هیچ مطلبی وجود ندارد...

تصویر حجّ در کتاب «الحیات»

نویسنده: سیدابوالقاسم آقایی میبدی (پژوهشگر مجموعه امام صادق«ع» میبد)
ارسال شده در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۹

چکیده

حج، یک تکلیف جامع الهی و یکی از ارکان اصلی دین مبین اسلام است و بر هر فرد مسلمان که دارای استطاعت مالی و جسمی باشد واجب می شود. حجّ و زیارت خانۀ خدا برای انجام دادن مناسکی ویژه در ایامی مشخض در ماه ذی الحجه از یادگار حضرت ابراهیم (ع) و میراث همۀ پیامبران میباشد. حج نامی زیباست؛ که بارقه عزّت برای دل های موحّدان و صاعقۀ ذلت برای قلوب مشرکان و کافران به همراه دارد، در آیین اسلام، ترک حج با اقرار به وجوب، یکی از گناهان کبیره و با انکار موجب کفر است. و به عنوان یکی از مهم ترین مظاهر اسلام، برای تحقق دو اصل کلیّت و تداوم و همچنین پرچمی افراشته برای پناهجویان و جایگاه امن می باشد.
در دایره المعارف اسلامی الحیاه، حجّ، جایگاه ویژه و برجسته ای دارد اگر چه که در کتاب ذکر شده که حج قضیه ای بزرگ است که باید از جهت های متعدد به آن با نظری تفصیلی نگاه کرد و چون در کتاب الحیاه، چنین فرصت گسترده ای فراهم نیست، به بحثی کوتاه قناعت شده است اما ذیل چند عنوان مختلف در بخش هایی از چهار جلد از کتاب الحیاه و استناد به آیات قرآن و تعداد زیادی از روایات معصومین (ع) به موضوع حج پرداخته شده، موضوع هایی که از دید نویسندگان، از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار بوده است: پیوند دین و حجّ، حج و آثار تربیتی آن، اثر تکامل اجتماعی حج؛ تأمین مردمان برای حج و جهاد که با توجه به آیات قرآن و احادیث و روایات از معصومین (ع) در کتاب، شرح داده شده است در این مقاله به آن اشاره شده است.
کلید واژگان: حج، دایره المعارف اسلامی الحیاه، تکامل اجتماعی، عبادت

مقدمه

کتاب «الحیاه» مجموعه ای است علمی، پژوهشی و تخصّصی که در آن، تعالیم اسلام، بر پایۀ «قرآنِ کریم» و «حدیثِ شریف» گردآوری و تدوین گشته است. این گرد آوری و تدوین به گونه ای انجام پذیرفته و شکل یافته و عنوانگذاری و فصل بندی شده است است، که راه یک زندگیِ آزاد و پیشرو را، هم برای فرد و هم برای جامعه، نشان دهد.
بدین گونه، در این کتاب به چهار رکن عمده نظر بوده است، که مربعی کامل را تشکیل می دهند، و هدفی عظیم را تبیین می کنند: أ- مذهب، ب- انسان، ج- زمان، د- زندگی (حیات) و از «مذهب»، نظر به «متنِ» آن بوده است؛ و از «انسان»، به «ماهیّت والا» ی او؛ و از «زمان»، به «واقعیت متحوّلِ» آن؛ و از «زندگی» (حیات)، به «محتوای جدّیِ» آن.
به عبارتی «الحیاه مجموعه ای است دایره المعارف گونه، منعکس کنندۀ یک نظام فکری عملیِ به دست آمده از متن اسلام است، شامل پاسخ به بسیاری از مسائل زندگیِ متحوّل انسانی، بر پایۀ پیریزی حاکمیّتی درست». (حکیمی، محمدرضا، الحیاه، ج، ۱، ص، ۱۹-۱۵)
«الحیاه» در نگاه نخست، کتابی قرآنی است، و در آغاز هر موضوع آیات قرآن قرار دارد، و اصل اسلامی آن تفسیر و تبیین می گردد، و سپس سخنان پیامبر (ص) و امامان (ع) در شرح و تفسیر محتوای آیه یاد می شود، و بدینگونه آیات قرآن و تفسیر مفسّران واقعی آن و «اهل الذّکر» و «راسخان در علم» همگام و همراه، منبع و مأخذ استنباط هر حکمی از احکام اسلامی قرار می گیرد. (همان، ج، ۱۲، ص، ۸۹۱٫)
رمز اصلی کار «الحیاه» و نگاه ویژه به آیات و احادیث، شناخت مسائل زندگی انسانِ امروز است. انسان رنج کشیده در درازای تاریخ و سراسر کشورهای جهان. (همان، بر گفته از ص، ۹۰۷)
این کتاب تنها مجموعه ای از آیات و احادیث نیست، بلکه تنظیم جهانشناسی و ایدئولوژی اسلامی است با التزام دقیق به اینکه این جهانشناسی و ایدئولوژی به دست آمده از قرآن و حدیث و از فهم مجموعی و موضوعیِ آنها باشد. بدین گونه این کتاب، با آنکه در آن مسائل گوناگونِ الاهی، اعتقادی، علمی، سیاسی، اقتصادی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی، روحی و معنوی، هنری، فلسفۀ تاریخی، دفاعی و نظامی و … عرضه گشته است، در طرح کلّیِ خود عرضه کنندۀ یک «نظام مکتبی» و یک جریان پیوسته است. مؤلّفان خواسته اند در این کتاب، ایدئولوژی اسلامی، و نظام مکتبی، و خطّ فردسازی و جامعه پردازیِ اسلام را، به مدد دو متنِ اصلی (کتاب و سُنّت، حدیث) عرضه بدارند. (همان، ج، ۱، ص، ۱۸)
دایره المعارف اسلامی ۱۲ جلدی الحیاه نتیجۀ تلاش شبانه روزی ۴۰ ساله اخوان حکیمی است. که در سال ۱۳۹۴ با انتشار آخرین جلد آن، این مجموعه علمی، پژوهشی، و تخصصی تکمیل و به زبانهای اردو، ژاپنی، چینی، فرانسوی، آلمانی، انگلیسی، روسی، اسپانیایی، ایتالیایی منتشر گردید.

پیوند دین و حج

حج یک تکلیف جامع الهی است، و بر هر فرد مسلمان که دارای استطاعت مالی و جسمی باشد واجب می شود. دائره المعارف اسلامی الحیاه با توجه و تأکید بر آیات قرآن، پیوند همیشگی و ناگسستنی دین اسلام با حج را متذکر شده است:
«قرآن، حج را واجب، و ادای حق الهی می داند: در حقیقت،نخستین خانهای که برای «عبادت» مردم، نهاده شده، همان است که در مکه است و مبارک، و برای جهانیان مایه هدایت است. در آن، نشانه هایی روشن است. از جمله مقام ابراهیم و هرکه در آن درآید در امان است؛ و برای خدا، حج آن خانه، بر عهده مردم است، البته بر کسی که بتواند به سوی آن راه یابد و هرکه کفر ورزد، یقیناً خداوند از جهانیان بی نیاز است.» (آل عمران، ۹۷)
ای رسول خدا ص! وجوب رفتن به حج را، در میان مردم فریاد کن، که پیاده و سواره، از راههای بسیار دور نزد تو خواهند آمد. (حج، ۲۷)
پیامبر (ص) در روایتی فلسفه پیوند دین و حج چنین بیان می نماید: ای علی! کسی که حج نگزارد با اینکه می تواند به حج برود مشمول این آیه است: «… حجّ خانۀ خدا بر هرکس که بدان راهی دارد و مستطیع است واجب است، و هرکس کفر ورزد (بداند که) بی گمان خدا از جهانیان بی نیاز است».
و رسول خدا (ع) در جایی دیگر فرموده است:
ای علی! هرکس حج را تأخیر بیندازد تا مرگ او را فرا رسد، خدا او را در قیامت، در زمرۀ یهودیان یا مسیحیان محشور کند. (حکیمی، محمد رضا، الحیات، ج، ۱۲، برگرفته از ص، ۸۵۸)
حضرت فاطمه زهرا (س) نیز فرموده اند:… و حجّ را برای استواری پایه های دین، مقرر کرد… (همان، ج، ۱، ص، ۴۴۲)
امام باقر(ع): تمام و کمال حج، با دیدار امام بدست می آید. (همان، ج، ۱۲ ، ص، ۸۵۹)

حج و اثر آن در تکامل اجتماعی

جامعه و مسائل و موضوع های اجتماعی در اسلام از جایگاه فوق العاده مهمی برخوردار بوده و بسیاری از آموزه ها، عبادات و مسائل مورد توجه در دین مبین اسلام و نیز سیره معصومین (ع)، مربوط است به آنچه که به جامعه مربوط است و بعدی اجتماعی دارد.
روایات متعددی از معصومین (ع)، در الحیاه نقل شده که به جایگاه اجتماعی و فلسفه گردهمایی حج و نقش آن در تکامل اجتماعی مسلمین اشاره دارد.
امام علی (ع)، در روایتی کعبه را به منزله پرچمی افراشته برای اسلام خوانده است. خداوند متعال حج خانه خود را بر شما واجب کرد، و آن را برای اسلام (و مسلمین)، به منزله پرچمی افراشته (و نشانه ای مجسم)، و برای پناهجویان جایگاهی امن قرار داد. (حکیمی، محمد رضا، الحیات، ج، ۱، ص، ۴۴۲)
و همچنین اَبان تغلِب گوید: از امام صادق (ع) در بارۀ این آیه پرسیدم: «جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاماً للناس»، گفت: آن خانه را مرکزی برای دین (و شعائر دین) و به سامان آمدن مسائل زندگی مسلمین قرار داد. (همان، ص، ۴۴۲)
هِشام بن حَکَم گوید: از امام صادق پرسیدم: به چه سبب خدا بندگان را به حجّ خانه مکلف ساخت؟ گفت: خدا آفریدگان را آفرید … و آنچه مربوط به دستورات دینی و مصالح دنیایی آنان بود مقرر کرد. و حج را وسیله ای ساخت تا مردمان از شرق و غرب جهان گرد آیند و با یکدیگر آشنا گردند. و اگر چنان بود که هر قومی در باره کشور خویش و امور مربوط به آن در میان خود سخن می گفتند (و اخبار آن را در حج مطرح نمی کردند و به گوش مسلمانان دیگر نمی رسانیدند)، از میان می رفتند، و شهرهای آنان ویران می گشت، و اخبار آنان به کسی نمی رسید، و شما از آن آگاه نمی گشتید؛ این است علت حج. (همان، ص، ۴۴۳).
پس از نقل آیات و روایات متعددی پیرامون نقش تکاملی حج، در الحیاه، اینگونه به این مهم پرداخته شده است:
حج، یک تکلیف جامع الهی است که در ابعاد گوناگون شکل می گیرد: بُعد عبادی (توجّه به خدای متعال و ادای مناسک)، بُعد سیاسی (نفی همه طاغوتها و بردگیها)، بُعد انسانی (درهم آمیزی صمیمانه انسانها از سراسر عالم)، بُعد اجتماعی (اطلاع یافتن از احوال و آداب و افکار و فرهنگهای اقوام)، بُعد اخلاقی (رعایت آداب لازم و ضرورت سلوک متعالی در این سفر). ( همان، ص، ۴۴۷-۴۴۶)
حج یک گردهماییِ جهانیِ اسلامی است، که برای شرکت کنندگان در آن، در آنِ واحد، دارای دو فایدۀ بزرگ است: یکی گداخته شدن و ترکیب روح با کمال مطلوبها و آرمانهای عالی، و دیگری گداخته شدن و ترکیب آن با ارزشهای بشری حاصل آمدۀ از برخوردهای برادرانه با دیگر مردمان و ملتهای کرۀ زمین. و این از جملۀ منافع حج است که خدای متعال به آن اشاره کرده است. «وَلیشهَدوا مَنافِعَ لَهُم» تا حج گزاران شاهد منافعی برای خود باشند. (همان، ص، ۴۵۷، سورۀ حج آیۀ ۲۸). حاجیان با مردمان فراوانی که از سرزمینهای گونه گون آمده اند برخورد می کنند، و از این برخورد، تربیتی جهانی به دست می آورند، و به مسئل و قضایا با نظری جهانی می نگرند، و به صورت جهانی در بارۀ آنها می اندیشند، و خود و دیگران را برابر می بینند، و این سبب نزدیکی آمی به همنوعان خود می گردد. حاجی مسلمان در مورد دشواری های بشری، خود را مسئول و در مصالح همۀ بشریت می اندیشد و برای گشودن گره مشکلات مردمان در همه جای زمین تلاش می کند. (همان، بر گرفته از ص، ۴۵۸-۴۵۷)
فلسفۀ گردهمایی در حجّ، گسترش اسلام، حفظ حقوق و مصالح مسلمین، حفظ ارزشهای معنوی و فرهنگی آنها و حفظ وحدت مسلمانان می باشد. اگر مسلمانان در این اجتماع جهانی شرکت نکنند، و یا در صورت شرکت کردن، مشکلات و مسائل جامعه خویش را مطرح نسازند، قدرت و موجودیت خود را از دست می دهند و همه حقوق و منابع و امکانات آن ها تباه می گردد و ارزشهای معنوی و فرهنگی آن ها در معرض نابودی قرار می گیرد. توجه نکردن به ابعاد سیاسی و اجتماعی و بین المللی این فریضۀ الاهی – انسانیِ بزرگ، و سکوت در حج، به پراکندگی و بی خبری مسلمانان از اوضاع اقتصادی، فرهنگی و سیاسی یکدیگر و نفوذ استعمار در میان آن ها می انجامد. (همان، بر گرفته از ص،۴۴۴-۴۴۳)
چنان که قرآن، کعبه را، پایگاه قیام و تشکل مردمان (برای گسترش اسلام و حفظ حقوق و مصالح مسلمین) خوانده است. (همان، ص ۴۴۰، مائده ۹۷) و مکانی امن و جای بازگشتن مردمان (همان، ص، ۴۴۱، بقره ۱۲۶-۱۲۵)
…یکی از حکمتهای امن بودن حرم الاهی (و من دخله کان آمنا) این است که مسلمانان بتوانند در آنجا همۀ مسائل و مصالح خویش و جامعه و کشور خویش را و چگونگی حکومتهای خود را مطرح کنند، و مسلمانان حاضر در حج را در بارۀ مسائل مختلف جهان اسلام آگاه و بیدار سازند. (همان، ص، ۴۴۷).

آثار تربیتی حجّ

شرکت باتوجه و آگاهانه و با معرفت در فریضه حج می تواند تأثیر فوق العاده ای در تربیت اسلامی مسلمانان داشته باشد و به این کارکرد ارزشمند و حیاتی حج در دایره المعارف الحیاه توجه شده است:
از روزگار قدیم، آگاهان و حکیمان، برای شناخت نفس، که مهم ترین شناختی است که ممکن است انسان به دست آورد، و مقدمه شناختی بسیار مهمتر است، یعنی: شناخت رب (من عرف نفسه، فقد عرف ربه) به اعمال و ریاضاتی را تعبیه کرده اند، که بتوان با انجام آنها، مرز میان جسم و روح را مشخص کرد، و از این مرز عبور نمود و به معرفت نفس – منهای بدن – رسید، و بجز صورت انسانی، دارای» سیرت انسانی و نیز شد، زیرا در آن مرحله، نواقص وجودی انسان بیشتر آشکار می گردد، و رفع آنها آسان تر می شود… (حکیمی، محمد رضا، الحیات، ج، ۱۱، برگرفته از ص، ۶۳)
در تعالیم و احکام اسلامی همچنین عبادات دینی، مانند نماز، روزه و حج … آمده است. که اعمال باید با آگاهی و یقین و به قصد قربت مطلقه، و توجه به ابعاد باطنی آن انجام گیرد، تا به مرحلۀ شناخت نفس که همان مقدمۀ شناخت «ربّ» است (مَن عَرَفَ نَفسَه، فقد عَرَفَ ربّه)، برسد. زیرا در آن مرحله، نواقصِ وجودی انسان بیشتر آشکار و رفع آنها آسان تر و باعث مشخص شدن مرز میان جسم و روح انسان می شود.
در حدیث منسوب شِبلی، از امام سجاد (ع) می آموزد که، به اسرار مهم اعمال حج که همان معرفت نفس است، آن توجه ها را نداشته است، و برای کوتاهی های که در اعمال و مناسک حج انجام داده می گریست، تا بتواند در سال بعد از روی آگاهی و یقین بیشتر حج خود را اعاده کند.
امام سجاد (ع) در روایاتی به فلسفه حج و آثار آن در معرفت نفس و شناخت ربّ (منسوب) به شبلی چنین بیان نموده است.
شِبلی! حج به جای آوردی؟ – آری ، ای پسر رسول خدا!
به میقات رفتی؟ و جامه های دوخته را از تن در آوردی؟ و غسل کردی؟ – آری!
هنگامی که به میقات فرود آمدی، تصمیم گرفتی، که جامۀ گناه را از تن در آوری، و جامۀ اطاعتِ از خدا بپوشی؟ – نه!
وقتی لباس های دوخته را، از تن افکندی، قصد کردی که جامۀ ریا و نفاق و شک و شبهه را از تن بیفکنی؟ – نه!
هنگامی که مشغول غسل شدی، در نظر گرفتی که می خواهی از خطاها و گناهان پاک شوی، و دوری کنی؟ – نه!
پس در واقع، به میقات نرفتی، و جامه های خود را از تن نیفکندی، و غسل توبه نکردی!
ای شِبلی! وقتی – در حج – لبیک گفتی، در نظر داشتی که تو برای خدای سبحان، به هر اطاعتی اقرار کردی، و از هر معصیتی چشم پوشیدی؟ هنگامی که داخل حرم شدی، با خود تصمیم گرفتی که هر غیبتی را بر خود حرام کنی؟ … و وقتی سعی صفا و مروه می کردی، به این قصد بودی که به سوی خدا روی می آوری؟ و خلق را پشت سر می نهی؟
هنگامی که به «مُزدَلَفه» رفتی، و سنگ ریزه جمع کردی، در این فکر بودی که هر معصیت و جهالتی را از خود برانی، و هر علم و دانایی و عمل صالح را در خود نهادینه کنی؟
وقتی – پس از سعی صفا و مروه – سر خود را تراشیدی، در نظر گرفتی که خود را از همۀ پلیدی ها پاک کردی … و چنان پاک و بی گناه شدی، مثل روزی که از مادر متولد شده ای؟ … (همان، ص، ۵۹-۵۸)
پیامبر(ص)، در روایتی: ای مردم! حج بگزارید، با کمال دین باوری و دین شناسی، و از مراسم حج بازمگردید، مگر با توبه از گناهان و دل کندن از معصیت. (همان، ص، ۵۷)
امام صادق (ع): توجه کنید! هرگاه به سرزمین مکّه گام نهادید، لباسهای کهنه و ساده تان را بپوشید، که هرکس به سرزمین مکه گام نهد و در دلش هیچ تکبُری نباشد، گناهانش بخشوده است. (همان، ص، ۵۹)
امام صادق (ع) در روایاتی آثار تربیتی و علّت وُجوب حجّ را چنین بیان نمودند: هرگاه قصد حج کردی، دلت را از غیر خدا خالی کن، و پیش از هر تصمیمی، خود را از هر دلمشغولی و هر مانعی و هر حجابی، پاک گردان! و تمام کارهایت را به آفریدگارت واگذار … و دل از دنیا و راحت طلبی و توجه به مردمان بکن، و حقوق لازمی که از مردم بر ذمّه ات هست، بپرداز … و آماده شو مانند کسی که امید بازگشت ندارد. و با همه رفتاری خوب داشته باش، و وقت واجبات الهی و سُنّت های پیامبر (ص) را مراعات کن.
همچنین ادب، و تحمّل رفتار دیگران، و تشکر از لطف همسفران را فراموش مکن، و مهربان و با جود و بخشش باش، و همواره از توشۀ خود به دیگران بده … و از هوا و میل، و بخل ورزی و پَستی، و کردار نکوهیده- بخصوص- به هنگام رمی جمَرات (و ازدحام مردم)، دوری کن! …
خداوند، حاجیان را امر و نهی فرمود در چیزهایی که به پیروی از دین، یا مصالح دنیای اشان مربوط است. خداوند در حج، مردم شرق و غرب را به گردهمآیی فراخواند، تا یکدیگر را بشناسند … و اگر هر ملتی تنها (به خود می اندیشید و) در بارۀ سرزمین خود، و آنچه بدان مربوط است، سخن می گفتند، نابود می گشتند، و آبادیهای آنان ویران می گشت، و واردات، و داد و ستدها از میان می رفت، و خبرها ناگفته می ماند، و کسی از آنها (و از حال دیگر مسلمانان) آگاهی نمی یافت؛ این است علّت حج. (همان، ص، ۶۱-۶۰)
امام رضا (ع)، در روایتی به فلسفۀ و جوب حجّ و آثار آن در پاک شدن گناهان و منافع آن چنین بیان نموده است:
علّت وجوب حج این است که مردم به خانۀ خدا بیایند، و نعمت های بیشتری از خدا بخواهند، و از آنچه مرتکب شده اند پاک شوند، و از گذشته ها توبه کنند، و آمادۀ اطاعت خدا در بقیّۀ عمر شوند، و اموالی را در راه خدا هزینه کنند، و خستگی های مسافرت را بر خود هموار سازند، و نفس خود را از شهوات و لذات دور دارند، و با عبادت به درگاه خدای عزّوجلّ تقرب جویند، و در برابر خداوند خاضع، و افتاده و کوچک گردند، و در گرما و سرما به این سفر بروند …
همچنین، در این سفر، به همۀ خلق منافعی می رسد، از مردم مشرق تا مغرب زمین، و از ساکنان خشکی و دریا، از کسانی که به سفر حج آمده اند، یا آنان که به حج نیامده اند، از بازرگانان، واردکنندگان، فروشندگان، خریداران، کاسبان، و مردم مستمند … (همان، ص، ۶۲-۶۱)

تأمین حجّ، وظیفه حکومت اسلامی

در دایره المعارف اسلامی الحیاه، با تأکید بر آیات و روایات بسیار به اهمیت و حیاتی بودن بر گزاری مراسم پر فیض
و آسمانی حج و شرکت باشکوه و نتیجه بخش مسلمانان در آن پرداخته شده است. در اشاره به اهمیت این موضوع و نیز مسئولیت حاکمیت اسلامی در فراهم کردن زمینه و امکانات و ایجاد استطاعت در مسلمانان برای شرکت در مراسم حج، الحیاه، این سند را نقل کرده است:
در تفسیر قمی آمده است: «… سه سهم از خمس به امام تعلّق دارد، برای آنکه خداوند او را به کارهایی ملزم کرده است که پیامبر (ص) را به آنها ملزم کرده بود، یعنی: پروردن ایتام، و فراهم آوردن روزی مسلمانان، و پرداختن قرضهای ایشان، و تأمین هزینۀ آنان برای حج و جهاد؛ و این گفته رسول خدا است، در آن هنگام که خدا این آیه را بر او نازل کرد .«النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم، و أزواجُهُ اُمُّهاتُهم» پیامبر از خود مؤمنان به آنان سزاوارتر (و نزدیکتر) است، و زنان او مادران مؤمنینند. (حکیمی، محمد رضا، الحیاه، ج، ۶ ، برگرفته از ص، ۴۵۵-۴۵۱)

منابع :

۱- حکیمی- محمدرضا- علی- محمد- الحیاه جلد۱- مترجم احمد آرام- چاپ یازدهم- قم- انتشارات دلیل ما- بهار ۱۳۹۱٫
۲- حکیمی- محمدرضا- علی- محمد- الحیاه جلد۶- مترجم احمد آرام- چاپ هفتم- قم- انتشارات دلیل ما- بهار ۱۳۹۱٫
۳- حکیمی- محمدرضا- علی- محمد- الحیاه جلد۱۱- مترجم احمد آرام- چاپ اول- قم- انتشارات دلیل ما- زمستان ۱۳۹۳٫
۴- حکیمی- محمدرضا- علی- محمد- الحیاه جلد۱۲- مترجم احمد آرام- چاپ اول- قم- انتشارات دلیل ما- پائیز ۱۳۹۴٫

Print Friendly

یک نظر بگذارید