هیچ مطلبی وجود ندارد...

میراث ماندگار حضرت هاجر(س) در فریضۀ حج

نویسنده: مهشید موسوی ندوشن (گروه پژوهشهای دینی ۲)
ارسال شده در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۰

چکیده

در طول تاریخ گاهی کسانی می زیسته اند که نمونه کامل انسانی بوده‌اند که با خود سازی و تهذیب نفس ، موجبات وارستگی خویش را فراهم کرده اند و از چنان منزلتی برخوردار شده اند که افلاکیان به جایگاه آنان غبطه می خورند. انسان هایی که در مقام عبودیت به بالاترین رتبه‌ها رسیده اند و مسیر هدایت و سعی و تلاش آنها در راه رسیدن به قرب الهی، مسیر تاریخ را دگرگون کرده است. از جمله اینان، حضرت هاجر سلام الله علیها است که با تسلیم در برابر اراده پروردگار و مهاجرت به سرزمینی خشک و سوزان، الگوی مناسکی شد که بزرگترین اجتماعات دینی میلیونی را در خود جای می دهد. در این مقاله سعی شده است به روش توصیفی گوشه ای از زندگی حضرت هاجر سلام الله علیها و صبر و استقامت ایشان مورد بررسی قرار گیرد.
کلیدواژه : حضرت هاجر، تسلیم و بندگی، مکه، سعی، حجر

مقدمه

هاجر کنیز پادشاه مصر ، به ساره، همسرحضرت ابراهیم، هدیه داده شد و ساره او را به ابراهیم بخشید و پس از مدتی اسماعیل را به دنیا آورد. پس از تولد اسماعیل، در پی ناراحتی ساره از فرزنددار شدن هاجر و فرزنددار نشدن خود، ابراهیم به دستور خدا هاجر و فرزندش را از شام به مکه که در آن روز بیابانی خشک بود و هیچ کس در آن ساکن نبود منتقل کرد. در محلی که بعدها خانه خدا در آنجا بازسازی شد، در نزدیکی چاه زمزم فعلی گذاشت. نام هاجر در قرآن نیامده اما در سوره ابراهیم به ماجرای نقل مکان او از شام به مکه اشاره شده است.( ابراهیم /۳۷) در قرآن آیات ۱۰۰ الی ۱۱۰ سوره صافات به شرح داستان فرزند دار شدن حضرت ابراهیم و ذبح حضرت اسماعیل و راضی بودن حضرت اسماعیل بر این امر و ذبح قربانی فرستاده ی خداوند توسط حضرت ابراهیم می پردازد. (ابوالفتوح رازی، تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ذیل آیه ۱۰۷ سوره صافات.)
در روایات اهل بیت(ع) آمده که هاجر خطاب به حضرت ابراهیم(ع) گفت : “آیا ما را در سرزمینی که نه انیسی ، نه آبی و نه غذایی در آن هست می گذاری.ابراهیم به اوگفت : خدایی که مرا به این کار دستور داده ، شما را کفایت می کند .” (قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۶۰) بر پایه روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده است، زمانی که حضرت ابراهیم، هاجر و اسماعیل را در سرزمین مکه گذاشت و برگشت، اسماعیل تشنه شد و هاجر برای یافتن آب،‌ هفت بار فاصله میان دو کوه صفا و مروه را رفت و برگشت، ولی آب پیدا نکرد. هاجر، وقتی نزدیک اسماعیل آمد، دید او از تشنگی پا بر زمین کشیده و آب از زیر پایش شروع به جوشیدن کرده است که به چاه زمزم معروف است.(شیخ صدوق ،۱۳۸۵،ج۲،ص۴۳۲) این واقعه سبب وجوب سعی بین صفا و مروه به عنوان یکی از اعمال حج دانسته شده است. (ویکی شیعه؛ هاجر)

در داستان حضرت هاجر و تلاشش برای یافتن آب به چند نکته مهم و اساسی در مورد اعتقادات ، شخصیت و نوع نگرش ایشان نسبت به آنچه که خداوند مقدر کرده است پی می بریم که به اختصار در ذیل به هرکدام به طور جداگانه می پردازیم .هاجر تربیت یافته مکتب وحی
هاجر در پرتو تعالیم ابراهیم خلیل به تلاشهایی در باره خودشناسی دست زد و به برکت چنین مجاهدتی احساس کرد دارای زمینه ای مناسب و شگفت انگیز برای تکامل معنوی و پیشرفت روحانی است. او تمامی جهد خویش را به کار گرفت، تا بر نقاط ضعف غلبه یابد و خویشتن را از آلودگی و انحرافات برهاند. خودسازی و رسیدن به صفای انسانی و ملکوتی برای بانویی که می خواهد مسؤولیت سنگین و سرنوشت سازی را در آتیه نزدیکی عهده دار شود، بسیار ضرورت داشت. او ضمن طی طریق متوجه شد کمالات نهفته در وجود آدمی، به جنس افراد و رتبه های اجتماعی و مسایل قومی ارتباطی ندارد و در مکتب توحید، یک کنیز هم می تواند چون سایر انسانها حرکتی جهت دار توأم با ایمان و تقوا داشته باشد. هاجر به این باور رسید که ارمغان تهذیب درونی این است که حق دوست گشته و معنویت را در امور زندگی دخالت دهد و مفاهیم اصیل را بر اندیشه و عواطف حاکم نماید و از برخی سنتهای موهوم و آداب منحط که در جامعه قبلی ناظرش بود، دوری کند. او خود را خوب ارزیابی می کرد و درست می سنجید، زیرا میزان آسمانی پیش رویش بود و پیامبر خدا را می دید که چگونه فکر می کند، چه اخلاقی دارد و کردارش در برخورد با این و آن به چه شکلی است. البته حضرت ابراهیم(ع) در صدد آن بود که این زن برای مقصد آینده به عنوان بانویی مؤمن و وارسته پرورش یابد، زیرا دامانی که می خواهد نخستین آموزشگاه برای حضرت اسماعیل(ع) باشد، باید به شایستگی هایی دست یافته و قله های فضایل را فتح کند. (گلی زوّاره،۱۳۷۸)

هاجر اسوه مهاجران الی الله “سائحات”
در قرآن کریم صفات کمالی برای زنان ذکر شده است از جمله در سوره تحریم آیه ۵ به صفات بارزی اشاره شده است که سائحات یکی از این صفات است .) عَسَی رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَ أَن یُبدِلَهُ أَزوَاجاً خَیراً مِنکُنَّ مُسلِمَاتٍ مَؤمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِبَّاتٍ وَ أَبکَاراً)
سائِحات: سائح از ماده سیاحت در اصل به جهانگردانى مى گفتند که بدون زاد و توشه راه مى افتادند، و با کمک هاى مردم زندگى مى کردند، و از آن جا که روزه دار از غذا امساک می کند تا وقت افطار فرا رسد، و از این نظر شبیه سیاحت کنندگان است، این واژه به شخص« صائم» نیز اطلاق شده است. ( مکارم شیرازی ج۲۴،ص۳۳۲) و از آنجایی که هاجر در راه خدا و برای انجام تکلیف الهی از سرزمین مصر به مکه مهاجرت کرد و در این راه متحمل سختی های بسیاری شد و لحظه ای از توکل به خدا ناامید نشد از این رو از حضرت هاجر به عنوان اسوه مهاجرت کنندگان در مسیر الی الله و از سائحات نام برده شده است .
هاجر صاحب مقام رضا و تسلیم
اگرمراحل کمال انسانی را برشماریم، یکی از آنها رسیدن به مرتبه «رضا و تسلیم» است. وقتی بنده، خود را در قلمرو «ربوبیّت خدا» می‌بیند و همه تقدیرات و تدبیرات خداوند را هم، بر مبنای حکمت و مصلحت می‌شناسد، نتیجه آن می‌شود که بر آنچه خدا درباره او خواسته و مقدّر کرده است، صبور و راضی و تسلیم است و هیچ اعتراضی نمی‌کند؛ نه نسبت به آنچه درباره خود او رقم خورده است، نه نسبت به دیگران، و نه آنچه در عالم هستی می‌گذرد. (محدثی، ۱۳۸۹)
یکی از انسان هایی که با توکل به خدا ، در برابر مشکلات و سختی ها و امتحانات الهی سر تعظیم فرود آورد و تسلیم مشیت الهی شد ، حضرت هاجر بود. این زن پرهیزگار زمانی که حضرت ابراهیم او را در بیابان خشک و سوزان عربستان به همراه کودکی خردسال تنها گذاشت ، دل به حکمت خداوند سپرد و راضی به رضای خدا شد در حالی که تنها همراه با یک کودک ، بدون سرپناه در بیابانی مخوف و خالی از سکنه ماند حتی تصورش برای هر انسانی سخت و ترسناک است اما هاجر تربیت یافته مکتب وحی است و در ایمان به آنچه خداوند مقدر فرموده محکم و استوار است و با توکل به خدا و صبر، تسلیم امر پروردگارش می شود .
خداوند پاداش توکل و صبوری هاجر را چنان قرار داد که زمانی که برای یافتن آب هفت بار در پی سراب دوید ، سعی و تلاش این بانوی بزرگ به واسطه اسلام به یکی از مناسک حج تبدیل شود و امروزه میلیون ها انسان حرکت نمادین حضرت هاجر را در بین کوه صفا و مروه به عنوان یکی از واجبات مراسم حج انجام دهند.

حضرت هاجر(س)یکی از ابرار و نیکان الهی
پس از آن که حضرت ابراهیم ، همسر و پسرش توانستند با توکل به خدا از این امتحان الهی سربلند بیرون آیند ، این حرکت ایمان مدار و عبودیت محورِ ابراهیم، هاجر و اسماعیل نیز مورد توجه شایسته قرار گرفت و پس از طی این آزمون و ذبح گوسفندی به جای اسماعیل، ذبح و قربانی نیز یکی از اعمال سیزده گانه حجّ تمتّع در اسلام منظور شد، تا در حال این عمل و ادای این تکلیف، یک بار دیگر برای هر حج گزار، اقدام فداکارانه این پدر، مادر و فرزند مورد تذکر قرار گیرد و بیاموزند که در راه خدا، در مقاطعی باید از عزیزترین چیز و مطلوب ترین و محبوب ترین فرد گذشت و به تعبیر قرآنی، شرط رسیدن به مقام ابرار آن است که باید از محبوب ها گذشت:
” لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ…” (سوره آل عمران :۹۲)(منصور نژاد، ۱۳۸۴)
بی شک با این ملاک ها، هاجر از ابرار و نیکان الهی است(فهیم کرمانی،۱۳۷۴، ص۵۲ ) زیرا در راه خدا عزیزترین و محبوب ترین فرد در زندگی اش را به قربانگاه فرستاده است و در این امر راضی به رضای خداوند است .

الگوی هاجر در حج اسلامی
در ارکان حج، مناسکی وجود دارد که برگرفته از حرکات هاجر قبل از پیدایش چشمه زمزم در بین کوه صفا و مروه است و این افتخار بزرگی برای زنان است که تلاش یک زن یکی از ارکان بزرگترین اجتماع و مراسم عبادی مسلمانان است و نشان دهنده آن است که اسلام دینی است که برای زن و مقام زن احترام زیادی قائل شده تا آنجا که در اعمال حج علاوه بر سعی صفا و مروه، طواف نساء نیز از اعمال واجب به شمار می آید و پاسخ کوبنده ای است به کسانی که اسلام را دینی سخت گیرانه برای زنان قلمداد می کنند و بسیاری از احکام دین را نوعی عامل بازدارنده پیشرفت زنان می دانند در حالیکه اسلام به زن چنان مقامی داده است که علاوه بر سوره ای در قرآن به نام زنان، یکی از اصلی ترین ارکان یک حرکت عبادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مسلمانان، برگرفته از سعی و تلاش یک زن است. در قرآن (بقره/ ۱۵۸) از صفا و مروه به عنوان نشانه های خداوند یاد شده است و این نشان دهنده اهمیت حرکت حضرت هاجر در بین این دو کوه برای یافتن آب است و به گونه ای توکل و تحمل و بردباری هاجرسلام الله علیها را در میان این دو کوه یادآوری می کند که چگونه از این آزمایش الهی سربلند بیرون آمد و برای آیندگان نمادی از اسوه رضا و بردباری در برابر ارادۀ حق شد.

کیفیت حضور زنان در  بزرگترین پایگاه مراسم دینی جهان اسلام
در قرآن از شهر مکه به عنوان اولین شهری که برای هدایت جهانیان بنا شده به عنوان «بکه» یاد شده است (ال عمران/۹۶) که بکه از همان بکاء به معنای محلی که بسیار باید گریست، نام برده شده است زیرا در این سرزمین حضرت آدم بسیار گریست تا توبه اش پذیرفته شد ولی در بعضی از تفاسیر به محل ازدحام نیز گفته شده است ، جایی که زنان و مردان در کنار یکدیگر جمع می شوند و بدون هیچ برتری بر یکدیگر و در امنیت کامل به اعمال حج می پردازند .
در تفاسیر، به نقل از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که فرمود:
اگر مکه را بکه خواندند، برای این بود که در آن، زن ومرد مخلوط و درهم اند؛ می بینی که زنی پیش رویت و زنی دیگر در سوی راستت و زنی طرف چپت مشغول نمازند و تو شانه به شانه زنی نماز می خوانی و هیچ عیبی هم ندارد، در حالی که این کار در دیگر نقاط کراهت دارد.«عَنْ أَبِی جَعْفَر(علیه السلام) قَالَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ مَکَّهُ بَکَّهَ لاَِنَّهُ یَبْتَکُّ فِیهَا الرِّجَالُ وَ النِّسَاءُ وَ الْمَرْأَهُ تُصَلِّی بَیْنَ یَدَیْکَ وَ عَنْ یَمِینِکَ وَ عَنْ یَسَارِکَ وَ مَعَکَ وَ لاَ بَأْسَ بِذَلِکَ وَ إِنَّمَا یُکْرَهُ فِی سَائِرِ الْبُلْدَانِ » (وسائل الشیعه، حرعاملی، ج۵،ص۱۲۶)
و این حدیث نشان می دهد که حتی نقش زنان در نامیدن شهر مکه و وجه تسمیه آن بسیار موثر بوده است و شهر مکه، سرزمینی امن برای حضور زنان می باشد. به گونه ای که زنان می توانند طواف و دیگر اعمال حج را در امنیت کامل حتی بین مردان و در ازدحام انجام دهند.
در کتاب حج بانوان نوشتۀ امام خمینی (ره) بسیاری از اعمال حج برای مردان با سخت گیری بیشتری نسبت به زنان آمده است و کوچکترین حرکت مردان در برابر زنان که موجب گناه شود باعث ابطال اعمال و حتی قربانی کردن می شود و « نگاه ناروای مردان علیه زنان نیز حرام است و نگاه از روی شهوت، از محرمّات احرام به شمار می آید» (امام خمینی، ۱۳۷۴) این بیانگر آن است که فضای طواف و اعمال حج، فضایی امن برای زنان در این مناسک عبادی است . همه این ارزشها و امتیازاتی که برای زنان در حج می بینیم سرچشمه از وجود بانویی بزرگ و فداکار است که با تحمل سختی های بسیار و رنج ها و مرارت ها به چنان مقامی دست یافت که اعمال حج ، یکی از بزرگترین اجتماعات مسلمانان جهان مدیون تلاش و توکل این بانو هست و پس از فوت حضرت هاجر ، حضرت اسماعیل در کنار خانه خدا مادر صبور و فداکارش را به خاک سپرد و دیوار کوتاهی گرد آن کشید و سالانه میلیون ها مسلمان در هنگام طواف خانه خدا ، مزار ایشان را نیز طواف می کنند و گشتن بر حجر اسماعیل از اعمال طواف است.

نتیجه گیری:
در طول تاریخ هجرت های بزرگی صورت گرفته است که هر کدام در نوع خود تاثیر به سزایی داشته است از جمله هجرت پیامبر بزرگ اسلام از مکه به مدینه و هجرت حضرت سیدالشهدا (ع) از مدینه به کربلا و همچنین هجرت امام رضا (ع) از مدینه به ایران است که در تاریخ اسلام و تشیع تاثیری شگرف بر جای گذاشته است . از دیگر هجرت های مهم که از اعصار بسیار دور توانست بر بسیاری از آئین های اسلام تاثیر گزار باشد می توان از هجرت حضرت هاجر به سرزمین مکه که در آن روز بیابانی خشک و سوزان بود، یاد کرد. حضرت هاجر سلام الله علیها اطاعت امر خدواند کرده و همراه همسر خود حضرت ابراهیم علیه السلام به سرزمین مکه هجرت نمودند و بر این امر راضی بودند و به گونه ای جزء اولین سائحات در راه الی الله شدند. تلاش و سعی این زن متوکل به تنهایی در بیابانی سوزان، تبدیل به یکی از اعمال حج واجب در دین مبین اسلام شد. وجود حضرت هاجر در کنار بقایای باز مانده از دیوارهای کعبه از زمان حضرت آدم(ع) و پیدا شدن چشمه زمزم و پایداری ایشان در برابر سختی ها باعث شد تا سرزمین مکه منطقه ای پر رونق و محل رفت و آمد قافله ها بشود و بعد ها بازسازی خانه خدا توسط حضرت ابراهیم (ع) و فرزندشان پایه گزار مناسک حج باشد و طواف خانه خدا تا به امروز پابرجا بماند و به پاس سعی و تلاش این بانوی بزرگ، سعی صفا و مروه از اعمال حج واجب گردید تا در طی قرون هزاران نفر از تلاش وی یاد کنند و درس صبر و بردباری و توکل، همراه با تسلیم و رضا بیاموزند.

منابع و مآخذ:

• امام خمینى، روح الله، حج بانوان، تدوین: حمزه اسفندیارى شیرازى، بى نا: ۱۳۷۴
• ابوالفتوح رازی، تفسیر روض الجنان و روح الجنان، سوره صافات/۱۰۷
• شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ،(۱۴۱۴ق) ناشر: آل بیت، ج۵
• شیخ صدوق ، محمد بن علی ، علل الشرایع (۱۳۸۵ش/۱۹۹۶ م) ، قم ، کتابفروشی داوری
• مکارم شیرازی ناصر ، تفسیر نمونه ، (۱۳۵۳) ، تهران ، دار الکتب الاسلامیه
• گلی زوّاره ، غلامرضا، (بهمن ۱۳۷۸) ،شکوه شکیبایی شرحی بر زندگی هاجر ، (مجله پیام زن، بهمن ۱۳۷۸، شماره ۹۵)
• فهیم کرمانى مرتضى، زن و پیام آورى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى (چاپ دوم): ۱۳۷۴، ص۵۲٫
• محدثی، جواد، رضا و تسلیم، فرهنگ کوثر، ۱۳۸۹، شماره ۸۲
• منصورنژاد، محمد، زنان و حج عصر هاجر و مقطع اسلامی، میقات حج، ۱۳۸۴، شماره ۵۳

• www.miqat.hajj.ir

• www://fa.wikishia.net

Print Friendly

یک نظر بگذارید