هیچ مطلبی وجود ندارد...

مؤلفه های فرهنگی در سیره امام صادق (ع)

نویسنده: گروه پژوهشهای دینی 1، مجموعه امام صادق(ع)
ارسال شده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۹۶

مقدمه

فاصله زمانی بیش از یک قرن دوره امام صادق (ع) با ظهور اسلام و روی کار آمدن نسل جدیدی از تازه مسلمانان، حاکمیت جو اختناق و فشار از سوی حکمرانان اموی و عباسی، برکناری امامان معصوم از منصب رهبری و وارونه جلوه دادن بسیاری از اصول و معارف اسلامی توسط قدرت‌مندان اموی و عالمان درباری و… امت اسلامی این دوره را از نظر اگاهی و شناخت نسبت به اسلام ناب و معارف آن در پایین‌ترین سطح خود قرار داده بود.

اعتراف گروهی از مردم شام نزد سفاح _خلیفه عباسی_ مبنی بر اینکه ما تا کنون نمیدانستیم رسول خدا (ص) به جز بنی امیه، خویشانی هم دارد، تا آن که شما قیام کردید و مطالب برای ما آشکار شد، گواه روشنی بر این حقیقت است.

امام صادق (ع) برای اگاهی و هدایت مردمان جامعه، از اوضاع آشفته دستگاه خلافت اموی استفاده و برنامه اصلاحی و نهضت فرهنگی خود را آغاز کرد.

فعالیتهای سیاسى امام در برابر قدرت حاکمه درشرایط زمانی خود، در محدوده نارضایتى از حکومت موجود، عدم مشروعیت آن و ادعاى امامت و رهبرى اسلام در خانواده رسول خدا (ص) بود. از نظر امام صادق (ع)  تعرض نظامى علیه حاکمیت، بدون فراهم آوردن مقدمات لازم- که مهمترین آن کار فرهنگى بود- جز شکست و نابودى نتیجه دیگر نداشت. ایشان بر اساس شرایطی که در روزگارشان پدید آمد، شیوه هدایت و پرورش خود را کتاب و بیان و قلم قرار داد و از آنجا که اوضاع زمان خویش را به درستی، درک و شیوه پرورشی خود را هم سو با روزگار خویش، تنظیم کرده بود، در کار خویش موفق شد و میراث بزرگی از دانش و اخلاق را برای بشریت به یادگار گذاشت.

شهید مطهری در این باره می نویسد : “آن هدفی که در دوره امام حسین (ع)، شمشیر انجام می داد، در دوره امام صادق (ع)، کتاب، بیان و قلم انجام می دهد…”(مطهری، ۱۳۹۱: ۱۹۱ و ۱۹۲)

این مقاله سعی بر آن دارد برخی مؤلفه ها و عناصر شکل دهنده ی فعالیت های فرهنگی و علمی امام صادق (ع) را مورد شرح و بررسی قرار دهد .

مولفه های فرهنگی

بازگشت مقام امامت به جایگاه اجتماعی خویش

بارزترین موفقیت امام صادق (ع) در فعالیت های فرهنگی بازگرداندن امامت به جایگاه و شانیت خاص خود در جامعه بود. پیش از آن ، امامان معصوم از آن مقام طرد شده بودند و خلفای اموی و عباسی با طرح جایگزینی فقیهان و عالمان درباری به جای اهل بیت (ع)، مردم را از امامان دور کرده بودند و آنان را به عنوان مرجعیت دینی معرفی می نمودند. مرجعیت دینی و الهی امامان شیعه و ارجاع مردم به اهل بیت (ع) در دوران امام صادق (ع) تثبیت گردید. امام صادق به بهانه های مختلف ، مسئله امامت را به مردم یادآوری می کند.

روایت “عمروبن ‌ابیالمقدام” منظره‌ شگفت‌آوری از این تلاش امام را ترسیم می‌کند: روز نهم ذیحجه روز عرفه است. محشری از خلایق در عرفات برای ادای مراسم خاص آن روز گرد آمده‌اند و نمایندگان طبیعی مردم سراسر مناطق مسلمان ‌نشین، از اقصای خراسان تا ساحل مدیترانه، جمع شده‌اند. یک کلمه حرف به‌جا در اینجا می‌تواند کار گسترده‌ترین شبکه‌ وسایل ارتباط ‌جمعی را در آن زمان بکند. امام، خود را به این جمع رسانده است و پیامی دارد. می‌گوید: دیدم امام در میان مردم ایستاد و با صدای هر چه بلندتر (با فریادی که باید در همه‌جا و در همه‌ گوش‌ها طنین بی‌افکند و به‌وسیله‌ شنوندگان به سراسر دنیای اسلام پخش شود) پیام خود را سه مرتبه گفت. روی را به طرف دیگری گرداند و سه مرتبه همان سخن را ادا کرد. باز روی را به سمتی دیگر گرداند و باز همان فریاد و همان پیام. و بدین ترتیب امام دوازده مرتبه سخن خود را تکرار کرد. این پیام با این عبارات ادا می‌شد: أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللهِ (ص) کَانَ الْإِمَامَ- ثُمَّ کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ(ع) ثُمَّ الْحَسَنُ(ع) ثُمَّ الْحُسَیْنُ(ع) ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع) ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ(ع) ثُمَّ . . . (بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۵۸)

تربیت شاگردان و تعلیم شیوه های آموزش

امام صادق (ع) با توجه به فرصت مناسب سیاسی که به وجود آمده بود، و با ملاحظه نیاز شدید جامعه و آمادگی زمینۀ اجتماعی، دنبالۀ نهضت علمی و فرهنگی پدرش امام باقر (ع) را گرفت و حوزۀ وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و شاگردان بزرگ و برجسته همچون: هشام بن حکیم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، و جابربن حیّان و… تربیت کرد که تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نوشته اند.           

رهبران فرقه های چهارگانۀ اهل سنت مستقیم و غیرمستقیم در شمار شاگردان حضرت بودند، مالک پیشوای فرقۀ مالکی از جمله شاگردان حضرت بود. از دیگر شاگردان حضرت، جابر بن حیان طوسی است. جابر کتابی شامل هزار ورق تألیف کرد که تعلیمات جعفر صادق (ع) را در برداشت و حاوی پانصد رساله بود. مؤمن طاق در علم کلام، هشام بن حکم در علم امامت؛ که آثار و کتابهای او بالغ بر۳۰ جلد است و یا حمران علم قرائت قرآن، ابان تغلب علم ادبیات عرب و…

روش امام صادق (ع) برای گسترش علوم اسلامی، مبتنی برشاگرد پروری، استعدادیابی و نخبه پروری بود.

پژوهش در نظام آموزشی امام صادق (ع) جایگاه ویژه ای داشته است. امام به پرورش شاگردان دانش پژوه اهتمام خاصی داشته و با تشویق، روحیه پژوهش را در آن ها تقویت می کرد. ایده پروری و صاحب اندیشه بودن از ویژگی های برجسته دانشمندان تربیت شده در مکتب امام صادق (ع) است.

از روش های تربیتی امام این گونه بود که هر یک از شاگردان را در رشته ای که با ذوق و قریحه او سازگار بود، تشویق و تعلیم می نمود. در نتیجه هر یک در یک یا دو رشته از علوم مانند تفسیر، حدیث و … کار کرده و تخصص پیدا می کردند و سپس دانشمندانی را که برای بحث و مناظره مراجعه می کردند، راهنمایی می کرد تا با یکی از شاگردانی که در آن رشته تخصص داشت، مناظره کند. به عنوان مثال مرد شامی که برای بحث در کیفیت قرائت قرآن آمد. امام ایشان را به حمران ارجاع داد. (پیشوایی، سیره پیشوایان، ص. ۳۶۰-۳۶۱)

بنیان گزاری و تقویت اخلاق اجتماعی )همزیستی)

ائمه با بیان آثار مادی و معنوی اخلاق اجتماعی(همزیستی مسالمت آمیز) همچون تحقق امنیت، نیاز مردم به یکدیگر و تبلیغ دین حق بر آن تاکید کرده و از مردم خواسته اند که تا حد توان در کنار هم زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند. ائمه نشان داده اند که حکومت حق و عدل حتی اگر شکل و صورت رسمی نیز نداشته باشد، دارای ویژگی هایی است که می تواند زمینه های همزیستی مسالمت آمیز را فراهم آورد. امام صادق (ع) می فرمایند: خداوند اهل مدارا است و مدارا را دوست دارد و (آدمی را) بر مدارا یاری می کند. (وسایل الشیعه ج۱۵، ص۲۷۱)

از راهکارهای مهمی که ائمه (ع) از جمله امام صادق (ع) در تحقق اخلاق اجتماعی ارائه کرده اند؛ می توان به قاعده مدارا با عموم (همزیستی)، توهین نکردن به پیروان دیگر ادیان و مذاهب و مشارکت در امور اجتماعی و مراسم و گروه ها و اقوام مختلف اشاره کرد.

از آنجا که دعوت مردم به سوی دین حق، یکی از مسائل اساسی و بنیادی ائمه، از جمله امام صادق (ع) بوده است و در حقیقت تمام تلاش ها برای هدایت و تربیت انسان هاست؛ همزیستی بین ادیان مختلف در عصر امام صادق (ع)، از مهمترین مسئله در آن شرایط خاص محسوب می شد. زیرا اختلاف های دینی ظرفیت لازم برای ایجاد درگیری ها و مناقشات اجتماعی را پدید می آورد.

در عصری که امام در آن می زیست، آنچه که برای جامعه اسلامی بهتر و مفید تر بود، رهبری نهضت علمی، فکری و تربیتی بود. (بیست گفتار، مطهری، ص ۱۷۹-۱۸۰) بنابراین، امام هیچ اعتقادی به روش غوغا سالاری نداشت.

امام، مسلمانان را به مدارا، تسامح و تساهل با اهل کتاب فرا می خواند، چون آنها اهل دانش بودند و وارد جامعه اسلامی شده بودند، پس مقدم آنها را گرامی می شمردند. امام صادق (ع)، همچنین مسلمانان را به همزیستی با اهل سنت دعوت می کرد، تا از این طریق، هم شیعیان از جامعه اکثریت منزوی نشوند و هم بتوان احکام و اصول شیعی را با ملاطفت به آنان منتقل کرد. از این رو در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار می شد.

با توجه به احادیث و روایات امام صادق (ع)، وقتی به جامعه ای فرهنگی دست می یابیم، که حداقل بخشی از اخلاق همزیستی را یاد گرفته باشیم.

امام صادق (ع) درباره آیه «و با مردم نیک سخن گویید»، فرمود: مقصود، همه مردمان اعم از مؤمنان و مخالفان است؛ اما با مؤمنان، باید گشاده رو بود و با مخالفان باید به نرمى و مدارا سخن گفت، تا به سوى ایمان کشیده شوند و کمترین ثمرش این است که خود و برادران مؤمنش را از گزند آنان مصون دارد. (مرآه العقول ج۹، ص۵۲)

تجلیل علم و عالمان دینی

امام صادق (ع) پیوسته شاگردان خویش را به کسب دانش و معرفت تشویق می کرد و خطاب به آن ها می فرمود: دوست ندارم یکی از شما جوانان را جز در یکی از دو حال ببینم، یا عالم و یا متعلم، و در غیر این صورت هر دو مقصر هستید و هر مقصری گمراه و هر گمراهی گناهکار است. (صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، مظفر محمد حسین، ترجمه: سید علوی سید ابراهیم، ص۲۲۰(

و همچنین می فرمودند:

هر کس براى خدا دانش بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران آموزش دهد، در ملکوت آسمانها به بزرگى یاد شود و گویند: براى خدا آموخت و براى خدا عمل کرد و براى خدا آموزش داد.

امام صادق ع همزمان با توجه به ارزش علم و تشویق به تحصیل آن به تعظیم و بزرگداشت علما و دانشمندان هم توصیه می کرد.

اسحاق بن عمار صیرفی یکی از شاگردان و یاران امام ع از وی پرسید آیا می توانیم به احترام مردی که وارد مجلس می شود از جای خود بلند شویم؟ امام ع در پاسخ فرمود: چنین کاری مکروه و ناپسند است مگر در مورد عالم و فقیه. (صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق(ع)، مظفر حسین، ترجمه و نگارش: سید علوی سید ابراهیم، ص ۲۲۴)

امام صادق (ع) علاقه فراوانی به شیعیان دانشمند داشتند؛ زیرا خود در مورد ایشان فرموده بود: شیعیانی را دوست دارد که عاقل و فهیم و دانشمند و فقیه و… است. (حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، جعفریان رسول، ص ۴۰۲)

بودجه گذاری فرهنگی

یکی از مؤلفه های فرهنگی امام صادق (ع)، تعیین بودجه برای امور فرهنگی در جامعه است ایشان علاوه بر اینکه در صحبت های شان برای ساختن مسجد، رفتن به حج. … ارزش معنوی زیادی را ذکر می نمایند خودشان نیز در عمل پیشتاز شدند. برای مثال ایجاد صلح و صفا و محبت بین برادران دینی خود برای ایشان تا حدی مهم بود که بودجه مخصوص برای این کار در نظر گرفتند و به یکی از یاران خود به نام مفضل فرمود: هنگامی که بین دو تن از یاران ما نزاعی در گرفت از مال من غرامت بردار تا با یکدیگر صلح کنند. در حدیث دیگری آمده است که شخصی می گوید من و دامادم درباره میراثی نزاع می کردیم که مفضل به ما رسید وقتی متوجه شد که دعوا و جدال برای چیست ما را به منزل خود برد و با چهارصد درهم بین ما صلح برقرار کرد. هنگامی که پول را پرداخت و گفت: بدانید این مال از من نبود بلکه امام صادق(ع) دستور داده بود که هر گاه دو نفر از شیعه ها در چیزی با هم ستیزه دارند، آنها را اصلاح بده و از مال من برای رفع نزاع، خرج کن، این از برای امام صادق (ع) است. (اصول کافی، کلینی،۱۳۹۰، ج ۴، ۶۲۲)

گسترش کتابت و تدوین رساله

سیاست حکومت، پس از رحلت رسول خدا (ص) این بود که حدیث نوشته نشود تا قرآن مورد بی اعتنایی قرار نگیرد. در برابر این روش، اهل بیت عصمت، از اول اصحاب خود را به نوشتن احادیث و حفظ آن، تشویق می کردند. امام صادق (ع) نیز طبق روش پدران خود بر این امر تأکید می ورزید. در زمان آن حضرت گرچه افرادی شروع به جمع آوری احادیث و نوشتن آن نمودند، اما هنوز بسیاری در این امر دچار شک و تردید بودند.

روایات متعددی درباره تشویق اصحاب بر کتابت حدیث از امام صادق (ع) نقل شده و نشانگر آن است که تمایل به تدوین حدیث در عصر آن حضرت بسیار ضعیف بوده است. (برگرفته از حیات فکری سیاسی امامان شیعه (ع)، رسول جعفریان، ، ص ۴۳۲-۴۳۴)  

حضرت برای حفظ میراث گران بهای تشیع در زمانهای گوناگون اصحاب و شاگردان خود را به نگارش و ثبت احادیث و روایت تشویق می نمودند.

شاگردان حضرت تألیفات خود را برایشان عرضه کرده و آن حضرت نیز پس از بررسی، آن ها را تصحیح یا تأیید می نمود. به عنوان نمونه عبیدالله بن علی حلبی کتاب خود را بر امام عرضه کرد و حضرت نیز آن را صحیح دانست.( فهرست اسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی تحقیق موسی الشبیری الزنجانی، احمد بن علی نجاشی؛ مهدی نیک آفرین، پیامدها و نتایج مهندسی فرهنگی امام صادق(ع)، فاطمه جان احمدی، ، ص ۵۳)

آنگونه که تألیفات شیعه در احوال رجال، تصریح دارند یاران امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در رشته های مختلف بیش از چهارهزار کتاب تألیف کرده اند و به فرض که در این عدد، مبالغه شده باشد و بعید هم نیست آنچه تردیدپذیر نیست اینکه آن ها علاوه بر چهارصد کتاب اصول، صدها کتاب در حدیث و فقه و دیگر موضوع های اسلامی نگارش کرده اند و تأکید امام صادق (ع) در اینکه از بیم فراموشی یا کم و کاست، آنچه را که بیان می کند به رشته تحریردرآورند، چنین امکاناتی را فراهم می کند به ویژه در آن دورانی که علما و علاقه مندان به ثبت وقایع و آثار در تألیف و تصنیف پیشدستی می کردند. تدوین و تألیف کتب به بالاترین سطح خود رسیده بود و دهها نوشته در حدیث و سیره و تاریخ و تفسیر و دیگر موضوع های اسلامی و غیراسلامی پدید آمده بود.( زندگی دوازده امام، هاشم معروف حسنی، ، ترجمه محمد رخشنده، ج۲، ص ۲۶۰-۲۶۱)

شاگردان امام صادق تدوین گرانی بزرگ بودند. آنان در عصر نهضت علمی بزرگی می زیستند که جهان را به شگفت آورده بود. در آن نهضت مهارت های نویسندگان با یکدیگر به مسابقه پرداخته بود، و چرخهای تدوین به سان ماشین های چاپ در عصر پیدایش چاپخانه به حرکت درآمدند.(امام جعفر صادق (ع)، عبدالحلیم جندی، ، مترجم عباس جلالی، ص ۲۲۸ )

امام صادق (ع) شاگردان و اصحاب خود را به یادگیری تشویق می فرمود و آنان را برای حفظ و نگهداری معلومات خود به نوشتن و کتابت امر می کرد. (صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، محمدحسین مظفر، ترجمه و نگارش سیدابراهیم سیدعلوی، ص ۲۲۲-۲۲۳)

و می فرمود: بنویسید، تا ننویسید نمی توانید حفظ کنید.(صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، محمدحسین مظفر، ترجمه و نگارش سیدابراهیم سیدعلوی، ص ۲۲۲-۲۲۳)

کتب خود را محافظت کنید که در آینده بدان نیازمندید(صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، محمدحسین مظفر، ترجمه و نگارش سیدابراهیم سیدعلوی، ص ۲۲۲-۲۲۳)؛ بحار الانوار، ج. ۲، ص ۱۵۲)

به مفضل بن عمر فرمود:

بنویس و علم خود را که در میان هم مذهبانت پخش کن و اگر مردی کتابهایت را به پسرانت ارث بده، زمان بی نظمی برسد که جز با کتابهای خود آسوده خاطر نشوند.(صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، محمدحسین مظفر، ترجمه و نگارش سیدابراهیم سیدعلوی، ص ۲۲۲-۲۲۳)؛ بحار الانوار، ج. ۲، ص ۱۵۲) و نیز در تشویق شاگردان خویش به نوشتن فرمود: دل به نوشته اعتماد دارد. (کلینی، اصول کافی، ترجمه و شرح فارسی محمد باقر کمره ای، ۱۳۷۹، ج ۱، ص ۱۵۲-۱۵۳)

امام صادق (ع) به مفضل بن عمر فرمود:

بیندیش ای مفضل! از نعمت های الهی بر آدمی «نوشتن» باشد که رخدادهای گذشتگان را برای بازماندگان و رویدادهای زندگان را برای آیندگان به بند می کشد و به قلم کتاب های علمی و اخلاقی و جز آن جاودانه می شود.(مستدرک الوسائل، ص ۱۳، ص ۲۵۸)

هنر

تاثیر شگرف هنر و آثار هنری، در احساسات و عواطف انسانی و نیز قدرت بی نظیر آن در تبدیل ایده به کنش و مهمتر از آن تثبیت و تحکیم آموزه های اخلاقی، از عوامل اصلی اهمیت هنر و جایگاه بنیادی آن می باشد.

امام جعفر صادق (ع) توجه و اهتمام خاصی به حوزه های مختلف هنر از جمله ادبیات و شعر، معماری و … داشتند، ادبیات و شعردر نگاه امام صادق (ع) از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ امام (ع) در احادیث، خطبه ها، مناظرات و کلام خود، متونی را ارائه دادند که از جهت ادبی بی نظیر است، ادبیات ایشان در احادیث و دعاهایشان آکنده از عشق و حرارت و سوز و گداز است علاوه بر آنکه اسرار بلاغت و قوت بیان نیز در حکمت های اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و… ایشان تجلی نموده است.(فصلنامه علمی – پزوهشی لسان مبین، دکتر رقیه رستم پور، فاطمه کیادربند سری)

هنر با همه عظمت و رسالتی که دارد، به هنر متعهد و مسئول و نیز هنری که ابزار دست سودجویان و قدرت طلبان و سرمایه داران است، تقسیم شده و شعر متعهد همیشه مورد توجه اولیای اسلام بوده است، شاعران پاک و متعهد که شعر را در راه بیداری جامعه، و دمیدن روح اعتقاد و فضیلت در مردم به کار می برند، همواره باید مورد تکریم باشند. این امر مهم، مورد توجه امام ششم (ع) بود، و شاعران موضع دار و حقگو را همواره مورد توجه و تشویق قرار می داد و جامعه را به بزرگداشت آنان فرا می خواند. (بعثت غدیر عاشورا مهدی، حکیمی محمدرضا، ص ۱۳۷)

در روزگاری که شاعران با گزافه گویی و مبالغه در مدیحه سرایی خود را به خلفا نزدیک می ساختند و غالبا دروغهای شرم آوری می سرودند، افرادی چون کمیت بن زید اسدی، و سید اسماعیل حمیری، جز از حق نگفتند و هیچ چشم داشتی جز رضای خدا نداشتند. ( رجوع شود به پرتوی از زندگانی امام صادق، نورالله علیدوستی، ص ۱۱۷)

در نهایت می توان گفت در دانشگاه بزرگ جعفری، ادبیات جایگاه ویژه ای داشته به طوری که امام (ع) علاوه بر بکارگیری جنبه های بلاغت، در سخنان خود و سرودن شعر، از تشویق شاعران نیز به سرودن شعرهای متعهد غافل نبودند، و اینها همه به این معناست که& باید ارزشهای واقعی مظاهر هنری چون شعر، نویسندگی، و… را شناخت و آنها را ارج نهاد و در راه خیر و فضیلت و آگاهی و آزادی، بهره گرفت& (امام در عینیت جامعه، حکیمی محمدرضا، ص ۴۸)

مساجد از زیباترین مظاهر معماری اسلامی هستند که مسلمانان در طول قرنها تمام هنرها و مهارت های خود را در ساختن آن، به نمایش گذاشته اند، امام صادق (ع) با نهی از نقاشی تصاویر انسان و حیوانات در مساجد، مسلمانان را به ابداع ترسیمات زیبایی که اغلب از اشکال هندسی و نباتی تشکیل می شد که در یکدیگر متداخل بود و از ویژگی های هنر اسلامی محسوب می شد ترغیب نمودند؛ مثلا از آن حضرت در باره مسجدی که با گچ یا رنگ در قبله اش نقش و نگاری قلمی شده بود پرسیدند؛ فرمود: مانعی ندارد. (نقش امامان شیعه در معماری اسلامی، غلامحسین محرمی، برگرفته از پایگاه راسخون)

هنر تجلی احساس انسان است در قالب محسوس و امام (ع) حتی در مورد جزئی ترین مظاهر هنر و زیبایی غفلت نداشته اند و همواره سفارش به پوشش زیبا، استفاده از عطر و بوی خوش و… داشته اند. (الحیات، محمد حکیمی، علی حکیمی، محمدرضا حکیمی، ج ۶، ص ۲۳۹)

همچنین درباره تلاوت قرآن فرموده اند که در خواندن آن درنگ کنید و با صوت زیبا و نیکو باشد. (الحیات، ج۲، ص۲۳۸)         

                   

ایجاد بستر آزاد اندیشی

رشد ارزش های دینی و معنوی در فضای آزاد بهتر از یک خفقان انحصاری صورت می گیرد. شیوه امام صادق (ع) شیوه آزاداندیشی است و آزاداندیشی را به عنوان یکی از برکات اسلام و اندیشه های اسلام نشان می دهد.

گستردگی دانشگاه امام صادق (ع) از نظر تعداد زیاد شاگردان و عدم انحصار آن به شیعیان و پراکندگی آن قابل توجه است و در آن دانشگاه بحث و درس از همه علوم اسلام مرسوم بود؛ مناظرات علمی در علوم مختلف که امام صادق(ع) و شاگردان ایشان برگزار می کردند و نوشته هایی که از شاگردان امام گزارش شده است همگی دلیل گستردگی ابعاد گوناگون و ژرفای عمیق علم امام است.

امام صادق (ع) با ابن ابی العوجی مناظره و سایر دهریون و علمای بزرگ مادی بحث و مباحثه می کند، مخالفان آزادانه به مکتب درس امام صادق (ع) رفت و آمد می کنند و حتی در بین شاگردان امام صادق (ع) کسانی هستند که مسلمان نیستند و هیچ کس متعرض به آنها نمی شود، اینکه امام صادق (ع) هر مخالفی را با آغوش باز می پذیرد و مطالب درست را با او در میان می گذارد و اگر نپذیرفت آزادانه به زندگی بر می گردد و کتاب احتجاجاتی که الآن در اختیار ما است نشان دهنده آزاد اندیشی اسلامی است که مخصوصا در عصر حضرت صادق (ع) به زیبایی خودش را نشان داده است. مجموعه نشست های علمی و یا حتی چالش های علمی که برای امام صادق (ع) در رابطه با مخالفان بوده، همه آزادی فکر، اندیشه و بیان در عصر حضرت صادق (ع) را به ما نشان می دهد.

میر علی هندی، از بزرگان اهل سنت معاصر، درباره مقام علمی امام صادق علیه السلام می گوید: انتشار علوم در زمان آن حضرت، کمک کرد که فکرها آزاد شدند و پابندها از فکرها گرفته شد،ما نباید فراموش کنیم که آن کسی که این حرکت فکری را در دنیای اسلام رهبری کرد، نواده علی بن ابی طالب است، همان که به نام امام صادق علیه السلام معروف است، و او کسی بود که افق فکرش بسیار باز، و عقل و فکرش بسیار عمیق بود.  (مطهری، ۱۳۷۰: ۱۵۲ و ۱۵۳)

منابع

  1. پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، چاپ بیست و ششم، قم، انتشارات امام صادق، ۱۳۹۱٫
  2. جعفریان، رسول، حیات فکری سیاسی امامان شیعه، چاپ سوم، تهران، نشرعلم، ۱۳۹۳٫
  3. جندی، عبدالحلیم، امام جعفر صادق (ع)، مترجم عباس جلالی، چاپ اول، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲٫
  4. حکیمی، محمد رضا، امام درعینیت جامعه، چاپ نوزدهم، قم، انتشارات دلیل ما،۱۳۹۱٫
  5. حکیمی، محمد رضا، بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی، چاپ بیستم، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۰٫
  6. حکیمی، محمدرضا، حکیمی، محمد، حکیمی، علی، الحیات، چاپ هفتم، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۱٫
  7. علیددوست خراسانی، نورالله، پرتوی از زندگانی امام صادق (ع)، چاپ اول، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷٫
  8. کلینی، اصول کافی، ترجمه محمدباقر کمره ای، چاپ دوازدهم، تهران، انتشارات اسوه، ۱۳۹۰٫
  9. مطهری، مرتضی، سیره ائمه اطهار، چاپ بیست و دوم، تهران، صدرا، ۱۳۸۱٫
  10. مظفر، محمد حسین، صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، ترجمه سیدابراهیم سیدعلوی، چاپ دوم، تهران، انشارات رسالت قلم، ۱۳۷۲٫
  11. معروف حسنی، هاشم، زندگی دوازده امام، ترجمه محمد رخشنده، چاپ دوم، موسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۳٫
  12. نجاشی، احمد بن علی، فهرست اسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی، تحقیق موسی الشبیری، قم، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۳۶ ق.
  13. نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، چاپ دوم، قم، موسسه آل البیت، ۱۳۶۸٫
  14. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، –۱۳٫
  15. نیک آفرین، مهدی،احمدی فاطمه جان، پیامدها و نتایج مهندسی فرهنگی امام صادق(ع)، نشریه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، بهار ۱۳۹۲، سال چهارم، شماره ۱۰٫
  16. محرمی، غلامحسین، نقش امامان شیعه در معماری اسلامی، برگرفته از پایگاه راسخون، خرداد ۱۳۹۳٫
  17. رستم پور، رقیه، کیادربندسری، فاطمه، اهمیت شعر و ادب از نگاه امام صادق (ع)، فصلنامه لسان مبین (پژوهش ادب عربی) شماره دوم، اسفند ۱۳۸۹٫
Print Friendly

۳ نظر برای این مطلب

  1. عالی بود،از این دید به زندگانی امام صادق توجه نکرده بودم ،
    خسته نباشید

  2. با سلام و سپاس از همه عزیزان به خاطر این مقاله مفید و کاربردی
    اجرتان با خود حضرت امام صادق(ع)،که با تلاش خود این آگاهی های خوب و سازنده را از زندگانی حضرت نشر داده اید که انشالله اگر مدیران و کسانی که در رأس کار های اجرایی هستند با این مطالب آشنا شوند و از آن برای اداره جامعه بهره برند به یقین جامعه ای مطلوبتر و آگاه تر خواهیم داشت چرا که همه این ها که در مقاله آمده می تواند اکنون نیز در جامعه اجرا شود…!

  3. مقاله های گروه پژوهش دینی ۱ در نوع خود کم نظیر است و با توجه به اینکه زندگی ائمه را در چهارده قرن پیش بررسی می کنند بسیار مرتبط با مسائل و موضوعات این روزگار است. امید که همگان بهره مند گردند و در جلمعه به کار گرفته شود

یک نظر بگذارید