هیچ مطلبی وجود ندارد...

آرمانشهر الحیات، ایده ای دست یافتنی است (نقدی بر مقاله آرمانشهر…در مهرنامه)

نویسنده: نجما کارگر
ارسال شده در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵

آقای­ روح ­الله اسلامی، استاد­یار دانشگاه فردوسی،­­ تحت نوشتاری بدین عنوان «آرمانشهر نظری راه به توتالیتاریسم عملی می­برد»، در ماهنامه مهرنامه، شماره۴۶ به نقد و بررسی اندیشه­های سیاسی، علامه محمد­رضا حکیمی پرداخته است.­ وی حکیمی را عاشق گزاره­ های اندیشه شیعی خوانده است که با تلاش و کوشش بی­ وقفه، و بدون هیچ نوع کمک و یاری از سوی پشتوانه دولتی، اقتصادی و یا رسانه­ای به دفاع از اندیشه­ های ناب اسلام محمدی پرداخته است.

آقای اسلامی می ­نویسد؛ علامه حکیمی اندیشمند با­ شرافتی است که برای برقراری عدالت و داشتن جامعه­ ی منهای فقر دست به قلم برده است و تلاش خارق­العاده­ ای را در این راه انجام داده است. وی بعد از بیان اندیشه سیاسی علامه حکیمی اظهار می­ دارد که در دستگاه فکری حکیمی، سیاست آنجا نمود پیدا می­کند که مناسبات فرهنگی، سیاسی و خصوصا اقتصادی جوامع با رجوع به قرآن و سیره ائمه معصومین(ع) به چالش کشیده می­شود. آقای اسلامی برای ارزیابی اندیشه ­های سیاسی استاد حکیمی از چارچوب تحلیلی«جان مارو» در اندیشه سیاسی غرب استفاده می­کند و غایت سیاست را از منظر استاد حکیمی امنیت، عدالت، اخلاق و آزادی بر­­می­شمارد؛ و ادامه می­دهد که حاکمیت دینی از دیدگاه حکیمی، باید صفاتی شبیه امام علی(ع) داشته باشد.

وی سپس در بخش پایانی مقاله خویش ذیل عنوان «غیبت تکنیک­ های حکومت­ مداری»، به نقد اندیشه سیاسی استاد می­پردازد و می­نویسد: «حکیمی با توجه به اینکه در اندیشه­ های کلی و روایت ­های قیاسی قدیمی خود را محبوس ساخته است، نمی­تواند جهان زیستِ جدید امر سیاسی را در اندیشه خود وارد کند و در دو پرسش کلی، کیفی و اندرزنامه­ای غایات امر سیاسی و کیفیت حکمران باقی می­ماند». یا در جایی­ دیگر می­نویسد: «حکیمی در مورد سیاست به گونه­ای می­نویسد که هیچ نیازی به دانش و تجربه بشریت ندارد و نتیجه آن ایجاد شدن متون پراکنده، کلی و اندرزنامه نویسی ­هایی است که فاقد تکنیک و مکانیسم اجرایی در روزگار فعلی است».

اکنون در این مقاله بر آنیم تا ضمن بررسی تحلیلی مدعیات بالا، به نقد های ایراد شده، توضیحات یا پاسخ های مناسب داده شود.

نقد ما  

بنا به رعایت درجه اهمیت مطالب طرح شده و به منظور پرهیز از نکات جزیی و قابل خدشه، در اینجا نکته های اصلی مورد نظر در نقد آقای اسلامی بر آرمانشهر الحیات را در سه عنوان دسته بندی کرده و بر می رسیم.

   الف) به نظر می­رسد نویسنده محترم در نام­گذاری عنوان مقاله «آرمانشهر نظری راه به توتالیتاریسم عملی می­برد»، دو هدف را دنبال می­کند:

  1. با بکارگیری واژه «آرمانشهر» در عنوان مقاله، افکار و اندیشه­ های حکیمی را، که عموماً در راستای جامعه قرآنی و عادلانه است، آرمانی و رؤیایی می­خواند. این در حالی است که «امکان تحقق جامعه عادلانه تنها یک آرمان و خواسته ذهنی دور از دسترس نیست؛ بلکه این قرآن مجید است که به اجرای عدالت فرمان می­دهد (ان الله یأمر بالعدل) و هیچ خرد­ورزی به آنچه امکان تحقق ندارد، امر نمی­کند و تکلیف (مالا یطاق) نیز از جانب شرع ممکن نیست. پس اجرای عدالت امری ممکن، عینی و تحقق یافتنی است؛ چرا که ممکن نیست خداوند هدف نهضت پیامبران را امری ناممکن قرار دهد. جامعه عادلانه و بدون فقر جامعه­ای است که امام علی (ع) در مدت کوتاه خلافت خود در کوفه ایجاد کرده بود، و رفاه نسبی را برای مردمان آن شهر به ارمغان آورده بود».[۱] تا جایی که کسانی مانند «احمد حنبل» در کتاب «فضائل الصّحابه»، نقل کرده اند که علی(ع) می­ فرمود: امروز هرکس در کوفه است خوب زندگی میکند، پایین­ ترین فرد نان گندم می­خورد، خانه دارد، و از آب آشامیدنی سالم استفاده می­کند.[۲] بنابراین حکومت اسلامی؛ حکومتی است که بتواند مصداق عهد نامه مالک اشتر باشد، چون که مالک اشتر معصوم نبود و امام (ع) معیار حکومت اسلامی را برای او در عهد نامه نوشت.[۳] و اگر غیر معصوم نمی­ توانست در زمان غیبت، حکومتی شبیه مفاد عهدنامه بسازد؛ امام علی­ ( ع) هرگز چنین دستوری به مالک اشتر امر نمی­ داد.
  2. نویسنده منتهایِ آرمانشهر نظری را «توتالیتاریسم» عملی می­داند. اولا ایشان بر اساس کدام مدعای علمی می­گوید، آرمانشهر نظری راه به توتالیتاریسم عملی می­برد؟ دوم اینکه در بخش اول، ادعای آرمانشهر بودن اندیشه­های استاد حکیمی مورد بررسی قرار گرفت و روشن شد که واژه «آرمانشهر نظری» در خور اندیشه های علامه حکیمی نیست.

اگر بخواهیم بررسی کوتاه و گذرایی درباره واژه «توتالیتاریسم» داشته باشیم، باید بگوییم: این اصطلاحی در علوم سیاسی، توصیف­گر نوعی از حکومت است، که معمولاً دارای این شش خصوصیّت می باشد؛ یک ایدئولوژی کلی، یک سیستم تک­حزبیِ متعهّد به آن ایدئولوژی، که معمولاً توسط یک نفر رهبری می­شود، دارای پلیس مخفی گسترده، انحصار در سلاح­های مورد استفاده، انحصار وسایل ارتباط جمعی، انحصار اقتصادی که ممکن است لزوماً به طور مستقیم توسط حزب صورت نگیرد. این نوع حکومت به نوبه خود به گونه ­های مختلفی تقسیم می­شود که از جمله می­توان به خودکامگی، استبداد، جبّاریت، حکومت مطلقه، یکّه سالاری اشاره نمود. نمونه­هایی چون نازیسم، فاشیسم، مائولئیسم، لنینیسم و… در حقیقت زیر مجموعه­ های این نوع حکومت می­باشند. در این نوع حکومت­ ها دولت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دقیق دارد. افلاطون در کتاب «جمهوری» حکومت تمامیّت­خواه را بهترین انواع این حکومت­ ها دانسته است.[۴]

در حالیکه حکومت مورد نظر حکیمی که ویژگی­ های آن را در کتاب «حکومت اسلامی» خویش بر می­شمارد، دربردارندۀ: رعایت کرامت مردم، حق سخن گفتن و انتقاد برای مردم، زندگی بدون ظلم، زندگی بدون تحقیر، زندگی بدون استعلا، رعایت آداب سیاسی، کسب رضایت عمومی جامعه نه فقط طبقات خاص، ممنوعیت تحقیر مردم، پرهیز از تسلط ­طلبی، نفی استبداد، اوج رفتار انسانی، بکار گماردن صالحان، مهرورزی با مردم و…است.[۵]

در مدل حکومت پیشنهادی وی حاکمان از چگونگی زندگی و فراز و نشیب­ های آن، و احوالات مختلف و نیاز­های گوناگون و فلج کننده آن آگاهند. رضایت و خوشنودی همگان را به دست می­آورند، با مردم زندگی هم­ سطحی دارند و سعی می­کنند که گامی فراتر از آن ننهند. قدرت و امکانات آنان را از سطح زندگی مردمان فراتر نمی برد و به فساد اشرافیگری و زیست طبقاتی گرفتار نمی سازد. در مورد مسایل فکری و عقیدتی و سیاسی همگان را به یکسان اندیشی فرا نمی­خواند، و در برابر اندیشه­ ای که همخوان با اندیشه طبقه حاکم نیست، موضعِ ستیزه گرانه، نمی­گیرد؛ بلکه در راستای حرمت نهادن به اصول و معیارهای کلی جامعه که مقبول همگان است، به همه انسان­ها مجال تفکر و اندیشه داده و از حفظ کرامت انسان غفلت ندارد.[۶]

اکنون خوانندگان در مقایسۀ مؤلفه های این دو نوع از حکومت، تامل کنند، و بنگرند آیا­ حکومتی که مورد نظر حکیمی است، عملا راه به توتالیتاریسم خواهد برد؛ یا بلکه آرزوی هر انسانی، زندگی کردن در چنان جامعه ای است؟

   ب) روشن نیست که نویسنده محترم به چه دلیل استاد حکیمی را محبوس در اندیشه­ های قدیمی خوانده است؟!! چگونه این مدعا قابل اثبات است؟! آیا نویسنده از این که استاد حکیمی نوشته­ های خود را مستند به آیات قرآن و روایات معصومین (ع) کرده است، اندیشه ­های او را قدیمی می­خواند؟! و یا اینکه منظور دیگری دارند؟! ایشان شاهدی برای ادعای خویش نیاورده­اند، و به نظر می­رسد این شیوه نقد، قابل پذیرش نباشد.

با نگاهی گذرا و تورقی در فهرست حتی یکی از مجلدات دوازده­گانه «الحیات»، می توان دریافت که استاد حکیمی، مسائل و موضوعات بیشماری را از قلب قرآن و روایات اسلامی بیرون کشیده، که اکنون پس از هزار و چهارصد و اندی سال، از مهم­ترین دغدغه­ ها و مسائل جامعه انسانی امروز است. به عنوان مثال هنگامی که به فهرست جلد هشتم از الحیات، مراجعه می­کنیم، به موضوعات مهم و به روزی همچون؛ حق کارگر، حق کشاورز، احساس و عاطفه، دوستی و محبت، احساس احترام به شخصیت زن، همکاری و همیاری زن و مرد، دوست داشتن همه مردم، پایه گذاری روابط بر اصل کرامت انسان، روابط بر محور حق و قانون، روابط برای انتقاد و… برمی خوریم.

می دانیم که معارف قرآن و وحی، کهنه شدنی نیست، البته این جز برداشت های ماست که می تواند دچار فرسودگی و مشکل پایان مصرف بشود. امام باقر (ع) در حدیثی می فرماید: «… ولکنّ القرآنَ یجری اوّلُه علی آخَر ما دامَتِ السّموات و الأرض…؛ تا آسمان­ها و زمین باقی است منظومه قرآنی باقی است و (باید حاکم بر علم و عمل بشر باشد).»[۷] این بدان معنی است که قرآن، همواره نو و قابل استفاده در تمام عرصه­های علم و عمل و زندگی و تعامل­ های بشری است.

دکتر فاطمی، یکی از مدرسان دانشگاه کلمبیا، جایگاه حکیمی را در «مصاف متفکران بزرگ عصر»[۸] دانسته است، و درباره او می­نویسد: « او، حکیمی است که دانش را با حکمت و معرفت آگاهانه و هوشیارانه آمیخته است، و از ساختارها و مرزهای صورت­گران گذشته است. او، تشنگی و تنهایی انسان امروز را عمیقاً درک کرده است، و قالب­های کلیشه­ ای زمین­گرا را در هم شکسته است».[۹]

بنا بر این بر آقای اسلامی لازم است تا روشن کند بر اساس کدام مدعیات و شواهد در مورد استاد حکیمی چنین اظهار نظر کرده می­گوید: «… نمی­تواند جهان زیستِ جدید امر سیاسی را در اندیشه خود وارد کند…»، در حالی که کسی دیگر به عنوان یک فرهنگی، او را «حکیم حکمت­شناس، دین­شناس و زمان­شناس معاصر» [۱۰]می­داند.

نقد کهنگی در سخن آقای اسلامی در عیار مقایسه با آرای دیگر صاحبظران مطرح در عرصه علمی معاصر چه جایگاهی خواهد داشت هنگامی که مثلا از زنده یاد دکتر «صادق آیینه­ وند» یکی از چهره های ماندگار، سئوال می­شود: «با توجه به واقعیت­های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و … در روزگار ما، آیا عدالتی که در الحیات طرح شده است تا چه اندازه قابل اجراست؟ پاسخ می­دهد: جوهر و مضمون آنچه که در مجموعه شریف الحیات به چشم می خورد با همه عصرها و نسل ها سازگار است».[۱۱]

امروزه برخی از اساتید جامعه­شناس، و اقتصاددانان برجسته کشور متأثر از اندیشه و نوع گفتمان آقای حکیمی هستند، و به بررسی و تحلیل نوشته ­های استاد در نشست­های مختلف می پردازند. در حالیکه اگر مطلبی فاقد ارزش و یا قدیمی و تاریخ مصرف گذشته باشد، هیچگاه مورد تحلیل و بازخوانی چنین اندیشمندان قرار نمی­گیرد.

برای نمونه در سمینارهای علمی-دانشگاهی، امثال «دکتر سارا شریعتی»، جامعه شناس و روشنفکر دینی، به تنهایی چندین نشست در مورد کتاب «منهای فقر»، استاد حکیمی برگزار می­کند، و وقتی از ایشان می­پرسند که چرا این قدر به کتاب منهای فقر می­پردازید، در پاسخ میگوید: «اهمیت این کتاب در اهمیت ایده آن است».[۱۲]

دکتر حسن سبحانی، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، در نشست دیگری، در بررسی همان کتاب «منهای فقر »، می­گوید: «اگر کشوری اسلامی باشد نمی­تواند فقیر باشد، و اگر کشوری فقیر است باید در اسلامی بودنش شک کرد». سارا شریعتی که سخنران دیگر همین نشست بود، «با اشاره به اینکه هدف اصلی دین عدالت است، نسبت به وجود نمود­های گوناگون فقر در جامعه هشدار داد، و گفت: زمانی که دین روشنفکری، و دانشگاه مسئله فقر را رها می­کنند، این مسئله به دست عوامفریبان سپرده می­شود. ما حساسیتمان به فقر که یکی از انگیزه­های انقلاب بود را از دست داده­ایم، و آنطور که به پرونده­های سیاسی و مسائل خارجی حساسیم به مسئله فقر حساس نیستیم».[۱۳]

با چنین وضعیت و نقشی که نظریات اسلام شناسانۀ استاد حکیمی در حوزۀ گفتمان دینی و سیاسی معاصر دارد چگونه می توان به خود اجازه داد تا نظرگاه­ها و نوشته­های استاد حکیمی را کهنه و قدیمی نامید؟ یا بلکه به عکس، کتاب ها و آثار استاد حکیمی سرشار از مفاهیم نو و به روزی همچون: «عدالت و برابری، فقر و فساد، تبعیض و مساوات، غنای تکاثری و اترافی، رانت­خواری و مبارزه با آن، و…» است، که امروزه در سطوح تحصیل­کرده و دانشگاهی ما بسامد بالایی دارد و مقالات و نوشته های بسیاری درباره آن دارند؟!

دکتر «حسین راغفر» اقتصاد­دان برجسته کشور، مقالات و مصاحبه­های زیادی در مورد «فقر» دارد، و می­گوید: «فقر محصول نظام اجتماعی است. لذا فقر بر خلاف تصور عده­ای، یک پدیده طبیعی نیست، چون فقر از ابتدای تاریخ وجود داشته است، بنابراین امروز هم باید وجود داشته باشد. چرا که برخی از کشورها فقر را به شکلی که ما امروز در کشورمان داریم، ندارند، بلکه فقر نسبی وجود دارد. یعنی همه افراد ظرفیت دسترسی به سطح متعارفی از زندگی را دارند. بنابراین فقر مطلق در این کشورها ریشه کن شده است. لذا این نظام سیاسی- اجتماعی است، که فقر را تولید می­کند. به همین خاطر است که کشوری مثل ژاپن که به لحاظ برخورداری از منابع طبیعی کشور فقیر محسوب می­شود، عملا کشور ثروتمندی است و این مساله به دلیل نظام اجتماعی حاکم بر این کشور است. در مقابل کشورهایی مثل نیجریه که از منابع طبیعی فراوانی هم برخوردارند. امروز از فقیرترین کشورهای جهان هستند.»[۱۴]

         دکتر فرشاد مؤمنی، اقتصاد­دان و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، در خصوص هدف «عدالت اجتماعی» می­گوید: «در اصول گفته می­شود که هدف «عدالت» حفظ کرامت انسان ها، عزت نفس در سطح خرد، بالندگی جامعه، ارتقا بنیه تولیدی، منزلت ملی در سطح کلان و پایداری همه عرصه­های حیات جمعی در سطح توسعه است». [۱۵]

           در حال حاضر نوشته­ها و کتاب­های استاد حکیمی، اذهان فرهیختگان و انسان­های والا و وارسته بسیاری را، به سوی خود متوجه ساخته است، که نشست­ها و گفتگوها و مصاحبه­های بسیاری را در مورد آن انجام داده­اند.­

سید عباس صالحی، معاون فرهنگی ارشاد، در مورد کتاب «الحیات» استاد حکیمی، می­گوید: «این کتاب یک تک­نگاری دینی نیست؛ بلکه دایره المعارف­اسلامی به حساب می­آید و در رده کتاب­ها و مجموعه­های روایی اسلامی قرار می­گیرد. سبک کتاب اصلاحی- اجتماعی، و نگرشش جامعه گرا و جامعه ساز است، و به ارائه راهکار و حل مسائل اجتماعی می­پردازد. وی ادامه می­دهد: این کتاب قابلیت عرضه در سطح جهانی را دارد چون منطق آن برای تمام انسان­های روی کره زمین قابل­فهم است و عقل بشری تضادی با آن حس نمی­کند».[۱۶]

         امروزه بحثی در میان متفکران و صاحب­نظران در مورد «توسعه اقتصادی پیش از توسعه سیاسی» مطرح است که، این بحث از دیدگاه استاد حکیمی مغفول نمانده و در بسیاری کتاب­های خود، آن را مطرح کرده است. وی در نوشته­های خویش به مقدم بودن «توسعه اقتصادی» بر دیگر امور، توجه ویژه­ای مبذول داشته است. تا جایی­ که در کتاب «حکومت اسلامی»، بخشی را به «توسعه اقتصادی پیش از توسعه سیاسی»، اختصاص داده­­­ و احادیث و روایات زیادی را در این­باره آورده­ است، که از نظر پیشوایان دین، مسئله «اقتصاد و معاش مردم»، مقدم بر دیگر امور است. استاد در پایان همین فصل می­نویسد: «از وظایف حیاتی حکومت­ها، سرمایه گذاری است، سرمایه­گذاری تولیدی، نه تشریفاتی و در بخش اداری، که این گونه سرمایه­گذاری، نوع شایع، در سرمایه گذاری­های حکومت­هایِ فاسد است، که بیشترین بخش از درآمدها صرف تشریفات اداری و اهداف شخصی، و ساختمان سازی، یا سرمایه گذاری بازرگانی می­کنند، و بخش تحقیقات و فن­آوری و پژوهش و کشاورزی و صنعت محروم می­مانند».[۱۷]

بر خلاف نظام اقتصادی سرمایه داری، که مباحث توزیعی آن بیشتر روی توزیع عواملی، و تعیین سهم صاحبان عوامل تولیدی، از محصول تمرکز دارد، در نظام اقتصادی اسلام، به توزیع منابع تولید و ثروت­های طبیعی، توجه ویژه­ای شده است. نقش معیارهای توزیع و نیاز به دولت، بیشتر در مرحله توزیع بعد از تولید مطرح است، این معیارها در هر نظامی بر اساس مبانی فکری آن نظام تعیین می­گردد، در اسلام معیار و عامل اصلی در ­آمد کار است.[۱۸]

دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران نیز، در «مجله نسیم بیداری»، ذیل گفتگویی با عنوان، «توسعه اقتصادی مقدم بر عدالت و سپس آزادی»، می­گویند که: «عدالت به نظر من، اول ارتباط مستقیمی دارد با تولید ثروت در یک کشور، و دوم، در ارتباط است با سیاست­های توزیعی. کشوری که در آن ثروت تولید نمی­شود، نمی­تواند در انتظار عدالت بنشیند. عدالت ریشه مستقیمی با تولید ثروت دارد…ثروت یعنی توانایی و کیفیت و تولید». [۱۹]

            با توجه به شواهد ذکر شده در می­یابیم که قشر تحصیل­کرده، روشنفکر و دانشگاهی امروز ما، یا از استاد حکیمی، تعریف و تمجید به عمل آورده­اند و ایشان را شخصیت برجسته و بزرگی می­دانند، یا در توزیع فکر و نشر اندیشه خویش، متأثر از اندیشه استاد هستند، و یا اینکه در جهت­گیری­ها و مواضع خویش با استاد همسو و هم­کلامند. بنابراین به دور از انصاف، و فارغ از آگاهی است، که بدون ارائه هیچ نوع شاهد و یا مدرکی دال بر محبوس بودن طرز تفکر و اندیشه استاد، در اندیشه های قدیم، ایشان را یکسره محبوس در روایت­های کلی و قدیمی بخوانیم!! با آن که استاد حکیمی در همه ابعاد و عرصه­های سیاست از قرآن و روایات معصومین علیهم­السلام بهره جسته است، و حتی دقائق و ظرائفی را مورد بحث قرار می­دهند که فیلسوفان سیاسی غرب کمتر بدان توجه کرده و یا فهم آن را داشته­اند.

آیا آقای اسلامی دلیل فساد و بی عدالتی­ها، نابرابری­ها، تبعیض­ها، تفاوت­ها و… در امور را بی­خردی و بی­برنامگی مسئولان و مدیران نمی­داند؟ و به روایات رهبران شیعه در این زمینه بی­توجه اند که عامل اجرای عدالت در جامعه را «عقل» می­دانند؟!

به امام علی (ع) گفتند: «عاقل را برای ما توصیف کن که چه کسی است؟ گفت: عاقل کسی است که هر چیزی را در جای خود می­نهد. نیز درباره عدل فرمود: عدل چنان است که همۀ امور را در جای خود قرار می­دهد. پس در هر حاکمیتی که عدالت در آن اجرا نشود، دلیل بر آن است که حاکمان در آنجا خردمند نیستند. تجربه نیز ثابت کرده است که واقعیت همین گونه است. زیرا خردمندان اجازه نمی­دهند امور از هنجار طبیعی و الهی خود بیرون رود، و جامعه ای با ارقام نجومی دچار تفاوت و تبعیض باشد، و توّرم و گرانی، بیداد کند.

بنابراین اگر علوم و دانش­ها و تخصّص­ها بر عقل استوار باشند، و از عقل پیروی کنند، باید روابط اجتماعی و نظام اقتصادی را به سوی عدالت و اعتدال و قسط و توازن راهنمایی کنند و جامعه ای بر اساس قسط و عدل بسازند. همین که امام علی ع می فرمایند: عدل نهادن چیزی در جای خود است، پس ظلم به عکس است. مثل خروج مال از اندازه طبیعی خود، این ظلم است و مبارزه با این پدیده به عهده علماء و حکّام مسلمین است».[۲۰]

آیا خرد و تعقل اجازه می دهد، به این همه روایات کارگشا و راه­گشا از ائمه(ع) (در تمام زمینه­های عملی که استاد سالیان سال به جمع آوری و دسته بندی بسیار اصولی و قالبی آن­ها­ در این زمینه پرداخته­اند) بی توجهی نشان داد، و از کنار آن­ها به سادگی گذشت؟! و یا آن را مشتی «اندرزنامه و متون پراکنده نویسی» خواند؟!

آیا علم و دانش جدید غیر از این می­گوید؟! مگر نه این است که هم اکنون در برخی از کشورهای اروپایی که به بالاترین دستاوردهای علوم بشری دست یافته اند و بر اوج قله های دانش و تکنولوژی قرار دارند؛ توانسته اند با برقراری عدالت و مساوات، جامعه را به منهای فقر برسانند.

   ج) چگونه ممکن است استاد حکیمی بگوید هیچ نیازی به دانش و تجربه بشری نیست؟!!    ناقد محترم، چنانچه به کتاب­های استاد حکیمی، در این زمینه مراجعه کند، در می­یابد که استاد می­نویسد؛ «محدود بودن منشاء دانش­ها، تجربه و انواع معرفت­های بشری معلوم است. هم چنانکه دانشمندان علوم عقلی و تجربی نیز بارها و بارها این محدودیت­ها را یاد آور شده­اند.»[۲۱] آیا این سخنان به معنای آن است که هیچ نیازی به دانش و تجربه بشری نیست؟            د) آیا تبیین تکنیک­ها و سیستم­ها به عهده یک فیلسوف سیاسی و اقتصادی است و یا به عهده یک عالم سیاسی؟!! شیوه­های اجرایی یا مکانیزم­های اجرایی که در اقتصاد، از آن به عنوان سیستم اقتصادی و در عالم سیاست به عنوان برنامه، یاد می­شود، محصول «تجربیات بشری» و یک «فرایند علمی» است. فرایند­های علمی تابع تجربیات بشری و متناسب با شرایط زمان و مکان هستند. بنابراین سیستم­های سیاسی و اقتصادی محصول تجربیات بشری هستند و ربطی به یک نظریه پرداز ندارد. به عنوان مثال فقیه، مبانی کلی روابط معاملاتی را با این عنوان، بیان ­می­کند که: «لاضرر فی الاسلام» و یا اینکه «لاغرر فی الاسلام» اما اینکه کدام نوع معامله «ضرری» و یا کدام نوع معامله «غرری» است دیگر بر عهده عالمان اقتصاد و سیاست است. هر چند که ممکن است یک فیلسوف سیاسی یک عالم سیاسی هم باشد. پس نباید فراموش کرد، آن جمله معروف را که «تشخیص  موضوع به عهده فقیه نیست». بنا بر این روشن است که هدف و وظیفۀ استاد حکیمی گزارش معارف اسلام است، اما کسی نمی­تواند بگوید که متضمن اجرایی شدن آن نیز هستند.

در ثانی استاد حکیمی راهکار و تکنیک­های عملی متعددی را در­ کتاب­های خود ارائه می­دهد. مثلاً می­نویسد: «در مراحل اقدامات بزرگ اقتصادی، مانند راه آهن، اتوبان، حمل ­و­ نقل زمینی و هوایی و دریایی و کشتیرانی، و دیگر واحدهای صنعتی و زراعی و تولیدی، و حتی ساختن قوی­ترین و مدرن­ترین سلاح­های پرهزینه از ضروریّات اسلام است، بلکه مسلمین باید به آزمایشگاه­های بسیار وسیع فیزیکی، شیمیایی، طبّی، و بالاترین رصدخانه­های فضایی و کیهان شناختی مجهّز باشند… در امر یاد شده، در امر توسعه باید با هیئت­های کارشناسی و متخصّصان متّعهد هر رشته مشاوره­ها شود، تا برسیم به داشتن این امور بهمراه استقرار عدالت، و با نداشتن تکاثر و چپاول… و هنگامی که سخن از کارشناسی و تخصّص می­گوییم، بالطبع واضح می­شود که تشخیص موضوع اقتصادی، کار کارشناس است نه فقیه مثلا».[۲۲]

استاد هم چنین در ادامه با اختصاص بخشی به « بحثی در کارشناسی» می­نویسد: به اهمیّتی که تعالیم اسلامی به کارشناسی داده، توجّهی نشده است. هر انسان عاقلی می­فهمد که برای هر کاری باید به کارشناس و صاحب مهارت و کاردان آن کار مراجعه کرد. پیامبر اکرم ص می فرمایند: هر کس کاری را بدون داشتن تخصّص و مهارت انجام دهد، خیلی بیشتر از آنکه آن را درست کند، خراب و ضایع می­کند. در این سال­های پس از انقلاب که ضوابط محکوم گشت و روابط حاکم، و بسیار کسان بدون کمترین مهارت و لیاقت به شغل ها گمارده شدند، و از اموال این ملّت ستمدیده حقوق ها و مزایایی کلان و نامشروع گرفتند و می گیرند، و شغل­هایی نالازم و بیخود پدید آوردند و به دست اشخاصی بیخودتر سپردند، هزاران بار این حدیث شریف نبوی به تجربه رسید. و روزگار این مردم بی پناه به اینجا کشید.

ششمین پیشوای شیعیان می­فرمایند: برای من هیچ فرقی نمی­کند که کاری را به دست خائن دهم یا آدم ناشی (فاقد تخصّص)، اکنون بنگرید در حقّ ملّت ایران چگونه مسامحه شده است؟ و چه کارهایی به دست چه کسانی افتاده است… و برخی کسان، در بانک­ها و کارخانه­ها و واردات و صادرات و… چه دزدی­های کلان کردند… و مقاماتی مسئول، بر خلاف علی ابن ابیطالب ع نام­های این ناانسانان را فاش نکردند…[۲۳]

بنابراین، بحث­های تکنیکی و تخصصی مربوط به عالمان متخصص می­باشد و آقای حکیمی تنها یک فیلسوف نظریه پرداز هستند، و همان طور که خود ایشان نیز اشاره می­کنند مباحث تکنیکی مربوط به متخصصان و کارشناسان هست.

چنانچه هر­کسی به مجلدات چند گانه الحیات مراجعه می­کرد و تنها مطالعه­ای بر فهرست آن داشتند در می­یافتند که استاد در این کتاب نیز، به ارائه راهکار­های متعدد و زیادی به صورت بسیار دقیق، فنی و اصولی اشاره داشته­اند. به عنوان مثال استاد حکیمی در جلد دوم «الحیات» باب دهم، بخش «حاکم اسلامی، تکالیف و مسئولیت­های او»، در فصل های مختلف آن، من جمله فصل پنج، ذیل «وظایف حاکم اسلامی دربارۀ تأمین نیازمندی­های اجتماع و دیگر امور»، به راهکار­ها و تکنیک­های زیادی اشاره کرده­اند. و یا در جلد هشتم از فصل دوازدهم به «مسئولیت-های فرد در برابر دولت، مسئولیت دولت اسلامی در برابر فرد، مسئولیت متقابل دولت و مردم، مسئولیت در برابر حکومت ظالم، مسئولیت درباره تعهّدها و پیمان­ها»، اشاره می­کند.

آقای حکیمی در کتاب الحیات، ایده آل دین و یا احکام خدا را آن طور که باید باشد، مطرح کرده است و در عین حال تلاش کرده است که با تنه زدن به واقعیت­های متصلب جامعه، به خوانندگان هشدار دهند که خیلی از واقعیت­ها با آنچه باید باشد، منطبق نیست. شیعه­ای که خود را پیرو مکتب امام معصوم ع می­داند، نمی­تواند نسبت به موضوع عدالت، مساوات و محکوم کردن تبعیض های معیشتی، توجه نداشته باشد.

در پایان باید گفت، آیا همه کسانی که در حوزه سیاست صاحب­نظر بودند دارای تکنیک هستند؟ آیا دکتر شریعتی، مطهری، دکتر سروش و دیگر فیلسوفان سیاسی دولت شاه و کنونی، صاحب تکنیک در اندیشه­های سیاسی خویش بوده­اند، که منتقد عدم تکنیک در اندیشه­های سیاسی استاد هستید؟!

منابع:

آرمان مهر محمد رضا، رالز حکیمی، انتشارات دلیل ما، چاپ اول ۱۳۹۰

حکیمی محمدرضا، صد و پنجاه سال تلاش خونین، قم انتشارات دلیل ما، چاپ دوم، پاییز ۱۳۸۸

حکیمی محمد رضا، حکومت اسلامی، تهران انتشارات علمی فرهنگی الحیات ۱۳۹۱، چاپ اول

حکیمی محمد رضا، اجتهاد و تقلید در فلسفه، تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول ۱۳۸۷

اسفندیاری محمد، راه خورشیدی، قم انتشارات دلیل ما، چاپ اول ۱۳۸۲

صدریه پیام، مبانی نظری اقتصادی اسلامی در الحیات، تهران انتشارات علمی فرهنگی الحیات ۱۳۹۳، چاپ اول

ماهنامه سیاسی فرهنگی نسیم بیداری، سال پنجم، شماره ۴۳، دی ماه ۱۳۹۲

محمد رضا حکیمی، محمد حکیمی، علی حکیمی، الحیات جلد ۲، انتشارات دلیل ما، چاپ نهم تابستان ۱۳۸۷

حسینی سعید، مرزبان توحید، تهران انتشارات علمی فرهنگی الحیات۳۹۱۱، چاپ اول

خبرگذاری روزنامه تعادل

www.Sheshom.com

www.baharestanonline. com

www.tasnim news. Com

Sahibkhabar. ir news

Vikepedia.org

[۱] آرمان مهر محمدرضا، رالز حکیمی، ص ۲۴۳

[۲] صدریه پیام، مبانی نظری اقتصاد اسلامی در الحیات، ص ۳۶

[۳] اسفندیاری محمد، راه خورشیدی، ص ۲۶۲

[۴] فرهنگ های سیاسی و ویکی پدیا

[۵] حکیمی محمدرضا، حکومت اسلامی، فهرست کتاب

[۶]همان ، ص ۳۳۹-۳۴۲

[۷] الحیات، ج ۲، ص ۲۱۶

[۸] حسینی سعید، مرزبان توحید، ص ۷۰۲

[۹] همان، ص ۷۰۲

[۱۰] همان، ص ۱۴۴

[۱۱] همان، ص ۷۲

[۱۲] ر.ک: سایت ششم، سخنرانی دکتر سارا شریعتی با موضوع درس های کتاب منهای فقر

[۱۳] بررسی کتاب منهای فقر، خبرگزاری مهر

[۱۴] فقر محصول اجتماعی است. بهارستان آنلاین

[۱۵] در دیدگاه شهید مطهری عدالت مقیاس دین است، منبع شفقنا

[۱۶]خبرگزاری تسنیم ویژگی های اثر ارزشمند علامه حکیمی از زبان صالحی،

[۱۷]  حکیمی محمدرضا،حکومت اسلامی، ص ۲۱۸

[۱۸] آرمان مهر محمدرضا، رالز حکیمی، ص ۲۵۱

[۱۹] ماه نامه سیاسی فرهنگی نسیم بیداری، شماره۴۳، دی ۹۲، ص ۱۳۲

[۲۰] برگرفته از: ۱۵۰ سال تلاش خونین، ص ۱۰۶-۱۱۱

[۲۱] حکیمی، محمد رضا، اجتهاد و تقلید در فلسفه، ص ۱۳

[۲۲] ۱۵۰ سال تلاش خونین، ص ۱۲۱-۱۲۲

[۲۳] همین کتاب، ص ۱۳۳-۱۳۸

Print Friendly

۶ نظر برای این مطلب

  1. با سلام. مقاله خوبی بود . نقد مهرنامه را خانم کارگر انجام داده اند؟

  2. چه خوب بود که مقاله اقای اسلامی که در مهرماه امده را هم می اوردید ید حداقل لینک دریافت آن را در گزارش خود قرار می دادی.
    در ضمن با این همه تلاش دوستان حیفم می اید که مطالب دارای اشکال های عدیده ویرایش صوری است . چرا که از ارزش کار می کاهد و هم برای خواننده دشواری در خواندن و فهم را به وجود می اور.
    چه خوب است وستان در نگارش به نکات ویرایش صوری و ادبی توجه داشته یا کسانی بعد از پایان کا مطالب را از حیث نگارش و ویرایش بررسی کنند.
    ور ضمن این مطالب در سطح گسترده و در فضای وب منتشر می شود به نظرم کمی هم از اعتبار سایت موسسه می کاهد.
    موفق باشید.

  3. سلام. فقط نقد آقای اسلامی از مهرنامه را پاسخ دادند.

  4. بسیار مفید و بجا بود ٰ ممنون از نویسنده مقاله
    خانم کارگر .

  5. مقاله از لحاظ ویرایشی کامل بود و تقریبا کم نقص، اما متاسفانه برخی از برنامه های ورد ویرایش را بهم می زند. مثلا تمام فاصله ها در این مقاله رعایت شده بود، منتها زمانی که به سایت ارسال شده، فاصله ها از بین رفته و کلمات و فعل هایی که باید فاصله داشته باشد بهم وصل شد…

  6. مقاله مفید و آموزنده ای ست . توفیقاتتان روز افزون

یک نظر بگذارید