هیچ مطلبی وجود ندارد...

نقش قانون در توسعه، گزیده هایی از سخنان استاد علی رضا قلی

نویسنده: دکتر کمال بیکی؛زهرا انصاری
ارسال شده در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۶

در میانه ماه پایانی سال گذشته (۱۳/۱۲/۹۵) نشست ماهانه با حضور استاد علی رضاقلی در مجموعه امام صادق(ع) و در تالار علامه حکیمی برگزار گردید که متاسفانه به دلیل مشغله های کاری و تراکم فعالیت های پایان سال، گزارش منظم و مبسوطی از آن سخنرانی برای سایت ششم تهیه نگشت. بنابر این بناچار یادداشت خلاصه و گزینشی دکتر بیکی که در جلسه یاد شده تهیه گردیده بود را تایپ و با اندکی اصلاح در اینجا برای ارتباط خوانندگان سایت ششم با موضوع مذکور، در اختیار می گذاریم.

زهرا انصاری

ما بعد از سامانیان تا زمان فروش نفت در دوره سنت بودیم و با پول نفت پرت شدیم توی دوره مدرنیته و الان داریم در این دوره دست و پا می زنیم تا بر آن فائق آییم. ما در جلسات گذشته سعی کردیم این مسائل را از درون متون شاهنامه بیرون بکشیم. بحث امروز ما قانون و توسعه است. قواعد بازی اجتماعی، وقتی بصورت خاص تدوین شود را قانون می گویند. واردات قانون به کشوری که قانون ندارد سبب میگردد تا این قانون با عرف جامعه درگیر شود.

توسعه، در ایران بحث نویی هست، قوانینی که وجود دارند و اجرا می شوند را باید ببینیم با توسعه چه نسبتی دارند. توسعه یک چیز صرفا اقتصادی نیست و با خیلی چیز ها در جامعه ارتباط تنگاتنگ دارد. این قوانین چه نقشی در توسعه دارند؟ آیا کشور باید قدرتمند باشدتا به توسعه برسد؟ منابع قدیمی که ما در اختیار داریم می گوید حاکمیت نمی ماند مگر با یک سپاه قوی. تا از مرزها دفاع کند و امنیت داخلی را تأمین کند و آن نیز مقدور نیست مگر اینکه پول داشته باشد و پول هم از رعیت تأمین می شود. رعیت زمانی تن به کار می دهدکه «داد و عدل» در کار باشد. حتی در شاهنامه بارها و بارها عنوان خداوند «دادار» است. آمریکا در ۱۹۰۰ اقتصاد اول جهان شد و از نظر نظامی خود را تقویت کرد تا بعد از جنگ جهانی دوم، ابر قدرت جهان شد. چین هم الان دارد همین راه را می پیماید.

در شاهنامه هم در بخش اسطوره ای و هم در بخش تاریخی اش، پادشاهان خواهان تأمین امنیت، اقتصاد و رفاه مردم هستند.اقتصاد دانان معتقدند بشر در تاریخ زندگی اش دو بار انقلاب اقتصادی کرد. اول انقلاب کشاورزی و دوم انقلاب علم و تکنولوژی و صنعت، و در هر دو این ها مدیون تحولات حقوقی بودند، بعد تحول اقتصادی. نخست عدل و داد به طور نسبی اجرا شده و بعد فعالیت اقتصادی اجرا شده است. سرزمین ایران در طول تاریخ یک اقتصاد معیشتی نا امن را از سر گذرانده و در حد همان رفاه نسبی کشاورزی هم قابل تأمین نبوده است.

هر کشوری بتواند قوانینی را تأمین بکند که حقوق مردم را با کمترین هزینه تأمین کند، زمینه توسعه اش فراهم می شود. سالم سازی محیط فعالیت اقتصادی، شرط توسعه است. بخش عظیمی از کلیله و دمنه به عدالت و استقلال قوه قضائیه می پردازد، انسان ها در تمام سطوح با هم وارد معامله و مبادله می شوند بنابر این دچار اختلاف می شوند. هر چه مبادله ها پیچیده تر شود، غیر شخصی تر و اعتباری تر می شود.
قانون مبادله و رعایت حقوق طرفین، همیشه وجود داشته، حتی قدیمی ترین خدای ایرانیان «میترا» به معنای پیمان است. یعنی خدایی استت که حافظ پیمان های روی زمین است، یعنی امنیت قانون.

در قرآن موارد زیادی است که به مؤمنین اشاره کرده «شما باید جزء کسانی باشید که به عهدتان وفا کنید» در مورد مؤمنون، در صفات مؤمنین «و الذین هم لاماناتهم راعون…» مؤمن کسی است که وقتی پیمان می بندد آن را رعایت می کند. این وفای به عهد باعث شکوفایی اقتصادی می شود و رفاه مردم.

  1. مستشارالدوله اولین کتاب قانون را بنام “یک کلمه” نوشت، در زمان ناصر الدین شاه و زندانی شد. در آغاز مشروطه فکر می کردند اگر قانون داشته باشیم همه مشکلات مملکت برطرف می شود. اولین روزنامه «قانون» بود و اولین سرمقاله اش «قانون». قوانین مختلف را نوشتند اما سرنوشت خوبی پیدا نکرد قانون در ایران.
    فردوسی در شاهنامه میگوید انوشیروان قصد کرد که یکی را رئیس قوه قضائیه کند. او گفت باید این فرد نترس و مال دار باشد و آزمند نباشد و بی نیاز باشد، اهل رنج کشیدن باشد و خودش هم دارا باشد. جهاندیده مردی درشت و درست. گردن فراز و سالم و ثروتمند باشد. بتواند به کار ضعفا رسیدگی کند. پس رعایت قانون و اجرای قانون مورد توجه گذشتگان بوده است. محیط کسب و کار باید پاکیزه باشد. با داد گیری جهان پر ثروت می شود. جهان چون بهشتی شد آراسته/ز داد و…
    شدت کیفر از عوامل بازدارنده است. و هم اجرای قانون، نتیجه اش «جهان چون بهشتی شد آراسته…» و بازرگانی رونق می گیرد و مصرف کالای لوکس باب می شود… و ایران بهشت شد. کشاورزی و تجارت و دامداری رونق گرفت. امنیت و اجرای قانون و شایسته سالاری هم اتفاق افتاد. امنیت سرمایه افراد هم برقرار می شود. چیزی شبیه بیمه. منافع بلند مدت و دراز مدت کشور در کوتاه کردن دست نظامیان از اقتصاد است و خود شاه باید حقوق آن ها را دریافت کند. اسناد تاریخی شاهنامه موجود است که پادشاهان جزء افتخارات خود بر می شمردند که توانسته اند حقوق نظامی هایشان را پرداخت کنند و ارتباط آن ها را با رعیت قطع کنند و تعرض به مزارع رعیت را به سختی کیفر کنند.

 

Print Friendly

یک نظر بگذارید