هیچ مطلبی وجود ندارد...

فلسفه و چرایی گریه های حضرت زهرا (س)

نویسنده: حجت الاسلام شیخ محمود امامی
ارسال شده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۹۱

تدوینگر: جواد هاتفی – نرگس انصاری

نوشتۀ پیش روی شما گزارش گونه ای است برگرفته از دومین سخنرانی(۱) حجت الاسلام محمود امامی به مناسبت ایام سوگواری بانوی بزرگ اسلام فاطمه (س) که در مجموعه فرهنگی امام صادق(ع) ایراد شده است. ایشان در باره فلسفۀ گریه ها و اشک باریهای بانوی بزرگ زهرا (س) پس ار مرگ پیامبر(ص) با حاضران سخن گفتند ….

حجت الاسلام شیخ محمود امامی ضمن ادامۀ بحث شب های گذشته در موضوع زندگانی فاطمه(س) به تحلیل و بررسی علل سوگواری و گریستن های آن حضرت، پرداخته و گفتند:
یکی از موضوعاتی که در زندگی حضرت زهرا(س) قابل تحلیل و بررسی می باشد گریه های بلند و جانسوز آن بانوی بزرگ است. چنین نقل شده است که حضرت فاطمه (س) بعد از مرگ پدر، تا پایان  عمر شریف خود، فراوان می گریسته اند تا حدی که مردم مدینه به علی(ع) گفتند: یا علی! به فاطمه بگویید یا شب گریه کند و روز آرام گیرد و یا روز گریه کند و شب آرام گیرد.
اکنون سؤالی که پیش می آید این است که اصولاً فلسفه گریستن معصومین در از دست دادن عزیزانشان چیست و نشانۀ  چه می تواند باشد؟
مثلا علت گریه حضرت سید الشهداء (ع) بر بالین حضرت علی اکبر چیست؟
به طور کلی چند فرضیه را درباره مسئله گریه و سوگواری انسان ها در مصیبت از دست دادن  و یا مرگ نزدیکان، می توان مطرح کرد.
۱-  گریه، نشانه راضی نبودن شخص به مصیبتی  که بر او وارد شده است.
۲- گریه و اشک، نشان دهندۀ عجز و ناتوانی افراد در تحمل فشار وارد شده باشد.
این دو فرضیه با مقام و  جایگاه عصمت ائمه منافات داشته و در حق آنان قابل تصور نیست پس در همین جا به روشنی این دو فرضیه رد می شود.
۳٫ گریه و اندوهناکی و بیتابی نتیجۀ برانگیخته شدن احساسات و عواطف طبیعی انسان در شخص مصیبت دیده باشد.
۴٫ این که گریستن و اشک ریختن در مرگ کسی، علاوه بر وجود عواطف و احساسات عالی انسانی، انگیزه های دیگری نیز با خود همراه داشته باشد. از قبیل اعلام نزدیکی و یا ارتباط و پیوند و یا دفاع و پشتیبانی از شخص درگذشته.
خداوند متعال یک سری عواطف و احساساتی در درون انسان قرار داده است که وقتی خدشه ای به آنها برسد در آن وقت گریه می کند. گریه انسان عمدتا نتیجه عکس العمل عواطف است. اگر انسان نسبت به خدشه دار شدن احساسات و عواطفش عکس العمل نشان ندهد و گریه نکند نشانه نقص اوست. به همین جهت در روایات آمده است کسی که گریه نکند دلیل این است که قلب او سخت شده است. معصومین(ع) نیز از این قانون طبیعی در زندگی انسان ها خارج نیستند.اعتقاد ما این است که آنان تمام صفات خوب و پسندیده را دارا و واجد می باشند. بلکه پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) احساسات و  عواطفی بسیار بالاتر  از عموم انسان ها دارند. پس اگر آنان در جایی که اندوه خوردن و اشک ریختن انسان لازمۀ طبیعی زندگی و بروز احساسات انسانی باشد، گریه نکنند، مانند هنگام از دست دادن عزیران، نشانه نقص خواهد بود که البته تصور چنین چیزی در مورد معصومین باطل است. پس به حکم عقل و خرد و به دلیل طبیعت انسانی، بایدحضرت فاطمه (س) نسبت به مرگ پدرشان سوگوار باشد و بر چنین مصیبت بزرگی گریه کند.
از سوی دیگر هم چنان که یاد آوری شد، گاهی انگیزه های بزرگ تری نیز در میان می آید و با احساسات و عواطف همراه می شود. عبدالله بن عباس نقل می کند که حضرت پیامبر(ص) در روزهای آخر عمرشان گریه های بلند می کردند. علت آن را پرسیدند. حضرت فرمود: به خاطر مصیبتهایی که بعد از من بر اهل بیت من وارد می شود.

جمعیت حاضر در سالن در دست احداث مجموعه در شب فاطمیه 1391

به همین صورت، گریه های حضرت زهرا نیز عمدتاٌ به خاطر مصیبت هایی است که بر سر جامعه مسلمین و مسلمانان می خواهد بیاید. بنابر این حضرت زهرا از عمق وجود گریه می کرد و این مسئله ای طبیعی است که انسان نسبت بر مصیبت های بزرگ، گریه بلند انجام می دهد.
شخصی نزد حضرت سجاد (/ع) آمد و گفت ای پسر رسول خدا مشکلات زیادی دارم. فقیرم، مریضم و … در این وقت امام سجاد بلند بلند گریست. آن شخص با آزردگی به حضرتشان گفت: من نیامده ام که خدای ناکرده شما را ناراحت کنم. حضرت فرمود: این مسائل شما درد آور است و من نمی توانم گریه نکنم.
در روایت آمده است کسی که برای ما ،یعنی برای درد ها و رنجهای ما اهل بیت، غصه می خورد، نفس زدن های او در حقیت تسبیح الهی است.
هر مسلمانی که به دنبال خشنودی خدا می باشد دارای دو تکلیف امر به معروف و نهی از منکر است. انسان باید نسبت به انحرافاتی  که در جامعه پیش می آید بی تفاوت و بی مسئولیت نباشد. در این راستا حضرت فاطمه زهرا(س) با گریه خود، مردم را متوجه می کرد که گرفتار چه بلا و مصیبتی شده اند.
دلیل عمده گریه حضرت فاطمه(س) برای این بود که می دانستند چه مصیبت هایی بر جامعه وارد می شود و چگونه مسلمین دچار عقب ماندگی می شوند و به انحرافات دردناکی دچار می گردن. در واقع گریه های حضرت فاطمه بعد از مرگ پدرشان، بخشی از مبارزات گسترده ای است که انجام داد. باید توجه داشت که معصومین(ع) در اهداف و سیاست یکسان هستند ولی روش آنان بر اساس دو متغیر؛ ۱) زمان ۲) مکان.قابل تحلیل است. امام حسن (ع) با صلح با معاویه مردم را راهبری می کرد و حضرت سید الشهداء با مبارزه و شهادت. امام سجاد(ع) با دعاها و صحیفه سجادیه اش و امام صادق (ع) با علم و دانش بیکران خود، مردم را هدایت می کردند .
بر این مبنا است که درست در زمانی که امام علی (ع) و یارانش برای نجات اسلام بردباری می کردند، بانوی بزرگ فاطمه(س) در برابر ظلم هایی که به جامعه و مسلمین وارد می شد شیوه مبازراتی ویژه ای داشت. او باید مردم را نسبت به  نیرنگ های انجام گرفته (سقیفه ) آگاه کند و آنان را از عمق فاجعه ای که دامنگیر جامعه مسلمانان شده بود با خبر سازد. فاطمه(س) سه شب با امام حسن و حسین (ع) به تک تک خانه های مدینه می رفتند و داستان غدیر و بالا بردن دست حضرت علی(ع) توسط پیامبر را به عنوان وصی و جانشین یادآوری می کرد. حضرت فاطمه زهرا(س) باید حق پایمال شده علی(ع) را فریاد می کرد.  در حقیقت زهرا (س) باید تفسیر کننده سکوت علی و یارانش می شد.
آری، اگر حضرت فاطمه (س) می خواهد مظلومیت حضرت علی (ع) را نشان دهد باید فریاد بزند. برای همین، گریه های شب و روز فاطمه آرامش را از ظالمان گرفته بود. همواره ستمگران در جامعه ایجاد ترس و هراس می کنند. زیرا به کارگیری این شیوه مانع حضور مردم در صحنه خواهد شد. آنان می کوشند که برای برون رفت از این موقعیت های خطرناک سیاسی دست به چاره جویی بزنند. هم چنان که ظالمان در آن تاریخ کوشیدند تا با گرفتن فدک از فاطمه، ایشان را در تنگنای اقتصادی قرار دهند و سپس با عوام فریبی به گونه ای دیگر عمل کنند. یعنی در هنگامی که حضرت در بستر بیماری افتاده به عیادت او بروند و یا آنکه کسانی را وادارند که مانع گریه های هدفمند آن بانوی بزرگ شوند!!
در ادامه حجت الاسلام امامی به ویژه بودن الگوی زهرا(ص) از تولد تا پایان مرگ برای همه زنان و مردان  تاکید کرد. ایشان به دو نگاه  مهم در باره پیامبر و خاندانش اشاره کرد:
نگاه اول : توجه به جایگاه آنان در عالم خلقت و سیر تکوینی که در قرآن و سنت آمده است.
نگاه دوم : نگاه بشری به آنان در برخورد با انسان و عملکرد آنان در جامعه.
بنابر این نمی توان فقط با در نظر گرفتن نگاه اول به آنها اقتدا کرد. بلکه باید جایگاه معنوی و اجتماعی پیشوایان را همراه با هم، الگوی زندگی خویش کرد. از این روش برای الگویابی در میان عالمان و دست پروردگان مکتب اسلام نیز می توان سود جست و آن  این که انسان نباید نسبت به عالمان زاهد و با تقوا فقط با دید معنوی نگاه کرد. بلکه باید بنگریم برخوردشان با انسان و جامعه چگونه است؟ همان گونه که تاریخ اسلام سرشار است از برخورد عالی ائمه با انسان و جامعه.

                                              

(۱) از آنجا که موضوع بحث و استدلال ها در این گفتار ارزشمند و آموزنده است، در بخش مقالات جای داده شد.

Print Friendly

یک نظر برای این مطلب

  1. سلام واقعا دستتون درد نکنه.دو روز مونده به عاشورا خوندن این مطلب خیلی کمکم کرد.

یک نظر بگذارید