هیچ مطلبی وجود ندارد...

مشخصه های انسان فرهنگی در آموزه های امام صادق (ع)

نویسنده: مهدیه روحبخش (پژوهشگر مجموعه)
ارسال شده در تاریخ ۷ تیر ۱۳۹۸

چکیده

فرهنگ به عنوان عاملی مؤثر در ایجاد فضای یک زندگی خوب و متعالی، سبب رشد و خودشکوفایی و کمال انسان می گردد و پیشرفت مادی و معنوی انسان، کرامت و شرافت، آزادی متعهدانه و عدالت محور بودن ابعاد گوناگون زندگی را به همراه دارد. امامان معصوم (ع) نقش مهمی در شکل گیری و پویایی فرهنگ شیعی ایفا کرده اند، در این میان، نقش امام صادق (ع) به دلیل فرصت ها و زمینه های به وجود آمده درعصر ایشان، برجسته تر است. در این مقاله برآنیم برخی از شاخص های انسان فرهنگی درتعالیم امام جعفر صادق (ع) را مورد بررسی قرار دهیم.   

کلید واژگان: فرهنگ، امام صادق (ع)، انسان، علم

مقدمه

در هر جامعه بشری یک نظام فرهنگی از یافته های انسانی وجود دارد، شبکه هایی از ارزشها و نگرش ها، سنت ها و الگوهای رفتاری که به واسطه آن ها شیوه زندگی و دنیایی که مردان و زنان در آن عمل می کنند، تصمیم می گیرند، غذا به دست می آورند، مسکن تهیه می کنند و کالاها و خدمات مورد نیازشان را تهیه می کنند، تعریف می شود. ( سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد، راهبردهای عملی توسعه فرهنگی، ص ۵)  فرهنگ تنها به این معنا نیست که آثار و دانشهایی را گردآوری کنیم که نخبگان برای استفاده عموم آن را خلق و گردآوری و حفظ می کنند، یا ملتی که از گذشته یا میراثی غنی برخوردار است آن را به ملتهای دیگری به منزله الگو ارزانی کند.علاوه براین فرهنگ به دسترسی داشتن به آثار هنری و زبان و ادبیات محدود نمی شود، بلکه در عین حال اکتساب دانشها و اقتضای شیوه ای از زندگی و نیاز به ارتباط را هم دربر می گیرد. فرهنگ عرصه ای نیست که بتوان آن را به تصرف یا تملیک درآورد، بلکه شیوه رفتار کردن با خود، همنوعان و طبیعت است. (گزاویه دوپوئی، فرهنگ و توسعه، ص ۲۱)

در حقیقت، فرهنگ سبب پیشرفت مادی و معنوی انسان، کرامت و شرافت و آزادی متعهدانه انسان و عدالت محور بودن ابعاد گوناگون زندگی می گردد. (پناهی محمدحسین، توسعه فرهنگی ضرورت توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، ۱۳۹۴) آن چنانکه دوپوئه می نویسد& فرهنگ انسان را قادر می سازد درباره خودش غور و تعمق کند، این فرهنگ است که ما را موجوداتی انسانی، عقلایی و از نظر اخلاقی متعهد می سازد. به وسیله فرهنگ است که ما ارزش ها را از یکدیگر تفکیک می کنیم و به گزینش دست می زنیم. انسان افکار و اندیشه های خود را از طریق فرهنگ بیان می کند و نسبت به خویشتن خویش آگاهی می یابد، اعمال خود را مورد تایید قرار می دهد و دستاوردهای خود را ارزیابی می کند و به صورت خستگی ناپذیری به تلاش برای یافتن نمادها و ویژگیهای جدید و آفرینش آثاری که تعالی او را در پی دارد، اقدام می کند.& (دوپوئه، فرهنگ و توسعه، ص۷۹ )

تعالیم انسان ساز دین اسلام که در جهت تعالی و پیشرفت مادی و معنوی انسانها گام بر می دارد، در صدد است انسانها را مفید و سازنده ، صالح و شایسته، تربیت کند. در این راستا امام جعفر صادق (ع) با توجه به فرصت مناسب سیاسی که به وجود آمده بود و با ملاحظه نیاز شدید جامعه و آمادگی زمینه اجتماعی، اقدامات فرهنگی گسترده ای را آغاز نمود از جمله شاگردان بزرگ و برجسته ای تربیت کرد که تعداد آن را بالغ بر چهار هزار نفر نوشته اند. در میان اصحاب امام (ع) افرادی بودند که در حفظ آثار علمی و روایی آن حضرت تلاشهای مداوم و خستگی ناپذیر، از خود نشان می دادند. این شیعیان، به شدت مورد علاقه ایشان بودند & شیعیانی را دوست دارم که عاقل و فهیم، فقیه، صبور و اهل مدارا، صادق و وفادار باشند.& (اصول کافی، ج ۳، ص ۱۶۴) با تاملی در تعریف فرهنگ و ارزشها و مبادی خاصی که برای یک انسان فرهنگی در نظر گرفته می شود، می توان گفت برترین ویژگی های یک انسان فرهنگی را در این حدیث شریف باید جستجو نمود که در ادامه مقاله  سعی شده است تا برخی از این ویژگی های اخلاقی و رفتاری، در کنار مشخصه های دیگری از یک انسان فرهنگی در آموزه های امام صادق (ع) مورد بررسی قرار گیرد.

عقلانیت و خردورزی  

عقلانیت -به کارگیری عقل در امور دینی و دنیوی-  یکی از مهمترین شاخصه های تعالی یافتگی است و رستگاری انسان، تنها از این بستربه دست می آید. امام صادق ع به مفضل بن عمر از اصحاب برجسته خود می فرماید: &یا مفضل! هر کس تعقل نکند رستگار نمی شود&( پاکتچی، عقل و کارکردهای آن ازمنظر امام صادق (ع)، ص ۱۹۵) دعوت های مکرر قرآن و فراخواندن انسانها به تعقل و خردورزی و از سوی دیگر نکوهش غافلان، نشان از اهمیت این مطلب دارد؛ &انما یتذکر اولوالالباب&  که در قرآن کریم شانزده بار تکرار شده، ویژگی افرادی  است که خردمندند، آگاه هستند، و از عقل و درک بالایی برخوردارند. (برگرفته از جمعی از اندیشمندان، قرآن و توسعه فرهنگی ۲، ص ۴۵-۴۶) در واقع، انسان های شایسته همواره با محاسبات دقیق عقلی و سنجش های فکری کار می کنند و در هر اقدام و برنامه ریزی، شناخت های عقلانی را ملاک و معیار قرار می دهند. اهل خرافات نیستند، نسنجیده و بدون ارزیابی به کاری دست نمی زنند و نظری را رد یا قبول نمی کنند. در پرتو این عقل گرایی، می توانند ازفرصت ها و منابع و سرمایه ها درست و به موقع استفاده کنند. چنین انسانهایی مورد توجه خاص ائمه معصوم (ع) هستند چنانچه امام صادق ع می فرماید: &ما همواره شیعیانی را دوست می داریم که خردمند، فهمیده و دین آگاه باشند…& ( الحیات، ج ۹، ص ۳۵۶)

در تعالیم این امام بزرگوار ستون وجود آدمی عقل است. زیرکی و فهم و دانشوری از خواص عقل است و هرگاه عقل، از نور معنوی نیرو گرفته باشد انسان، دانشور، هوشمند و زیرک و فهیم خواهد بود و عقل، راهنما و سبب بینایی و کلید مشکل گشای چنین انسانی خواهد شد. (همان،ج ۱ ،ص ۸۳ )

امام صادق (ع) :&دعامه الانسان العقل والعقل منه الفطنه والفهم والحفظ والعلم…&  امام (ع) عقل را پایه شخصیت آدمی می داند، هوش و فهم و حافظه و دانش از عقل سرچشمه می گیرند، انسان در پناه عقل کامل می گردد، عقل راهنما و روشنگر انسان و باز کننده درهای علوم و کمالات به سوی انسانهاست. (پاکتچی، ص ۱۶۳)

از سوی دیگر، امام صادق (ع) با تأکید براصل مهم عقلانیت در آموزه های خود، آزاد اندیشی را ترویج می دهد؛ عبرت گرفتن از یادگارها وپدیده های اطراف بشر، با مشاهده و استنباط و سپس آزادی و ارزیابی و بی غرضی فکری، روح این شیوه اندیشه است. نمونه های بسیاری از این آموزه ها در برخورد امام (ع)  با افراد مختلف به وضوح دیده می شود. (برگرفته از جندی، عبدالحلیم، امام صادق، ص ۳۱۲)  ایشان پاداش و نتیجه اعمال انسان را در گرو عقل ورزی و خردمندی می داند و از شخصی که در نزد ایشان از عبادت، دین و فضل کسی سخن می گفت، پرسید: عقلش چگونه است؟ چرا که پاداش به اندازه عقل است. (الحیات، ج ۱، ص ۲۰۳)

انسان تربیت یافته مکتب امام صادق (ع) اهل فهم، به معنای درک درست و شایسته از مسایل اجتماعی و زمان خود، می باشد & آن که نسبت به زمان خود داناست، گرفتار امور اشتباه انگیز و مایه گمراهی نمی شود.& (همان، ص ۱۷۵)  امام (ع) در حدیث دیگری می گوید در دستورهای حکیمانه خاندان داوود پیامبر چنین آمده است: وظیفه انسان خردمند است که زمانه (واهل زمانه) خویش را بشناسد و به حال خود و اصلاح آن اهتمام ورزد… (همان، ص ۲۶۴)

اهل علم و آگاهی های مفید باشد

از امام صادق (ع) پرسیده شد آیا مردم را عقل، بسنده است و به چیز دیگر نیاز ندارند؟ گفت عاقل به راهنمایی عقل خویش می داند که خدا حق است و پروردگار اوست. و می داند که کارهایی را می پسندد و کارهایی را نه… و نیز در می یابد که عقل نمی تواند جزییات دین را برای او روشن سازد و جز از راه علم و آموختن نمی تواند به آگاهی های لازم در این زمینه برسد، این است که طلب علم و فرهنگ بر انسان خردمند واجب است و قوام شخصیت انسانی به علم و فرهنگ است. (الحیات، ج ۱ ،ص ۱۹۱)

علم در معنای اصلی و کاربردی خود، در راستای نشر ارزش ها و توسعه و تعمیق آنهاست. هر چه پیشرفت علم بیشتر گردد سطح آگاهی انسان هم بیشتر می شود و فرهنگ و تمدن عالی تری به وجود می آید. امام صادق (ع) به نقل از رسول خدا (ص) می فرماید علم و معرفت منشا همه خیرهاست و جهل مبدا همه فساد هاست. پیامبر (ص) دانش را منشا تمام خیرها می داند ( العلم راس الخیر کله) زیراعلمی که بتواند به نیازهای زندگی انسانی پاسخ دهد و گرفتاری و مشکلات آنها را حل کند، و مایه آرامش انسانها باشد در واقع منشا تمام خیرها خواهد بود. ( برگرفته از رستمی نسب، زینب، ص ۳۰)

مکتب علمی امام صادق (ع) با هدف احیای دین و زندگی دوباره بخشیدن به آن، فعالیت می کرد و به منظور رشد و تکامل انسانها به تربیت آنها می پرداخت. نقش برجسته امام صادق (ع) در احیاگریِ ارزشهای دینی و گسترش فرهنگ غنی اسلام و بیداری اجتماع رو به افول نهاده آن عصر از کسی پوشیده نیست. حضرت می فرمود هر کس دو روز از عمرش یکسان باشد ضرر کرده است تا افراد سعی کنند در هر لحظه نسبت به گذشته وضعیت بهتری داشته باشند. (جمعی از نویسندگان، مبانی و روش اندیشه علمی امام صادق (ع)، ص ۳۷) امام با توجه به فرصت مناسب سیاسی و با ملاحظه نیازمندی های شدید جامعه و آمادگی زمینه اجتماعی، نهضت علمی و فرهنگی پدر بزرگوارش را ادامه داد. ایشان در این راستا شاگردان خود را به علم آموزی و حتی زیاده خواهی در طلب علم با تاکید بردانش های مفید، تشویق می نمودند و علم آموزی را نوعی عبادت و مسافرت کردن در راه علم را نوعی هجرت در راه خدا می دانستند. {به طلب دانش و علم برخیزید هرچند با فرو رفتن در گردابها و در خطر افتادن جانها همراه باشد (الحیات، ج ۱، ص ۷۱) } ایشان از لحاظ علمی تاکید زیادی بر تفکر و تحقیق و استنباط داشتند به طوری که می توان آن را مساله محوری الگوی علم آموزی در مکتب جعفری دانست. ( برگرفته ازجمعی از نویسندگان، مبانی و روش اندیشه علمی امام صادق (ع)، صص ۳۱-۴۳)

امام صادق داناترین مردم را کسی می دانست که دانشِ دیگران را با دانش خویش جمع کند… و ارزشمندترین مردم را کسی که علمِ بیشتر داشته باشد. (الحیات، ج ۱ ،ص ۶۶) در زمینه اهمیت علم و دعوت به علم ودانش و تاکید بر دانش های مفید، روایات فراوانی از این امام وجود دارد؛ فضیلت عالم بر عابد، فضیلت دانش اندوخته بر انسان زاهد، و… باید توجه داشت که امام (ع) در این راستا همواره به علوم و آگاهی های سودمند، سفارش داشتند، همچنین پیروان و شاگردان خود را به صداقت و راستی دعوت می نمودند؛ &عمروبن ابی مقدام می گوید نخستین بار که حضور امام (ع) رسیدم فرمود ای عمرو! پیش از فراگیری حدیث و تحصیل دانش، راستی و درستی بیاموزید.& ( اصول کافی،ج ۲، ص ۱۰۴، برگرفته از مظفر، محمدحسین، ص ۲۲۰) و علم وعمل را با یکدیگر و در کنار هم مفید می دانست و می فرمود &عالم کسی است که کردارش گفتارش را تصدیق نماید.& (ابن فهد حلی، عده الداعی، ص ۱۳۹)

در حقیقت، یک انسان عالم که مشخصه اصلی انسان فرهنگی است بدون آموخته های عمیق، نمی تواند در تعالی فرهنگ مؤثر باشد. انسان فرهنگی ای که تربیت یافته مکتب امام صادق (ع) باشد، با جدیت تمام به دنبال کسب دانشهای مفید است، مطلوب اصلی چنین انسانی دانش و آگاهی است تا جایی که موقعیت، جوانی و ثروت خود را برای علم و دانش هزینه می کند و این علم و آگاهی را همراه با عمل و اقدامات شایسته در خدمت انسان و انسانیت به کار می گیرد.  

اهل مدارا باشد

انسان فرهنگی، در مقابل دیدگاه های مختلف و در مقابل کسانی که دارای اندیشه یا مذهب دیگری هستند، اهل مدارا می باشد. این ویژگی سبب رشد و پیشرفت فرد و جامعه خواهد شد &درصورت پذیرش اصل احترام به فرهنگها همه افراد امکان بهره مندی از فرهنگی که هویت خود را در آن می جویند و فرهنگ دیگران و همچنین امکان شناسایی سایر فرهنگها و تقدیر و تجلیل از آنها را خواهند داشت، این سعه صدر و ارتباطات گسترده، ضامن پیشرفت خواهد بود. در این صورت است که هیچ نوع تبعیض و تحقیر اجتماعی بر فرهنگها اعمال نخواهد شد و گفت و شنودی دو سویه و شایسته، برقرار و تقویت خواهد شد.&  (دوپوئی، فرهنگ و توسعه، ص ۲۳)

امام صادق (ع) می فرماید: خداوند اهل مداراست و مدارا را دوست دارد و (آدمی) را بر مدارا یار ی می کند.( وسایل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۷۱) امام (ع) مسلمانان را به مدارا، تسامح و تساهل با اهل کتاب فرا می خواند و کسانی که اهل دانش بودند و وارد جامعه اسلامی شده بودند را گرامی می داشت. همچنین مسلمانان را به همزیستی با اهل سنت دعوت می کرد و در مدار حق با آنها به مسامحه رفتار می کرد. ایشان درباره آیه & با مردم نیک سخن بگویید& فرمود: مقصود همه مردمان اعم از مؤمنان و مخالفان است؛ اما با مؤمنان، باید گشاده رو بود و با مخالفان به نرمی و مدارا سخن گفت. (برگرفته از مؤلفه های فرهنگی در سیره امام صادق (ع)، گروه پژوهشهای دینی یک، ۱۳۹۶)

  در عصر امام صادق با آموزه های ایشان، تعصبات نژادی تا حدود بسیار زیادی از میان رفته بود، نژادهای مختلف با یکدیگر همزیستی داشتند، اهل تعامل و ارتباط با یکدیگر بودند و احساس برادری می کردند؛ به عنوان مثال عکرمه غلام عبدالله بن عباس، جلسه درس تشکیل می داد و افرادی از عراق، سوریه، حجاز، مصر و… در جلسه درس او شرکت می کردند. ( مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار، ص ۱۶۰)  

توجه داشتن به کتاب و مأنوس بودن با آن

ویژگی توجه داشتن به کتاب و انس با آن، عشق به نوشته ها و اندیشه ها داشتن از خصلت های یک انسان فرهنگی است. امام صادق (ع) دوستان و شاگردان خود را به حفظ  و نگهداری معلومات خود با نوشتن و کتابت، امر می فرمود و به زنده نگاشتن و توجه ویژه داشتن به کتاب، دعوت می نمود. روایات متعددی درباره تشویق اصحاب بر نوشتن حدیث از امام صادق (ع) نقل شده و کار کتابت کارهایی مانند الموطا (کتاب جامع حدیثی از مالک بن انس) در آن روزگار تالیف شده است. (برگرفته از جعفریان، حیات فکری سیاسی امامان شیعه، ص ۴۳۲)

روایات بسیاری درباره تشویق اصحاب بر کتابت حدیث از امام صادق نقل شده است؛ ایشان برای حفظ میراث گران بهای شیعی، اصحاب و شاگردان خود را به نگارش و ثبت احادیث تشویق می نمودند شاگردان حضرت تالیفات خود را بر ایشان عرضه کرده و آن حضرت پس از بررسی آن را تصحیح می نمودند. &شاگردان امام صادق تدوین گرانی بزرگ بودند. آنان در عصر نهضت علمی بزرگی می زیستند که جهان را به شگفت آورده بود، در آن نهضت چرخ های تدوین به سان ماشین های چاپ به حرکت در آمدند.& (جندی، عبدالحلیم، امام جعفر صادق، ص ۲۲۸)

اندیشه خود را گسترش دهد

  از مشخصه های یک انسان فرهنگی، انتشار و گسترش دادن اندیشه و شناخت خود در میان دیگران است، یک اندیشه، بینش و فرهنگ، زمانی می تواند در بالا بردن فرهنگ و برتری دادن افکار عمومی، تاثیر داشته باشد، که بتواند انتشار یابد و به دست دیگران برسد. امام صادق (ع) به مفضل بن عمر فرمود علم خویش را بنویس و میان برادرانت انتشار بده، و هنگامی که مرگت فرا رسید کتابهای خود را به ارث برای فرزندانت باقی گذار، زیرا زمانی پرآشوب خواهد آمد که مردم به چیز دیگری جز کتاب نتوانند انس یافت. (الحیات، ج ۱، ص ۱۰۷)

انتشار و گسترش اندیشه و فرهنگ، چه از راه انتشار نوشته ها و کتاب و تالیف، و یا از راه عمل به فرامین آن اندیشه و بینش، و یا هر اقدام دیگری در این راستا  مورد سفارش امام (ع) واقع شده است: از یکدیگر دیدار کنید که در این دیدار دلهای شما زنده می شود، از اخبار و احادیث ما یاد کنید… اگر به آنها عمل کنید به آگاهی و رشد می رسید و رستگار می شوید. (الحیات ج ۱، ص ۱۰۸)  در روایت دیگری آمده است: &ای داود! از من به دوستانمان سلام برسان و بگو خدا رحمت کند کسی که با دیگری بنشیند و درباره امر ما (مکتب ما) گفتگو کند… بی گمان در گردهمایی ها و گفتگوی شما مرام ما زنده می شود.& (همان، ج ۸، ص۶۶۰)

یاری رساندن  و خدمت به دیگران  

انسان تربیت یافته مکتب امام (ع) نهایت تلاش و کوشش خود را در جهت رفع نیاز افراد جامعه دارد؛ با علم و اندیشه و بینشی که دارد آنها را یاری می رساند و از سوی دیگر، بذل و بخشش مال و ثروت در راه خدا را فرو گذاری نمی کند. علی بن یقطین کوفی از دوستان امام صادق (ع) و مردی سرشناس، با جلالت و دارای وجهه اجتماعی بوده است؛  اعمال صالح و خدمات ارزنده او برای ائمه معصوم (ع) و کوشش هایش در راه نیازمندی های شیعیان و دوستان اهل بیت، قابل شمارش نیست. او همه ساله افرادی را به نیابت از سوی خود به حج می فرستاد. در یکی از سالها حدود سیصد تن را برشمردند که از طرف علی بن یقطین به حج آمده بودند. او نیازمندی های دوستان اهل بیت را برمی آورد و هر کس از فقرای شیعه به او مراجعه می کرد، احتیاجاتش را برآورده می ساخت. وی طبق دستور امام هزینه زندگی کاهلی و خویشاوندان نزدیک او را متعهد شد. امام صادق درباره او می گوید من از خداوند خواستم که علی بن یقطین را به من ببخشد، خداوند او را به من داد… علی بن یقطین مال و دوستی اش را در راه خدا بخشید. ( برگرفته از مظفر، محمدحسین، صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، صص ۱۳۲-۱۳۴) در تعالیم این امام بزرگ، نمونه های بسیاری از یاری رساندن به دیگران از سوی خود ایشان یا سفارش به دیگر دوستان و اصحاب، وجود دارد  که نشانگر این مسئولیت مهم برای کسانی است که  می توانند با علم و آگاهی خود در جهت رفع نیاز و حل مشکلات دیگران اقدام کنند یا در جهت رفع نیازهای مادی آنها تلاش نمایند.   

منابع

جعفریان، رسول، حیات فکری سیاسی امامان شیعه، نشر علم، تهران ۱۳۹۰

جندی، عبدالحلیم، امام جعفر صادق علیه السلام، ترجمه عباس جلالی، سازمان تبلیغات اسلامی، تابستان ۱۳۷۲

حلی، احمد بن فهد، آیین بندگی و نیایش، ترجمه عده الداعی و نجاح الساعی، غفاری ساروی، حسین، بنیاد معارف اسلامی، قم ۱۳۸۹

حکیمی محمدرضا، حکیمی محمد، حکیمی علی، الحیات،  ترجمه احمد آرام، دلیل ما، قم، پاییز ۱۳۸۹

روح الامینی، محمود، زمینه فرهنگ شناسی، انتشارات عطار، تهران ۱۳۸۴

رستمی نسب دولت آباد، زینب، شناخت شناسی از دیدگاه امام صادق (ع) با تاکید بر دلالت های تربیتی آن، جهاد دانشگاهی کرمان، ۱۳۹۴

دوپوئی گزاویه، فرهنگ و توسعه از پذیرش تا ارزیابی، ترجمه فراهانی فاطمه، زرین قلم عبدالحمید، انتشارات علمی و فرهنگی، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ۱۳۷۴

سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو)، راهبردهای عملی توسعه فرهنگی، ترجمه محمد فاضلی، انتشارات تبیان، تهران ۱۳۷۸

پناهی، محمدحسین، توسعه فرهنگی ضرورت توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، فصلنامه برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی، شماره ۲۲، بهار ۱۳۹۴

کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، تحقیق آیت اللهی، مهدی، نشر جهان آرا، تهران ۱۳۸۷

جمعی از نویسندگان، به کوشش پاکتچی، احمد، مبانی و روش اندیشه علمی امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران ۱۳۹۱

جمعی از اندیشمندان، قرآن و توسعه فرهنگی ج ۲( همراه با مقالات همایش قرآن و روابط بین الملل)، فرهنگ مشرق زمین، تهران ۱۳۸۴

سایت ششم، گروه پژوهشهای دینی یک، مقاله مؤلفه های فرهنگی در سیره امام صادق (ع)، تیر ۱۳۹۶

مطهری، مرتضی، سیری در سیره ائمه اطهار، انتشارات صدرا، فروردین۱۳۷۵

مظفر، محمدحسین، صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، ترجمه سیدابراهیم سیدعلوی، رسالت قلم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،۱۳۷۲

Print Friendly

یک نظر بگذارید