هیچ مطلبی وجود ندارد...

چکیده مقاله “تأملی در مکتب علمی-آموزشی امام صادق(ع)

نویسنده: چکیده: محمد حیدری (پژوهشگر مجموعه، کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی)
ارسال شده در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۶

اصل مقاله در کتاب “ابعاد شخصیت و زندگی امام صادق(ع)” مقاله نویس:دکتر حسن تقی زاده

نویسنده در مقدمه پس از توجه دادن مخاطب به میزان اهمیت مطالعه و بررسی مدرسه عظیم جعفری و خصائص آن در نظر اندیشمندانی که در عرصه های آموزش و پژوهش پیرامون نظام های تعلیم و تربیت فعالیت می کنند و شرح کوتاهی از نحوه شکل گیری و جایگاه این مدرسه،با بخش بندی مقاله در ۸ قسمت،هدف خود را از نگارش مقاله اینگونه مطرح می کند:«نگارنده در صدد است تا شمایی از ویژگی های مکتب علمی آموزشی صادق اهل بیت(ع) را بر اساس مستندات حدیثی و احیانا تاریخی عرضه کند.این پژوهش در مقام اثبات واقعیت تاریخی مدرسه امام(ع)نیست که آن،حقیقتی مسلم و مورد اعتراف و گواهی شیعه و سنی و حتی برخی از مستشرقان است(مغز متفکر جهان شیعه،۱۳۵۵،ص۹)»

۱)تعریف علم در این مدرسه:  دکتر تقی زاده ابتدا بیان میکند تعریف علم از نگاه امام متفاوت از انچه در اذهان دیگران می گذشت بود:«علم نه آن است که به کثرت تعلیم و تعلم حاصل می شود بلکه نوری الهی است که خداوند در دل هر کس که بخواهد می افکند.(مجلسی،بی تا،ج ۱،ص ۲۲۴)وی رشد علمی و ارتقای معرفتی را در گرو به کار گیری دانسته ها میداند و برای تأیید آن اینچنین می نویسد: « جهت گیری این دانش حقیقی آسمانی و الهی است،از این رو اعتبار و ارزش آن به عنصر نیت پیوند میخورد که هم آموزگار و هم شاگرد این مکتب آهنگ الهی از آن برخوردارند و خویشتن را از هر انگیزه خودخواهانه وارهانده اند و این است سرّ عظمت دانش و دانشمند که ملکوتی و نه ملکی است«من تعلم لله و عمل لله دعی فی ملکوت السماوات عظیما»(شیخ طوسی،۱۴۱۴ف،ص۱۶۷)»

۲)ویژگی های علم و معرفت در این مکتب:الف)خدا مداری و آخرت محوری: وی بیان می کند که اگر دانش و دانشمند مقدس است که هست،این تقدس مرهون هدف والا و مقصد اعلای آن است تا مادامی که تحقق یابد؛سپس حدیثی را با این مضمون می آورد:«گفتگوی علمی میان بندگانم از عوامل زنده ساختن دل های مرده است اما در صورتی که فرجام آن رسیدن به امرمن(خدا)باشد.» (کلینی،۱۳۸۸ق،ج۱،ص۴۰)این پژوهشگر در ادامه با توجه به اینکه علم نمونه ای اعلای کمال انسانی و نیاز فطری آدمی است،زمانی مدرسه و کتاب و سجاده و امام جماعت و …تا حلقات بحث و محافل ذکر به هم می پیوندند که مقرب دانش پژوه به سمت سعادت اخروی باشد!(مجلسی،بی تا،ج۱،ص۲۱۲)

در نهایت با ذکر سخنی از امام این نکته را یادآور می سازد که عالم را باید با همین معیار سنجید و دانش پژوهان باید به سمت کسانی بروند که به آنان رنگ و بوی ملکوتی و اخروی دهند و سیمای آنان را آخرت نما سازند و تنها در این صورت است که باید به چهره عالم نگریست و حضور در محضرش را مغتنم دانست وگرنه کانون فتنه و فریب بیش نخواهد بود!چرا که خود ایشان در حدیثی دیگر خشیت و خدا ترسی را از خصلت های بارز عالم برمی شمرد.(ابن ورام،بی تا،ج۱،ص۸۴ و مجلسی،بی تا،ج۲،ص ۵۲)

ب)صلاحیت اخلاقی استادان : نویسنده با ذکر حدیثی قدسی از آن امام که خداوند به داوود نبی(ع) خطاب فرموده اینطور می نویسد:«هدف و مفهموم دانش در این مدرسه،الزامات اخلاقی معلمان را به بار می آورد و از آموزه ای ایشان این بود که اگر علم برای خدایی شدن است عالم آلوده دامن و در بند هوا رهزن این مسیر است و نه راهنما و دستگیر؛علم را برای تعقل و تفقه می دانستند و نه برای مراء، گردن فرازی و رقابت جاهلانه.»(کلینی،۱۳۸۸ ق،ج۱،ص۴۹ و ص ۵۸)وی تقدیر و رضایت معلمان نزد امام(ع) را در گرو مزین بودنشان به کمالات انسانی چون بردباری ،وقار و متانت لازم و تواضع و فروتنی بر می شمرد نه برخوردار از زورگویی، اشرافی منشی و غرور،چرا که در نگاه ایشان عالمی که سخن خویش را در عمل تصدیق نمیکرد،از اصل عالم نبود!(کلینی،۱۳۸۸ ق،ج۱،ص ۳۶)

ج)جامعیت محتوا‌:  نگارنده این ویژگی را به جهت راسخ بودن امام(ع) در علم و معدن دانش بیان میکند که وقتی جمله معروف «سلونی قبل ان تفقدونی…»از زبان امام(ع)جاری میشد نه مانند نالایقان پر مدعای رسوا شده که به گواه تاریخ هرگز از پاسخ هیچ مشکلی عاجز نماند تاجایی که منکران خود چون ابن ابی العوجا را در مناظرات به این اعتراف واداشت؛پس این دانش پژوهان هستند که باید آمادگی و ظرفیت لازم را دارا باشند وگرنه آموزگار اصلی این مدرسه چیزی از علم و معرفت کم ندارد!تأسیس رشته های گوناگون و محدود نبودن به چند رشته خاص و برپایی مناظرات شاگردان آن امام و آثار تدوین شده در رشته های مختلف همه و همه گواه این جامعیت بود.(مجلسی،بی تا،ج۴۷،ص۲۳)

د)شرایط پذیرش:  وجود جوانان مستعدی چون هشام بن حکم وکهنسالانی نظیر عنوان بصری همه بر نبود شرایط سنی ویژه برای ورود دلالت می کردند که اولویت پذیرش نه امتیاز مالی و نسب بود و نه وابستگی به حاکمان و نه هیچ عنصر دیگری از این دست بلکه نقش اصلی را اهلیت،نورانیت ،فطرت،بصیرت و فطانت ایفا می کرد چرا که امام(ع) در تفسیر «ولا تصعر خدک للناس»(لقمان/۱۸)یادآور میشدند به این امر که ‌همه مردمان در آموزش علم نزد تو یکسان باشند (کلینی،۱۳۸۸ق،ج۱،ص۲۲۴)همچنین حضرت در برابر عنوان بصری که برای تحصیل علم نزد ایشان رفته بود،گفته بودند که اگر علم‌ میخواهی‌، باید در اوّلین‌ مرحله‌ در نزد خودت‌ حقیقت‌ عبودیّت‌ را بطلبی!(مجلسی،بی تا،ج۱،ص۲۲۴)

۳)مبانی: ایشان حجیت و اعتبار عقل و قرآن محوری را به عنوان مبانی و اصول مستحکم پذیرفته شده در این نظام  علمی بر می شمرد و می نویسد: استفاده از مبنا و روش عقلانی در این مدرسه رایج بوده و امام(ع) آن را حجتی بین بندگان و خداوند و راهنمایی برای مؤمنان می شمارد؛برای همین هم بوده که به شاگردان و نزدیکان خود گوشزد می نموده به این اصل پایبند باشند و عاقل بودن دیگران را با انکار یا پذیرش گزاره هایی که محال است تحقق یابند،بیازمایند و پایه دانش خویش را بر مبانی قطعی و علم آور استوار سازند که ظن و گمان و قیاس را به کناری نهند؛ آنان نیز به خوبی درک کرده بودند که در نزد ایشان حنای استدلال عقلی و برهان از سایر دلایل پررنگ تر بود،چرا که تأکید ایشان را بر پیمانی که خدا از عالمان گرفته است که تا چیزی نمی دانند بر زبان نیاورند و آن چه را که نمی دانند انکار نکنند،بارها بارها شاهد بودند!همچنین قرآن به عنوان حجت معتبر در پاسخگویی به پرسش ها منبع اصلی در این مدرسه بود.(کلینی،۱۳۸۸ ق،ج۱،ص۴۳ و مجلسی، ۲۷،ص۲۵)

۴)شیوه های آموزشی:  نگارنده مقاله بر این نکته اذعان می کند که نمی توان تعلیم و تربیت در مکتب امام را در یک شیوه محدود کرد،پرسش و پاسخ و سخنرانی،گفتگوی شفاهی،مکاتبه و …همه و همه از شیوه های آن امام برای تربیت و تعلیم بود ومحور همه آنها سؤال بود البته امام(ع) باید به سؤالی پاسخ می داد که منتهی به معرفت سائل گردد نه آنکه به قصد زحمت استاد و یا به نیت عاجز نمودن او مطرح شده باشد،به عنوان نمونه حضرت در پاسخ کسی که درباره طعم آب پرسید،فرموده اند:برای فهمیدن بپرس!نه برای به زحمت انداختن ولی برای آن که سؤال او را بی پاسخ نگذارند، در جمله ای کوتاه و زیبا فرمودند :«طعم آب،طعم زندگی است!-طعم الماء،طعم الحیاه»(مجلسی،بی تا، ج۲،ص۱۲۴)

۵)انگیزش و تشویق :    دکتر با بیان این جمله که معرفت آموزی نیازمند نشاط علمی است وآموزه  ها و مشوق های امام(ع) در جهت تقویت این نشاط و عطش علمی که در اصل از فطرت و نهاد آدمی سرچشمه می گیرد،بیش از حد تصور است،به ذکر نمونه هایی می پردازد تا این را متوجه می سازد که ایشان یاران را به اعتبار فراگیری علم و ضرورت آن واقف نموده و تأکید می کردند که فضای حاکم بر جامعه دینی باید فضای آموزشی باشد و می فرمودند :هر کسی بکوشد یا عالمی فرهیخته باشد یا متعلمی وارسته ،و گرنه تباه خواهد بود.(کلینی،۱۳۸۸ق،ج۱،ص۲۴) همچنین آموخت که عالمان از بسط دانایی ها چونان بذل دارایی ها دریغ نورزند و نیروهای مستعد دلهای هدایت پذیر را بیابند و برگزینند و بیاموزند؛این را خود حضرت در برخود با شاگردان خود نیز به عیان نشان می داد تا جایی که زراره بن اعین را گرامی میداشت و گاهی سرور و شعف خویش را به هنگام ورود هشام بن حکم اظهار می کرد. (کلینی،۱۳۸۸ق،ج۱،ص۱۷۱) سپس ایشان با بیان تفسیری در مقصود از اختلاف در کلام رسول الله که فرموده بود«اختلاف امتی رحمه»به رفت و آمد به منظور کسب علم میان افراد امت و مبارک خواندن این پدیده، به این امر تشویق میکردند.تلاش ایشان به همینها بسنده نمی شد و فراتر از اینها تا رفع فاصله های موجود میان معلم و متعلم و برقراری تماس و ارتباط عاطفی آموزگار ودانش پژوه انجام می گرفت و نهایت سفارش به اینکه نه معلم بد خلقی و زورگویی را پیشه کند و نه متعلم بی رغبتی و بی انگیزه ای را…و همه اینها با تعریفی که امام(ع) از علم و دانش می دهد پیوندی معنادار یافته و هم با جهت و مقصد آن،چرا که علم هم از ناحیه علت فاعلی آن الهی است و هم علت غایی آن و چگونه ممکن است عالمی از این امتیاز بزرگ تهی باشد و عالم هم باشد.(ابن ورام،بی تا،ج ۱،ص۸۵)

۶)اولویت های این نظام آموزشی :    ایشان بر این نکته تأکید می کند،با آنکه هر کس در هر سن و سالی می تواند به این مکتب وارد شود اما امام(ع) ضرورت و اولویت اول را آموزش نوجوانانی می دانست که به لحاظ موقعیت سنی در معرض شبهات و القائات سوء مخالفان قرار می گیرند،که می بایست واکسینه شوند.(طوسی۱۳۶۵،ج۸،ص۱۰۴)ایشان تفقه در حلال و حرام را از اولویت ها بر می شمرند و احیا امر آن خاندان را در رفت و آمدها و مذاکره ها و ملاقات یکدیگر بیان میکند و بران تأکید میکنند.(مجلسی،بی تا،ج۲،ص۹۶ و کلینی،۱۳۸۸ ق،ج۲،ص ۱۷۵)

۷)برآیند سیاسی و فرهنگی آموزه های مکتب امام صادق(ع):  نویسنده با نظر به اینکه مدرسه امام استقلال پرور بود و عزت و آزادگی را در جان آنها زنده می کرد واین آموزه ها هم برای عالم و هم عامی بود،اما با سنگین تر دانستن وظیفه عالمان با این دانسته ها ادامه می دهد که در این مدرسه نه تنها علم و عالم چونان کالایی در اختیار نا اهلان دست به دست نمی شد که از دانشمند،دژی پولادین در برابر انحرافات فکری فرهنگی می ساخت و مدافعی هوشمند در سنگر مبارزه با انحراف و تهاجم اندیشه های غیر خودی تربیت می نمود؛(طبرسی،۱۳۸۶،ج۱،ص۱۳)البته وجود استاد و دانشجوی مکتب برای سیاست بازان بزه کار تحمل ناپذیر باشد چنانکه حاکمان غاصب عباسی ضمن اعتراف به مقام علمی امام(ع) از ایشان به استخوانی گلوگیر،تعبیر می کردند!

۸)برون داده ها:  نویسنده ترویج آزاد اندیشی،آموزش نحوه مقابله با شبهات و تربیت چهره های فرهیخته را به عنوان قطره ای از دریای ثمرات وافر آن مکتب بر می شمرد و ادامه می دهد: استاد بزرگ مدرسه اهل بیت(ع) با پیش گرفتن سیاست تشویق و ترغیب،بحث آزاد که از نمونه های آزاد اندیشی بودجای خود را در جامعه اسلامی باز کند؛با اثبات پاسخگو بودن مکتب دین در برابر جریان های معارض که در نتیجه نه تنها اندیشه شیعی را بیمه و نهادینه کرد که اصل جریان دینداری و خداگرایی را  در برابر شبهه افکنی امثال ابی العوجا بیمه نمود و شکست ناپذیر ساخت.(صدوق،بی تا،ص۳۳)همچنین با تربیت چهره های فهیخته،دانش آموختگانی وارسته و شخصیت هایی تأثیرگذار که با تألیف یا تدریس دل و جان نسلهای بعدی را چنان تربیت ساختند که منشأ شکوفایی جامعه و تمدن اسلامی گردیدند.

نویسنده در پایان مقاله با اشاره به شخصیت ویژه امام صادق(ع) درحوزه های گوناگون به خصوص دانش دین و مطالعه اسناد و مدارک مربوط به رهنمودها و یا سیره عمل آن امام همام ویژگی و مشخصات یک مکتب و نظام علمی تربیتی را به تصویر کشید که نتایج عینی و ثمرات و برکات آن در درجه نخست نصیب یاران حضرت گردید و بالتبع مورد بهره برداری جامعه اسلامی قرار گرفت که البته سکوت برخی نویسندگان جهان اسلام از بیان آن و عدم توجه به حضور زندگی ساز ایشان در عرصه تعلیم وتربیت به هر علت،جفایی در حق بشریت و به ویژه جهان اسلام است.

Print Friendly

یک نظر بگذارید