرت نیاموخت، آنچه را آموخت بلکه در شناخت الگوی مادر آموزش خود را کامل کرد. عمر کوتاه حضرت زهرا (س) به دلیل شهادت در جوانی، به اندازه ای نبود که سالهای طولانی در کنار دختر خود زندگی کنند تا زینب(س) بتواند فرصت بیشتری با مادر همراهی داشته باشند، ولی به لحاظ دریافت هایی که از الگوی مادر دارد، عمر پنجاه و هفت سالۀ خود را برهمان چینشی بنیاد می کند که زندگی مادرشان بر آن استوار بود و این از زیبایی ها و نقاط قوت زندگی حضرت زینب (س) است. پس در الگو گیری نیاز به هم عصری و همزمانی در بُعد زمان و مکان ، ضروری نیست بلکه باید کوشش شود به شناخت درست، دست یابند. امروزه بعضی از دین ستیزان و مخالفان، بهانه غیر هم عصر بودن را برای جدایی از الگوهای دینی دلیل می آورند و به این بهانه، خود را از زیر خیمۀ دین بیرون می کشند. در حالیکه باید با اتکاء به شناخت کاملتر، با وجود گذر اعصار و قرون، از اولیای معصوم(ع) ارزش ها را آموخت و به ایشان نزدیکتر شد و قرابت الگویی یافت. همان گونه که قرآن می فرماید: « وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ » (عنکبوت/۴۳). این ها مثل ها و نمونه های عالی حیات و انسانیت و ایمان هستند، که بشر باید از ورای اعصار و قرون آن ها را بشناسد. (همان)

بنابر این نام بردن از حضرت زینب (س) به عنوان نماد اصلی در تکرار و تکثیر الگوی بانوی بزرگ اسلام، با آنکه تنها در دوران طفولیت و خردسالی با ایشان زیسته است، گزافه گویی و اغراق نیست. البته طبیعی است که با گذشت چهارده قرن از تاریخ حضرت زهرا (س)، به ذهن افراد، به خصوص نسل جوان پرسشی شکل بگیرد که چگونه از حضرت زهرا (س) بعد از گذشت قرنها می شود الگوبرداری کرد؟ که در پاسخ باید گفت چنانچه، ارتباط از ورای قرن ها و اعصار ولی بر اساس آگاهی و فهم و درک مناسب استوار باشد، دیگر هیچ زمانی برای الگو گرفتن از شخصیت‌های عالی گذشته دیر نیست. همچنان که حضرت زینب (س) تجربۀ چنین وضعیتی را در زندگی خود پس از شهادت مادر، داشت و کارایی آن را به همه نشان داد. (انصاری، بهمن ۱۳۹۶)

نکتۀ مهم دیگر دربارۀ الگوبرداری در عصر معاصر از شخصیتهایی همچون حضرت زهرا و حضرت زینب(س) این است که متاسفانه امروزه چنین الگوهایی را با زندگی معاصر تطبیق نمی دهند و نتیجه کار همین می شود که نسل جوان درباره الگوهای دینی دچار خطا می شوند. مثل اینکه ناآگاهانه، زینب(س) را صرفاً زنی متعلق به دوران گذشته بفهمند در حالی که آن بانوی مقدس، الگویی بسیار فراتر از حد مردان است… و به تعبیر جناب عمان سامانی در مثنوی معروف خود، که در ستایش زینب(س) گفته است:

زن مگو، مَرد آفرین روزگار / زن مگو، بنت الجلال، اُخت الوقار

زن مگو، خاک درش نقش جبین / زن مگو، دست خدا در آستین(عمان سامانی، گنجینه الاسرار)

همه سخنها در این تعبیر زیبای «مردآفرین» نهفته است. زیرا اگر به این الگوی زیبا در وجود حضرت زهرا(س) و زینب(س) به درستی نگریسته شود، گاهی از مردانگی خود، باید شرم داشت…!» (انصاری، بهمن ۱۳۹۸)

با وجود همۀ ستیزه گری ها و کوتاهی ها باید گفت، یکی از حسن ها و جلوه گری های شخصیت آن بانوی گرانقدر، دراین حقیقت نهفته است که، آنچه را مادر داشت به گونه‌ای تکرار کرد و آن ارزش هایی که مادر آفریده بود را از نو، تکثیر کرد و آن مرام و منش را دوباره به انسان های آزاده با وضعیت بهتری نمایاند و جامعه بشری را تا امروز شگفت‌زدۀ خود کرد. از برخی صاحب‌نظران عرب نیز مشابه این عبارت آمده است که «در تاریخ بشری، زنی را نمی توان یافت که در عظمت و بزرگی هم پای زینب (س) باشد، جز مادرش، فاطمه (س)».

برداشت اندیشوران جهانی در این باره

زینب(س) در نگاه متفکران و اندیشوران جهان نیز در چارچوب شخصیت مادرشان حضرت فاطمه(س) معنا می شود. سایۀ زندگی وتأثیر گذاری شخصیت فاطمه(س) بر جایگاه بانو زینب(س) در پژوهش های دیگران به روشنی قابل مشاهده است. به گونه ای که معمولا پس از پژوهش و تحقیق پیرامون حضرت فاطمه(س) بی اختیار نظر آنان به بررسی زندگی زینب(س) جلب می شود و واقعیت الگوپذیری زینب آشکار می گردد.

معرفی و شناخت دانشمندان و متفکران جهانی که دربارۀ حضرت زینب(س) تالیفات و یا تحقیقاتی انجام داده اند، طولانی است اما در این میان یکی از محققان معاصر، که دربارۀ حضرت زینب(س) نیز به تحقیق و تألیف اشتغال داشته، کشیش آکادمیک و شخصیت دانشگاهی ایتالیایی است به نام کریستوفر کلوهسی. وی کشیشی کاتولیک و متولد آفریقای جنوبی و نویسنده کتاب «فاطمه، دختر حضرت محمد (ص)» (چاپ اول: ۲۰۰۰، چاپ دوم: ۲۰۱۸) و کتاب «نیمی از قلبم: روایت‌هایی از حضرت زینب، دختر امام علی (ع)» (چاپ اول: ۲۰۱۸) است که هردو را انتشارات گورگیاس چاپ کرده است.

کتابی که وی درباره حضرت فاطمه (س) به رشته تحریر درآورده است، در زمان نخستین انتشارش در سال۲۰۰۹، اولین اثر جامع درباره زندگی ایشان به یک زبان اروپایی بود که براساس منابع دست اول عربی نوشته شده است. کلوهسی در مراسم جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برای نوشتن این دو کتاب، به عنوان پژوهشگر برتر، در بخش خارجی انتخاب شد.

جدا از ارزش کتاب های او، احساس عمیقی که در پشت تک تک کلمات پدر کریستوفر در مصاحبه‌هایی که درباره حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) وجود دارد در خور توجه است. این شخصیت ارزشمند در مصاحبه‌های خود ابراز تاسف کرده است که درباره بانوی بزرگ اسلام یک کتاب مستقل به زبان انگلیسی نوشته نشده است او در یکی از مصاحبه‌های خود میگوید: «ابتدا قصد داشتم رساله دکترای خود را درباره زندگی امام حسین (ع) بنویسم، به ویژه درباره موضوعات ناجی و رستگاری که قبلاً توسط محمود ایوب به طرز ماهرانه ای بررسی شده بود، اما با خواندن زندگینامه امام حسین (ع)  در منابع، از اینکه متوجه شدم تقریباً هیچ کسی درباره مادر ایشان، حضرت فاطمه (س) چیزی ننوشته است، غمگین شدم. البته، کتاب های کوچکی از جمله متن معروف شریعتی موجود است اما آثاری که  براساس مطالعه اساسی متون و منابع دست اول شیعه و سنی نوشته شده باشد، اگر وجود داشته باشد هم بسیار کم است. این شد که خودم را آماده انجام این کار کردم. تصمیم گرفتم اولین زندگینامه جامع دختر پیامبر (ص) را به یک زبان غربی اما کاملا براساس منابع عربی اولیه بنویسم. با موفقیت از پایان‌نامه دکتری خود دفاع کردم. کتاب زندگینامه حضرت فاطمه (س) در سال ۲۰۰۹ منتشر گردید و بعد از آن ویرایش دوم در سال ۲۰۱۸ انجام شد. تغییرات بسیار کمی در متن دادم- که تقریباً بیشتر آن مربوط به ترجمه های عربی بود، اما همچنین فهرستی از اسامی بانو حضرت فاطمه (س) را که در منابع یافته بودم و نیز ترجمه‌ای از خطبه معروف ایشان را به کتاب افزودم. نگارش کتاب حضرت زینب (س) نیز به روش مشابهی انجام شد؛ چهار نفر از ما کشیش های کاتولیک که در مطالعات عربی و اسلامی دارای تحصیلات دکتری هستیم، روزی مشغول صحبت بودیم و از اینکه پژوهشگران اسلامی آثار آکادمیک اندکی درباره زنان بزرگ اسلام نوشته‌اند، تاسف خوردیم. برای مثال، تا جایی که من اطلاع دارم، هیچ زندگینامه درخوری درباره بانو خدیجه(س) وجود ندارد. بنابر این توافق کردیم که هر کدام درباره یکی از بانوان بزرگ اسلام زندگینامه جامعی بنویسیم. من بی‌درنگ، مجذوب شخصیت حضرت زینب (س)شدم، زیرا ادامه مطالعاتم درباره زندگی مادر و برادر ایشان و همچنین بررسی هایی که درباره واقعه کربلا انجام داده بودم، محسوب می شد.»

این گوشه ای از اندیشه و تفکر یک استاد دانشگاه و کشیش کاتولیک، نسبت به مقام حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) است که به نظر می رسد به شناسایی رابطۀ الگویی میان آن دو بانوی بزرگ کمک خواهد کرد. (انصاری، بهمن ۱۴۰۰)

از زاویه ای دیگر می شود  گفت که یقیناً اگر زینب(س) نبود الگوی فاطمه (س) تکرار و تکثیر نمی شد. ارتباط ایشان با مادر، یک ارتباط عاطفی- اندیشگی بود که با شناخت و درک و الگوپذیری هدفمند از شخصیت حضرت زهرا(س)،  صورت می گرفت. در تاریخ افرادی هم بوده اند که شناخت های نخستین را در الگوی وجودی فاطمه (س) در نیافتند ولی در مطالعۀ شخصیت زینب (س) هر دو را دیده و دریافته اند. همچون کمیت(۶۰-۱۲۶ق) شاعر معروف شیعی، تحت تأثیر اسارت زینب(س) سالها بعد، چنین می سراید: «شگفت است اینکه زنانی در حرمسرای دربار شام در امنیت نشسته و زنانی ارجمند در بیابان ها به اسارت رفته». یاکسانی چون دکتر بنت الشاطی (۱۲۹۲-۱۳۷۷ش) از اندشمندان جهان عرب و قرآن پژوهان معاصر کتاب «زینب بانوی قهرمان کربلا» بنویسند و در دورۀ حاضر، آنتوان بارا، که نویسنده ای مسیحی است کتابی ادبی و حماسی بنویسد که با عنوان «زینب (س) فریاد فرمند» ترجمه ونشر شده است. این جریان نشان می دهد که الگوها اگر خوب شناخته شوند، حتی پس از گذشت قرنها همچنان می توانند راهگشا بوده و نمونۀ خوبی برای ارتباط با الگوهای دینی باشند و این مهم در الگوی زینب(س) با عظمت و بزرگی هر چه تمام تر، نشان داده شده  است.(انصاری، بهمن ۱۳۹۶)

با توجه به آنچه گفته شد از مهم ترین حوزه هایی که الگوی فاطمی(س) را در زینب(س) تکرار می کند؛ می توان علاوه بر موارد دیگری مانند پیش بینی و تحلیل اوضاع سیاسی و اجتماعی، که بحثش گذشت، از چهار محور کلی یاد کرد:

۱-عدالت خواهی .۲-آگاهی و معرفت. ۳- پایداری و مقاومت. ۴- استواری ایمان

۱-عدالت خواهی

جستجو در تاریخ بشری، زنی مانند زینب را که یکجا دارای چنین مختصاتی باشد جز در خاندان نبوت و پیروی از دختر والای پیامبر(ص) پیدا شدنی نیست. مسلماً وقتی فاطمه(س) الگو باشد ، جلوه های عدالت خواهی ایشان در همان مسیر و هدفی است که مادرشان زهرا (س) دنبال می کرد. حضرت زهرا (س) در کنار پیامبر(ص) همواره از حقوق افراد ستمدیده و حقوق مشروع زنان دفاع کرده و سعی در جلوگیری از تبعیض اجتماعی نسبت به محرومان داشتند. زینب(س)، مانند مادر، در همۀ رسالت گذاری ها، مسئولیت شناسی ها، موضع گیری ها، سخن گفتن ها و قدم برداشتن ها و… به موضوع عدالت خواهی بسیار پایبند بودند. این موضع، زینب(س) را در زندگی شخصی نه تنها از پدر و برادر ها جدا نمی کند بلکه بر اساس همین مواضع دینی اجتماعی، به همراه پدر، از مدینه به کوفه هجرت می‌کند و در متن جریان های روزگار خود قرار می گیرد. هرچه پدرش امیرالمؤمنین(ع) در کوفه انجام می داد، از قبیل برنامه‌ریزی‌ها، عملکردها،  قانون ها، بخش نامه ها و کیفرها و تهدیدها زینب نیز برای رسیدن به هدف عدالت خواهی با پدر همراهی دارد. پس از شهادت پدر، این همراهی در کنار برادرشان امام حسن (ع) هم ادامه دارد، گویی که ایشان زندگی دیگری ندارد، جز ایستادن در کنار اهداف همین شخصیت ها.

به حقیقت در دل صفحات تاریخ از زندگی شخصی ایشان چیز زیادی پیدا نمی شود و در زندگی اجتماعی خود در کنار منادیان عدالت وتصمیم گیری های حضرت علی (ع)، و در مسیز گام های بلند برادران، همیشه حاضر است. یکی از جلوه های اصلی عدالت خواهی زینب (س)، حضور در کنار امام حسین (ع) بود. تلاش امام حسین (ع) در جهت رفع تبعیض و طبقاتی شدن جامعه اسلامی و از جملۀ اهداف ایشان، امنیت اجتماعی و معیشتی مردم بود و زینب (س) با تمام وجود به جبهۀ امام حسین (ع) تعلق داشت. زینب (س) برای دستیابی به همین عدالتخواهی ها با استواری به روبرو شدن با شهادت ها و زنجیر اسارت، تن داد. زینب پرچم دار کربلا در هدفگزاری عدالت است. باید به خاطر داشت ؛ آخرین سخنانی که در دمشق، دربار بنی امیه، حافظه تاریخ از او به یاد دارد، سخن از عدالت است. جایی که بزرگان صحابه با ادعاهای آنچنانی و محاسن سفیدشان جرات سخن گفتن از حق در برابر یزید ندارند، زینب (س)، بر سر یزید که تا بُن دندان مست قدرت بود فریاد می زند: «ای آزاد شده های پیغمبر، که پیغمبر بر شما منت گذاشت و کیفر شما گذشت، آیا این رفتارهایتان از عدالت است؟»[۶] اگر می خواهید ببینید عشق چگونه فریاد می کشد، نگاه کنید به زینب (س) در دربار یزید. و این عدالت، گمشده بشریت است. (انصاری، بهمن۱۳۹۶)

به سرایش زیبای علامه حکیمی (طاب ثراه): «سخن از عدل کجا درستمستان دمشق/ این سرودی است به آیین خروشیدن عشق».[۷]

حتی همسر ایشان، عبدالله بن جعفر نیز در جامعه،  نیروی مولد بود. البته لازم به توجه است که رانت خوار واختلاس گر نبود و در جهت عدالت گام بر می داشت و بخشش های خیریه ای که انجام می داد و خدماتی که به طبقه فقیران داشت و رفع حاجتی که از انسانهای درمانده می کرد، همه در جهت عدالتخواهی بود. از طرفی، ادب و ایمان عبدالله دربرابر خاندان اهل بیت(ع) مثال زدنی است. این داستان از زندگی او گویای خیلی چیزهاست: «نزدیک اذان بود و عده‌ای در مسجد مشغول ذکر گفتن بودند پیرمردی که لباس‌های وصله داری به تن و موهای ژولیده‌ای داشت، از کنار مسجد عبور می‌کرد. نگاهی به درون مسجد انداخت و نزدیک آمد. جلوی در مسجد مردی با لباس‌های گران‌قیمت ایستاده بود و با کس دیگری حرف می‌زد. پیرمرد نزدیک رفت و گفت: من تو را نمی‌شناسم، ولی از سر و وضعت معلوم است دستت به دهانت می‌رسد. برای رضای خدا به من کمک کن. یکی از آن طرف گفت: چطور او را نمی‌شناسی، او جناب عثمان است. پیرمرد سرش را پایین انداخت. عثمان دستور داد مرد پنج درهم به پیرمرد بدهد. پیرمرد به پول‌ها نگاه کرد و گفت: مرا پیش یک آدم با سخاوت بفرست تا او هم کمکم کند. عثمان به داخل مسجد اشاره کرد: برو پیش آن سه نفری که درون مسجد نشسته‌اند؛ آنها می‌توانند به تو کمک کنند. دو نفر آنها از پسران علی بن ابی‌طالب و دیگری عبدالله بن جعفر است. پیرمرد از عثمان تشکر کرد و به طرف آنها رفت. حرفشان که تمام شد، جلو رفت و بعد از سلام گفت: شنیده‌ام شما سه نفر انسان‌های شریفی هستید برای رضای خدا به من کمک کنید. امام حسن علیه السلام فرمود: ‌ای پیرمرد! گدایی و درخواست پول از دیگران جایز نیست مگر در سه مورد: اول کسی که دیگری را کشته و نمی‌تواند دیه او را بدهد؛ دوم کسی که قرض دارد و همین او را تحت فشار قرار داده؛ سوم فقر و تنگ دستیی که انسان را بیچاره کرده باشد. حالا تو برای کدام یک از این دلایل درخواست کمک می‌کنی؟پیرمرد سرش را پایین انداخت و با صدای آهسته‌ای گفت: برای یکی از این مواردی که گفتی. امام حسن غلامش را که کمی دورتر نشسته بود، صدا زد و به او فرمود: ۵۰ دینار طلا به این مرد بده. امام حسین علیه السلام هم به غلام خود فرمود: از طرف من هم ۴۹ دینار طلا به او بدهید. عبدالله بن جعفر هم غلامش را صدا زد و گفت: ۴۸ دینار هم از طرف من به این پیرمرد بدهید. پیرمرد که خوشحال شده بود، از آنها تشکر کرد و از مسجد بیرون آمد و زیر لب برای همه آنها دعا کرد».[۸] این داستان علاوه بر بیان شخصیت و جایگاه عبدالله بن جعفر، به جود و کرم و ادب جناب عبدالله در کنار اهل بیت(ع) نیز اشاره دارد، که با وجود بخشندگی بسیار نمی خواست در احسان و کرم بر امام حسن(ع) پیشی بگیرد. (انصاری، بهمن ۱۳۹۶)

داستان های بسیاری از انفاق و بخشش های عبدالله بن جعفر به محرومان روایت شده است که او را در ردۀ بخشنده ترین مردان عرب قرار داده است. وقتی مردی با چنین سابقه و جایگاهی لایق همسری حضرت زینب(س) می شود حکایت از اهمیت دیدگاه عدالتخواهانه در زندگی مشترک آنان دارد.

۲-پایداری و مقاومت

پایداری یعنی استقامت ورزیدن، که مفهومی قرآنی و سفارش شده است. «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است» (فصلت/۳۰). حضرت زینب (س) در این محور  هم اوج دارد. تاریخ زندگی او سرتاسر نماد استقامت ورزی در مسیر اهداف عالی است. شهر مدینه، همپای مادرگرامی اش از خردسالی تا جریان سقیفه و شهادت مادر، صحنۀ مقاومت زینب(س) است. در برابر دسیسه های خلفا و مظلومیت امیرالمؤمنین و فرزندانش در جریان خلافت و ستمگری و پیمان شکنی معاندان و معاویه، نیز در مقام مبارزه برای دفاع از حق و عدالت و رسالت پیامبر(ص) پایداری کرد.

در اوج همه پایداری هایش، باید هماره به یاد داشت که زینب(س) پس از شهادت عزیزان و فرزندان و برادران و برادرزاده هایش، چنان استوار ایستاده است که انسان و تاریخ به حیرت در می آید. در تاریخ،  پایدارتر، صبورتر و بردبار تر از زینب (س) در مقابله با سختی‌ها و دشواری‌ها و هجوم ها در قامت یک زن، نمی توان پیدا کرد، به جز حضرت زهرا (س). سختی های سال شهادت مادر بعد از رحلت پیامبر(ص)، تنهایی و مظلومیتهای پدر، تحمل شهادت امام حسن (ع) تا رسیدن به هنگامۀ شهادت سید الشهدا (ع)که اوج درخشش زینب (س) است، همه را با پوست و گوشت خود لمس کرده و به جان خریده و هرگز از پای ننشسته و همواره ایستادگی کرده است.

پایداری ایشان تا حدی است، که استاد مطهری نیمی از تاریخ کربلا را از آنِ ایشان می داند و می نویسد: «تاریخ کربلا یک تاریخ و حادثه مذکّر- مؤنّث است؛ حادثه‏اى است که مرد و زن هر دو در آن نقش دارند، ولى مرد در مدار خودش و زن در مدار خودش. معجزه اسلام اینهاست، مى‏خواهد دنیاى امروز بپذیرد، مى‏خواهد- به جهنم- نپذیرد، آینده خواهد پذیرفت. أبا عبد اللَّه اهل بیت خودش را حرکت مى‏دهد براى اینکه در این تاریخ عظیم رسالتى را انجام دهند، براى اینکه نقش مستقیمى در ساختن این تاریخ عظیم داشته باشند با قافله‏سالارى زینب، بدون آنکه از مدار خودشان خارج بشوند. عصر عاشورا زینب تجلى مى‏کند. از آن به بعد به او واگذار شده بود. رئیس قافله اوست چون یگانه مرد زین العابدین (سلام اللَّه علیه) است که در این وقت به شدت مریض است و احتیاج به پرستار دارد».[۹]

بی شک، پایداری زینب فوق العاده و زبانزد است، تا جایی که در جامعه شیعی به نام ام المصائب معروف می شود. نه به این معنی که مادر مصیبت ها است، یلکه به این معنی که گویا وجودش کانونی است که همه گونه مصیبت ها بر او وارد شده ، ولی او استوار و پایدار ایستاده است. بر حسب گزارش تاریخ ، تنها جایی که زینب(س) کم آورده بود، در شام غریبان عاشورا بود، هنگامی که همۀ خانواده های داغدار و فرزندان یتیم را جمع آوری و آرام کرد، نوبت نماز شب ایشان شد و فرمودند:  خدایا زانوانم دیگر طاقت ایستادن ندارد». (انصاری، بهمن ۱۳۹۶)

لقب ام المصائب

نکتۀ قابل توجه دیگری که در گفتار استاد انصاری در زمینه لقب ام المصائب، آمده است ولی کمتر در مباحث مذهبی به آن پرداخته شده و مورد دقت قرار گرفته است با اینکه در مرثیه ها و سخنرانی های مذهبی از این لقب به وفور برای حضرت زینب(س) استفاده شده است، مسألۀ نامیدن حضرت زینب (س) به لقب «ام‌المصائب» و توصیف به آن است، به شکلی که برداشت ضمنی و معنا و مضمون کلی آن لقب چنین باشد که گویا حضرت زینب(س) از ابتدای حیات دنیایی که جسم متبرک ایشان در فضای دنیا پا گذاشته است تا لحظه‌ای که دار فانی را وداع گفته اند جز درد و رنج و مصیبت چیزی ندیده‌اند!؟[۱۰] در حالیکه تمام واقعیت زندگی آن بانو هرگز اینگونه نبوده است. حضرت زینب(س) از روز تولد به لقب «زین أب» یعنی «زینت پدر» ملقب گشتند و لقب «أم المصائب» در میان القاب اعطایی از جانب معصومین(ع) به آن بانوی بزرگ دیده نشد و جستجو در کتب متقدم و معتبر شیعه در این باره نیز نتیجه نداد. مگر در برخی از تالیفات که مربوط به قرن گذشته، یعنی چهاردهم هجری است.[۱۱] به هر حال، آن بانوی بزرگ، سال‌های اول تا پنج سالگی، زندگی خود را در کنار مادر بزرگوارشان حضرت صدیقه کبری(س) با شور و شوق سپری کرده اند. در حالیکه نشانه های نورانی از آمد و شد فرشتگان مقرب الهی، حضور فرشتۀ وحی بر پیامبر(ص) و نزول آیات قرآن و ملائکه رحمت را از نزدیک مشاهده کرده است و حضرت زهرا(س) لحظات و اوقات نابی را با دخترشان زینب(س) گذرانیده‌اند که به یقین، سرشار از شادمانی آسمانی بوده است.

حتی بعد از شهادت مادر، در کنار پدر و برادران، لحظات ، روزها و ماه های فوق‌العاده ای را سپری کرده اند که در آن حالات خوش معنوی، روح آن بانوی بزرگ، به ابتهاج الهی رسیده و پر از احساس بوده است و خوشایندی غیر قابل توصیف داشته‌اند. همان ایام و اوقات متکثری، که عنایات الهی شامل حال ایشان شده و وجودشان شکوفا گردیده و جان آگاهشان، محل نزول عنایات الهی بوده و در خلوت خود طرف مناجات با خدا می شده‌اند. اگر چه در سال یازدهم هجری، داغ رحلت پیامبر خدا و سپس شهادت مادر بزرگوارشان را دیدند ولی تا سال چهلم هجری که شهادت آقا امیرالمؤمنین اتفاق می‌افتد در کنار پدری چون علی(ع) و برادرانی معصوم، از محفل انسی الهی برخوردارند و چنان خوشوقتیی نصیبشان گشته است که در جای دیگری از تاریخ نمونه ندارد. تا اینکه در سال ۵۰ هجری، شهادت برادرش امام حسن علیه السلام را شاهد است و پس از گذشت ده سال از این ماجرای غمبار است که به سال ۶۱ هجری به امر خداوند و برای رساندن پیام قیام بزرگ عاشورا ماموریت پیدا می‌کنند تا به همراه برادر در صحرای کربلا حضور پیدا کنند و بزرگترین واقعه تاریخ را رقم بزنند و صدای مظلومیت اهل بیت علیه السلام شوند و نشان دهند که زینب، بانوی حماسه ها کسی است که عظمت، شجاعت، بزرگی، ولایت، تعقل، فصاحت، عبادت و تمام آنچه که یک انسان کامل دارد در ایشان جمع شده است.(انصاری، آذر ۱۴۰۰)

۳- آگاهی و معرفت

زینب، گنجینۀ معارف قرآن و مفسر قرآن است. آنچنانکه امام سجاد(ع) در توصیفش به ایجاز فرمود: «أنتِ بحمد الله عالمه غیر معلَّمه…؛ تو به لطف خداوند، دارای علم لدنی هستی…».[۱۲] او در کنار پدر و برادرانش، با آگاهی کامل، تمام آنچه را مادر داشت، در آینه تاریخ نمایانده است. شاهکار معرفت او این است که روبروی ابن زیاد ایستاد و در بارۀ صحنه های فاجعه بار کربلا فرمود: «ما رایت الا جمیلا» و این یعنی بام بلند معرفت و عمق آگاهی زینب (س). سوگند به نام جلال خداوند خورد که در این به خون غلطیدن ها و شهادت ها و اسارت ها جز زیبایی ندیده و از خداوند گله نکرد.

در امر ازدواج نیز زینب(س) مانند مادرش عمل می کند. حضرت زهرا (س) ، خواستگار های متفاوتی داشتند که حتی خیلی از آنها به دلیل انتساب به پیامبر(ص) درخواست ازدواج کردند ولی، به لحاظ ظاهری، حضرت زهرا(س) هدفمند و با شناخت کامل و آگاهی دست به انتخاب زدند..  زینب(س) نیز به همین روش به ازدواج با عبدالله بن جعفر طیار(رض)[۱۳] موافقت کردند . حضرت زینب (س) همانند مادر، در ازدواج هم الگوی هدفمند داشتند و با شناخت،  آگاهی و درک، و ملاک های صحیح، همسر را انتخاب می‌کنند و بر اساس این انتخاب هوشیارانه، مسیر زندگی اش را ادامه می دهد. در ملاک های ایشان  موقعیت اجتماعی، ثروت ، زیبایی و غیره اهمیتی نداشت. انتخاب او با اهدافش اصطکاکی ایجاد نکرد و هیچکدام مانع از پیشرفت و پیشبرد دیگری نبود و همراه یکدیگر بودند. (انصاری، بهمن ۱۳۹۶)

پیش بینی و تحلیل اوضاع اجتماعی و سیاسی

از موارد عقلانیت سیاسی حضرت زهرا(س) یا همان تفکر سیاسی ایشان، به یکی از مسائل جذاب در حوزه سیاست‌ورزی مربوط می‌شود که اگر در جامعۀ هدف، فضای سیاسی مناسب، موجود باشد در تحول نگاه و آگاهی‌ شخصیت‌های سیاسی و بالتبع مردم جامعه، بسیار راهگشاست؛ «داشتن پیش‌بینی و تحلیل» نسبت به آینده سیاسی اجتماعی جامعه است. تحلیل سیاسی اگر تنها معطوف به گذشته و حال باشد، برای صاحبانش، نشان از ضعف اندیشۀ سیاسی دارد. لذا حضرت زهرا(س) بر پایۀ عقل سیاسی که دارا بودند هیچ کجا سخنی از مسائل سیاسی نگفته اند مگر اینکه تحلیل و پیش‌بینش خود را نیز از آینده بیان کرده اند.

مثلا در خطبه مسجد ، ضمن نقد حاکمیت نوپای مدینه، وضعیت هشدار آمیز آینده در جامعه اسلامی را به عنوان تحلیل و پیش‌بینی سیاسی از آینده جامعۀ مدینه بیان فرمودند. البته ما به دلیل اینکه معتقدیم بانوی بزرگ اسلام از عصمت و علم الهی برخودار بودند از عباراتی که حاوی پیش بینی های آن حضرت است به آسانی میگذریم و اینگونه آگاهی های برین را برای خودمان حل شده می بینیم. اما کسانی مانند پرفسور ماسینیون(شرق شناس فرانسوی) یا مادلونگ (اسلام شناس آلمانی)، ممکن است در برابر چنین سخنانی میخکوب ‌شوند. اینکه چگونه دختر هجده ساله پیامبر(ص) در شدیدترین بحران سیاسی که پس از درگذشت پیامبر(ص) به وجود آمد و در بدترین وضعیت روحی خود و در جوّ خفقان سیاسی که هنوز چند روز از سقیفه نگذشته است ، به چنین تحلیل و پیش‌بینی می‌پردازد!؟.

طولی نکشید که اولین پیش‌بینی فاطمه(س) مبنی بر برنامه خلافت برای هجوم بر اهل بیت(ع)، صورت گرفت که سالها بعد در خطبه شقشقیه توسط امام علی(ع) گزارش داده شد، آنجا که حضرت علی (ع) فرمودند: «ابوبکر به زور، ردای خلافت پوشید، در حالیکه جایگاه انحصاری مرا در سرپرستی جامعه اسلامی می دانست. و من ماندم که به کدام شیوه باید مبارزه کنم.» (نگا: نهج البلاغه، خطبه سوم)

دومین پیش‌بینی حضرت زهرا(س) خشونت در ساختار حاکمیت بود که در آیندۀ نزدیک، دیگر از آن حاکمیت نرم، مؤمنانه و برادرانه خبری در جامعه اسلامی نخواهد بود. گزارش وقوع همین پیش‌بینی را حضرت علی(ع) بعد از بیست و پنج سال دادند که خلیفه دوم کل حکومت را در فضایی خشن وارد کرد و آستانه تحمل مردم به شدت پایین آمد و مردم با یکدیگر درگیر بودند.

سومین پیش‌بینی، استبداد سیاسی فراگیر است که در خطبۀ خانه ، مطرح می‌شود. حضرت زهرا (س) با تحلیلی که ارائه دادند، فرمودند : یک استبداد بسیار گسترده که هیچکسی نمی‌تواند از زیر بار آن خارج شود، حاکم خواهد شد. خوب است بدانیم که واژه «استبداد» را برای اولین بار در تاریخ اسلام، حضرت زهرا(س) وارد ادبیات سیاسی جهان اسلام کردند. بیایید باور کنیم که عجیب است، اینکه شخصیت زنی جوان، با گذشت فقط چند روز ، آنچنان عمیق و دقیق، حاکمیت خلافت نوپای سقیفه را شناخته است و می شناساند.

چهارمین پیش‌بینی، گسترش خونریزی بود که حضرت فاطمه آن را چنین بیان فرمودند؛ که «بروید بادیه‌های بزرگ فراهم کنید که با این وضعیتی که ساخته اید به زودی باید هر روز خون تازه ، بدوشید». در تاریخ اسلام با شروع دوران خلافت ابوبکر چه بسیار خونها که به بهانه جنگهای ردّه و فتوحات ریخته شد و این کشتارها ادامه داشت. تا آنجا که حتی در مخالفت با حکومت حضرت علی (ع) نیز خونریزی ها ادامه یافت، به ویژه وقتی که عایشه برای جنگ با علی(ع) حرکت کرد. تا وقتی که علی (ع) به بصره رسید بیش از ششصد نفر را لشگر جمل، به بهانه خونخواهی عثمان سر بریده بود و صحنه پایان کارزار جمل، اجساد پراکندۀ هزاران کشته در اطراف شتر عایشه بود. کشته ها نیمی از همراهان علی(ع) و نیمی از اصحاب جمل بودند. زنی که خود از وابستگان این خلافت یعنی دختر خلیفه اول بود، با جنگ افروزی، چند هزار کشته از مردم گرفت. اینها فقط گوشه‌ای از کشتارها، خونریزیها و ظلمهایی بود که توسط خلفا و جانشینان آنها در حجاز و عراق اتفاق افتاده است.

همین گونه پیش بینی را حضرت زینب(س) در کوفه کردند و فرمودند: مردم کوفه از امروز که من در اینجا به عنوان اسیرم، دیگر روزی را بدون جنگ نخواهید دید و دکتر جعفر شهیدی میگوید: بیست سال تمام، سرزمین عراق یک روز بدون جنگ و خونریزی نداشت. در دارالاماره کوفه عراق، عرض چند سال، اول سر بریده ابن زیاد، بعد مختار، بعد مصعب و… و به همین طریق هر روز سری بریده در فضای دارالاماره بالا می رفت، همان طور که حضرت زینب (س) مانند مادر بزرگوارشان پیش‌بینی کرده بودند. (انصاری، دی ۱۴۰۰)

۴-استواری ایمان

زینب(س)، ایمانی فوق العاده به حقیقت و ارزش ها، توحید اوصیایی، معارف قرآنی، رسالت، جایگاه معنوی پیامبر(ص) و مقام ولایت پدر و برادران معصوم خود داشت. به این دلیل در تاریخ پر فراز و نشیب زندگی، هیچگاه دچار سستی یا تردید نگشت. زینب(س) تجسم استواری ایمانی است که در  ادبیات قرآن از آن به «ثبات»  اعتقاد یاد می شود. در مقام ایمانی، بایسته است که بانوی بزرگ بنی هاشم را با بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه کبری(س) مقایسه کنند، زیرا نسبت بانو زینب(س) به علی(ع) و حسنین(ع) همانند نسبت و جایگاه بانو خدیجه بود. پیشگام در ایمان و استوار در راه آن. یکی از جلوه های عالی ایمانی در زندگی حضرت زینب (س) زمانی بود که ایشان همه درهای دنیای عادی را بر خود بسته دید و همانند درفشی جاودانه و پر اهتزاز، بر فراز گودی قتلگاه ایستاد. بدانگونه که راوی واقعه می گوید؛ هر چه را فراموش کنم، هرگز زینب، دختر علی(ع) را از یاد نخواهم برد، وقتی که نا امید شد، دست بر سر گذاشت و فریاد زد : وامحمدا، واعلیا، وا فاطمه، وا حسنا، وا حسینا. این فریادها، تنها جملاتی از سوگواری زینب (س) نیست، بلکه درخشش عمق ایمان زینب است. او همۀ منادی شدگان خود را در آن عرصه، حاضر و ناظر می دید و رفتار و حماسه اش، سرتاسر تجلی ایمان بود. یافتن نمونه ای دیگر برای همسانی با چنین ایمانی، بسیار سخت است. (انصاری، بهمن ۱۳۹۶)

سرافراز سربداران

شعر آزاد زیر یکی از سروده های حجت الاسلام انصاری با عنوان «سرافرازِ سربداران» پیرامون بازخوانی تاریخ حضرت زینب(س) است. در این شعر به طور اجمالی به سه مسألۀ مهم پیرامون مطالعۀ زندگانی و مبارزات حضرت زینب(س) اشاره می شود. یکی؛ تلاش دشمنان برای به فراموشی سپردن تاریخ حیات ایشان است. دوم؛ خوانش ناقص و بلکه آسیب زنندۀ بخشی از جامعۀ هواداران از زندگی ایشان، مورد انتقاد قرار می گیرد. سوم؛ اینکه به گسترۀ بازخوانی حیات آن بانوی بزرگ توسط اندیشمندان و نویسندگان مسلمان از مصر تا هرات و نیز پیشگامان در این عرصه ، اشاره می شود و از برخی آثار جدید معاصر و نویسندگان آنها نام برده می شود.

بانوی کربلا

 آنگونه زندگی را

که تو زنده زنده زیستی

دشمنانِ مسلمان نمایِ تو

نیارَستند تا بنگارند.

و دوستان بسیاری،

سراسیمه‌ات دیدند،

شکسته نوشتند،

و زارَت انگاریدند.

شگفت آنکه

بخشی از تاریخ

تو را دید اما باز نگفت.

و بخشی تورا

آنچنانکه خود بود،

می گفت و می شنود.

تا آنکه معجزه ای

دوباره،

از نام تو رخ داد.

از مصر تا خراسان

و قلم‌هایی به جنبش افتاد

اندیشه هایی رخ داد

و قلمروهای تازه ای فتح شد.

از ساحل نیل تا فرات

و تا مرزهای آنسوی هرات

انگار زینیات تو بود

که در دشتی به وسعت ادبیات

می شکفت.

دیگر اکنون سالهاست

قهرمان «بنت الشاطی»

الهۀ مهربانی «الشرقاوی»

پیامدار خون حسین(ع)

در کلام آتشناک «شریعتی»

انسان شکوهمند «الحیات»

و فریاد بلند «آنتوان بارا»ی مسیحی

و

هیچکس نیست، جز نام و یاد تو (انصاری، بهمن ۱۴۰۰)

نتیجه گیری

یقینا اگر زینب (س) نبود الگوی فاطمه (س) تکرار و تکثیر نمی شد. از دیدگاه حجت الاسلام انصاری، ارتباط ایشان با مادر، ترکیبی از یک ارتباط عاطفی- اندیشگی است که با شناخت و درک و الگوپذیری هدفمند از شخصیت حضرت زهرا(س)،  صورت می گیرد. الگوپذیری حضرت زینب از مادر بزرگوارشان نشان داد که در الگو برداری بُعد زمان و مکان مانع و حاجز نیست، بلکه باید فقط به شناخت درست الگوی مورد نظر دست یافت. امروزه بعضی از دین ستیزان و مخالفان، بهانه غیر هم عصر بودن را برای توجیه جدایی از الگوهای دینی دلیل می آورند تا خود را از زیر خیمۀ بلند دین بیرون بکشند، ولی باید گفت چنانچه، ارتباط از ورای قرن ها و اعصار ولی بر پایۀ آگاهی و فهم و درک مناسب از الگوی تاریخی استوار باشد، دیگر هیچ زمانی برای الگو گرفتن از شخصیت‌های برجستۀ تاریخی، دیر و دور نیست. آن چنانکه حضرت زینب (س) در این وضعیت به تاریخ زندگی مادرش اقتدا کرد و تجربه ای کامل از آن را به نمایش گذاشت.

پانوشت ها:

[۱]  البغدادی، عبداللطیف، فاطمه و المفضّلات من النساء، ص ۱۰۰٫

[۲]  زینب کامل ترین زن پس از فاطمه، سایت نگاه تازه، انصاری، ۲۱/۱۰/۱۳۹۷٫

[۳]  قزوینی، سید محمد کاظم، فاطمه زهرا(ع) از ولادت تا شهادت، مترجم دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، تهران ۱۳۹۳٫

[۴]  شهیدی، سید جعفر، زندگانی فاطمه زهرا(س)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران ۱۳۹۸، چاپ ۶۳٫

[۵]  سوره قصص، ۱۲و۱۳٫

[۶] اشاره به ماجرای فتح مکه که رسول خدا(ص)، ابوسفیان و معاویه و دیگر سران قریش را بخشید و فرمود:اذهَبوا فَاَنتُمُ الطُّلَقاءُ(بروید!شما آزادید). رجوع کنید به:بحارالانوار،ج۲۱،ص۱۰۶٫

[۷]  حکیمی، امیرمهدی ، ساحل خورشید (دفتر شعر)؛ تهران: انتشارات الحیاه.

[۸]  نجفی، محمدجواد. ستارگان درخشان، کتابفروشی اسلامیه، جلد۴، ص۵۰ ـ ۵۱٫

[۹]  مجموعه آثار استاد شهید مطهرى ، ج‏۱۷ ، ص۴۰۶٫

[۱۰]  نگا: امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۷ ص۱۳۷٫

[۱۱]  نگا: الرفاعی، عبدالجبار، معجم ما کتب عن الرسول و اهل بیته، ج۷، ص۱۳۳٫

[۱۲]  مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، اسلامیه تهران، جلد ۴۵، صفحه ۱۶۴٫

[۱۳]  عبدالله، پسر جعفر بن ابی طالب و پسر عموی زینب(س) نیز کسی بود که مسیر پدرش را ادامه می داد. عبدالله شخصیتی بود که از لحاظ تولید ثروت پسندیده و کارآفرینی مقبول و انسانی، بسیار عملکرد خوبی داشت، اگرچه در زندگی ظاهری، انسانی عادی بود اما در ادامۀ اهداف پدرش جعفر طیار(رض) هدفمندانه قدم بر می داشت. چه بسا فقیران و محرومانی که در جامعۀ آن روز از احسان و کمک عبدالله توانستند به زندگی خود بهبود ببخشند. ناگفته نماند که نماز جعفر طیار از برکات پدر بزرگوار ایشان است، که دستور آن نماز، فیض و کرامتی از جانب پیامبر(ص) بود که بنا به درخواست جعفر بن ابیطالب(رض) به وی عنایت گردید. (انصاری، بهمن ۱۳۹۶)

منابع

    • قرآن کریم
    • نهج البلاغه، خطبه سوم
    • امین ، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۷ ، بیروت
    • امینیان، ابوالفضل؛ علی امام جمعه امامی، مشکات کاشمری(مجموعه اشعار آئینی ثقه الاسلام حاج شیخ علی امام جمعه امامی متخلص به مشکات)، موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام نور، ۱۳۹۷
    • بغدادی، عبداللطیف، فاطمه و المفضّلات من النساء، سایت مرکز قائمیه اصفهان، www.ghnews.ir
    • حکیمی، امیرمهدی، ساحل خورشید (دفتر شعر)؛ تهران: انتشارات علمی-فرهنگی الحیاه، چاپ اول، ۱۳۹۰
    • دیوان عمان سامانی، بخش گنجینه الاسرار، نورالله بن عبدالله عمان سامانی، ناشر: فراروی،۱۳۸۲
    • الرفاعی، عبدالجبار، معجم ما کتب عن الرسول و اهل بیته
    • سایت نگاه تازه، حسین انصاری www.ansari.net
    • شهیدی، سید جعفر، زندگانی فاطمه زهرا(س)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران ۱۳۹۸، چاپ ۶۳٫
    • قزوینی، سید محمد کاظم، فاطمه زهرا(ع) از ولادت تا شهادت، مترجم دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، تهران ۱۳۹۳٫
    • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، اسلامیه تهران، جلد ۴۵، ۲۱
    • مطهرى، مرتضى‏، مجموعه آثار استاد شهید مطهرى ؛ ج‏۱۷ ؛ صدرا، تهران، ۱۳۸۴ ه. ش‏، چاپ هفتم
    • منبرها، کلاس ها و نشست ها- حسین انصاری کانال تلگرامی،  @menbar_ansari
    • نجفی، محمدجواد، ستارگان درخشان، کتابفروشی اسلامیه، جلد۴، ۱۳۵۶
    • www.hawzah.net
Print Friendly

یک نظر برای این مطلب

  1. سلام. مقاله پرمحتوا و قابل استفاده ای است. دست مریزاد به طرح کنندگان این موضوعات و نگارندگان مقاله… همواره در راه بزرگداشت مقام و جایگاه بانوی خردمند بنی هاشم استوار و ثابت قدم باشید… قلم و اندیشه تان همواره نویسا و و پویا بماند.

یک نظر بگذارید