هیچ مطلبی وجود ندارد...

گزارش نشست «مرزبان توحید»؛ بزرگداشت نخستین سالگرد رحلت علامه حکیمی(طاب ثراه)

نویسنده: م. برزگری؛ س.ح.نقیبی
ارسال شده در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۴۰۱

مراسم بزرگداشت اولین سال درگذشت علامه محمدرضا حکیمی (طاب ثراه) از سوی مجموعه فرهنگی امام صادق(ع) میبد و با همکاری موسسه فرهنگی تحقیقاتی سید احمد اخوان دستمالچی یزد، و موسسه فرهنگی هنری الحیات، در تالار علامه حکیمی برگزار شد. در این برنامه دکتر رضا برنکار، و استاد سعید حسینی، مباحثی را پیرامون “تبیین مقام عقل و جداسازی معارف الهی از سنت های بشری” از دیدگاه علامه حکیمی(طاب ثراه) ارائه کردند.

سخنران اول نشست، حجت‌الاسلام دکتر رضا برنجکار، پژوهشگر دینی و استاد فلسفه دانشگاه تهران، مبحث یادشده را از مباحث مهم و چالش‌برانگیز در آثار و اندیشه‌های استاد حکیمی دانست و معتقد بود این مبحث از همان آغازِ طرح از سوی استاد، دارای موافقان و مخالفان زیادی بوده است. وی در ابتدا پیشنهاد کرد یک سیر مطالعاتی از کتاب‌های استاد حکیمی تهیه شود و این کتاب‌ها دسته‌بندی شوند و به صورت برگزاری دوره‌های کتابخوانی و مسابقات کتابخوانی به آنها اهمیت داده شود؛ زیرا خواندن کتاب‌های استاد حکیمی برای فهم مقصود اصلی وی حائز اهمیت است؛ آنچه منتقدین حکیمی به او نسبت می‌دهند فرسنگ‌ها با آنچه او می‌گفت فاصله دارد.

دکتر برنجکار ده نکته و ویژگی را نقطه عطف تمایز استاد حکیمی با سایر استادان حوزه فلسفه و عرفان بیان کرد:

  • نکته اول اینکه کار اصلی و بزرگ حکیمی مبارزه با تحریفات و وارونه‌های فکری معاصر است؛ از جملۀ این وارونه‌ها این است که عقل یعنی مهارت در یک فلسفه خاص و تقلید در تعقل و پیروی محض از فلسفه‌ یا فیلسوفی خاص. مرحوم حکیمی معتقد بود: تعقل یعنی به کارگیری عقل و داشتن حجت و نه پیروی از دیگران؛ و البته تقلید در تعقل مشکلی است که بیشتر در ایران وجود دارد. پس نکته اول یک نکته سلبی است؛ یعنی اینکه بدانیم عقل و تعقل، تقلید و پیروی از دیگران نیست.
  • نکته دوم اینکه نه تنها عقل، تقلید از غیر معصوم نیست، بلکه تعقل یعنی نقد دیگران و نظر و اجتهاد در فلسفه و مباحث عقلی. حتی بزرگانی از فلاسفه نهایت کار خود را فهم سخنان دیگران و اشکال و ایراد به آنها می‌دانند و نه درانداختن فلسفه‌ای جدید. از آسیب های فکری معاصر این است که هر کس به اقتضای عقل، به فلسفه‌ اشکال و ایراد وارد و آنرا نقد کند، به ضدیت با عقل متهم می‌شود. حکیمی به خلاف دیگرانی که اجتهاد در امور عقلی را جایز نمی‌دانند به اجتهاد در فلسفه معتقد بود و بدان دعوت می کرد. کتاب اجتهاد و تقلید در فلسفه از آثار خواندنی ایشان در این زمینه است.
  • نکته سوم و وارونۀ دیگر ذهنی این است که؛ دانستن و فهم قرآن و روایات را در گروی دانستن و آگاهی از فلسفه بدانیم، آن هم فلسفه‌ای خاص که مورد علاقۀ فرد است و در نتیجه ، هر جا که متن مقدس با آن فلسفۀ خاص فهمیده نشد، قرآن و روایات را تأویل کنیم.
  • نکته چهارم، اینکه حکیمی معتقد بود به اینکه عقل حکم می‌کند که از سایر حجت‌ها نیز باید استفاده کرد، آن هم بعد از اثبات حجیت توسط عقل. به حکم عقل باید از همه امکانات و قدرت‌های دیگر بهره‌مند شد و معنا ندارد بعد از اثبات حجت‌های دیگر توسط عقل، باز فرد بگوید من تنها از عقل استفاده می‌کنم؛ چرا که عقل و وجدان محدود است و ناکافی و بنابراین باید از قرآن و روایات هم استفاده کرد.
  • نکته پنجم، وارونۀ فکری دیگری که حکیمی آن را بر ملا می‌کند، بی ارتباطی عقل با سایر حجت‌هاست. حکیمی معتقد بود به ارتباط و تعامل عقل و حجت‌های دیگر با همدیگر و اینکه بسیاری از حقایق، در تعامل حجت‌ها با هم به دست می‌آید. وی این عقیده را تحت عنوان عقل خودبنیاد دینی در آثارش مطرح کرده است و یکی از مثال‌های این تعامل، سخن امام علی بن ابیطالب علیه السلام در هدف نبوت و وجود انبیاست. حضرت یکی از اهداف بعثت پیامبران را آن می‌دانند که پیامبران دفائن عقول را برمی‌انگیزند؛ یعنی آن عقلی که خدادادی بوده و در فطرت‌ها موجود است را یادآوری می‌کنند و به شکوفایی می‌رسانند. هیچ تناقضی نیست در این که مطلبی عقلی باشد و در عین حال نیاز به معلم داشته باشد. پیامبران معلمان عقل هستند و این امر ارتباط بین حجت ظاهری و حجت باطنی را روشن می‌کند.
  • نکته ششم، مساله حائز اهمیت دیگر اینکه اگر مطلب درستی هم در فلسفه باشد به خاطر آموزه‌های پیامبران است؛ از بزرگان شیعه مرحوم شیخ مفید معتقد بود همه امامیه در این مسئله اجماع دارند که انسان در اولیات عقلی خود نیاز به سخنی از پیامبر دارد. 
  • نکته هفتم، وجه تمایز دیگر اینکه برخی فلاسفه مثل دکارت و همزمان ملاصدرا قائل به قطع ارتباط بین عقل و تجربه و به تعبیری فلسفه نظری (در بخش الهیات) با طبیعیات هستند و حتی انسان و جهان و خدا را تصوری و ذهنی اثبات می‌کنند و در نهایت هم می‌رسند به ایده‌آلیسم فلسفی؛ ولی حکیمی همچنان که عقل و وحی را، عقل و تجربه را نیز در تعامل می‌بیند. مرحوم حکیمی می‌گوید: “قرآن به انسان گفته است برو و واقعیت را ببین و در آن تعقل کن نه این که در خانه بنشینی و فلسفه ببافی”. 
  • نکته هشتم ، تمایز دیگر تفکر حکیمی با فلسفه و عرفان این است که در فلسفه و عرفان برای کسب هدایت تنها یک روش وجود دارد؛ یعنی فقط عقل یا فقط کشف و شهود. اگر از آیات قرآن و روایات هم استفاده می‌شود؛ یا به تاویل می‌انجامد و یا ناچارند به گزینش تنها بخش‌هایی از قرآن و روایات که خودشان قبول دارند. در حالیکه حکیمی قائل به تک‌روش بودن نیست و معتقد است در روش استنباط الهی باید از سایر روش‌ها؛ یعنی عقل، تجربه و معصوم به نحوه تعاملی و مرتبط بهره‌مند شد و اخباری‌گری و مراجعه غیر روشمند به قرآن و روایات را رد می‌کند. 
  • نکته‌ نهم اینکه مرحوم حکیمی اجتهاد روشمند در منابع را از ارکان تفکیک می‌داند، هم در مقام نقد فلسفه و هم در مقام فهم حقیقت آن.
  • و نکته دهم، آنکه در تفکر حکیمی اساس اسلام، توحید و عدل است و عدالت محور همه چیز حتی توحید است. همانگونه که توحید ذاتی باید به توحید عبادی منجر شود و ارتباط انسان‌ها و خدا را اصلاح کند، عدل الهی هم باید به عدالت اجتماعی منجر شود و ارتباط انسانها با یکدیگر را اصلاح کند؛ اگر عدالت اصلاح نشود توحید هم آسیب می‌بیند.

سخنران دوم مراسم، نویسنده کتاب “مرزبان توحید” (یادنامه ی علامه حکیمی) و ۱۵۰ سال تلاش خونین، و از دانش آموختگان محضر استاد علامه، حجت الاسلام سید سعید حسینی بود. ایشان در ابتدای سخنرانی کوتاه خود مخاطبان را به تفکر و تامل در بارۀ پرسشی دعوت به تامل کرد به اینکه چگونه می‌شود خدای متعال، سیستم معرفتی الهی را برای بشر فرستاده و ارائه داده باشد ولی روش فهم و شناخت این سیستم را ارائه نکرده باشد و آن را موکول به فهم اختلاف زای بشری و ذهن محدود بشر کرده باشد؟

ایشان در مقام پاسخ به این پرسش و تاکید بر این تأمل، نکته‌ای از خطبه حضرت زهرا «سلام الله علیها» را یادآور شد که حضرت در آن خطبه به نوعی چگونگی تعقل و روشمندی برای رسیدن به حقایق و معرفت را بیان می‌کنند و برای فهم حقایق، اصالت را به قلب می‌دهند. در روش معرفتی قرآن و اهل بیت، اصالت با قلب است و تا انسان صاحب قلب نشود نمی‌تواند تعقل کند. تفکر همان حرکت قلب است با نور عقل؛ بر خلاف سیستم‌های معرفتی رایج بشری که در آنها اصالت با ذهن است. ایشان در پایان به ذکر خاطراتی از دوران مصاحبت خود با استاد پرداختند.

در این مراسم همچنین کلیپی با صدای علامه محمدرضا حکیمی «طاب ثراه» درباره سیر تحصیلی ایشان پخش شد. همچنین گزارشی از عملکرد علاقه‌مندان یزدی‌تبار علامه حکیمی در راستای ترویج اندیشه‌های ایشان خوانده شد.

در حاشیه این مراسم نمایشگاهی از آثار استاد حکیمی و همچنین مجموعه‌ای از عکس‌های ایشان در سالن مجموعه مجموعه امام صادق (ع) در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفت.

فایل سخنرانی ها در کانال تلگرامی مجموعه فرهنگی امام صادق(ع) میبد ، (مجموعه فرهنگی امام صادق(ع) میبد@)در دسترس علاقمندان است.

Print Friendly

یک نظر بگذارید