هیچ مطلبی وجود ندارد...

آموزه های تربیتی امام صادق(ع) در کتاب تحف العقول

نویسنده: محمد حیدری(ارشد مدیریت صنعتی) ؛ نرگس انصاری(روانشناسی و ارشد ادبیات فارسی)
ارسال شده در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۹۹

تقدیم

به مناسبت ششمین سالگرد رحلت عالم ربانی، آیت الحق، حاج سید جواد حیدری (ره) این مقاله اخلاقی تربیتی به ساحت آن اسوۀ تقوا و مردم‌داری تقدیم میشود. حاج سید جوادآقا «تحف العقول» را یکی از چند کتابی بر می شمرد که بیشترین تاثیر گذاری را بر روح و ذهن ایشان داشته است و از آن فیض معنوی برده و الگوی تربیتی گرفته است. ایشان عملاً در بسیاری از منابر، موعظه های بلیغ خود را با استمداد از محتوای اخلاقی و تربیتی این کتاب شریف، پر بار میکرد. در سالیان تحصیل نیز در رؤیای صادقی به این کتاب ارزشمند توسط حضرت صادق(ع) راهنمایی شده بود. بیشتر اوقات بر مزار ایشان در کنار قرآن و مفاتیح، نسخه ای از ترجمه کتاب تحف العقول دیده میشود و زائران مزار ایشان گاهی کتاب را گشوده و سطور یا صفحه ای از آنرا به قصد قربت و تبرک، مطالعه می کنند. امری که شاید برای برخی ناآشنایان قدری تعجب بر انگیز باشد. آن ارتباط و نسبت با کتاب یاد شده، بهانه ای است برای تقدیم این مقاله به ساحت آن شخصیت بزرگ، در روزگاری که چراغ محفل ششمین سالگرد ایشان به دلیل شرایط بحرانی کرونا در خاموشی گذشت. دریغ که در فضای مجازی نیز چنان که باید و شاید تلاشی در اینباره صورت نگرفت. یادش همیشه زنده تر و نامش بلند آوازه تر باد. ۱۴ تیرماه ۹۹. حسین انصاری

چکیده:

روایات و سخنانی که از اهل بیت(ع) در طول دو و نیم قرن از زمان بعثت پیامبر(ص) تا عصر غیبت صغرا به یادگار مانده، حاصل تلاش بسیاری از عالمان، محدثان و شیعیان مخلص و آگاهی بوده است که با تمام وجود و حتی گذشتن از بسیاری لذت های حلال خود، و حتی تقدیم جان، این میراث را حفظ و به نسلهای پس از خود سپرده اند؛ تا اکنون هر انسان جستجوگر حقیقت بتواند با مطالعه، تفکر و تحلیل این سخنان، به آسانی در باغستان معارف اهل بیت(ع) قدم نهد، به گونه ای که گویی در زمانه آنها زندگی می کرده و از محضر ایشان بهره مند بوده است.
کتاب تحف العقول از ابن شعبه حرانی در این زمینه نمونه کاملی است که با مطالعه و توجه به آن می توان به دور نمایی از اندیشه ها و پند و اندرزهای ائمه(ع)دسترسی پیدا کرد و با عمل به آنها راه سعادت و کمال را پی گرفت. در این مقاله با بهره گیری از کتاب فوق برخی از آمورزه های تربیتی امام صادق(ع) از بخش مربوط به سخنان ایشان، انتخاب شده است تا توشه ای معنوی برای جویندگان حقیقت های ناب و عالی باشد.

IMG_20200708_225646_474

مقدمه:

تشخیص درست یا جعلی بودن احادیث و روایات کاری ساده نیست که از عهده همگان برآید. در این کار تخصصی، عالمان و بزرگان شیعه از گذشته، همت گماشته و تا جایی که توانسته اند این امر را سامان داده اند. اکنون کتاب هاب متعددی که در این زمینه بر جای مانده حاصل آن همت و سخت کوشی ها است.
کتاب تحف العقول تألیف عالم و محدث شیعه شیخ ابو محمد حرانی(ره) می باشد که بر گرفته از سخنان چهارده معصوم(ع) است. طبق آنچه خود مؤلف در آغاز کتاب بیان می کند که «این اثر را برای شیعیان و مسلمانانی تألیف کرده که تسلیم ائمه اطهار هستند و در کارهایشان به آنها مراجعه می کنند.»  «در این کتاب برای مختصر شدن از ذکر اسناد احادیث صرفنظر کردم گرچه همه انها را با سند از اساتید شنیده ام و یا خود احادیث گواه صحت خودشان هستند..».
ازآنجا که نقش پیشوای ششم در پالایش و استواری مذهب، نقشی منحصر به فرد و همه جانبه بوده است به نظر می رسد توجه به آموزه هایی که امام صادق(ع) در دوران زندگی خویش بر آن تاکید داشتند ، برای داشتن یک زندگی سالم و مفید تأثیر گذارتر خواهد بود. آموزه های یاد شده گاه در قالب سخن های کوتاه در خطاب های عمومی گزارش شده و گاهی در قالب سفارش هایی است که به اصحاب و یاران خاص داشته و ثبت شده است.

راز داری در نشر احادیث

امام در یکی از سفارشاتی که به ابو جعفر محمد نُعمان احول داشتند، بعد از ذکر آیه(و چون خبری حاکی از ایمنی یا وحشت به آنان برسد،انتشارش دهند.۸۳- نساء)چنین فرمودند:
کسی که راز ما را بر زیان ما فاش نماید، همچون کسی است که بر روی ما شمشیر کشیده است و خدا مورد رحمت قرار دهد بنده ای را که علم محرمانه ما را بشنود و آن را زیر پای خود دفن نماید تا از دسترس مخالفان به دور ماند.
و باز چنین توصیه شده که : ای پسر نُعمان!همانا من حدیثی با یکی از شما بازگویم و او از قول من آن حدیث را در هر جا بازگو نماید و به این خاطر من (از روی تقیه) به لعن او می پردازم و اظهار بیزاری از او را جایز می شمارم؛ که پدرم بارها می فرمود: چه چیزی روشنی بخش تر است برای چشم از تقیه؟ که آن سپر مؤمن است و اگر نبود خداوند عبادت نمی شد و بعد حضرت آیه ۲۸ سوره آل عمران را خواندند: مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان به دوستی بگیرند و هر که چنین کند،در هیچ چیز او را از دوستی خدا بهره ای نیست،مگر اینکه از آنان به نوعی تقیه نمایید.
این چنین سخن گفتن امام درباره موضوع حفظ و نشر احادیث و روایات، اهمیت و ارزش این جایگاه را به خوبی روشن می کند.برای همین است که نه تنها ایشان که دیگر ائمه(ع) نیز بارها این نکته را به شیعیان خود یادآ ور می شدند که جز برای اهلش سخنان ما را بازگو نکنید! از همین رو امام در ادامه چنین فرمودند: ای پسر نُعمان!آن کس که سخنان محرمانه ما را فاش نماید مانند کسی نیست که با شمشیر ما را بکشد بلکه گناهش بزرگتر است و بزرگتر! و هر کس حدیثی نقل نماید که به زیان ما تمام شود از کسانی باشد که ما را به عمد کشته است نه از روی خطا!
از طرفی امام(ع) در ستایش و تقدیر از کسانی که بر این کار همت دارند و احادیث را جز با اهل آن بازگو نمی کنند چنین فرمودند:(هر که امر ما را پنهان نگه دارد خداوند او را در دنیا و آخرت بیاراید و محفوظش سازد و از سوز آهن و تنگنای زندانها محفوظش نماید.) ایشان این رفتار را برگرفته از سنت خداوند یاد می کنند و می فرمایند: بنده مؤمن به شمار نیاید مگر آنکه سه سنت در او یافت شود:سنتی از خدا،سنتی از رسول خدا و سنتی از امام:اما سنتی که از خدای عزوجل باید داشته باشد همان راز پوشاندن است که خداوند در آیه ۲۶ سوره جن چنین فرمود: (دانای نهان است و کسی را بر غیب خود آگاه نمی کند.)
انتخاب این موضوع به عنوان اولین مورد از آن جهت بود که تلنگری باشد برای کسانیکه هر آنچه را که از هل بیت(ع) می آموزند، خیلی ساده و بدون درنگ هر جایی بازگو نکنند تا هم تأثیر کافی و کارآمدی داشته باشد و هم دشمنان و معاندان از آن بر علیه اهل بیت(ع) و تخریب جایگاه ایشان بهره نبرند. امام صادق(ع) در سفارشی به عبدالله بن جُندب چنین فرمودند :(رحمت خدا بر کسانی باد که چراغ روشن بودند و روشنگر؛ آنان که با کردارهای شایسته خود و نهایت تلاش خویش، مردم را به سوی ما خواندند. اینان چون کسانی نیستند که به افشاگری رازهای (ناگفتنی) ما پردازند.)

مدارا و دوستی با دیگران

در قرآن و در سخنان اهل بیت(ع) بسیار به رفع حاجت و نیاز دیگران سفارش شده است که این کار را هر کسی می تواند با مال،زبان،عمل و رفتار خویش انجام دهد و هر کدام باشد کاری پسندیده و مورد نظر خدا و ائمه (ع) هست، که امام صادق(ع) در سفارشی به عبدالله بن جُندب چنین فرمودند:
(ای پسر جندب! بدان هر که به برادرش خیانت ورزد و او را تحقیر نماید و کینه او به دل گیرد، خداوند دوزخ را جایگاه او سازد…اما هر که در راستای برآوردن حاجت برادرش گام بردارد،چون کسی باشد که میان صفا و مروه گام برداشته است و برآورنده حاجت چون کسی باشد که در جنگ بدر و احد (صدر اسلام) به خاطر خدا به خون آغشته شده است؛ همچنین به شیعیان ما بگو به خدا سوگند! که به ولایت ما نتوان دست یافت مگر با خویشتن داری و یاری کردن برادران با مال و جان خود به خاطر خدا. هر کس بر مردم ستم نماید، شیعه ما به شمار نیاید!)و همه گناهان قابل بخشش است مگر نارضایتی همکشیانت…
می توان فهمید که در نگاه امام توجه به حقوق دیگران تا چه اندازه است که برای برآورده نمودن حاجات آنان چنان درجاتی را ذکر می کنند و از طرفی نارضایتی آنان را گناهی نابخشودنی بر می شمرد. سپس در ادامه امام(ع) داستانی را از حضرت عیسی(ع) یاد می کند:
روزی عیسی بن مریم(ع) به یاران خود فرمود:آیا به نظر شما اگر یکی از شما ببیند جامه برادرش اندکی از شرمگاه او را نمایان کرده است، آیا اقدام به عریان ساختن همه شرمگاه می نماید یا آنچه را نمایان شده می پوشاند؟ گفتند: ما شرمگاه او را با جامه اش می پوشانیم؛ فرمود: هرگز! بلکه تمام آن را نمایان می سازید! با تعجب پرسیدند: ای روح الله این چگونه است؟ فرمود: یکی از شما مردان بر عیب برادرش آگاه می شود ولی از پوشاندن آن خودداری می نماید؟…بعد حضرت فرمودند: خوشا بر آنکه دیده اش را در دل نهاد نه در چشم، ارباب مابانه بر عیبهای مردم ننگرید ولی بنده وار عیبهایتان مد نظرتان باشد و ادامه دادند :(با کسی که با تو قطع رابطه کرده رابطه برقرار ساز و به کسی که از تو دریغ داشته بذل و بخشش کن و آن کس که با تو بدرفتاری نمود با او خوش رفتاری کن و بر آن کس که تو را به باد دشنام گرفته، سلام نثارش کن و در حق کسی که با تو دشمنی ورزد انصاف ورز و از کسی که به تو ستم کرده درگذر، همانطور که انتظار داری از تو در گذرند، پس با نگاهی عبرت پذیر عفو الهی را بر خود مورد توجه قرار ده، آیا نمی بینی که آفتابش بر نیکوکاران و بزهکاران تافته و بارانش بر صلاحکاران و خطاکاران باریده؟!
امام صادق(ع) در اینکه این مدارا و دوستی تا کجا باید باشد،چنین فرمودند: هیچ کدام از شما به حقیقت ایمان دست نیابد مگر آنکه بیگانه ترین مردم به خود را برای خشنودی خدا دوست بدارد و نزدیک ترین مردم به خویش را برای خشنودی خدا،دشمن بدارد.
ایشان بارها مؤمنین را به انجام امور برادران خود سفارش می کردند و آن را از برترین کارها نزد خداوند برمیشمردند و می فرمودند: به راستی خداوند را در دنیا بندگان است که در نیازهای دنیا و آخرت به خداوند پناه می برند؛ همانا آنان مؤمنانند و در روز رستاخیز آسوده اند. آگاه باشید که همانا محبوب ترین مؤمنان در پیشگاه خداوند کسی است که مؤمن تنگدست را در نیازهای دنیوی و مخارجش یاری کند و نیز آنکس که یاری کند و سود رساند و ناخوشایندی را از مؤمنان دور سازد.
همچنین درباره پاداش این عمل چنین بیان می کردند: به راستی ارتباط خویشاوندی و نیکوکاری حساب(روز جزا)را آسان نمایندو(انسان را) از گناهان دور سازند. پس با برادران خویش صله رحم نمایید و به آنان نیکی کنید، اگرچه با نیکو سلام کردن و نیکو پاسخ دادن به سلام باشد.
و امام صادق (ع) در جایی در اهیمت این عمل فرمودند که خدای می فرماید: هرکس سرگشته ای را از سرگشتگی برهاند او را ستایشگر بنامم و در بهشت خویش، جایش دهم.

سفارش به سخاوتمندی و پرهیز از بخل

در اهیمت سخاوت و بخشندگی و پرهیز از بخل و تنگدستی امام(ع) به مناسبت های مختلف سخن گفته و به شاگردان خاص بارها سفارش کردند و یکی از ویژگی های مهم و اساسی شیعیان خود را بذل و بخشش به برادران بر می شمرند.. و می فرمودند:(به راستی بخیل کسی است که ثروتی را از راه غیرحلال فراهم سازد و در راه نادرست خرجش کند.) و سخاوتمند بخشنده کسی است که دارای اش را در حق خدا صرف کند و احسان جز به سه صفت کامل نگردد : شتاب ورزی در آن،اندک شمردن بسیار آن و بدون منت بودن آن
سپس فرد سخاوتمند را چنین معرفی می کنند:(بخشنده جز به سه ویژگی بخشنده به شمار نیاید: مالش را سخاوتمندانه در حال توانگری و تنگدستی بخشش نماید، مال خود را به نیازمند واقعی پردازد و متوجه باشد ارزش تشکری که در برابر آن بخشش دریافت می نماید بیشتر از آن است که بخشش نموده است.
امام صادق(ع) یکی از خصوصیاتی که یک مرد برای داشتن یک زندگی سالم و درست باید از آن بهره مند باشد را همین بخشش معرفی می کنند و می فرمایند: به درستی که مرد برای اداره خانه و خانواده اش به سه صفت نیاز دارد و چنانکه این صفات در او نباشد ،باید هر جوری شده در خود ایجاد نماید: خوش رفتار بودن، بذل و بخشش به اندازه نمودن و غیرت به جا که خانواده را حفظ نماید.
همچنین امام(ع) در میزان این بخشش و اینکه تا چه اندازه باید از زندگی و اموال خویش به دیگران بخشید با ذکر آیاتی از قرآن برای جمعی از صوفیان آن زمان چنین فرمودند: مردی که خداوند به او مال و ثروت فروان داده و او با بذل و بخشش های زیاد آنها را از دست داده و بعد دست به دعا برداشته که خدایا به من روزی ارزانی دار! خداوند در پاسخ او فرماید: مگر من به تو روزی فروان ندادم؟چرا چنان که دستور دادم در مصرف آن میانه روی پیشه نکردی؟! مگر تو را از بذل و بخشش بی حساب نهی نکرده بودم؟! سپس خداوند راه و روش انفاق را به پیامبرش آموخت؛ زیرا حدود ۲۹ گرم طلا پیش پیامبر بود و او میل نداشت که شب نزدش بماند، لذا تمام طلاها را در همان شب به این و آن صدقه داد و بامداد چیزی در بساط نداشت، در این هنگام سائلی پیش او آمد و درخواست کمک مالی کرد و پیامبر چیزی نداشت به او بپردازد. سائل به ملامت او پرداخت و پیامبر(ص) که بسیار مهربان و دلسوز بود از این پیشامد . که چیزی نداشت تا به آن سائل بدهد – خیلی ناراحت و غمناک شد. پس خداوند این دستور العمل را برای پیامبرش به عنوان تأدیب فرستاد: «و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار هم گشاده دستی منما که حسرت زده و ملامت زده بنشینی». (سوره اسراء-آیه ۲۹).همانا، گاهی که مردم از تو چیزی خواهند و عذر تو را نپذیرند و اگر هر چه داری بذل و بخشش نمایی به زیان مالی دچار آیی.
بعد ایشان برای جمعی که حاضر بودند دو مثال از اصحاب خاص پیامبر(ص) را ذکر کردند:یکی از سلمان یاد می کنند، وقتیکه سهم سالانه خویش را از بیت المال می گرفت به اندازه مخارج یک سال که او را به سال دیگر برساند-بر می داشت و در پاسخ معترضین می گفت:ای نادانها شما از این نکته غافلید که نفس انسان اگر به مقدار کافی تأمین نباشد که به آن اعتماد کند، در طاعت حق سستی نماید و چون به قدر کافی تأمین شد آرام می گیرد( و با فکر آسوده به طاعت حق پردازد) و دیگر از ابوذر سخن می گویند که چند گوسفند و شتر داشت که شیر آنها را می دوشید ولی هر گاه احساس می کرد که خانوده اش میل به خوردن گوشت دارند یا برایش مهمان آمده، از آنها یکی را سر می برید…

رفتار دوستانه و احترام آمیز با مستمندان

امام صادق(ع) در سفارشی در جمع شیعیان چنین فرمودند:( شما باید مستمندان مسلمان را دوست بدارید؛ زیرا هرکس آنان را تحقیر نماید و بر آنان تکبر ورزد، به طور یقین از دین خدا لغزیده است و خداوند او را خوار و زبون سازد و بر او خشم گیرد و از او بیزاری جوید. پدر ما پیامبر خدا(ص) فرموده: پروردگارم من را امر کرده به دوست داشتن مستمندان (به خصوص مسلمانانشان.) بدانید همانا هرکس یکی از مسلمانان را تحقیر نماید، خداوند طوری دچار نفرت و حقارتش سازد که مردم نهایت دشمنی را با او داشته باشند؛ پس درباره برادران مستمند مسلمان خود از خدا پروا کنید؛ زیرا آنان بر شما حق دارند که دوستشان بدارید و خداوند نیز پیامبرش را به دوست داشتن آنها امر فرموده است؛ پس هرکه آن کس را که خداوند به دوست داشتن او امر فرموده دوست ندارد، به طور یقین از خدا و پیامبرش نافرمانی نموده است و هر که در حال نافرمانی از خدا و پیامبر خدا از دنیا برود گناهکار از دنیا رفته است.
این گونه سخن گفتن حضرت در میان شیعیان نشان از اهمیت و ارزش رسیدگی به امور مستمندان حکایت دارد. که در سخنی باز فرمودند: «انتقام جویی از بینوایان چقدر زشت است.»و مبادا کسی را بر ضرر مسلمان ستمدیده ای، یاری کنید که آن ستمدیده به درگاه الهی به زیان شما دست به دعا بردارد و نفرین او درباره شما پذیرفته آید؛ همان گونه که پیامبر خدا(ص) می فرماید: «به طور قطع، نفرین مسلمان ستمدیده به اجابت رسد.»بنابراین بر هر مسلمانی عمل به این گونه دستور العمل ها لازم و ضروری است. همه افراد جامعه باید به رسیدگی امور مستمندان همت گمارند. زیرا که در روزگار کنونی در سطح جامعه این شیوه عملی و تاثیر گذار امام (ع) بیش از آنکه جنبه ی واقعی و کاربردی داشته باشد، فقط به نماد و آیین و مراسمی برای تبلیغات های گروه ها و نهادها مبدل گشته است!

پرهیز از مجادله،بگو مگو و سخن چینی

امام صادق(ع) در سفارشی در اهمیت این موضوع به پسر نُعمان چنین فرمودند: «از مجادله و ستیزه کردن بپرهیز که کردارت را بر باد دهد و نیز از جر و بحث بپرهیز که هلاکت سازد و زیاد به حضومتگری مپرداز زیرا تو را از خدا دور نماید؛به راستی، آنان که پیش از شما بودند در پی «سکوت آموزی» بودند در حالی که شما دنبال «سخن آموزی» هستید! شیوه آنان چنین بود که هرگاه یکی از ایشان می خواست «عابد»گردد قبل از آن ده سال به فراگیری سکوت می پرداخت، پس اگر خوب از عهده فراگیری آن بر می آمد و در آن راه استقامت می ورزید، از عابدان به شمار می آمد و گرنه می گفت: من لیاقت این مقام را ندارم. به راستی، منفورترین شما نزد من افرادی اند که سخن پراکنی کنند و سخن چینی را پیشه خود سازند؛ و در ادامه به نکته تربیتی مهمی اشاره کردند که: ای پسر نُعمان! برای سه چیز دانش جویی مکن: برای خودنمایی، فخر فروشی و جرّ و بحث کردن…ایشان پیوسته در سیره و سخنان خویش بهره گیری از فهم و آگاهی های ناب را برای رسیدن به تربیتی موثر، به یاران خویش توصیه می کند، تا ارزش و جایگاه انسان به شایستگی حفظ شود. ایشان برای دستیابی به چنین مراحلی به پرهیر از برخی از رفتارها توصیه می نماید. چنان که می فرماید: سه چیز مرد را بی اعتبار سازد: حسد،سخن چینی و سبکسری.
امام(ع) در نکوهش این عمل زشت به تناسب سخنانی را با شاگردان خود مطرح می کردند که برای نمونه به همین یک سخن زیبا،دکوتاه و پر از حکمت ایشان بسنده می شود: «از سخن چین برحذر باش که هر کس برای تو سخن چینی کند از تو برای دیگران نیز سخن چینی خواهد کرد».

دوری جستن از حسد

امام(ع) حسد را دوگونه عنوان می کنند: «حسد از روی گمراهی و حسد از سر نا آگاهی، پس همانطور که فرشتگان این گونه گفتند آنگاه که خداوند فرمود: «من در زمین جانشینی خواهم گماشت (فرشتگان)گفتند: آیا در آن کسی را می گماری که در آن فساد انگیزد و خونها بریزد؟ و حال آنکه ما با ستایش تو(تو را)تنزیه می کنیم و به تقدیست می پردازیم». (بقره،آیه۳۰)یعنی جانشینی از ما برگزین و این سخن را از سر حسدورزیِ از روی گمراهی و نپذیرفتن و انکار بر زبان جاری ساختند. گونه دوم حسد آن است : «که بنده را به کفر و شرک می افکند و این گونه از حسد، همان حسد ابلیس در نپذیرفتن فرمان خدا و سرباز زدن از سجده بر آدم (ع) است.»
ایشان در میان جمعی از شیعیان درباره این رفتار چنین فرمودند: یکی از چیزهایی که در وجود آدمیزاد سرشته شده حسد است.که حسود را بی نیازی نباشد.مبادا بر یکدیگر حسد ورزید که به طور قطع ریشه کفر، حسد است.
به خوبی می توان از همین سخنان متوجه میزان زشتی این عمل شد و اینکه برای مقابله با آن هر انسانی چه راه دشواری را در پیش دارد چراکه در وجود هر کسی این رفتار سرشته شده است. امام صادق(ع) فرمود: «هر که بر مؤمنی حسد ورزد، همان گونه که نمک در آب حل شود، ایمان در دلش آب شود.»یعنی حسد تا جایی پیش می رود که ایمان را از انسان می گیرد؛ بنابراین برای هر کسی که تمایل دارد در مسیر تربیتی صحیح مطابق با روش و سیره اهل بیت(ع) قدم گذارد، لازم است با این رفتار و خصلت زشت به مقابله پرداخته و وجود خویش را از آن پاک سازد. که امام(ع) باز در سخنی برای تأکید و هشدار جدی برای پرهیز از آسیب های حسد چنین توصیه ای نمودند که: «آنان که به برادران خود حسد ورزند، نه آنها از من هستند و نه من از آنانم. به راستی، دوستان من کسانی اند که سر سپرده فرمان ما هستند و از دستورهای ما پیروی می کنند و در تمام امورشان ما را الگوی خود قرار می دهند. سپس فرمود: به خدا سوگند! اگر یکی از شما به اندازه تمام زمین دنیا به پیشگاه خدا طلا تقدیم نماید ولی بر مؤمنی حسد ورزد، با همان طلاها در دوزخ او را داغ کنند!»

نتیجه گیری

معارف و آموزه های پیشوایان دین به عنوان منبعی غنی و کامل می تواند در دسترس همگان بوده و مورد استفاده قرار گیرد. حتی زمانه و روزگاری که در عصر غیبت به سر می بریم، جایی برای عذر و بهانه برای عدم دسترسی به حقیقت های ناب وجود ندارد. زیرا پیشوایان دین معارف اساسی و تربیت گر را به اصحاب و شاگردان مورد اطمینان خویش آموخته اند. آن مردان تلاشگر نیز با ایمان و اعتقادی راستین در فراگیری این علوم همت گماشته اند. روزها و شب ها معارف ناب را با سر انگشتان پینه بسته در ورق هایی نگاشته و محفوظ داشته اند. تا آیندگان نیز از رمز و راز این معارف محروم نبوده و آن را در زندگی خویش به کار گیرند. در این مقاله یکی از همین نگاشته های مفید و سودمند به خوانندگان معرفی شد که در آن ضرورت و پای بندی به برخی از اصول تربیتی که سبب رشد و پیشرفت آدمی می شود، برای استفاده جویندگان حقیقت به صورت کوتاه و مختصر ارایه شد. در فصل سخنان امام صادق (ع) در کتاب تحف العقول به کار گیری شش اصل اساسی: دوری جستن از حسد؛ پرهیز از مجادله،سخن چینی و جر و بحث؛ چگونگی رفتار با مستمندان؛ سفارش به سخاوتمندی و پرهیز از بخل؛ مدارا و دوستی با دیگران؛ راز داری در نشر احادیث به عنوان آموزه های کاربردی در تربیت به خوانندگان کتاب عرضه شده است.

منبع:

تحف العقول، حرانی شیخ ابو محمد،ترجمه صادق حسن زاده، قم، انتشارات آبانه،چاپ اول، ۱۳۹۵٫

Print Friendly

یک نظر بگذارید