هیچ مطلبی وجود ندارد...

روند نگارش “الحیات” در گفتگو با محمد حکیمی

نویسنده: علی محمد وحیدی
ارسال شده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۵

گزارشی از ناگفته های محمد حکیمی ازنقطه آغاز نگارش جلدهای ۱۲ گانه “الحیات” و روند تدوین آن در گفتگو با ماهنامه “فرهنگ امروز” (شماره ۱۰، اسفند ۹۵) آمده است که به دلیل مفید بودن در شناخت چگونگی تدوین الحیات و اندیشه مولفان آن، کوتاهه و گزیده ای از آن برای خوانندگان سایت ششم فراهم شده است که تقدیم می گردد.

در این گفتگو، استاد محمد حکیمی پس ازمعرفی خود در پاسخ به این سوال که روند الحیات از کجا شکل گرفت پاسخ داد که پس از بازگشت از نجف درسال۱۳۵۱به زندان افتادم. در آنجا بسیار به این فکر بودم که در خفقان موجود چگونه می توان در رابطه با اسلام کاری کرد. پس از رهایی از زندان درسال۱۳۵۳با همان حال سردر گمی به اخوی رضا نامه نوشتم که چه باید کرد؟ در پاسخ من، ایشان خواستار آمدنم به تهران بابت مطرح کردن کتابی شد که بعدها خود ایشان آن را “الحیات” نامیدند. بعد از این جلسه قرار شد با پیشنهاد به اخوی علی، کار را که جمع آوری روایات بود شروع کنیم. برای این کار از کتاب بحار شروع کردیم و در کنار آن به کتاب های کافی، وسائل، وافی، تحف العقول و مستدرک هم نظر داشتیم. ح

کیمی در پاسخ به این پرسش که فصل بندی و تبویب “الحیات” چه مدت زمان برده و این که آیا این کار از اول قرار بود ۱۲ جلدی باشد یا خیر؛ گفت بله، از اول فهمیده می شد الحیات نیاز به مجلدات زیادی دارد و مجلدات متعددی حدس زده می شد. در مورد فصل بندی هم باید گفت که انجام آن کار یک فصل تابستان تمام، هر روز از صبح تا شب طول کشید که اتمام این کار، مصادف شد با فوت دکتر شریعتی (۱۳۵۶). من و اخوی علی با زحمت زیادی این کار را به تهران بردیم وبرای هماهنگی کار با اخوی رضا چند روزی جمع شدیم ودر نهایت تا سال ۱۳۶۵ شش جلد الحیات را به زبان عربی نوشتیم.

وی در توضیح انگیزه مولفان از عربی نوشتن جلدهای اولیه کتاب، یادآوری کرد که عربی نوشتن کتاب حساسیت حکومت ستم شاهی را کمتر می ساخت و از گذر اخذ مجوزها وتیغ سانسور آسانتر گذر می کرد. ایشان در ادامه افزود؛ سپس به همت اخوی رضا ترجمه این شش جلد به استاد احمد آرام که سوابق زیادی در ترجمه داشتند وبه سه زبان انگلیسی،عربی وفرانسوی مسلط بودند واگذار شد. از جلد ششم کتاب به بعد، کارها بیشتر فردی انجام می گرفت و هرگاه مشکلی پیش می آمد از یکدیگر کمک می گرفتیم .

حجت الاسلام شیخ محمد حکیمی در مورد هدف نویسندگان از نوشتن الحیات تاکید کرد که باید گفت ما از همان ابتدا با یک نگاه اجتماعی کار تدوین کتاب را آغاز کردیم واز آن رو که درد های بشر را می دانستیم و جواب مکتب های فکری گوناگون از قبیل مارکس و… را خوانده بودیم بر آن شدیم تا اسلام پاسخگو به همه ی درد های بشری را به نمایش بگذاریم به ویژه در مورد مسائل فقر، مالکیت، بیکاری و کارگری.

ایشان در پاسخ به این سوال مهم که با وجود کتاب های روایی فراوانی که هست آیا نیازی به الحیات بود که همچنان که یادآوری کردید چهل سال از وقتتان را صرف تالیف آن کنید؛ پاسخ داد: باید بگویم که این کتاب، جهت گیری مکتبی قوی و مطابق با نیاز های انسان معاصر دارد. ما معتقدیم که راه نجات بشریت، همان راه الحیات است که راه اسلام است.

ایشان همچنین با شرح بخشی از آنچه در سال های تدوین کتاب گذشته است اظهار داشت، نوعا ایدئولوژی هایی که در فرهنگ آن روز مورد توجه و مطالعه نسل تازه بود، اصالت را با عمل می دانست نه شناخت و باور. این امر سبب شده بود تا من در یکی از بحث های مناسب کتاب، اشاره ای گذرا در پاورقی نسبت به برخی مسائل پیرامون شناخت از دیدگاه مکتب های جدید بیاورم که اخوی رضا وقتی آن را دید گفت الحیات را نوشتیم که دیگر اینها را ننویسیم و بگوئیم دیگر به نوشته های غربی نیازی نداریم.

وی در پایان گفتگو در پاسخ از عقلانیت حاکم بر الحیات، تاکید کرد باید بدانید الحیات عرضه ی عقلانی دین است و در آن از پاره ای موارد و مسائل دینی که با تعقل مادی فهمیده نمی شود صحبتی نشده و سخنی نیامده است، به طوری که اگر ما اسم قرآن و پیامبر و ائمه را از آن برداریم همه ی اندیشمندان جامعه، محتوای آن را می پذیرند.

Print Friendly

۲ نظر برای این مطلب

  1. چند روز پیش در مسیر تهران – یزد یک جلد از مجموعه الحیات را از مسافر بغل دستی ام که آنرا به همراه داشت ،گرفته و چند صفحه از آنرا خواندم که بسیار به دلم نشست.
    واقعیتش اصلا فکر نمی کردم معصومین ما این حرفها را هم زده باشند ،
    واقعا به شیعه بودن خودم افتخار کردم .
    ممنون

  2. علی آقا سلام
    خوشوقتیم که پیام امیدآفرین و شور بخش شما را می بینیم. توفیقتان افزون باد

یک نظر بگذارید