هیچ مطلبی وجود ندارد...

سیره ی امام رضا (ع) در حمایت از برخی حیوانات

نویسنده: سعیده کارگر (پژوهشگر مجموعه فرهنگی امام صادق(ع) میبد)
ارسال شده در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۹۸
چکیده:

دین مبین اسلام که انسان را برترین مخلوق و خلیفه خداوند بر روی زمین معرفی نموده  است، برای او مسئولیت گسترده ای در برابر خود، خداوند، طبیعت و سایر مخلوقات قائل گشته است. حیوانات یکی از این مخلوقات خدا هستند که در اسلام نسبت به حقوق آن ها توجه ویژه ای شده است. آنچه در سیره پیامبر (ص) و بزرگان دین مشهود است، عنایت و توجه آن بزرگواران به حقوق حیوانات است. با بررسی سیره و احادیث امام رضا (ع)، به نظر می رسد که برخورد او در قبال حیوانات بیشتر رفتارهای حمایتی بوده است؛ امام رضا (ع)  طی احادیثی مردم را از کشتن چند حیوان نهی و دستور به قتل چند حیوان داده است. امام (ع) در جاهای مختلف با حیوانات سخن گفته و سخنان رد و بدل شده را با اطرافیانش در میان گذاشته است و  حیوانات در گریز از خطرات پیرامون خود به امام پناه می آورند؛ که البته همه این موارد بر رافت و مهربانی آن امام همام دلالت دارد. در این مقاله سعی بر آن است که با توجه به سیره و احادیث امام رضا (ع)، رفتار پیشوای هشتم شیعیان در برخورد با حیوانات بررسی گردد.

واژگان کلیدی: امام رضا (ع)، حمایت حیوانات

مقدمه:

قرآن کریم، تمام جهان هستی را دارای درک و شعور دانسته که با خالق هستی خود در ارتباطند؛ هر چند برای ما انسان ها درک آن از طریق عادی مقدور نیست. (سوره حج آیه ۱۸) حیوانات نیز به عنوان بخشی از جهان هستی، هر چند که از قوه ناطقه و عاقله انسانی برخوردار نیستند، از درک و شعور بهره مند و از احساسات و عواطف برخوردار هستند و از همین رو حرمت دارند؛ انسان ها در برابر بهره برداری از آن ها، رعایت احترام ذاتی و حق حیات آن ها مکلف اند و از سوی پروردگار حقوقی بر عهده دارند.

در آموزه های دینی رعایت حقوق حیوانات از جمله حق حیات و عدم اذیت و آزار حیوانات خانگی به عنوان یکی از شاخصه های سفارش ائمه اطهار مبنی بر نگهداری و مراقبت از این حیوانات مورد تأکید قرار گرفته است. در احادیثی که از ائمه اطهار به خصوص پیامبر رحمت (ص) و حضرت علی (ع) رسیده است به حقوق حیوانات توجه ویژه ای گردیده است؛ ولی آنچه در زندگی سراسر رافت و مهربانی امام رضا (ع) به چشم می خورد، حمایت و توجه به حیوانات در پرتو بزرگواری ایشان است که به مواردی از آن ها در این مقاله اشاره خواهد شد.

برخورد امام رضا (ع) در حوزه حیوانات که از سیره و روایات آن بزرگوار به دست می آید را می توان در چند مورد خلاصه نمود.

حیوانات در پناه امام مهربان

امام رضا (ع) با حیوانات گفتگو می نمود و برخی حیوانات در پرتو مهر امام از ایشان طلب کمک می کردند.

سلیمان جعفری روایت کرده که گفت: در خدمت حضرت رضا (ع) بودم در بستانی از آن حضرت، ناگاه گنجشکی آمد مقابل آن حضرت بر زمین و شروع کرد به صیحه زدن و اضطراب کردن، حضرت فرمود ای فلانی میدانی که این عصفور چه می گوید: گفتم نه، فرمود: می گوید که ماری می خواهد جوجه های مرا بخورد، این عصا را بردار و داخل بیت شو و بکش مار را. سلیمان گفت عصا را بر دست گرفتم و داخل بیت شدم دیدم ماری بر جولان است. پس کشتم مار را. (قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، ص. ۸۸۳)

امر و نهی از قتل چند حیوان

پیامبر اسلام (ص)، انسان را از کشتن هر موجود دارای روح (حیوان) نهی فرموده است، مگر آنکه موذی باشد. (مقیمی حاجی، ابوالقاسم، حقوق حیوانات در فقه اسلامی) امام رضا (ع) با نگرشی مشابه، دستور قتل برخی حیوانات را صادر نموده و برای اهمیت این امر، در قبال کشتن آن ها پاداشی تعیین می نمود.

سلیمان بن جعفر از امام رضا (ع) و او از پدرانش از على (ع) نقل مى‏کند که پیامبر خدا (ص) از کشتن پنج حیوان نهى کرد: جغد گردن دراز، هدهد، زنبور، مورچه و قورباغه. و به کشتن پنج حیوان فرمان داد: کلاغ، حدا (نوعى پرنده شکارى)، مار، عقرب و سگ گزنده. (شیخ صدوق‏، الخصال، ج. ۱، ص. ۴۳۱)

حضرت رضا (ع) از على بن ابى طالب (ع) روایت کرده که رسول خدا (ص) فرمود: هر کس یک مارى را بکشد مثل اینکه کافرى را کشته است. (عطاردى، عزیز الله، اخبار و آثار حضرت امام رضا (ع)، ص.۸۴۱)

شواهد صدق گفتار امام

امام رضا (ع) از حیوانات برای تصدیق گفته خویش استفاده می کردند

روایت کرده‏اند که روزى امام رضا (ع) پیش مأمون شد و نزدیک وى بود. زینب کذّابه دعوى مى‏کرد که او دختر امیر المؤمنین على (ع) است و على (ع) وى را دعا کرده است تا باقى ماند تا روز قیامت. پس مأمون امام رضا (ع) را گفت: بر خواهرت سلام گوى.

گفت: به خداى که او خواهر من نیست و او را ولادت از على بن ابى طالب نیست.

گفت: مصداق قول تو چه باشد؟ فرمود: که ما اهل بیتیم که گوشت ما حرام است بر سباع. پس اگر وى راستگوى بود سباع گوشت وى نخورد. پس زینب کذّابه گفت:

ابتدا به شیخ کن. مأمون گفت: انصاف بداد. پس در برکه را که سباع آنجا بودند، بگشادند و رضا در آنجا شد. سباع چون وى را بدیدند، به سجود افتادند. پس گرد وى مى‏گردیدند و دنبال مى‏جنبانیدند [و به سجود وى را اشارت کردند و در میان آن شیران، شیرى پیر بود. چون از سجود فارغ شدند، آن شیر پیر به خدمت امام آمد و زمین خدمت ببوسید و سخنى گفت که جز امام فهم آن نکرد. پس امام- علیه السّلام- به همان شبه جواب وى بداد. مأمون پرسید که یا امام؛ آن شیر چه سخن بود که گفت؟ امام فرمود که او شکایت به من آورد که پیر و ضعیفم و دندان ندارم و هرگاه که طعمه‏اى پیدا مى‏شود این فرزندان من به یک ساعت همه فرو مى‏برند و من پیر، گرسنه مى‏مانم. من فرزندان او را نصیحت کردم که هرگاه که طعمه پیدا شود تا پدر شما سیر نخورد، شما نزدیک آن مروید. ایشان قبول کردند. مأمون تعجّب کرد. گفت تا گوسفندى حاضر کردند و در میان شیران انداختند. پس آن شیران از پاى نجستند تا آن شیر سیر بخورد و بازپس نشست، دیگران برفتند و فاضله او بخوردند. (شیعى سبزوارى، حسن بن حسین‏‏، راحه الأرواح‏، ص ۲۳۲‏)

حیوانات خاص از منظر امام

امام به تعدادی از حیوانات نگاه ویژه ای داشته اند و ویژیگی خاص آنان را یاد می نماید و حتی تعدادی از آنان را برای نگهداری در منزل انتخاب می نماید.

سلیمان جعفری از امام رضا (ع) روایت می کند که فرمود: «چکاوک را نکشید و گوشتش را نخورید که آن بسیار تسبیح می گوید و در پایان تسبیحش می گوید خداوند دشمنان آل محمد (ص) را لعنت کند» (بروجردی، حسین، منابع فقه شیعه، ج. ۲۸، ص. ۱۴۳ برگرفته از کتابخانه دیجیتال نور)

حمد بن عیسى یقطینى گوید حضرت رضا (ع) فرمود: خروس سفید، مانند پیامبران پنج خصلت دارد : شناختن وقت نماز، غیرت، سخاوت، شجاعت و مجامعت زیاد. (شیخ صدوق‏، الخصال، ص. ۴۳۳)

حضرت رضا علیه السلام فرمود: منازل خود را از سه حیوان خالى نگذارید: گربه، کبوتر و خروس اگر خواستید یک همدمى براى خروس بیاورید مانعى ندارد. (همان ،ص:۷۴۲)

نهی از نفرین و ناسزاگویی به حیوان

عده ای از افراد در برخورد با حیوانات رفتار بدی از خود نشان می دهند و گمان می نمایند که حیوان فاقد احساس بوده و متوجه رفتار آنان نمی شود. در حالی که امام با ذکر دلیل این مساله را بیان می نماید.

على بن شعیب گوید: خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدم فرمود اى على با چهارپایان به خوبى رفتار کنید زیرا آنها وحشى هستند و اگر به خاطر عدم محبت از گروهى دور شدند دیگر برنمیگردند.( عطاردى، عزیز الله، اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام ،ص:۴۶۸)

حضرت رضا علیه السلام فرمود بالاى دماغ هر چهار پائى یک شیطان هست هر گاه خواستید حیوان را لگام بزنید بسم اللَّه بگوئید. (همان ،ص:۷۴۲)

امام رضا (ع) ؛ ضامن و پناه آهو

ضامن آهو یکی از القاب امام رضا (ع) است که برگرفته از داستان معروفی نزد عامه شیعیان است. بر اساس این داستان، امام رضا (ع) آهویی را که در دام شکارچی اسیر شده بود، ضمانت می‌کند تا آهو برود، به فرزندش شیر بدهد و برگردد. این ماجرا بدین صورت، در منابع روایی درباره امام رضا (ع) نیامده، بلکه درباره پیامبر(ص) و دیگر امامان نقل شده است؛ با این حال، تنها امام رضا (ع) به ضامن آهو شهرت یافته است؛ تا آنجا که در مناطقی چون ایران و شبه قاره هند، وی به امام ضامن و ضامن آهو مشهور است. ماجرای مشهورِ ضمانت آهو توسط او، ترکیبی از چند داستان و روایت مختلف است؛ چرا که در منابع، گزارش‌هایی درباره پناهنده شدن آهو به حرم امام رضا (ع) وجود دارد.(ویکی شیعه)

ابو منصور بن عبد الرزاق… گفت… در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد (مرقد امام رضا) نداشتم و در راه، به غارت زائران می‌پرداختم، لباس ها، خرجی، نامه ها و حواله هایشان را به زور از آنان می‌ستاندم. روزی به شکار بیرون رفتم و آهوئى را دیدم و یوز شکارى در عقب آن آهو فرستادم پس آن یوز پیوسته آن آهو را تعاقب کرد تا اینکه آن آهو بحیاط این مشهد پناه برد آهو ایستاد و یوز در مقابل او ایستاد و نزدیک آن آهو نمیرفت و آنچه اهتمام کردیم که یوز نزدیک آهو رود یوز نزدیک نرفت و چون آهو از موضع خود حرکت میکرد یوز آن آهو را تعاقب مینمود تا اینکه آهو داخل در صحن مشهد مقدس شد یوز در همان موضع بایستاد وپیش نرفت پس آهو داخل در حجره از حجرات صحن مقدس شد و من داخل در درگاه صحن شدم و بابى نصر مقرى گفتم که آهوئى که الان داخل صحن شد در کجا است گفت آن را ندیدم پس داخل شدم در مکانى که آهو داخل در آن مکان شده بود و پشک و اثر آهو را دیدم و لیکن آهو را ندیدم نذر کردم که بعد از این زوار را اذیت نکنم و بغیر از خوبى بایشان متعرض ایشان نشوم و بعد از این هر امرى که از براى من رو میداد در این مشهد شریف میرفتم و گریه میکردم و آن بزرگوار را زیارت میکردم و حاجت خود را از خدا سؤال میکردم خدا حاجت مرا بر مى‏آورد (شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج. ۲، ص. ۵۳۸)

عبد اللَّه بن سوقه مى‏گوید: امام رضا (ع) از کنار ما گذشت و با ما درباره امامت خویش، بحث کرد. من و تمیم بن یعقوب سرّاج به امامت او قائل نبودیم! و مذهب زیدى داشتیم. وقتى که با آن حضرت به صحرا رفتیم، چند آهو دیدیم و امام- علیه السّلام- به یکى از بچه آهوها اشاره کرد و بچه آهو آمد و نزد حضرت ایستاد. ایشان دست مبارکش را به سر بچه آهو کشید و آن را به غلامش داد. بچه آهو، مضطرب و ناراحت بود و مى‏خواست به چراگاه برگردد. حضرت با او طورى سخن گفت که ما نفهمیدیم و آهو ساکت شد.

آنگاه فرمود: اى عبد اللَّه! آیا باز هم ایمان نمى‏آورى؟

گفتم: چرا اى آقاى من! تو حجّت خدا بر خلقش مى‏باشى و توبه مى‏کنم.

سپس حضرت به بچه آهو فرمود: به چراگاهت برو.

بچه آهو در حالى که اشک از چشمانش سرازیر بود آمد و بدن خودش را به پاهاى امام- علیه السّلام- مى‏کشید و صدا مى‏کرد.

حضرت فرمود: مى‏دانى چه مى‏گوید؟

گفتیم: خدا و پیامبر و فرزند پیامبرش داناترند.

فرمود: این آهو مى‏گوید: اول که مرا خواندى، خوشحال شدم و خیال کردم از گوشت من خواهى خورد و دعوتت را پذیرفتم، ولى اکنون که مرا امر به رفتن نمودى، مرا غمگین کردى‏. (  قطب الدین راوندى، سعید بن هبه الله‏، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام‏، ص ۲۹۳)

آهو و آگاهی از شهادت امام

گاهی شعور و دراک بعضی حیوانات از برخی انسان ها بیشتر است. همانگونه که در زمان شهادت حضرت علی (ع) مرغابی ها با سر و صدا و پر زدن از رفتن حضرت به مسجد و شهادت ممانعت می نمودند، در زمان امام رضا (ع) هم همچین اتفاقی افتاد.

صاحب تحفه الرضویه، مى‏نویسد: چون حضرت رضا (ع) به نواحى دامغان که در حال حاضر به آهوان مشهور است رسید، آهویى چند به خدمت آن حضرت رسیدند و عرض کردند یا بن رسول اللّه مخالفان قصد کشتن شما را دارند خوب است معاودت فرمایید. آن حضرت فرمود از اجل نتوان گریخت و براى آنها دعاى خیر فرمود و بدین جهت آن محل را آهوان مى‏گویند. (جغرافیاى تاریخى هجرت امام رضا (ع)، عرفان منش، ص. ۱۱۶)

حمایت از غذای حیوانات

«آن کس که در خانه اش غذایی بخورد و چیزی از آن بریزد (در صورت آلوده نبودن) آن را نیز مصرف کند و آن کس که در بیابان و یا بیرون از منزل غذا بخورد، ریختنی های غذا را رها کند برای پرندگان و حیوانات

دینی که اسراف را در کمترین حد ممکن حتی به اندازه ریختن باقیمانده آب لیوان مجاز نمی داند دستور می دهد اضافه غذایی که قابل بهره برداری انسان است و ممکن است حیوانات از آن تغذیه کنند در دسترس حیوانات قرار گیرد و این اهمیت دادن به زندگی گونه های حیوانات است.» (حکیمی، محمد، فرازهایی از سخنان امام رضا ( ع)، ص. ۱۱۸)

منابع:

ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال ، ترجمه :جعفرى، یعقوب‏،دو جلدی، نسیم کوثر، قم‏

بروجردی، حسین، منابع فقه شیعه، ترجمه احمد اسماعیل تبار و دیگران، تهران: فرهنگ سبز، ۱۳۹۱

حکیمی، محمد، فرازهایی از سخنان امام رضا (ع) دفتر سوم،چاپ سوم،مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی،۱۳۹۰

شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ترجمه آقا نجفی اصفهانی، چاپ اول، قم: موسسه انتشاراتی پیام علمدار،

شیعى سبزوارى، حسن بن حسین‏‏، راحه الأرواح‏، مرکز پژوهشی میراث مکتوب‏، تهران‏، ۱۳۷۸ ه. ش‏، چاپ: دوم،

عطاردى قوچانی، عزیز الله، اخبار و آثار حضرت امام رضا (ع)، ‏ کتابخانه صدر، تهران،۱۳۹۷ ق‏

عرفان منش،جلیل، جغرافیاى تاریخى هجرت امام رضا علیه السلام از مدینه تا مرو‏، بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، مشهد

قمی، حاج شیخ عباس ، منتهی الامال، مطبوعات حسینی، چاپخانه احمدی، چاپ نهم ۱۳۷۷

قطب الدین راوندى، سعید بن هبه الله‏، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام‏، مترجم: محرمى، غلام حسن‏، دفتر انتشارات اسلامى‏، قم‏۱۳۸۷

مقیمی حاجی، ابوالقاسم، حقوق حیوانات در فقه اسلامی، مجله فقه اهل بیت، زمستان ۸۵، شماره ۴۸

Print Friendly

یک نظر بگذارید