هیچ مطلبی وجود ندارد...

آیا جریان غدیر، قضیه ای تاریخی است؟ پاسخ در بازخوانی یکی از آثار استاد حکیمی

نویسنده: محمد حیدری، نرگس انصاری
ارسال شده در تاریخ ۲۴ تیر ۱۴۰۱

چکیده:*

بررسی های تاریخی در جوامع اسلامی، نشان دهنده آن است که غدیر، موضوعی زنده، انسان ساز و جامعه ساز است. غدیر خم از تاریخ وقوعش، تحولی بزرگ در سرنوشت زندگی مردمان عصر پیامبر ایجاد کرد که دیگرگونی حاصل از آن، هرگز وِیژه آن روزگار نماند. غدیر در آن روز تاریخ ساز یعنی انتخاب علی (ع) به عنوان رهبر و پیشوای جامعه اسلامی، انتخابی از جانب خدا و پیامبر بود برای این که رسالت پیامبر ناتمام رها نشود. اما نتیجه غدیر برای نسل های آینده باقی است. جریانی وحدت بخش بین فرقه های مختلف و تامین کننده اصالت و بقای اسلام. علامه محمد رضا حکیمی، در بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی ، جریان زندۀ غدیر را در حیات جوامع اسلامی نشان می دهد. با این وصف، برخی از مذهب گریزان یا ستیزان، در پی نفی این ویژگی از جریان غدیر هستند و سعی دارند تا آن را قضیه ای تاریخی و متعلق به گذشته بخوانند.

کلیدواژه: غدیر، تشیع، حکیمی،  

مقدمه:

غدیر، روز بزرگ فوق العاده‌ و موضوعی زنده، انسان ساز و جامعه ساز است. از نگاه مذهب، بزرگداشت این روز، تکلیف است و بی توجهی به آن، غفلتی است که باعث می‌شود تا یاد و خاطره و حقیقت و پیام و رسالت آن در هیاهوی زندگی مادی کم رنگ شود. بدخواهان شریعت پیامبر، دشمنان پیشوایان و امامت، خواسته قلبی شان این است که کسی این روز بزرگ را یاد نکند. اما آنان که حقیقتا دلی به رسالت پیامبر دارند و هواخواه قرآنند و نیز آنهایی که برای انسان و انسانیت دل می سوزانند؛ همواره در پی احیای غدیرند. این کسان، لزوما آنان شیعه دوازده امامی نبوده، گاهی اهل سنت و گاهی هم از غیر مسلمانان هستند. همواره در میان مسیحیان و پیروان ادیان دیگر، کسانی آگاه حضور داشته‌اند که انتخاب علی(ع) را به عنوان جانشین پیامبر تایید می کرده‌اند به گونه ای که به احیای اندیشه غدیر تعبیر بشود. زیرا ماهیت غدیر فراتر از مذهب و دین است. شخصیت علی(ع) به ذات خودش، جهانی است. البته اگر جامعه اسلامی و بزرگان شیعه، امیرالمومنین(ع) را آن گونه که هست بشناسند و معرفی کنند. غدیر، روز چنین مرد و روز برآمدن و آفتابی شدن اوست. روز نشان دادن انتخاب خدا و پیامبر است. غدیر روزی است که خدا به بشریت پیام داد که ما انتخابی داریم، اگر خدا و پیامبر را قبول دارید به این گزینش شایسته، گردن بنهید.علی (ع) به خاطر کمالات وجودیش بهترین انتخاب خداست. پس پیامبر(ص) هم دست علی را را بالا برد و فرمود:کیست سزاورتر از شما به شما؟ همه گفتند: خدا و پیامبرش. ایشان فرمود: «من کنت مولا فهذا علی مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه….» خطبۀ غدیر، پاسخ به این پرسش هاست که جامعه پس از وفات پیامبر(ص) چه باید بکند؟ راه برون رفت جامعه از کج فهمی ها و بدفهمی ها از دین، کجاست؟ راه نجات امت کدامست؟ پیامبر در روز غدیر، جایگاه امیرالمومنین(ع) را مشخص کرد. جایگاه که روشن شد، هدایت مشخص شد؛ یعنی مسیر رسالت، ادامه یافتنی است و موانع آن برطرف شدنی. (انصاری، ۱۳۹۴) زیرا «یریدون لیطفئوا نور الله؛ اما خدا اراده کرده که نورش را به اتمام برساند». (صف، ۸)

بعثت،غدیر،عاشورا،مهدی

کتاب بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی ، از آثار منتشر شده استاد حکیمی است، که چاپ اول آن سال ۱۳۵۶ شمسی است و بارها تجدید چاپ شده است. کتابی کوچک که خطوط اصلی و قابل توضیح و تفسیر مفصلی را در خود جای داده است. مولف اسلام شناس، در چهارگانۀ این کتاب ، در موضوع غدیر،  بر نکاتی انگشت تاکید می گذارد که تبیین تاریخی و جامعه شناسانهه ای از غدیر را در اختیار می گذارد. 

او در نگاهی حصرگرایانه، معتقد است که شیعه در تاریخ خود چهار روز اساسی و بزرگ دارد، که فراموشی و کم توجهی به هر کدام از این جریان های بزرگ و تاریخ ساز می تواند بسیار زیان بار و غیر قابل برگشت باشد. استاد حکیمی در تبیین این چهار روز مهم چنین می نگارد: «دین اسلام از زمان بعثت پیامبر تا ظهور آخرین منجی عالم یعنی حضرت مهدی(عج) دوران پر فراز و نشیبی را پشت سر نهاده است؛ بعد از بعثت، فراموشی غدیر سبب شد تا نهایت فرق علی(ع) در محراب عبادت شکافته شود و پس از آن در روز عاشورا خون فرزندان آنها بر زمین ریخت که همه اینها برای بقای دین خدا بود..». «تا در نهایت مهدی بیاید و همۀ زمین را پر از داد کند، نه تنها جامعه ها و آبادیها را، همۀ زمین را…تا قطره ای آب از چشمه ساری به هدر نرود و دانه ای از درختی به ستم یا اسراف چیده نشود.» ( بعثت،غدیر، عاشورا،مهدی؛ حکیمی، ص۵و۶)

 بر این مبنا، می شود دریافت که چرا پیامبر(ص) دربارۀ حضرت علی(ع) و امامت و خلافت و جانشینیِ او نه تنها در واقعۀ غدیر که از ابتدای بعثت و ظهور اسلام نیز در بسیاری از زمان ها در اینباره سخن گفته است: «در سال سوم بعثت و آن زمانی که پیامبر اکرم مأمور شد تا عشیره خود را آشکارا به دین اسلام دعوت کند؛ به همین جهت با کمک علی(ع) چهل تن از افراد قبیلۀ قریش را دعوت کرد و در میان آنان سخنانی دربارۀ رسالت خویش از جانب خود بیان نمود، پس از آن فرمود: کیست که از هم امروز به یاری من شتابد و در تبلیغ رسالت به من کمک رساند تا همو پس از من خلیفه و جانشین من باشد؟ و جز علی که گفت: من، ای پیامبر خدا، تو را در این راه یاری می کنم…کسی پاسخ نداد و حتی پیامبر این درخواست همکاری را سه بار تکرار کرد، و در هر سه بار کسی پاسخ موافق نداد، مگر على و اینجا بود که در نوبت سوم، رو به علی(ع) کردند و فرمودند: تو پس از من، وصی و خلیفه و جانشین من خواهی بود..» (همان، صص۳۰-۳۱)

علامه با اشاره به آیه ۳۶ احزاب بیان می کند که جانشین پیامبر نیز مانند پیامبر – باید به امر خدا و از جانب خدا معلوم گردد و می نویسد:«آن هنگام که رئیس قبیله بنی عامر بن صعصعه به پیامبر(ص) گفت: اگر ما از تو پیروی کردیم، و تو پیروز گشتی و دین تو پا برجای شد، آیا پس از خود کار را به ما وا می گذاری؟ و پیامبر(ص) فرمود: کار دین به دست خدا است، به دست من نیست. او خود در هر جا بخواهد قرار می دهد، و به هر کس بخواهد می سپارد. از نظر عقل نیز چنین است. چگونه می شود پیامبری از جانب خدا بیاید، سپس امت و دین خود را رها کند، تا مردمان بیایند و در آن تصرف کنند. در این صورت از دین چه خواهد ماند؟ و همین است که عاقبت کار به جایی می رسد که یزید بن معاویه، و متوکل عباسی، خلیفه رسول الله باشند! دین یک نظام الاهی است. پس باید همه چیز آن الاهی باشند.» (همان، صص ۳۱-۳۲)

گزارش ماجرای غدیر ازقلم علامه حکیمی

«در بازگشت از سفر حج سال دهم هجری، در میانه راه و در محلی به نام غدیر خم (.. غدیر، یعنی آبگیر، گودال در بیابان که آب باران در آن گرد آید.)جبرئیل – فرشته وحی – بر پیامبر نازل شد، و این آیه را بر او فرو خواند: «یا ایها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربک، وإن لم تفعل فما بلغت رسالته، والله یعصمک من الناس؛ ای فرستاده خدا! دستوری که خدا برای تو فرستاده است، به مردم برسان. اگر نه، تبلیغ رسالت نکرده ای ! خدا خود تو را از شر مردم نگاه خواهد داشت» با توجه به اینکه آن ایام، ماههای آخر عمر پیامبر بود. فرستاده خدا همه احکام الاهی را تبلیغ کرده بود، معلوم است که این آیه مربوط به مسئله جانشینی است. این بود که پیامبر(ص)، پس از نزول آیه بالا، در صحرای غدیر، درنگ کرده و پس از ادای نماز ظهر، دستور داد منبری از جهاز ( پالان) شتران ساختند. آنگاه فرمود تا همه آن جمعیت انبوه گرد آمدند. مورخان اهل سنت نوشته اند، در آن روز ۱۲۰هزار تن در پای آن منبر حضور داشتند. پیامبر(ص)، در میان آن جمعیت انبوه و بزرگ، بر آن منبر بالا رفت، و در باره نزدیک شدن مرگ خود سخن گفت. آنگاه وحی و دستور خداوند را در تعیین جانشین ذکر فرمود. و باز به مردم یادآوری کرد که او پیامبرخدا بوده است، و احکام خدا همه را ابلاغ کرده است، و اکنون- می خواهد آخرین مسئله مهم دینی را بگوید. آنگاه علی(ع) را پیش خود خواند و نخست او را کنار خود نگاه داشت. سپس دست او را گرفت و بلند کرد، – به گفته مورخان – سپیدی زیر بغل هر دو دیده شد. و در شرایطی، از روی آن منبر، با حضور آن جمعیت، و با آن وضعیت حساس پس از خواندن آیاتی از قرآن، و ذکر سخنانی مربوط به رسالت و جانشینی، و نزدیک شدن مرگ خویش، با صدای بلند فرمود:

«من کنت مولاه فهذا على مولاه… – هر کس که من تاکنون مولا و سر پرست و پیشوای او بودم، سپس این على مولا و سر پرست و پیشوای اوست»- آنگاه دعا کرد در حق آنان که علی را یاری کنند، و نفرین فرمود آنان را که او را ترک گویند، و بی یاور گذارند…پس از اینکه مراسم، برای جانشینی و خلافت، به وسیله پیامبر اکرم«ص» پایان یافت، و دین اسلام از نظر ادامه رهبری نیز کامل شد، و چگونگی سر پرستی امت پس از پیامبر روشن گشت، این آیه فرود آمد: «الیوم أکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت تکم الإسلام دینا …- امروز دینتان را برایتان کامل کردم و نعمت (نعمت معنوی و هدایت) را بر شما تمام ساختم، و اسلام را برای شما برگزیدم تا دینتان باشد».

در اینجا مردمان آمدند، و با على «ع » بیعت کردند، و او را مولای خویش خواندند. یعنی دست او را فشردند و مقام او را پذیرفتند. با اینهمه، پیامبر اکرم، برای اینکه مقام او را در میان مسلمانان کاملا روشن کند فرمود:. او را امیر المؤمنین بنامید.» (همان صص ۲۶-۲۹)

واقعه غدیر از دیدگاه دانشمندان

غدیر فرازی حساس و تاریخ ساز بوده و کسی نتوانسته منکر وقوع تاریخی آن شود. علامه حکیمی در این باره می نویسد: واقعه غدیر را، بجز علمای بزرگ و موثق و والاقدر شیعه، صدها تن از عالمان سنی نیز روایت کرده اند، برخی از آنان، عید بودن این روز را نیز خاطرنشان ساخته اند. ابوریحان بیرونی، دانشمند و متفکر بزرگ اسلامی شیعی نیز، این روز را، در کتاب «آثار الباقیه» خود، جزو اعیاد اسلامی شمرده است. (همان، صص۱۶۶-۱۶۷)

در ادامه به میزان مستند بودن این واقعه می پردازد و اینکه واقعه غدیر از مسلمترین مسائل تاریخ اسلام است. «صدها دانشمند از آن واقعه یاد کرده اند، مانند ابوریحان بیرونی، و خواجه نصیرالدین طوسی. فیلسوف معروف فارابی نیز، برهمین اساس، به تحلیل فلسفه امامت پرداخته است. ابن سینا نیز به موضوع نص (حدیث صریح غدیر)، در کتاب «شفا»، اهمیت داده است، و آن را بهترین راه برای تعیین جانشین دانسته است، همینطور بسیاری دیگر از علمای بزرگ شیعه. 

گذشته از علمای بزرگ شیعه- که همه موثقند و حجت – دهها و دهها دانشمند، و محدث، و مورخ، و مفسر از اهل سنت نیز، حدیث غدیر و واقعه آن را نقل کرده اند، مانند طبری و ابن اثیر و احمد حنبل و در این عصر، یکی از دانشمندان بزرگ ما حضرت علامه امینی، در کتاب عظیمی که به نام «الغدیر» نوشته، این حقیقت را بیش از پیش روشن کرد، و برای«واقعه غدیر» بیش از ۳۶۰ سند از کتابهای معتبر عالمان سنت گرد آورد.(همان ، ص۲۹)

علت انتخاب علی(ع)

پیشینه انتخاب و جانشینی علی (ع) موضوع جدیدی نبود. از زمان آغاز بعثت شروع و در موقعیت های مختلف بر این امر تاکید شد. تا در تمام این مدت، شایستکی ها و ویژگی های شخصیتی علی (ع) برای همگان آشکار شده باشد و جای تردیدی برای این انتخاب باقی نگذارد. 

استاد حکیمی در بخشی از کتاب، به واکاوی شخصیت علی(ع) می پردازد و اینکه چرا او از جانب خدا برای این امر مهم انتخاب شد. «علی(ع) همان کسی بود که از خردسالی در دامان محمد(ص) پرورش یافت. او از میان مردان، پیش از همه، دعوت پیامبر را پذیرفت، و اسلام آورد. علی(ع) در آن هنگام ۱۰ یا ۱۲ سال داشت. این بود که او از کودکی با روح اسلام تربیت شد، و این دین، در رگ و خون او جای گرفت، و با جان او عجین گشت. از این رو، پس از محمد(ص) او برگزیده ترین شخصیت اسلام بود. علی(ع) داناتر از همگان بود. حدسی نیرومند داشت. همیشه همراه رسول بود. از همه بخشنده تر بود. پس از پیامبر، پارساتر وعابد تر و فرزانه ترین مردم بود. ایمانش بر همه مقدم، سخنش از همه فصیح تر، و رأیش از همه درست تر بود. به حفظ کتاب خدا و اجرای احکام آن از همه بیشتر توجه داشت.علی جوانمردی بلند قدر و بزرگ نفس و شجاع تر از شیر ژیان بود، اما شجاعتی آمیخته با مهربانی… علی در قضاوت، تبعیض نمی نهاد. آنچه را بایست به مردم بدهد به طور مساوی می داد. میان ارباب و بنده فرق نمی گذاشت. وضع رقت بار فقیران و یتیمان چنان در او اثر می کرد که حالت غریبی به خود می گرفت…».

«آری، علی به رایگان و بیجا برگزیده خدا نبود. و بر پایۀ این واقعیتها بود که شیعه پس از درگذشت پیامبر همان راهی را سپرد که وی تعیین کرده بود، یعنی: على را رهبر اسلام ۔ امت، و پیشوای خلق، و مجری قرآن، و پناه عدالت، و تکیه گاه واقعی قانون، و دژ استوار حقوق خلقها و توده ها، و خلاصه، خلیفه بلافصل و جانشین راستین پیامبر و رهبر شعارهای قرآن شناخت، و همواره به محتوای غدیر – که مبتنی بود بر دستور خدا – عمل کرد، تا به اسلام و پیامبر اسلام و احکام اسلام وفادار باشد، و چیزی از خود در دین پدید نیاورده باشد، بلکه گام به گام پا جای پای پیامبر(ص) گذاشته باشد، و به دستور او رفتار کرده باشد.» (همان۳۲ و ۳۳ و ۳۴)

استاد حکیمی با اشاره به این مطلب که اگر پس از درگذشت پیامبر به سفارش های روز غدیر (و موارد مکرر دیگری که پیامبر علی را پیشوا معرفی فرموده بود ) عمل کرده بودند، اسلام جهانگیر می شد، می نویسد:«با جانشینی علی(ع)،دین خدا بشریت را به راه می آورد، و عدالت و دادگری، آفاق تا آفاق گیتی را می گرفت. از اینجاست که همه هوشمندان تاریخ بشر، که به گونه ای از این واقعه آگاهی یافته اند، از انحرافی که پس از رحلت پیامبر(ص) پیش آمد، اظهار تأسف کرده اند، از این جمله است ولتر، فیلسوف مشهور فرانسوی، وی تأسف خویش را چنین اظهار کرده است: آخرین اراده محمد انجام نشد، او علی را به جای خود منصوب کرده بود…»(همان، ص۳۴)

غدیر ، تاریخی است یا متجدد؟

«روز غدیر، از نظر محتوا، یعنی واقعه ای که در این روز اتفاق افتاده است، پس از بعثت پیامبر(ص)، بزرگترین و مهمترین روز است در اسلام، بلکه در تاریخ، چون همه احکام قرآن و دستورات اسلام و اجرای آنها به عمل کردن به این واقعه مربوط است. همیشه همین گونه است. احقاق حق توده های وسیع، و رفع تبعیض و ستم، و نشر عدالت کلی، در سطح بشریت، به رجوع به این روز و زنده کردن محتوای آن بستگی دارد.از پیامبر (ص) و امام جعفر صادق (ع) و امام رضا (ع) سخنانی در اهمیت «عید غدیر»، روایت شده است. علی (ع) نیز بارها به موضوع غدیر اشاره کرده است، و اهمیت اجتماعی و اسلامی و انسانی این روز را یاد آور شده است.» (همان، صص۱۶۶ و ۱۶۷)

علامه حکیمی توجه به غدیر را فراتر از دوره و زمان وقوعش، می داند. هیچ گاه غدیر محدود در تاریخ سال دهم هجری نمانده و نخواهد ماند. بسیار حرف ها و رهنمودها و هدایتهای گوناگون برای دوران‌های مختلف دارد. از ابتدای بعثت پیامبر زمینه آن ایجاد شده، تا در آینده، پیامدها و نتایج پربار این فراز حساس و سرنوشت ساز تاریخ ادامه می یابد

حقیقت واقعۀ غدیر از نظر او یک واقعه ای نیست که تنها جنبه تاریخی داشته باشد، بلکه بجز جنبه تاریخی آن و همچنین جنبه دینی و اسلامی و اعتقادی بسیار مهم آن، که هر مسلمانی مکلف است در این بابت، حق را بشناسد و به آن معتقد باشد. «مضمون و مقصود از واقعه غدیر، در هر لحظه از زندگی جامعه اسلامی، بلکه هر جامعه دیگری، مصداق و مورد دارد. جوهر اصلی واقعه غدیر و سخنان پیامبر در آن روز، تعیین شکل صحیح رهبری است، و سرپرستی و مولویت اهل حق، و لزوم ایمان داشتن به حکومت پیشوای عادل، و بیعت کردن با چنین پیشوایی، و اطاعت کردن از چنین حکومتی (یعنی: حکومتی همسان و همانند آنچه علی – در نزدیک به ۵ سال دور خلافت خود – جامه عمل پوشانید)، و سرپیچی و مخالفت با هر حکومت غیر اسلامی، و هر نظام ستمگر که حقوق مردم را رعایت نکند، و جانب محرومان را نگیرد. محتوای امامت و غدیر این است. از این رو حماسه غدیر، چونان مشعلی جاودان سوز، در ذهن ها و زمان ها وعصرها و نسل ها، همیشه زنده است، و جوهر سیال آن در کالبد جامعه ها، همیشه جاری است. گفتگو و تأکید بر مسئله غدیر، و تجدید بحث در این باره، چیزی نیست جز تأکید بر احقاق حق، و نشر عدالت، و مبارزه با ستم و جهل. این است که مسئله غدیر، مسئله انسان است، و فریاد غدیر فریاد انسان. و این حقیقت، زنده است، و دفاع و یاد آوری آن وظیفه است، تا روزی که زندگی باشد و انسان و روز.»(همان، ص۳۵)

پیامبر(ص) در روزهای پایانی عمر خود به امر خدا در روز هجدهم از سال دهم هجرت علی(ع) را برای بقای این دین و حفاظت از آن به همگان از جانب خدا معرفی نمود و-آنگونه که مورخان نوشتند- سه شبانه روز در سرزمین غدیر ماند تا همه بتوانند با علی بیعت کنند. اما علامه در بیان روزهای پس از غدیر با استناد به کتابهای مؤلفان و محدثان معتبر و عالمان موثق چنین می نویسد:

«پس از واقعه غدیر، پیامبر(ص) همراه کاروان ها، به مدینه آمد. چیزی نگذشت که بیمار شد، و هنگام درگذشت او نزدیک گشت…ایشان پیوسته در میان اصحاب خود خطبه می خواند و سخن می گفت، و آنان را از فتنه ها و دگرگونی ها بر حذر می داشت، و تأکید می فرمود که از روش ها و و سنت های او دست نکشند، و در دین خدا بدعت نگذارند، و از خاندان او پیروی کنند، و آنان را تنها نگذارند، اختلاف درست نکنند، از دین برنگردند. مکرر می فرمود: مردم! من از میان شما می روم …در قیامت از شما می پرسم که در حق آن دو چیز گرانقدر بزرگ که در میان شما باقی گذاردم، یعنی کتاب خدا و امامان عترت، چه کردید؟! بدانید که علی بن ابیطالب وصی من است».

نکتۀ اساسی در تغییر جریان تاریخی غدیر از توقف غدیر و مسکوت گذاشتن آن واقعه آغاز می شود.«پس از درگذشت پیامبر(ص) کسی گمان نمی کرد که جز علی شخص دیگری پیشوای امت شود که او وصی پیامبر (ص)، و جانشین مسلم شرعی او، و امام بود. بنابراین، حق این بود که پس از درگذشت پیامبر(ص) اصحاب – که علی(ع) را خوب می شناختند و می دانستند ادامۀ درست کارهای پیامبر به او بستگی دارد – از نفوذ خود در تأیید خلافت او استفاده کنند، و او را، با هرگونه اقدامی که لازم می نمود، به جای پیامبر بنشانند، و در کمک رساندن به خلافت او، که خواستۀ خدا و پیامبر بود، از هیچ چیز دریغ نورزند. لیکن کار بر عکس این شد. آنان همه نفوذ و قدرت خود را در بازداشتن علی بن ابیطالب از خلافت به کار بردند. و تاریخ چنین دید که یک ربع قرن، مردی چون علی خانه نشین گشت.»(همان، صص ۵۹-۶۰)

این دشمنی با علی(ع) همانند همان دشمنی و مخالفت هایی بود که در آغاز ظهور اسلام با پیامبر می شد. «براستی خانه نشین کردن علی(ع)، با اقداماتی که در سال های نخستین اسلام، برای از میان بردن نهضت پیامبر(ص) می شد، از نظر نتیجه تا حدود زیادی نزدیک به هم بود، زیرا على(ع)، در متن قلمرو اسلام، وجودی تازه و دارای خصایصی تازه نبود، بلکه همان امتداد وجود و عمل پیامبر(ص) بود. و پر روشن است که ۲۵ سال، زمانی است که می تواند هر انحرافی را ریشه دار سازد. و همین گونه شد. اوضاع چنان تغییر کرد، و تربیت امت چنان به تباهی گرایید که درست کردن آن از قدرت بیرون رفت، بخصوص در دوران خلافت عثمانی که گروه بسیاری به ثروت اندوزی، و غصب اموال عموی، و تضییع حقوق جامعه پرداختند. و اینهمه باعث شد تا سیمای تربیت اسلامی پایمال گردد و هویت امت مسخ شود.»(همان ص۶۰)

علی (ع) خود در این باره، سخنان دردناک بسیار گفته است که علامه به یکی از آنها اشاره می کند:« الا وان بلیتکم قد عادت کهیئتها یوم بعث الله نبیه…اکنون مصیبت و گرفتاری جامعه و رهبری) شما، بیه یقین به حالت آن روز باز گشته است که خداوند پیامبر خود را برانگیخت…به حالت و رفتار و اخلاق مردم دوره جاهلیت بازگشته اید! (همان، ص ۶۱) در ادامه چنین می نویسد:«در صورتی که اگر علی(ع)، پس از رحلت پیامبر(ص)، بلافاصله به خلافت نشسته بود، و به سامان دهی امور اسلام و مسلمانان پرداخته بود، یک وظیفه اساسی بیشتر نداشت: ادامه دادن روش پیامبر. اما اکنون دو وظیفه مهم و بسیار سخت در برابرش قرار داشت: یکی باز گردانیدن مردم به حالت سالهای آخر عمر پیامبر و وادار ساختن آنان به عمل برطبق اسلام محمد(ص)، دوم ادامه دادن آن حالت و آن اسلام… با اینهمه به گفته مورخان على(ع) تصمیم گرفت سنت پیامبر(ص) را احیا کند، ولی دشمنان او فرصت این کار را نیز برای او باقی نگذاشتند. بدینگونه این پنج سال را نیز، با وادار ساختن علی به جنگ و سرگرم کردن او، در بیابان ها و میدان ها، وایجاد گرفتاری های گوناگون برای او، به هدر دادند. به هر حال، امام ، خلافت خود را با مصادره و پس گرفتن اموال و زمینهایی که عثمان به اشخاص و نزدیکان خود بخشیده بود و رد کردن آنها به بیت المال، آغاز کرد … سپس حکام و استانداران حکومت اشرافی پیشین، از جمله معاویه را عزل کرد. این حکام و استانداران، بیشتر کسانی بودند بی علاقه به دین، مردم، و بی خبر از روح تعالیم اسلام. از این رو برخلاف اسلام رفتار می کردند، و برای مردم حقوقی و حرمتی نمی شناختند. و جامعه اسلامی پیوسته از دست آنان رنج می کشید و شکایت داشت…» (همان، ص ۶۱-۶۲)

نتیجه

با آنکه بیش از چهار دهه از طرح دیدگاه علامه حکیمی در کتاب بعثت، غدیر ، عاشورا، مهدی می گذرد ولی سخنان وی پیرامون ارزش غدیر، جوابگوی پرسش ها و نقض شبهه های اخیر در موضوع یاد شده می باشد. به ویژه در رد نظریه تاریخی بودن غدیر که از سوی برخی چهره ها و با ادعای روشنفکری دینی در دو دهه اخیر مطرح شده است دایر بر این مدعای خطا که پرداختن به موضوع غدیر، تببین، احیاء و بزرگداشت آن در عصر حاضر، اشتغال به یک واقعه تاریخی است که گویا زمان آن سپری شده است. در برابر این مدعای باطل، علامه حکیمی در تبیین موضوع غدیر، حقیقت و اهداف غدیر را در همه اعصار و جوامع، جاری می داند و برای ساختن جامعه عدالت گرا، بازگشت و عطف توجه جامعه اسلامی را به رموز غدیر، ضروری می داند.

منابع:

  • قرآن
  • بعثت،غدیر،عاشورا،مهدی؛حکیمی محمدرضا،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،زمستان ۱۳۶۴،چاپ چهارم.
  • انصاری، حسین، موضوع: بعثت، غدیر، عاشورا- آرشیو سخنرانی سال ۱۳۹۴٫

________________

* از آنجا که این مقاله در زمان حیات استاد علامه محمد رضا حکیمی (بهار سال ۱۴۰۰) نوشته شده است از عنوان‌های طلب رحمت الهی همچون «طاب ثراه» در یادکرد از آن استاد گرانقدر، خالی است.

Print Friendly

یک نظر برای این مطلب

  1. بسیار عالی و ممنون از نویسندگان

یک نظر بگذارید