هیچ مطلبی وجود ندارد...

از بزرگی های فاطمه(س) در کودکی

نویسنده: حجت الاسلام حسین انصاری h-ansari.net
ارسال شده در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۱

تهیه کننده: نرگس انصاری

نوشته ای که از نظر خوانندگان می گذرد متن پیاده شدۀ دومین سخنرانی حجت الاسلام حسین انصاری در فاطمیه سال ۱۳۹۱ است که در مجموعۀ فرهنگی امام صادق(ع) شهر میبد برگزار شد. عنوان این سخنرانی ها «بازخوانی الگوی زندگانی فاطمه زهرا(س)» بود.(۱)

یکی از بحث های لازم و مفید، بازخوانی درست و دقیق و جامع از زندگی، شخصیت، اهداف و آرمان های حضرت زهرا(س) است. نخست باید دانست که وجود زهرا (س) الگویی برای همۀ زنان و مردان است و فقط اختصاص به زنان ندارد.(۲) در این زمینه حتی آغاز زندگی زهرا (س) و کودگی او نیز می تواند به خوبی برای زندگی ما در عصر حاضر درس آموز باشد. اولین پرسش در این باره این است که کودکی حضرت زهرا از کجا آغاز شد؟ چگونه سپری شد و چه ویژگی هایی داشت؟ ابتدا باید یادآور شویم که تولد حضرت زهرا (س) با تولد اسلام هماهنگ است. یعنی همان روزگاری که پیامبر(ص) به رسالت مبعوث شد و هنوز طفل اسلام از شیر دایه گرفته نشده بود و بعثت پیامبر در آن سه سال پنهان خود به سر می برد. تازه طفل نوپای اسلام می خواست آغوش باز کند و سر و رویی به جهان نشان دهد که خداوند به خانۀ پیامبر (ص) فاطمه(س) را بخشید.

بعثت پیامبر یکی از پرحادثه ترین و مسئله دارترین بخش های تاریخ جهان ا ست نه فقط اسلام. خانه پیامبر مرکز نشر اسلام بود. در این مرکز توحید هم زهرا پرورش می یابد و هم نومسلمان ها، مسلمان شده و هم جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل می شود و هم پیامبر آیات وحی را بر می خواند. در این خانۀ نورانی هم خبرهای خوشی از تازه گرویدگان به اسلام شنیده می شد و هم از سویی دیگر بانگ الله اکبر، شوق را در دلها زنده می کرد و چهره پیامبر و خاندانش را به تبسم وا می داشت. خبرهای فتح و پیروزی هم در این میان شنیده می شد. اما در مقابل خبرهای غم انگیز و پر مصیبت، شکنجه ی بلال ها و خبر شهادت یاسرها و سمیه ها و پدر و مادر عمارها نیز در همین خانه به گوش بچه های مسلمان می رسید. اینجا اشک ها ریخته می شد بر مصیبتی که اسلام و مسلمان ها به خود می دیدند. تا بدین گونه نخل اسلام آهسته آهسته پا بگیرد.

در همین خانه بود که پیامبر(ص) به اصحاب خود دستور داد که بعضی هجرت کنند و از مکه بگریزند و صد ها کیلومتر آن طرف تر از دریای سرخ بگذرند و به حبشه و دولت نجاشی بپوندند. تا کشته نشوند و زنده بمانند. در همین خانه بود که جریان شعب ابی طالب و محاصره ی اقتصادی پیامبر(ص) و بیرون کردن خاندان پیامبر از آن به گوش همگان رسید. همۀ تلخی ها و شیرینی ها در این خانه اتفاق می افتاد و تجربه می شد. پیامبر(ص) فاطمه(س) را در همین خانه نگهداشت او را به خانه خویشان نفرستاد . پیامبر و خدیجه را برای آرامش از این خانه دور نکرد. پیام روشن چنین سیره ای این است که ای مسلمان! ای کسی که می خواهی با اهداف بزرگ زندگی کنی، باید بدانی که سپردن این راه، شوخی بردار نیست، گذر از چنین معبری بازیچه نیست. مسیر خدا، مسیر سختی است. قرآن می فرماید: یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه…. آی انسان، تو برای رسیدن به خدا راهی سخت و پر مشقت پیش رو داری. اگر می خواهی نسل آینده تو در مسیر دینداری باشد باید از پیامبر درس بیاموزی. در این مسیر سخت و دشوار باید از زیر مسئولیت ها شانه خالی نکنی. کودکان را در فشارها و سختی های زندگی روزمره تا حدی با مشکلات راه حق، آشنا کنی. آنها باید بدانند که پدرانشان به آسانی نگفتند خدا. بچه ها باید بدانند که پدران برای طلب لقمه ی حلال رنج ها برده و گرسنگی ها کشیده و لباس های مندرس پوشیده اند و با زندگی سخت و طاقت فرسا دست و پنجه نرم کرده اند. تا با این روش کودکان مسلمان، نازک و سست بار نیایند و به هر انگیزه ای وارد چرخه های حرام نشده و آلوده به گناه نگردند. فرصت طلب و تن پرور نشوند.

زهرا در چنین خانه ای بزرگ شد. تا بشنود چه می شود و ببیند که چه می گذرد. به این ترتیب زهرایی تربیت شد که در پنج سالگی در شعب ابی طالب در شب ها و روزها صدای فریاد های کودکان مسلمان گرسنه را به گوش خود می شنید و تحمل می کرد. هم گرسنگی را لمس می کرد و هم درد فشارهای اشراف ددمنش قریش را به چشم می دید و رفتار غیر انسانی سرمایه داری مکه را می فهمید و سختی آن را تحمل می کرد. در شعب ابی طالب در پاره ای از اوقات برگ گیاهان صحرایی و درختان را می جویدند، زهرا(س) همۀ این دردها را می دید. زهرایی که مادر او خدیجه یکی از چند ثروتمندان بنام قریش بود. اما پیامبر به هیچ رو او را با نعمت ها و رفاه ها بار نیاورد. تا زهرا (س) بداند پدر او در چه مسیری است. تا بداند که در این راه پر پیچ و خم، پدرش چه چیزهایی را فدا کرده و چه سختی هایی را تجمل می کند. همین سختی ها در گذر زندگی و کودکی زهراست که از او در آینده بانویی می سازد که تا دنیا دنیاست باید به وجود او افتخار کرد. قرآن از مریم عذرا به نیکی یاد می کند. او یکی از ۱۲ زنی است که قرآن به کنایه و تصریح از آنان یاد می کند. اما زندگی مریم هیچ گاه با این سختی ها همراه نبوده است. مریمی که در کنار پدر و در تنعم پرورش یافته است یک فشار و درد بر او وارد شد و آن تحمل نیش و کنایه های مردم در مقابل عنایت بزرگ خدا به او یعنی عیسی(ع) بود.

قرآن می گوید: وقتی مریم با کودک تاره به دنیا آمده به شهر بر می گشت، چون می دانست که نگاه های عجیب و غریب مردم با او چه خواهند کرد و زبان های طعنه گویان با او چه خواهند گفت. او از زخم زیان ها و از نیش نگاه مردم می ترسید.. قرآن می گوید در حالی که عیسی را بر دست داشت و به شهر باز می گشت چنین سخن گفت: یالیتنی قبل هذا و کنت نسیاً منسیّاً، ای کاش پیش از این معجزه مرده بودم و گمشده تاریخ بودم. اما حضرت زهرا(س) کودکی را در این سختی ها گذراند. کودکی که هنوز پنج سال تمام نکرده است باید شاهد آن باشد که مادرش در راه آرمان های پدرش و اسلام عزیز هر چه که داشت، داد و بخشید و از آن ها گذشت. شاهد آن بود که مادرش خدیجه در عبای پاره ی پیامبر اندکی پس از آزادی از محاصرۀ شعب ابی طالب در گور نهاده شد. این دختر با این دریافت ها در خانه پیامبر بزرگ شده است این دختر درد گرسنگی، درد گمراهی، درد تیره روزی مزدم، درد سختی های طاقت فرسا، درد فشار وحشیانۀ طبقات اشراف قریش را با گوشت و پوست، لمس کرده است. از کودکی برای انسان محروم سوخته است. همراه محرومان مسلمان در بدترین روزها و لحظه ها، شب ها را به صبح آورده است. هر روز یک مصیبت دیده و هر روز یک فشار را در کنار خوشی ها تجربه کرده است.

برونو بتلهایم یکی از روانکاوان مشهور دنیا است. وی پژوهش هایی با موضوع “کودکان بی کودکی” دارد. او می گوید دنیای امروز ما متأسفانه کودکان را با بحران مواجه ساخته است. از نظر او یکی ار بحران هایی که در دینای معاصر کودکان را تهدید می کند این است که آنها اصلا در جریان سختی زندگی نیستند و نمی فهمند پدرها و مادرها با چه مشقتی زندگی آنان را سر پا نگه می دارند. بنا بر این نتیجه می گیرد که اگر چه پدر نهایت تلاش را برای آرامش فرزندان خود در زندگی به کار می گیرد اما باید به کودکان اجازه داد تا آهسته آهسته در جریان بخشی از سختی های زندگی قرار بگیرند. آن وقت است که در جوانی با ادعاهای گزاف و بیهوده فرزندان روبرو نخواهند شد تا جایی که شاهد جدایی راه خود و فرزندان شان باشند. باید به فرزندان خود این فرصت را داد تا با آرمان ها و اهداف درست زندگی آشنا شوند.

آری، بدین سان دیده می شود که فاطمۀ زهرا(س) به گونه ای تربیت شد که هر لحظه با آرمان های بلند پدر همراه باشد. آن بانوی بزرگ در کودکی دوران سختی را پشت سر نهاد و رفتاری آموخت که آثار بزرگی را در شخصیتش به خوبی نمایش می داد. این دوران تا پایان محاصره اقتصادی شعب ابی طالب که با مرگ مادرش و ابوطالب، حامیان اصلی پیامبر هم زمان شده بود، ادامه یافت. از این تاریخ دیگر زهرا(س) وارد مرحلۀ جدیدی از زندگی می شود. تحول سنی او با تحول جایگاه خانوادگی و اجتماعی او همزمان می شود. اکنون او باید هم دختر پیامبر باشد و هم جای خالی خدیجه و ابوطالب را برای پیامبر پر کند.

                                                   

۱-از آنجا که موضوع بحث و استدلال ها در این گفتار ارزشمند و آموزنده است، در بخش مقالات جای داده شد.

۲- هم چنان که الگو بودن وی در مسئلۀ پوشش زنان محدود و یا شاخص نیست.

Print Friendly

یک نظر بگذارید