هیچ مطلبی وجود ندارد...

مواضع سیاسی امام صادق(ع) برای حفظ فرهنگ شیعی در برابر بنی‌امیه

نویسنده: چکیده‌نویس: محمد حیدری؛ کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی (گروه پژوهشهای دینی۲)
ارسال شده در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۰

(منبع و عنوان اصل مقاله: «بازخوانی مواضع سیاسی و شیوه مبارزاتی امام صادق(ع) در برابر بنی امیه در حفظ و حراست فرهنگ شیعی»نویسندگان: عباس رهبری، حسین خسروی،سهراب اسلامی ، على الهامی؛ نشریه جستارهای سیاسی معاصر، بهار۱۳۹۷،سال نهم، شماره ۱، صفحه۹۷ تا ۱۱۶، تعداد صفحات۱۹).

فرصت فروپاشی امویان

زمانی که حکومت بنی امیه در سراشیبی سقوط قرار گرفت،یک فضای باز سیاسی ایجاد شد که در نتیجه آن فشار بر روی مخالفین مخصوصاً امام صادق(ع) کاهش پیدا کرد؛ ایشان با استفاده حداکثری از این فرصت و انجام اقدامات سیاسی همانند، تقویت جایگاه امامت و ایجاد ولایت پذیری، ایجاد واقعیت نگری سیاسی، طاغوت ستیزی، زنده نگه داشتن حماسه عاشورا و تقیه در بین شیعیان، به عنوان یکی از پیشگامان حرکت اسلامی و داعیه داران فرهنگ اصیل دینی به حساب می آیند.
حکومت امویان پس از کناره گیری امام حسن(ع) از خلافت به خاطر پذیرش صلح تحمیلی با معاویه در سال ۶۱ ه.ق تشکیل شد و تا سال ۱۳۲ه.ق بر مسلمین تحمیل شد؛ اینها در دو سلسله که اول سفیانی(از سال ۴۱ تا ۶۴ ه.ق) که سه خلیفه و دوم مروانی(از سال ۶۴ تا ۱۳۲ه.ق)که یازده خلیفه، بودند و چارچوب حکومتشان مبتنی بر ساختار حکومتی کشورهای تصرف شده همچون ایران بود. برای کنترل بیشتر بر مخالفان و جابجایی اطلاعات، معاویه دیوان برید را تشکیل داد و این دیوان هرگونه اطلاعات رسمی و غیررسمی را گزارش می کرد و یک ساختار امنیتی قوی را ایجاد کرده بود. این دیوان تا روزهای پایانی حکومت امویان هرگونه حرکتی را رصد و در صورت ضرورت یا آن را تقویت و یا سرکوب می کرد.

امام صادق (ع) در سال ۱۱۶ه.ق پس از شهادت پدر در چنین ساختار اطلاعاتی به امامت رسید. امام(ع) اقدامات سیاسی، خود را با استفاده از عوامل ایجاد شده زمانشان به خوبی مهندسی کرد، گرچه برخی از محققین در نهایت به این نتیجه رسیده اند که آشفتگی سیاسی در ساختار حکومت آخر دوره بنی امیه و ابتدای دوران بنی عباس باعث شد دست امام صادق (ع) جهت آموزش علوم مختلف باز شود به نحوی که شاگردان بسیاری در این دوران از وجود مبارکشان استفاده کرده اند،اما سوال این است که مواضع سیاسی امام صادق (ع) در برابر بنی امیه در حفظ و حراست فرهنگ و تمدن اسلامی چگونه بوده است؟برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید وضعیت سیاسی، حکومت بنی امیه در زمان ایشان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

وضعیت اجتماعی، سیاسی در دوران بنی امیه

با توجه به اینکه اکثر منابع این دوران پس از سقوط دولت اموی و در زمان عباسیان که دشمن سرسخت آنان بودند به رشته تحریر در آمده است،تحلیل از روی داده های موجود کمی دشوار و بعضا امکان پذیر نیست، مخصوصا اگر بخواهیم وضعیت ائمه(ع) و نقش آنان را در فرهنگ و تمدن اسلامی مورد بررسی قرار دهیم، به همین جهت ما بیشتر در تحلیل های خود از قرینه ها استفاده می کنیم که ممکن است با واقعیت فاصله داشته باشد؛ و نیز از آنجایی که روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری کتابخانه ای برای موضوعاتی به کار می رود که به خوبی شناخته شده نیستند یا لازم است دید تازه ای نسبت به آنها کسب گردد، شیوه پژوهش در این مقاله نیز همین گونه انتخاب شده است.
پس از فتح سرزمین های جدید و توقف فتوحات در برخی مناطق و برقراری روابط مسلمانان با دنیای خارج از جهان اسلام باعث ورود اندیشه های فلسفی، کلامی و علمی سایر ملل به جامعه اسلامی شد. ترجمه برخی از کتب نیز در ایجاد سؤال برای تازه مسلمانان نقش آفرینی نمود. این آشنایی تأثیر های مثبت و منفی زیادی بر ساختار جامعه اسلامی به وجود آورد،از آثار منفی می توان نفوذ افکار غیر اسلامی و پدید آمدن شبهه در اعتقادات مسلمین را نام برد که باعث ایجاد احزاب و گروه های مختلف مذهبی همانند: مرجئه، خوارج، دهریه، غلات، زیدیه، اسماعیلیه و … گردید.
این گروه ها با تبلیغات خود که به دور از مراقبت های حکومتی نیز نبود افرادی را به سمت خود جلب نموده و جهت رشد تفکراتشان اقدام به تأسیس مراکز آموزشی می کردند و با ایجاد تشکیلات به برگزاری جلسات بحث و مناظره با گروه های دیگر می پرداختند؛اما در ادامه، حکومت بنی امیه مجبور شد محیط را برای گروه های مخالف خود کمی باز کند تا به شبهات پاسخ داده شود و در همین راستا می توان آزادی عمل را در فعالیت فرهنگی امام باقر (ع) و امام صادق (ع) دید که برخی از محققین عوامل سیاسی و اجتماعی را از عوامل آزادی عمل ائمه (ع) در این دوران می دانند ولی از آنجایی که بنی امیه در کنار مشکلات سیاسی پیش رو اجازه یک مشکل جدید سیاسی از طرف علوی ها را قطعاً نمی دادند،این خود جای تأمل دارد!
به هر حال می توان گفت وجود تفکرات جدید مذهبی و کلامی باعث گردید دست ائمه را در پاسخ به آنان بازتر گذارده و یا حداقل فشارهای وارده به اهل بیت را کمتر کنند. امام باقر (ع) اقدامات اولیه را برای پاسخگویی به این شبهات با تشکیل کلاس های خود فراهم نموده و امام صادق (ع) نیز که موج اندیشه های بیگانه را که به اساس دین مبین اسلام حمله کرده و دیدگاه اسلام را به مخاطره انداخته بودند را مشاهده می کرد، مکتب جعفری را گسترش دادند و زمینه ها و شرایط لازم را با تعلیم و تربیت شاگردان،به جهت مقابله با جریان های فکری انحرافی ایجاد نمودند.
در همان زمان أمویان به لحاظ داخلی دچار مشکلات بسیاری شده بودند که انتخاب دو ولیعهد سبب شده بود که علیه هم دست به شورش می زدند،چرا که هنگامی که ولیعهد اول به قدرت می رسید فرد دیگری را به جای ولیعهد دوم، به جانشینی انتخاب می کرد!در کنار اینها، برای به خلافت رسیدن بین قبایل نیز اختلاف وجود داشت که در نتیجه از نظر سیاسی حکومت بنی امیه با یکسری مخالفت ها و عصیان مواجه بود و مردم نیز آمادگی لازم جهت همسو شدن با هر نوع مخالفت با بنی امیه را داشتند.
می توان در تاریخ ۹۲ ساله این حکومت شورش های مختلفی را که به صورت پراکنده گروهی با کمک مردم به راه انداخته بودند، مثال زد؛ مانند قیام زید بن علی بن حسین در کوفه، قیام یحیی پسر ایشان در خراسان، قیام ضحاک بن قیس در کوفه تا حرکت آزادی خواهانه حارث بن سریج در سال ۱۱۹ه.ق در خراسان و شورش مردم اندلس علیه عقبه بن حجاج… گرچه اینها با انگیزه های مختلف اسلامی و یا غیر اسلامی صورت می گرفت اما همه آنها برای برقراری آزادی و عدالت بود که از طرف بنی امیه سرکوب گردید. علاوه بر اینها، بنی امیه با مشکلات خارجی نیز روبرو بودند و درگیر جنگ های خارجی زیادی شده بودند که می توانست قدرتشان را کاهش دهد و رسیدگی به امور داخلی را با مشکل مواجه کند،مانند درگیری با ترکان خزری در سال ۱۱۶ه.ق و ورود به جنگ در سال های ۱۱۰، ۱۱۸ و ۱۱۹ ه.ق با رومیان و …

اقدامات سیاسی امام صادق(ع) در دوران اموی

جنگ های خارجی و درگیری های داخلی توان زیادی از بنی امیه گرفته بود و آنها مجبور بودند فضای سیاسی جامعه را تا حدودی آزاد بگذارند که حداقل از فشارهای داخلی کم کرده و بتوانند به درگیری های خارجی بپردازند، البته آنان با توجه به مشکلات داخلی برخی مواقع با دشمن خارجی صلح می کردند تا بتوانند بر مشکلات داخلی خود تا حدودی فائق آیند و در این مسیر برای بقای غیر قانونی خود از هیچ کاری دریغ نکردند، از جعل حدیث بنام پیامبر(ص) و فرقه سازی و حمایت از گروه های کلامی مخالف اهل بیت(ع) همچون مرجئه گرفته تا ایجاد حکومت موروثی (ولایتعهدی) و عمل به بدعت های نو با زور و زر و بر خلاف خلفای پیشین -که توسط معاویه بنا نهاده شده بود-، را در طول دوران حکومت خود انجام می دادند.در چنین شرایطی امام صادق (ع) برای رسیدن به یک آرمان سیاسی مناسب و پیوسته و بر اساس دستور دین مبین اسلام اقداماتی را انجام دادند، مانند:
۱- تبیین امامت در جامعه اسلامی : جانشینی رسول مکرم اسلام یکی از ابعاد مهم تاریخ اسلام است. عدم شناخت امام بر حق باعث انحراف، بدعت و مشکلات ساختاری در جامعه نوپای اسلامی شد. از مهم ترین اقدامات سیاسی امام صادق (ع) تقویت جایگاه امامت و ایجاد ولایت پذیری در بین شیعیان زمان خود بود که بعضا افراد دیگری را به جای امام بر حق انتخاب کرده بودند، همانند کیسانیه و زیدیه. لذا ایشان همانند سایر معصومین قبل از خود در صدد بودند تا جایگاه امامت و ولایت را که از عرف خود خارج و رنگ پادشاهی به خود گرفته بود را تبیین و مشخص کنند؛ به همین دلیل هم و غمشان این بود که یک دیدگاه و تفسیر روشنی از امامت به جامعه ارائه داده تا آنها بتوانند به راحتی امام عصر خود را بشناسند و در همین راستا سخنانی را برای شیعیان خود بیان می نمودند:
«هرکسی که شبی را به صبح برساند و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.»
«خداوند شیعیان ما را رحمت کند که از زیادی سرشت ما آفریده و با آب ولایت ما عجین شده اند. آنان به خاطر غم و اندوه ما غمناک می شوند و به خاطر شادی ما خوشحال می شوند.»
«شیعیان ما سه گروه هستند، گروهی به وسیله ما خود را زینت می دهند و ما را مایه سرافرازی و آبروی خویش قرار می دهند و گروهی ما را وسیله در آمد زندگی دنیایی خود قرار می دهند و گروه دیگر که از ما و پیروان راه ما هستند، با امنیت ما آرامش می یابند و با ترس ما ترسان هستند. بذرهای کاشته شده اسرار را پخش نمی کنند و در برابر جفاکاران خودنمایی ندارند. اگر پنهان باشند کسی سراغ آنان را نمی گیرد و اگر آشکار باشند کسی به آنان اعتنا نمی کند. اینان چراغ های هدایت (شیعیان واقعی هستند.» و «دروغگوست آن کسی که خود را شیعه ما بداند، ولی به ریسمانی غیر از ما چنگ زند»
۲-مبارزه با غالیان: از دیگر عملکردهای سیاسی امام صادق (ع) مبارزه با گروه غالیان بود؛ این گروه در مورد اهل بیت (ع) غلو می کردند که گاهی آنان را در حد الوهیت بالا می بردند و در عصر آن امام با رشد چشم گیری که داشتند، هم موجب زیر سؤال بردن جایگاه اهل بیت(ع) می شدند و هم مردم را در تشخیص شیعیان واقعی از غیر آن دچار مشکل می کردند، زیرا عقاید غلات با معارف اهل بیت هم سو نبود و رفتار آنان نیز با رفتار شیعیان واقعی، متضاد بود؛به همین دلیل و برای حفظ شیعه اصیل لازم بود امام با آن ها مبارزه آشکاری را شروع کند و افکار باطلشان را از ساحت شیعه دور کند، چرا که در غیر این صورت اثری از شیعه واقعی باقی نمی ماند و به حکومت وقت این امکان را می داد که نسبت به شیعیان شدت عمل بیشتری نشان داده و باعث آسیب های جدی به آنان می شد.
امام صادق (ع) در خصوص مبارزه با این گروه اقدامات متعددی مانند بیان توطئه های غلات و انزجار از غلات و لعن آنها و نهی از معاشرت با غالیان و عدم معاشرت با آنان و دور کردن جوانان از غالیان جهت جلوگیری از فساد جوانان و فرمان قتل غلات… را انجام دادند و فرمودند: «ما اهل بیت راست گویانی هستیم که همواره دروغ گویانی بر ما دروغ می بندند تا با دروغ خود، صداقت و راست گویی ما را نزد مردم از بین ببرند، خداوند آنان را لعنت کند».
۳-ایجاد واقع نگری سیاسی: یکی دیگر از عملکردهای سیاسی امام صادق (ع) ایجاد واقعیت گرایی و دور کردن جامعه از خرافه، بدعت و بیهودگی است. قرآن برای جلوگیری از انحراف و ایجاد واقعیت گرایی بیان می کند «این راه مستقیم من است، پس از آن پیروی کنید و از راه های پراکنده پیروی نکنید؛ زیرا شما را از طریق حق دور می سازد، (انعام/ ۱۵۳)». امام نیز بر حفظ آموزه های الهی بسیار مراقب بودند و بر آنها تأکید می کردند و حتی از اقدام برخی از علمای زمان خود جلوگیری می کردند؛مثلا وقتی ابوحنیفه خواست عصایی را که از یادگارهای پیامبر(ص) بود، ببوسد، امام از این کار جلوگیری کردند.
۴-طاغوت ستیزی: از سیاست های دیگر امام صادق (ع) برخورد با ستمگران و نامیدن دولت اموی به عنوان طاغوت بود و از هر فرصتی برای نفی و مبارزه با این پدیده زشت استفاده می کردند و قیام های مخالفان حکومت جور را که بر اساس دین صورت می گرفت تائید و طرفداران این قیام ها را مورد احترام قرار می دادند و می فرمودند:«هر کسی که درباره موضوعی چه حق و چه باطل نزد بنی امیه و بنی عباس برود، مانند کسی است که برای داوری نزد طاغوت و ستمگر رفته است و آنچه طاغوت حکم کند، اگرچه به حق باشد، از منظر آموزه های وحیانی مردود است.»
۵-زنده نگه داشتن حماسه عاشورا: می توان گفت در تاریخ چند هزار ساله بشر هیچ حماسه ای سیاسی تر و قدرتمندتر از حماسه امام حسین (ع) نباشد و با آنکه در دوران استبداد بنی امیه و بنی عباس محدودیت های شدیدی جهت توسعه و فرهنگ عاشورایی ایجاد کرده بودند، اما امام صادق(ع) در زنده نگه داشتن این حماسه الهی تأکید بسیار داشتند و می فرمودند:«اما روز عاشورا روزی است که در آن حسین (ع) میان یارانش کشته بر زمین افتاد و یاران او نیز اطراف وی عریان بر خاک افتادند و روز شهادت ایشان سوزناک ترین روزهاست و علی بن الحسین (ع) به یاد عاشورا بیست سال گریست و هرگز طعامی نخورد مگر اینکه گریه می کرد و هر ناله و گریه ای مکروه است مگر ناله و گریه بر حسین» همچنین ایشان برای اینکه نهضت عاشورا زنده بماند، به زیارت قبر آن امام تأکید داشتند:«کسی که با شناخت حق امام حسین (ع) به زیارت او برود نامش در دفتر فرشتگان مقرب نوشته می شود.»
۶-راه‌اندازی تشکیلات گسترده پنهانی: از مهم ترین اقدامات سیاسی امام صادق (ع) ایجاد تشکیلات سری بود که امام (ع) برای جذب، هماهنگی یاران خود و آماده شدن برای به دست گرفتن حکومت انجام دادند؛ این تشکیلات ظاهرا از سازمان وکالت حکومت مستقل و جدا بود که دلیل آن را می توان بدین گونه بیان کرد که نه امام و نه دیگر اصحاب نزدیک به این تشکیلات،صراحتا سخنی در مورد آن بیان نکرده اند، برای اینکه این کار ذاتا نیاز به مخفی کاری دارد و نیز یاران امام به تقیه پایبندی شدید داشتند. عوامل متعددی مانند لو رفتن تعدادی از نیروهای مؤثر سازمان وکالت،تک بعدی بودن سازمان امام، تفرقه بین علویان برای ساقط کردن بنی امیه… را می توان سبب ایجاد این تشکیلات سری در نظر گرفت.
در هر حال وجود ارتباط مالی و فکری در بین شیعیان سراسر جهان اسلام و بودن محدثان فراوان در آن دوران نشان دهنده وسعت عمل کار امام بود که می تواند شاهدی باشد بر این تشکیلاتی که ایجاد نشده بود مگر برای قیام علنی و در این راستا می بینیم امام نماینده خود را که اهل کوفه بود به خراسان فرستاد که مردم را به ولایت پذیری از ایشان دعوت کند و این امر نشان دهنده وسعت حوزه فعالیت سیاسی امام می باشد؛گرچه وجود چنین تشکیلاتی از ابهام آمیز ترین دوران زندگی پر فراز و نشیب ایشان است،ولی باید توجه داشت که تا حکومت ایجاد نشود امام نمی تواند دین را کامل در جامعه بر پا کند، اما تشکیلات هدف غایی امام و یارانش نبوده و تنها وسیله اجرای شریعت خداست.
۷- بازداری شیعیان از همکاری با حکومت بنی‌امیه: یکی دیگر از سیاست های امام صادق (ع) دستور به عدم همکاری شیعیان با حکومت جور و حرام بر شمردن خدمت کردن به این حکومت بود و فرمودند:«کسب حرام اقسام زیادی دارد، از جمله آنها درآمد حاصل از همکاری با حاکمان ظالم، کارمزد قاضیان (این نظام ها)… است و نیز کسی که دوستدار زنده بودن ستمگران باشد، و دوست دارد خداوند نافرمانی شود».
۸- دعوت شیعه به تقیه : یکی از روش های مهم امام صادق (ع) در مبارزه سیاسی انجام و تأکید بسیار بر تقیه بود که بیشترین احادیث تقیه از ایشان است،این شیوه به معنی خودداری از به دام افتادن در خطر معنی می دهد. تقیه از مهم ترین عواملی است که به شیعیان کمک کرد تا خود را از مهلکه های بزرگ و خونبار حفظ کنند، که انواع مختلفی مانند تقیه سیاسی (اکراهیه)، تقیه اجتماعی (مداراتیه)، تقیه فقهی (خوفیه) و تقیه کلامی (کتمانیه) دارد؛عوامل متعددی از قبیل پراکندگی اصحاب امام، حفظ جان اصحاب، شکاک بودن بعضی از اصحاب باعث شد که ایشان دستور تقیه را بدهند.
۹- افشای ناآگاهی خلفا از علم فقه: شناخت امام صادق (ع) و پدر بزرگوارشان از دستگاه خلافت اموی این فرصت را برایشان ایجاد نمود تا با تبیین خلافت واقعی و بیان این مسئله که خلافت، فقط یک کار سیاسی نیست و خلیفه علاوه بر اینکه یک رهبر سیاسی است، رهبریت مذهبی یک جامعه دینی را هم عهده دار است و خلیفه باید انسانی آگاه به مسائل دینی هم باشد. با توجه به اینکه خلفایی در رأس قدرت بودند که از آگاهی های دینی بی بهره بوده و این امر باعث نقص در ساختار حکومتی شده بود خلفای وقت برای رفع این عیب بزرگ حکومت، اقدام به سازمان دهی فقها و علمای درباری نمودند تا بتوانند این ضعف را تا حد زیادی پوشش دهند؛ بنابراین «فقه جعفری در برابر فقه فقیهان رسمی روزگار امام صادق (ع) فقط یک اختلاف عقیده دینی ساده نبود، بلکه در عین حال، دو مضمون متعرضانه را نیز با خود حمل می کرد: نخست و مهم تر، اثبات بی نصیبی دستگاه حکومت از آگاهی دینی و ناتوانی آن از اداره امور فکری مردم و دیگر مشخص ساختن موارد تحریف در فقه رسمی که ناشی از مصلحت اندیشی فقها در بیان احکام فقهی است که امام فرمودند:«ما کسانی هستیم که خداوند، فرمان بری از آنان را فرض و لازم ساخته است و شما از کسی تبعیت می کنید که مردم به علت جهالت او نزد خدا معذور نیستند »

نتیجه گیری:

نمی توان گفت که چون امام صادق (ع) مبارزه مستقیم و مسلحانه نداشته، پس هیچگونه فعالیت سیاسی نداشته است و علیه حکومت وقت برنخاست، بلکه ایشان از طریق فعالیت های فرهنگی ،بزرگ ترین مبارزه ریشه ای را با حکام وقت نمود؛
ایشان به عنوان یک ایدئولوژیست فرهنگی در نظر داشتند که هر حکومتی که در جامعه حاکم است می تواند زمینه تغییر هویت جامعه را فراهم نموده و یا در نگهداری، رشد و اعتلای آن اقدام کند و به عنوان یکی از بزرگان علمی، علی رغم نداشتن مسئولیت، بانفوذ معنوی خود و با روشی منحصر به فرد در بعد سیاسی و تصمیمات صحیح در تغییرات فرهنگی و تمدنی بسیار تأثیرگذار بودند؛گرچه بیشتر مردم فقط چهره فقهی و دینی امام (ع) را می شناسند و کمتر نقش سیاسی ایشان مورد بررسی قرار گرفته، شاید این تصور پیش بیاید چون شیعه را شیعه جعفری می نامند، پس امام صادق(ع) تمام هم و غم خود را در احیاء فقهی قرارداد و سایر مسائل را در حاشیه گذاشته است، اما در این پژوهش مشخص شد که امام صادق (ع) نشان دادند که یک عالم و نخبه دینی می تواند با الگوسازی، در سیاست دخالت کرده و باعث تغییرات زیادی در جامعه گردد حتی اگر حاکم و یا یکی از اعضاء حکومتی نباشد ولی با نفوذ معنوی بالا خود می تواند یک الگوی مناسب را در اختیار مردم و مخصوصا اصحابشان قرار دهند و این جمع را از سرگردانی و اقدامات منفعلانه دور نماید.

Print Friendly

یک نظر بگذارید