هیچ مطلبی وجود ندارد...

انتزاعی یا انضمامی بودن اقتصاد اسلامی در الحیات، گفتگو با دکتر حسن سبحانی

نویسنده: محمد حیدری
ارسال شده در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

بایدهای اقتصادی چقدر قابل تحقق اند؟

مصاحبه کننده: متین محجوب. فرهنگ امروز
گزارش: محمد حیدری

در این گفتگو، مجله فرهنگ امروز  تلاش کرده است تا دیدگاه دکتر سبحانی را که از اساتید باتجربه و اهل قلم دانشگاه در رشته اقتصاد است درباره جنبه اقتصادی مجموعه گرانسنگ الحیاه جویا شود.
ایشان در آغاز گفتگو بیان می کند که مجموعه الحیاه در نوع خود منحصر به فرد است، به جهت آنکه استاد حکیمی با تدوین آیات قرآنی و احکام در کنار هم و دسته بندی موضوعی آنها به سمت کشف مکتب اقتصادی اسلام قدم برداشته اند و این کار را مقدمه ای برای کشف مکتب تلقی کرده اند. البته باید یادآوری کرد که در ادامه از نظام اقتصادی به صورتی کمرنگ نام برده اند، ولی گویا بیشتر دنبال مکتب اقتصادی اسلام بوده اند؛ و این با دیدگاه دیگرانی که مرادشان سیستم اقتصادی است،متفاوت است؛ اگرچه کسی که این مجلدات پرمایه ی الحیاه را نیز بررسی کند می تواند مواد لازم را برای تبیین سیستم اقتصادی اسلام را هم از درون آن استخراج کند.
در ادامه استاد سبحانی درباره اینکه موضوعات طرح شده در مجلدات الحیات تا چه حد قابل تحقق اند، یعنی آیا بیشتر انتزاعی (در دنیای ذهنی و فکری) هستند. و یا نه؟می توان انضمامی (قابل اجرا) هم تصور کرد، این گونه سخن می گویند:
اول باید توجه کرد که فرق است بین مسلمانی و اسلام و نباید از روی رفتار مسلمان ها در خصوص اسلام اظهار نظر داشت، چنان که بیشتر مستشرقین به این نکته توجه ندارند و دچار استنباط های ناصحیحی هم می شوند.
ایشان در ادامه اضافه می کنند که برای تحقق این مطالب شرایط و دلایل اولیه ای لازم است که می توان به قانون علت و معلول اشاره کرد که اگر علل مقوله ای فراهم شد،بی شک معلول هم رخ خواهد داد و اگر کسانی معتقدند که این مطالب مکتوب در الحیاه ایدئالیستی است و در زمان فعلی اصلا کارایی ندارد دچار اشتباهی بزرگ شده اند. که اگر هم تحقق نمی یابد،به خاطر فقدان فعلی دلیل یا ادله است که بی تردید اگر ادله فراهم گردد،این ها قابل اجرا هم خواهند بود.
دکتر سبحانی همچنین بیان کردند که نویسندگان این کتاب ،ایدئال دین یا احکام را آن طور که باید باشند، مطرح کرده اند و در عین حال تلاش کرده اند که با تنه زدن به واقعیتهای متصلب به جامعه،به خوانندگان خود هشدار دهند یا آنها را هوشیار کنند که برخی یاخیلی از این واقعیتها با آنچه باید باشد منطبق نیست. ایشان افزودند که باید آموزش و پرورش و صدا و سیما و سایر دستگاه ها بدون اینکه از اقتصاد و اسلام صحبت کنند،در سال هایی که شخصیت بچه ها شکل می گیرد،هنجارها و ارزش های اقتصاد اسلامی را در ذهن آنها وارد و نهادینه کنند و بعد ما در دانشکده اقتصاد فقط باید رفتار آنها را به صورت عالمانه تئوریزه کنیم چرا که زیر ساخت شکل گرفته و این نکته به خوبی در مجموعه الحیاه بیان شده است.
این استاد اقتصاد در نهایت ۴ رویکرد را در مورد اقتصد اسلامی به صورت زیر بیان می دارد:
۱-رویکرد فقهی به اقتصاد، که اگرچه کار خوبی است، اما کافی نیست چراکه ناظر به جوامعی بوده که حداکثر پیشه وری و کسب و کار ساده حاکم بوده است.(فقه الاقتصاد)
۲-دسته دیگر که عمدتاً اقتصاددانان هستند و تلاش کرده اند که احکام اسلام را با مبانی اقتصاد سرمایه داری توضیح دهند و ایشان از آن به علم اقتصاد اسلام یاد می کنند نه اقتصاد اسلامی چرا که به نظر ایشان اصولا رویکرد اقتصاد است نه اسلام.
۳-این دسته یک رویکرد تلفیقی دارند،یعنی هم با ویژگی دسته اول (اسلام) و هم دسته دوم (اقتصاد) آشنا هستند بنابراین متدلوژی و ابزار را در اقتصاد حفظ کرده اند ولی برخی مفروضات را عوض کرده اند و نتیجه اینکه در مواردی علم اقتصاد را تحت الشعاع دین قرار داد و در موارد بسیاری بالعکس.
۴-اما دسته آخر کسانی هستند که رویکرد سیستمی به اقتصاد دارند و تلاش کرده اند که با جامع دیدن همه وجوه زندگی انسان و قرار دادن اقتصاد به عنوان یک وجه مکمل آن وجوه،چشم اندازی از زندگی یک انسان عامل مسلمان را در عرصه اقتصاد نشان دهند و به نظر ایشان دیدگاه “مولفان الحیات” به رأی این افراد بسیار نزدیک و همراه است.
همچنین جناب دکتر در پاسخ به اینکه چرا در این مجموعه از واژه عدالت بسیار استفاده شده و نسبت آن با تکاثر و فقری که در مجموعه الحیاه بیان شده، چنین می گوید: نویسندگان این مجموعه بر این عقیده اند که دین آمده تا عدالت را برپا کند و لذا پیوند غیر قابل تفکیکی بین فلسفه دین و برپایی عدالت برپا می کنند و در حقیقت فقر و تکاثر از عوامل پیرامونی عدالت هستند،بدین معنا اگر عدالت در زندگی برپا شود نوعی توازن و تعادل برقرار شده و دیگر تکاثر که در نتیجه آن فقر نیز هست، معنا و مفهوم و جایگاهی ندارند؛«کاد الفقر أن یکون کفرا»
ایشان ویژگی برجسته کتاب الحیاه را نیز همین
بر می شمرد که بر خلاف خیلی دیگر از نویسندگان و صاحب نظران بسیار پررنگ و بدون رودربایستی و با اعتقاد می گوید که با هر مقوله ای که دین انسان ها را خدشه دار کند، باید مبارزه کرد و
طواغیت(طاغوت ها)اقتصادی از جمله اینهاست؛بنابراین همانطور که با طاغوت سیاسی مبارزه می شود، باید با طاغوت اقتصادی هم مبارزه شود،زیرا طاغوت اقتصادی جامعه را از توازن خارج می کند و در پی آن تکاثر و فقر خواهد بود و در نهایت مصداق همان که پیشتر آمد(کاد الفقر…)شکل خواهد گرفت. شجاعت در بیان و آرایش زیبای جملات در مجموعه الحیاه ، برای دفاع از هدف اسلام که برپایی عدالت در بستر اقتصاد است،در کمتر کتاب اصیل اقتصادی دیده می شود که اگر رگه هایی هم باشد متأثر از کتاب هایی از همین قبیل است؛ و به دنبال عدالت اقتصادی بودن و تمکین نکردن ظلم اقتصادی در عین آگاهی از امتیازات برجسته الحیات می باشد.
دکتر سبحانی در پایان یاد می کنند، که یک کار بر زمین مانده است و آن اینکه اگر هیئتی از اقتصاددانان با همکاری نویسندگان« الحیاه » یک سیستم اقتصادی را با تشابه به قالب هایی که سایر سیستم ها مثل سرمایه داری تعریف کرده اند،طراحی و تدوین کنند. به نظر می آید که این کار هم مانند مجموعه الحیاه که به چندین زبان ترجمه شده است، در نهایت به زبان های مختلف ترجمه خواهد شد و نهایتاً ترجمه این نوشته ها تأثیر زیادی در رویکرد دیگران نسبت به اسلام خواهد داشت.

Print Friendly

۲ نظر برای این مطلب

  1. مطلب موجز و خوبی بود نگاه تازه ای را به رویم گشود
    این اشکال تایپی هم اگر رفع شود بسیار عالی است.

    ین استاد اقتصاد در نهایت ۴ رویکرد را در مورد اقتصد؟؟؟
    اسلامی به صورت زیر بیان می دارد:

  2. گزارش خوبی بود ، امیدوارم که همه ما مسلمانان ، رفتار خود را به گونه ای که حقیقت اسلام است اصلاح کنیم تا
    مسلمان درست وحسابی بودن و جامعه اسلامی به واقع اجرا شود .ممنون

یک نظر بگذارید