هیچ مطلبی وجود ندارد...

غدیر، حقیقتی ورای زمان

نویسنده: استاد حکیمی، گردآورنده مهدیه برزگری(پژوهشگر همکار مجموعه)
ارسال شده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۵

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار باده ناخورده در رگ تاک است

مقدمه

حق یعنی راستین ترین کائن ، در همه تفسیرها و عمقها و چون می گوئیم دفاع از حق ، یعنی تبلور معنویت و تشخص حماسه و این دو از دیگر پدیده ها عظیم ترند و از همه زیباییها زیباتر .

انسان و تاریخ و حماسه ، سه بعدی است که بدون توجه به بعد چهارم ، ارجشان ناشناخته است و تعالیشان بی  بن . و آن بعد چهارم ، حق است به معنای وسیع و ژرف آن. حق در عینیت خویش ، متعلق به انسان و طبیعت و لحظه هست و قوام راستین این هر سه به حق است و از اینجاست که اگر حق پایمال شد ، طبیعت ، هامونها و زمان ها کدر می گردد و چون از این مقوله است حق خلافت علی ، چنین گفته اند: چون حق خلافت از علی سلب شد مردمان به ندانم کاری افتادند و آبادیها بی چیز شدند و خشکیدند ….: ( الغدیر ، ج۷/۲۴۳) و می نگریم که مردم جهان پس از ۱۳۸۱ سال که از واقعه غدیر سپری شده است، به فراموشی آن واقعه و محتوای آن، به چه روز سیاهی افتاده اند که اگر « مدینه غدیر » تشکیل یافته بود ، عمل به اسلام اصیل ادامه می یافت و مسیر انسان به تعالی و تعالیمی که باید می افتاد ؛ چنانکه به روایت خود اهل سنت پیامبر(ص) فرمود : وان ولیتموها علیا ، وجدتموه هادیا مهدیا ، یسلک بکم علی الطریق المستقیم :اگر خلافت اسلامی را به علی بسپارید رهبری خواهید داشت راه شناخته ، که همی راهسپر صراط مستقیمتان بدارد .:«تاریخ بغداد» ، حافظ ابوبکر خطیب بغدادی ، ج۱/۴۷»

حقیقت غدیر

نگریستن به واقعه غدیر به چشم یک امر تاریخی که قرونی بر آن گذشته است ، خلاف فهم دین است و فهم این واقعه. صورت ماجرای غدیر ، یک امر تاریخی است که ۱۴ قرن بر آن گذشته است، اما محتوای آن چه ؟ بر خود اسلام نیز ۱۴ قرن گذشته است بر دعوتهای اسلام : دعوت به یکتاپرستی ، حریت ، عدالت ، نماز و زکات و جهاد و امر به معروف و نهی از منکرنیز ۱۴ قرن گذشته است اما اینها حقایق زمانی نیستند حقایق ابدیند. اینها را با واحد زمان نمی توان سنجید با واحد انسان و واحد حیات انسانی باید سنجید و تا جاودان دگرگونی نیابند چنانکه قران فرموده است : «ولن تجد لسنه الله تحویلا »محتوای غدیر نیز یکی از همین حقایق خدایی وابدی است که تا هر لحظه که فجری بدمد و طلوعی باشد حقیقت آن از منطق الهی باید حاکم بر زندگی و زندگی ها باشد(حماسه غدیر، همان ، ص۴۲)hemaseh copy1

امامت و خلافت علی ، هسته اصلی فلسفه سیاسی اسلام است و همه شئون و مصالح اسلام وابسته به آن ، از این روست که خود علمای اهل سنت از علی(ع) روایت کرده اند که فرمود :« اصول الاسلام ثلاثه ، لاینفع واحد منها دون صاحبه : الصلاه ، والزکاه، والموالاه»– پایه ی اسلام سه چیز است : نماز خواندن ، زکات دادن ، به ولایت و حکومت حقه اعتقاد داشتن . (به نقل از حماسه غدیر، محمد رضا حکیمی ، انتشارات دلیل ما ، چاپ ۲۶ ، ص ۲۷)

و روشن است که مقصود از این ولایت ، تنها جنبه درونی و معنوی آن نیست ، بلکه علاوه بر آن ، منظور این است که مسلمان ، هنگامی مسلمان است که نماز بخواند و زکات بدهد و جز به خلافت عدل و ولایت امام عادل گردن ننهند و همین است که در سایه آن نوامیس و حدود خدایی اجرا می شود و متروک نمی ماند و از مسائلی باشد که خدا از آن بازخواست می کند چنانکه آلوسی بغدادی _عالم بسیار متعصب سنی _ در تفسیرخود (ج۲۳/۷۴) در ذیل آیه « وقفوهم اٍنهم مسئولون:نگاه داریدشان که مسئولند » پس از نقل اقوال علما درباره مقصود این آیه می گوید : نزدیکترین این اقوال به صحت ، این است که در آن روز ، از عقاید و اعمال می پرسند. و از مهمترین آنها ولایت علی (ع) است .(الغدیر ، ج۱/۳۸۸)

اکنون سالها ازاین واقعه گذشته وتاریخ سیر خویش را کرده است ، اما این حقیقت از چند نظر برای هر مسلمان ، در هر روز مطرح است از جمله از نظر عقیده دینی ، چه حقیقت غدیر برای مسلمانی که به پیامبر ایمان آورده است و  می خواهد از گفته ها و دستورهای پیامبر پیروی کند وسنت پیامبر را عملی سازد وهیچیک از خواسته ها وارشادات او را ترک نکند ، تا دامنه رستاخیز مطرح است و جزءِ حقیقتی است که همواره با خورشید طلوع می کند و در متن لحظه ها تکرار می شود.

از نظر عملی و اجتماعی و پیداکردن خط مشی سیاسی- دینی در راه مبارزات انسانی وضد استعماری که امروز یگانه وظیفه اهل قبله است نیز چنین است ؛ چون از نظر اجتماعات انسانی و اسلامی اگر مفهوم &غدیر &جدیت خویش را در اذهان و افکار بازیابد، به بازسازی موفق خواهد گشت و از این رهگذر می توان جوامع اسلامی را متوجه یک وحدت جوهری و حکومت راستین اسلامی کرد ، حکومتی مسانخ حکومت معصوم.

توضیح آنکه ، گرایش به عصاره محتوای غدیر که طرح مدینه قرانی و بیان فلسفه سیاسی اسلام است ، مسئله ای تاریخی و مربوط به گذشته ها نیست و کسی که چنین پندارد از بد فهمی دین است و بی اطلاعی یا بی توجهی به تاکید دین بر مسائل انسان – جامعه و این خود می تواندآرمان والای اسلامی و موضعگیری انسانی و تلاش قرانیِ هر مسلمان باشد و مایه سعادت دو جهانی و سیادت و عزت اقوام مسلمان و عمل به خواسته واقعی پیامبر و تصحیح مسیر و بازگشت به اصل .(حماسه غدیر ، همان ، ص۶۱)

در روزی از روزهای خلافت علی (ع) جمعه و عید غدیر به یک روز افتاده بود، امام در آن روز خطبه ای عجیب خواند و توحیدی شگفت گفت .در این خطبه امام پس از حمد و ثنای خدا و ذکر برخی اوضاع جامعه ، به توصیف و بزرگی غدیر و شانیت ٍآن می پردازند، ایشان سپس از مقام رهبر در جامعه، اهمیت و لزوم حاکم  اسلامی بعد از پیامبرسخن می گویند وخود را با استناد به آیه غدیر و برخی دیگر از آیات قران جانشین بر حق پیامبر اعلام می دارند . در چند مورد از سخنرانی از واقعه غدیر به عنوان نعمت یاد می کند و می فرماید خدا را بر آن شکر گزارید و این یاداوری را تکرار می کند و معلوم است اینهمه یاد آوری و تکرار ، به خاطر مضمون غدیر و محتوای آن است یعنی تامین حقوق انسان و حدود اسلام (مستدرک نهج البلاغه ، باب اول ۷۲-۶۷، تالیف علامه شیخ هادی کاشف الغطاء نجفی ، چاپ نجف ۱۳۵۴ق)

با این خطبه آشکار می شود که عید غدیر ،اسلامی است نه صرفا شیعی؛ زیرا روزی که به جز اهمیت قرانی آن و سخنان پیامبر درباره آن و محتوای حیوی آن ، علی بن ابیطالب نیز اینگونه به یادکرد اهمیتش بپردازد وآن را عیدی بزرگ و سترگ بخواند، جز یک روز عظیم و یک عید اسلامی چه می تواند باشد پس اگر در اثر تداوم سوِء تربیت و تعلیم در دوران گذشته و روزگاران خلافت اموی و عباسی و دیگر سلاطین دور از حق و عالمان متعصب و هم غفلت امروزین متفکران مسلمان اکنون نیز این روز حیاتی در بسیاری از جوامع اسلامی به دست فراموشی سپرده شده است این از نظر مبادی اسلام یک گناه بزرگ اجتماعی است و میراندن یکی از چهار اصل اساسی اسلام است یعنی توحید ، نبوت ، امامت و معاد (حماسه غدیر ، همان ،ص۷۷).

و بدین سبب است که پوشاندن یا پوشیده ماندن «غدیر »، پوشاندن یا پوشیده ماندن یکی از روشن ترین روزهای انسان است و نسیان یکی از پاکترین و عظیمترین و درخشنده ترین سنتهای پیامبر اسلام و به دیگر سخن رد کردن عظیمترین فریاد و بلکه فریاد نهایی و ابدی وحی است به حلقوم محمد و زنده کردن خاطره غدیر، مسئله ای تاریخی شخصی و فرقه ای نیست بلکه یاد کرد طرح مدینه ای ست و مسئله ای است مربوط به کلیت انسانیات در ابعاد زندگی و افاق تحرک و حیات.

پیامبر (ص) فرمود : «برترین عید مسلمانان ، عید غدیر است » یعنی والاترین پدیده اجتماعی و دینی که در اسلام وجود دارد و در خور تجدید خاطره است و عطف توجه ، غدیر است و محتوای غدیر و مسئله رهبری. و پیداست که این رهبری ، رهبریی است که رهبری قرانی و اسلامی و محمدی است حقیقتا نه عنوانا. به عبارت دیگر اگر امروز ، روز غدیر نیست و علی در میان ما نیست و ما در آن روز نبودیم و در حضور پیامبر با او بیعت نکردیم ، اما به حکم مبانی دینی واسناد متواتر و قطعی اسلامی سنی و شیعی، مسلمانان باید هم اکنون در سطح رهبری به دنبال خواسته پیامبر روند ، خواسته پیامبر در این روز و آن خواسته ، بیعت با رهبریی است مسانخ رهبری علی و اطاعت از او (همان ، ص۵۱-۵۲)

انکار غدیر انکار اسلام

انکار غدیر انکار اسلام است ؛ چراکه غدیر تعیین سرنوشت حیاتی اسلام است ؛ یعنی اگر اسلام بخواهد بماند و اسلام باشد و به همه جزئیات آن ، مانند دوران پیامبر عمل شود و مسائلی که تازه پیش می آید بر طبق ملاکهای صرفا اسلامی و قرانی ،نه آراء و ظنون اشخاص، بر میزان علم نبوی فیصله داده شود و آنگاه آیات قران و احکام وحی محمدی جهانگیر شود، باید جامعه اسلامی کسی را در راُس داشته باشد تالی تلو پیامبر ، که جز پیشبرد اسلام صحیح و اجرای یکایک برنامه های آن هدفی نداشته باشد .پس محتوای غدیر یعنی اسلام و عمل به اسلام و بقای اسلام . و خوشبختانه می بینیم از میان جهان سنت ، از یک فرستنده مشهور ، در قرن چهارده همین فریاد را می زنند که شیعه در طول چهارده قرن زده است؛ عبدالله علایلی در سخنرانی خود در رادیو لبنان ۱۸ ذیحجه ۱۳۸۰ق چنین گفته است : ان عید الغدیرجزء من الاسلام ، فمن انکره فقد انکر الاسلام بالذات: عید غدیر جز اسلام است هر کس منکر آن شود منکر خود اسلام شده است . («الشیعه و التشیع »تالیف شیخ محمد جواد مغنیه لبنانی /۲۸۸)

تکلیف مصلحان اسلام

با نظر به اهمیت غدیر و هویت رهبری در اسلام و اهمیت بیشمار آن، باید که جامعه های اسلامی با زنده کردن خاطرات این روز و تفهیم محتوای آن به فرزندان سرزمین های اسلام ،حرکتی در سطح احیای مجدد اسلام بردارند . محققان و نویسندگان مسلمان با نشر حقیقت نهفته در آن و حساسیت دادن نسبت به آن تعلیم ،یکی از بزرگترین آرمان های انسانی اسلام را احیا کنند ؛ در واقع آنچه از پیامبر اکرم درباره مهدی و خروج موعود نیز روایت شده است و خاطره ای که مسلمین درباره آینده جهان و استقرار دولت مهدی، یعنی پراکندن حق وآکندن گیتی از عدل دارند ، همان تاسیس «مدینه غدیر » است که همواره و هر روز وظیفه مسلمانان راستین و معتقدان به حکومت قرانی است که در تشکیل دادن آن برای هر نسل بکوشند و آن که مهدی تاسیس می کند تکلف دینی خود آن امام است ، در روز گار ظهور خود و در ظرف زمانی آن تکلیف. و در حقیقت بعثت – غدیر – عاشورا – مهدی ،چهار جهت اصلی خانه اسلام است که به روزگار مهدی  سراسر جهان خواهد بود « ان الارض یرثها عبادی الصالحون» و امروز این حرکت ذهنی دادن به جوامع اسلامی و آفرینش عصیان و حماسه از قاطعترین وظایف مصلحان مطلع اسلام است .(حماسه غدیر ، همان ، ص۷۶-۷۹)

منبع : کتاب حماسه غدیر ، محمد رضا حکیمی ، انتشارات دلیل ما ، چاپ بیست وشش .

گرد آورنده : مهدیه برزگری ، کارشناسی ارشد فقه وحقوق خصوصی .

Print Friendly

۳ نظر برای این مطلب

  1. مقاله خوبی بود انشا الله که مشمول رحمت خداوندید به دعای امام رضا : خداوند رحمت کند کسی که امر ما را انتشار دهد … .

  2. درود بر اهل غدیر . عالی بود و خدانگهدار قلم و قدمتان

  3. نامت بلند باد ای نشسته بر منبر سلونی
    و ای ایستاده بر بلندترین قله های اعتبار و افتخار
    و آزادی و آزادگی
    ای بلند ترین فریاد های عدالت
    و شکوه شگفت انسان
    نامت بلند باد ! .
    با تشکر از نویسنده محترم مطلب

یک نظر بگذارید