هیچ مطلبی وجود ندارد...

رهیافتی به نقش «انتخاب انسان» در ساختار دین با تکیه بر امر تشریع نماز

نویسنده: حجت‌الاسلام علی انصاری
ارسال شده در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۹۸

چکیده

فقها نماز را به درستی و بر اساس مبانی قرآنی و روایی، فریضه ای تعبدی و غیر قابل تغییر و تبدیل می دانند، اما با این وجود ، پیشوایان دین در تشریع این فریضۀ تعبدی، از عنصر انتخاب انسان و نقش و تأثیرگذاری آن در روند شکل گیری تشریعی نماز و نیز چند و چون انجام آن سخن گفته‌اند. این سخنان می تواند منشأ و یاریگر برداشتی از اهمیت بسزایی باشد که گوهر «انتخاب انسان» از آن برخوردار است و به نوبۀ خود بی توجهی یکسره به انسان و انتخاب های او را با شیوه خداوند کریم و محتوای دین الهی در برخورد کریمانه و حکیمانه، با انتخاب های انسانی، دچار تزلزل مبنایی و انسان شناسانه بکند.

نماز و انتخاب ها

فقها از مجموع روایات مربوط به نماز ، قاعده ای ساخته اند که با توجّه به آن قاعده، هیچ کس عذری در ترک نماز ندارد و گفته اند: (الصلاه لا یترک بحالٍ؛ نماز در هیچ حالی نباید ترک شود) از جمله: مرحوم سید یزدی می فرماید:
إذا کان فی لسانه آفه لا یمکنه التلفّظ یقرأ فی نفسه ولو توهّماً، ‌ ‌والأحوط تحریک لسانه بما یتوهّمه:‌(عروه الوثقی، چاپ جامعه مدرسین، ج۲ ص ۵۱۲ )
اگر کسی نمی‌تواند حرف بزند، باید نماز را بخواند زیرا «الصلاه لایترک بحالٍ ” حال اگر نمی‌تواند نماز را با الفاظ بخواند، پس با توهم بخواند”

یعنی مثلاً نماز را یاد گرفته و به جای اینکه بگوید «الله اکبر»، در دلش بگوید الله اکبر؛ توجه به الله اکبر داشته باشد، توجه به بسم الله الرحمن الرحیم تا آخر نماز داشته باشد

مستند این حکم، روایت ذیل  از امام موسی بن جعفر ع است راوی می گوید : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَصْلُحُ لَهُ أَنْ یَقْرَأَ فِی صَلاَتِهِ وَ یُحَرِّکَ لِسَانَهُ بِالْقِرَاءَهِ فِی لَهَوَاتِهِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُسْمِعَ نَفْسَهُ قَالَ لاَ بَأْسَ أَنْ لاَ یُحَرِّکَ لِسَانَهُ یَتَوَهَّمُ تَوَهُّماً: از امام در باره مردی سؤال کردم “که گنگ است” پرسیدم آیا میتواند زبان در کام خود بگرداند امام ع فرمود: اری زبانش را حرکت می دهد و الفاظ را در خیال خویش توهم می کند.(وسایل، حر عاملی، ج ۴ ص ۹۷)

این مورد از باب نمونه ذکر شد و همین حکم جاریست در باره نماز گزاری که  نتواند به سایر شرایط و واجبات نماز عمل کند تا آنجا که گفته اند اگر در میدان کارزار و قتال فی سبیل الله باشد که خود از اعظم عبادات است باز موظف است نماز را به صورت شکسته انجام دهد اما هرگز آن را ترک نکند.

از اینرو می توان گفت نماز الزامی ترین تکلیف در میان همه فروعات دینی و واجب ترین واجب در میان واجبات شرعی است.

اما با اینحال خداوند در این الزامی ترین تکلیف، به انتخاب و اختیار آدمی بها داده است و انسان را مجبور به پذیرش دربست ان نکرده است.

نمونۀ انتخابهای انسانی در امر نماز

۱- انتخاب پیامبر ص در کاستن از شمار نماز های واجب به عنوان یک انسان

مرحوم شیخ حر عاملی در حدیث ۵ ازباب تعداد فرائض این روایت را نقل کرده است:

” در شبی که پیامبرص به معراج رفت خدا به ۵۰ نماز (همانند این نمازهای پنجگانه صبح، ظهرین و عصرین) او رامکّلف کرد پس از نزول از معراج با پیامبران الهی دیدار کرد هیچ یک از آنان از او پرسشی نکرد مگر موسی پیامبر ع که از پیامبر پرسید: خدا به چه چیز دستورت داد؟ پیامبر گفت: به ۵۰ نماز. موسی فرمود: باز گرد و از پروردگارت کم کردن از بار تکلیف را بخواه! زیرا امت تو توان چنین تکلیفی را ندارد و پیامبر دوباره به عرش و به محضر حق شتافت ” (وسائل ج ۲ ص ۸)

این رفت و آمد به عرش در شب معراج و در باب این تکلیف الزامی – بنابه مشورت با حضرت کلیم – به درازا کشید تا آنجا که ۴۵ نماز از امت پیامبر برداشته شد و فقط این پنج نماز یومیه در دایره واجب روزانه باقی ماند.

شاید اگر صفت و خصلت درونی شرم و حیای پیامبر ص نمی بود تعداد نمازهای روزانه به کمتر از این نیز می رسید. مهمتر اینکه این حق انتخاب برای پیامبر ص به عنوان حق انتخاب یک انسان در نزد حق تعالی حقی در این روایت، حقی قابل پذیرش شمرده شده است. دور نیست که مبنای پذیرش ” قدرت” آدمی بر انجام تکالیف که یکی از شروط چهارگانه هر تکلیف است از اینجا نشأت گرفته باشد.چه، وقتی که در اصل چنین تکلیف الزام اوری به مسئله “مقدور بودن نماز ” برای انسان توجه شده باشد، حساب بقیه امور نیز به خودی خود روشن می شود

۲- انتخاب نوافل و ترک آنها

از اختیارات انسان در ارتباط با این فریضه الزامی، انتخاب نوافل و رواتب یومیه و عدم انتخاب آنها توسط نمازگزار است آنچه که در فقه شیعی در ارتباط با تعدادنوافل یومیه آمده این است که ۱۷ رکعت نماز واجب دارای ۳۴ رکعت نافله – درست دو برابر رکعات واجب -است. مجموعه این نمازهای واجب یومیه و نمازهای مستحبی آن ۵۱ رکعت است که در روایت اربعین امام عسکری ع از نشانه های شیعیان شمرده شده است؛ آنجا که فرمودند:

“علامات المؤمن خمس: صلاه احدی و الخمسین، و زیاره الاربعین، و التختم، فی الیمین، و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم: نشانه‏ های مؤمن پنج چیز است: نمازهای پنجاه و یک گانه ،  زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، بر خاک سجده کردن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم .(المزار الکبیر ۴۹۲)

توجه به اختیار و انتخاب انسان در اصل مشروعیت این تعداد نماز، آشکار است؛ چه، یک سوم این نمازها، تکلیف الزامی انسان و دو سوم آن به انتخاب خود انسان واگذار شده است.

به راز این انتخاب آدمی در این فریضه الزامی الهی ، هم در روایت نبوی ص و هم در روایتی علوی اینگونه اشاره شده است.

شیخ حر عاملی در روایت هشتم از باب ۱۶ در باب جواز ترک نافله این جمله را از پیامبر ص نقل کرده است که می فرماید:

” إن للقلوب إقبالا و إدبارا فإذا أقبلت فتنفلوا و إذا أدبرت فعلیکم بالفریضه: همانا قلب دارای اقبال(نشاط روحی) و ادبار(اندوه و گرفتگی روحی) است. و زمانی که دارای نشاط است نمازهای مستحبی را بخوانید و وقتی که دارای گرفتگی روحی است فقط به واجبات اکتفا کنید”(وسائل الشیعه، حر عاملی ج ۲ ص ۳۷)

همین مضمون با اندک تفاوت در نهج البلاغه از علی ع نقل شده است. آیت الله جوادی آملی با اشاره به حکمت ۲۲ نهج البلاغه امیر مؤمنان (ع) در باره سرّمی گوید:

“بیان نورانی از وجود مبارک حضرت امیر در نهج‌البلاغه هست که فرمود: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَی النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَی الْفَرَائِضِ» این دل، مثل فصول چهارگانه است، یعنی مثل زمان که گاهی بهاری دارد وگاهی پاییزی، گاهی اقبالی دارد و گاهی ادباری. اگر دل در حالت بهار بود، شکوفایی و اقبال داشت، از نوافل نگذرید، سعی کنید، نافله‌ ها را ترک نکنید و اگر دل، آن آمادگی را ندارد، شما بر دل تحمیل نکنید و فقط واجب ‌ها را انجام دهید، نگویید حتماً نماز شب بخوانم چرا که آن نماز شبی که با ادبار دل همراه است، با کراهت آمیخته است و کمتر انسان، توفیق پیدا می کند، لذا حضرت فرمود: دل خود را نرنجانید و با دل کنار بیایید.

خلد گر به پا خاری آسان بر آید
چه سازم به خاری که در دل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند”

۳- انتخاب در مکان نمازگزاردن

مرحوم آیت الله مامقانی در کتاب “مرآه الکمال” روایاتی را نقل کرده که ماحصل آن روایات  این است که مانند یهود نباشید که فقط در معابد خویش به عبادت می پرداختند بلکه خانه های خود را با تلاوت قرآن روشن کنید و آنها را چون گورهای سرد و تاریک قرار ندهید!.(مرآه الکمال،  مامقانی، اداب تلاوت قران)

ایشان به طور تلمیحی و اشاره ای ذیل این آداب تلاوت،  ما را متوجه این نکته کرده است که، سنت یهودیان، مسیحیان و همینگونه پیروان سایر ادیان، چه الهی و چه بشری، این بوده است که در اجرای تکلیف نیایش و نماز، به معابد، آتشکده ها، کنیسه ها و کلیساها به صورت مکان منحصر به فرد برای عبادت خداوند می نگریسته اند و عبادات خود را بجز در همان مکانها در جای دیگری انجام نمی داده اند

صحت و سقم اصل این سخن علامه مامقانی به لحاظ تاریخی بر عهده متخصصان فن آن است اما با فرض پذیرش آن می توان گفت که اسلام، سدّ انحصار عبادت در مسجد را شکسته است و بیرون از مسجد به معبد بودن زمین و هر جایی که آدمی بر ان گام بگذارد نیز توجه کرده است و برای آدمی، حق انتخاب معبد را – متناسب با حال درونی خود – ، در نظر گرفته است.

در یک صورت کلی کنار یک چاه، روبروی یک نهر، کنار یک ساحل، حضور در یک بیشه، زیر یک سایبان در دل یک کویر پهناور، داخل یک مکان آماده شده برای گناه – که فعلا در آن گناه صورت نمی گیرد، – در هواپیما، قطار، ابزار سیر و سفر – با فرض شرایطی ویژه – و خلاصه در هرجایی که آدمی بتوان دو گانه ای را بگزارد.

این تعمیم در مکان نماز گزاردن، ناشی از توجه خداوند به حق اختیار و انتخاب انسان است. ناشی از شناخت خداوند نسبت به این پدیده و گل هستی است و تاکید بر امری است که در رشد معنوی و شخصیتی انسان بسی مؤثّر است. اگر این نباشد پس چیست؟
شاید اثبات نکته فوق به لحاظ روش فقهیان اندکی مشکل است اما در اینکه آدمی مختار است و می تواند مکانی غیر از مسجد را به عنوان مکان نیایش برای خود انتخاب کند جای هیچ تردیدی نیست.

Print Friendly

یک نظر بگذارید