هیچ مطلبی وجود ندارد...

فاطمه زهرا (س) از نگاه اهل سنت

نویسنده: حمیدرضا عبدلی مهرجردی (پژوهشگر دینی)
ارسال شده در تاریخ ۱۳ فروردین ۱۳۹۲

چکیده

تاریخ همواره شاهد انسان های بزرگی بوده است که عطر اندیشه و کردارشان، گستره تاریخ و جغرافیای پس از خود را عطرآگین کرده اند. و البته وقتی شخصیتی چنین باشد، همگان، حتی کسانی که با اندیشه های او موافق نیستند، پیش سترگی گفتار و کردارش کرنش می کنند. کوشش این گفتار کوتاه این است که در سیره فاطمه (س) بازکاوی کند؛ اما نه آنگونه که شیعیان او را شناخته و شناسانده­اند. با پرهیز از جایگاه این معصوم نزد شیعیان، در این جستار بر آنیم تا نگاه اهل سنت را درباره این بزرگوار جویا شویم. در اینجا او را به منزله یکی از بزرگترین زنان تاریخ بشر می­شناسیم. زیرا ابعادی از شخصیت فاطمه (س) وجود دارد که دیگران هم نتوانسته اند در مقابل بیان آن ابعاد خاموش بنشینند. نگاه مثبت دیگران به ایشان، اگرچه نابسنده باشد؛ اما گام های اندیشه ما را در مسیرِ این داده ایزدی پایدارتر می کند.

مقدمه

از جمله اموری که وقتی دانشمندان معاصر با آن مواجه می شوند با دیدگاه های متفاوتی آن را می­کاوند و تحلیل­های مختلفی ارائه می دهند، رخدادهای تاریخی گذشته و شخصیت هایی است که با امروز فاصله بسیار زیادی دارند. در این میان ممکن است برخی به دلیل کمبود منابع در دسترس و یا به دلیل تحریفات و ابهاماتی که گرد یک پدیده تاریخی به وجود آمده­اند به اشتباه نظری را ابراز کنند. البته به ندرت کسانی هم هستند که به دلیل  گرایش های خاص فکری و تحجر و زنگاری که شخصیتشان را فراگرفته است، با علم به حقیقت، از اظهار آن خودداری می کنند و نمی­خواهند که نظر مخالف با  دیدگاه خود را مطرح کنند. بر این اساس دست به سانسور و پوشش آن اخبار می دهند. اما همیشه انسان های منصفی در زمره دانشمندان و مورخان وجود دارند که هر گاه به حقیقتی برخوردند، حتی اگر ناسازگار با ایده و گرایش فکری شان باشد آن را بیان می­دارند و ابایی از آن ندارند.

از جمله شخصیت هایی که محل تامل موافقین و مخالفین بسیاری واقع شده است، دختر گرامی رسول اکرم (ص) حضرت فاطمه زهرا (س) می باشد. در این گفتار با پرهیز از بیان هم فکران ایشان و کسانی که به عصمت حضرت معتقدند در نظر داریم اندیشه و نگاه دیگران را نسبت به این بانوی گرانقدر بیابیم. آنچه در این گفتار مهم است ۱- چهره تاریخی حضرت فاطمه (س) در منابع اهل سنت و ۲- نگاه کلی دانشمندان اهل سنت به حضرت زهراست. لازم به ذکر است از آنجا که دانشمندان زیادی درباره حضرت زهرا نقل حدیث کرده و یا در مورد شخصیت، عصمت، کردار و رفتار و … ایشان بیانی شایسته عنوان کرده اند، می کوشیم به اجمال موارد مهمتر را ذکر کرده و آن را در منابع اهل سنت بکاویم.

جایگاه شخصیت فاطمه (س) نزد اهل سنت

حضرت زهرا (س) در نزد اهل سنت نیز به عنوان سیده نساء العالمین شهرت دارد[۱]. از عایشه نیز نقل است که پیامبر اکرم، فاطمه را بهترین زنان عالم (خیر النساء) خوانده است.[۲] سیوطی می‌گوید: «ما عقیده داریم برترین زنان عالم، مریم و فاطمه(س)اند»[۳] آلوسی می‌گوید: در حدیث آمده است: «ان الفاطمه البتول افضل نساء المتقدمات و المتاخرات.»[۴] یعنی حضرت فاطمه (بتول) برترین زنان پیشین و پسین است. با این حدیث، افضل بودن فاطمه(س) بر تمام زنان ثابت می‌شود. زیرا او روح و روان رسول خدا بود. از این رو بر عایشه نیز برتری داشت.[۵] ابن‌الجکنی می‌گوید:«بنابر قول صحیح‌تر، فاطمه از همه زنان افضل است».[۶] روایاتی به همین مضمون در صحیح بخاری، صحیح ترمذی، مستدرک الصحیحین، حلیه الاولیاء ابی نعیم، خصائص النسائی، کنز العمال و … نیز نقل شده است.[۷]

عبیده هروی  می گوید: «فاطمه را از آن جهت بتول نامیدند زیرا که نظیر و مانندی نداشت.»[۸] زمخشری در تفسیر خود درباره آیه ۱۲ سوره تحریم می نویسد: «تنها چهار تن از زنان عالم کامل ترین هستند: آسیه همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد(ص)»[۹]  این روایت را نجار، مسلم و ترمذی نیز از پیامبر اکرم نقل کرده اند.[۱۰] زمخشری و سیوطی در تفاسیر خود اشاره کرده اند که همانگونه که برای حضرت مریم از آسمان غذای آسمانی فرود می آمد این مائده آسمانی بر حضرت زهرا نیز فرود آمد و هنگامی که رسول اکرم از او سوال کرد این غذاها از کجاست، ایشان پاسخ دادند: «…هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ»[۱۱] زکریا نیز همین سوال را از حضرت مریم کرده بود و چنین پاسخ شنیده بود.[۱۲]

سیره عملی فاطمه (س) نزد اهل سنت

درباره عفت ایشان این چنین منقول است که حضرت علی(علیه السلام) فرمود: مرد کوری اجازه ورود بر فاطمه دختر رسول اللّه (علیها السلام) خواست. حضرت فاطمه حجاب خود را برگرفت. پیامبر(ص) به او فرمود: چرا در حجاب شدی، او که تو را نمی بیند؟ فاطمه (س) گفت: «یا رسولَ اللّهِ، اِن لم یَکُن یَرانی فأَنا أَراهُ و هو یَشُّم الریحَ»; یعنی «ای پیامبرخدا، اگر او مرا نمی بیند، من که او را می بینم و بوی او را استشمام می کند.» رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: «اَشهدُ اَنَّکَ بِضعهٌ مِنّی»[۱۳]; حقا که تو پاره تن من هستی.[۱۴]

ابن عبد البر (م. ۴۶۳) مولف استیعاب از عایشه نقل کرده است که درباره فاطمه می گوید: کسی را ندیدم که راستگو تر از فاطمه باشد، مگر فردی که او را به دنیا آورده است (یعنی پیامبر)[۱۵]. ابونعیم نیز در «حلیه» همین روایت را با سند خویش از عایشه نقل کرده است که هرگز فردی درست لهجه تر از فاطمه (جز پدرش) ندیدم.[۱۶]

مسلم در صحیح معروف خود که از منابع پر ارزش اهل سنت است می گوید: «فاطمه پاره تن پیامبر است. کسی که او را برنجاند پیامبر را رنجانده است و کسی که او را شادان سازد پیامبر را خوشحال کرده است.»[۱۷] این حدیث از عایشه نیز نقل شده  و در کتب صحیح مسلم و صحیح بخاری و صحیح ترمذی و غیره نیز نقل شده است.[۱۸]

آیات قرآنی درباره حضرت زهرا (س) از نگاه اهل سنت

سیوطی بیان می کند که هنگامی که آیه «و آت ذالقربی حقه»[۱۹] نازل شد، پیامبر اکرم (ص) فاطمه را خواند و فدک را به او بخشید. ابن عباس، ذهبی و ابوسعید خدری و الهیثمی نیز این روایت را نقل کرده اند.[۲۰]

در برخی از منابع اهل سنت، مانند تفسیر کبیرِ فخر رازی، الکشافِ زمخشری،  نیز مانند منابع شیعی منظور از واژه «نساءنا» یعنی «زنانمان» در آیه مربوط به داستان مباهله[۲۱]، حضرت زهرا (س) معرفی شده است.[۲۲] کثیری از دانشمندان و محدثان اهل سنت منظور از اهل بیت پیامبر در آیه تطهیر[۲۳] را علی، فاطمه، حسن و حسین دانسته اند.[۲۴]

طبق نقل بسیاری از دانشمندان اسلامی‌، سوره کوثر در جواب شماتت دشمنان اسلام، همچون عاص بن‌وائل و همراهانش نازل شده است. چون پسران رسول خدا، قاسم و عبدالله از دنیا رفتند، عاص بن‌وائل سهمی گفت: نسل او قطع شد و او ابتر و بی عقب است. خداوند متعال در پاسخش این آیه را (ان شانئک هو الابتر) نازل کرد که خود عاص بن‌وائل ابتر و بدون عقب است.[۲۵] توضیح اینکه کوثر از ماده کثرت و دلیل  مبالغه کثرت است و معنای آن خیر کثیر می‌باشد‌؛ همان خیر کثیری که ادامه دهنده نبوت است. پیامبراکرم(ص) در زمان ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(س) به همین خیر کثیر اشاره فرمود‌. آن حضرت خطاب به امام علی(ع) دعا فرمود: «و اخرج منکما الکثیر الطیب. خداوند از شما دو تن، نسل کثیر پاکیزه بیرون آورد.» انس گفت: «والله اخرج منهما الکثیر الطیب»[۲۶] خداوند از آن دو، نسل زیاد و پاکیزه‌ای بیرون آورد‌.»

فخر رازی در این باره می‌گوید: معنای سوره این است که خداوند به پیامبر نسلی می‌دهد که در طول زمان باقی می‌ماند‌. بنگر چه تعداد از خانواده وی کشته شدند، در حالی که عالم از فرزندان رسول خدا (ص) سرشار و آکنده است و هیچ کس از خاندان بنی‌امیه نمی‌تواند با وی در این زمینه برابری نماید، و نیز دقت کن که چگونه از نسل پیامبر، علمای بزرگواری مانند باقر، صادق، کاظم، رضا، و نفس زکیه[۲۷] پدیدار شدند.[۲۸]

سخن معاصرین اهل سنت  

اما صرف نظر از آنچه روایات و احادیث اهل سنت بر مناقب و بزرگواری حضرت زهرا و نقش او در تاریخ اسلام و جایگاهش نزد پیامبر دلالت دارند، جای این پرسش وجود دارد دانشمندان اهل سنت چه نگاهی به بانوی بزرگ اسلام دارند؛ اگرچه که ثبت حقایقی پیرامون فاطمه در منابع اهل سنت نیز تا حد زیادی این مهم را آشکار می سازد.

استاد توفیق ابوعلم یکی از نویسندگان معاصر مصری که زمانی سمت معاونت وزارت دادگستری مصر را به عهده داشته، کتابی با عنوان «فاطمه الزهرا» دارد. او در این کتاب خود می نویسد فاطمه دختر رسول  خدا مستوجب تکریم است، چرا که پدرش او را تکریم کرده و او را «مام پدر خود» (ام ابیها) خوانده است. او فاطمه را یکی از سازندگان تاریخ اسلام می خواند.[۲۹] دکتر فاطمه مرنیسی نیز در کتاب معروف خود با عنوان زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش، از محبت خاص پیامبر به حضرت زهرا سخن می گوید.[۳۰]

دکتر عایشه بنت الشاطی[۳۱] زینب پژوه مصری درباره مادر حضرت زینب، حضرت فاطمه می نویسد: «… خدا برای زهرا اختصاصاتی قایل شد که خواهران سه گانه اش: زینب، رقیه و ام کلثوم نداشتند. زیرا با قلم ازلی چنین نوشته شده بود که زهرا به تنهایی نگهدارنده پاک و پاکیزه ای برای سلاله پاک و مرغزار خرمی برای روییدن درخت پرشاخ و برگ اهل بیت قرار گیرد.»[۳۲]

و اما این گفتار را با بیان زیبای اقبال لاهوری، دانشمند سنی معاصر به انجام می رسانیم. محمد اقبال لاهوری[۳۳] در بخشِ رموز بی خودی دیوان خود در مورد اینکه شخصیت حضرت زهرا نمونه کاملی برای زنان جهان است شعر زیر را می سراید. او در این شعر ضمن معرفی حضرت به مناقب و بخشش های او اشاره می کند و فرزندان او را نمونه کاملی می داند که جز این مادر نمی توانند، تولد یابند. در پایان اقبال می گوید اگر سجده بر غیر خدا جایز بود، بر فاطمه سجده می کردم:

مریم از یک نسبت عیسی عزیز                        از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

نور چشم رحمه للعالمین                               آن امام اولین و آخرین

آنکه جان در پیکر گیتی دمید                         روزگار تازه آئین آفرید

بانوی آن تاجدار «هل اتی»                                      مرتضی مشکل گشا شیر خدا

پادشاه و کلبه ی ایوان او                               یک حسام و یک زره سامان او

مادر آن مرکز پرگار عشق                               مادر آن کاروان سالار عشق

آن یکی شمع شبستان حرم                           حافظ جمعیت خیرالامم

تا نشیند آتش پیکار و کین                                      پشت پا زد بر سر تاج و نگین

وان دگر مولای ابرار جهان                              قوت بازوی احرار جهان

در نوای زندگی سوز از حسین                         اهل حق حریت آموز از حسین

سیرت فرزند ها از امهات                               جوهر صدق و صفا از امهات

مزرع تسلیم را حاصل بتول                                      مادران را اسوه ی کامل بتول

بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت                      با یهودی چادر خود را فروخت

نوری و هم آتشی فرمانبرش                           گم رضایش در رضای شوهرش

آن ادب پرورده ی صبر و رضا                          آسیا گردان و لب قرآن سرا

گریه های او ز بالین بی نیاز                            گوهر افشاندی بدامان نماز

اشک او بر چید جبریل از زمین                       همچو شبنم ریخت بر عرش برین

رشته ی آئین حق زنجیر پاست                       پاس فرمان جناب مصطفی است

ورنه گِرد تربتش گردیدمی                             سجده ها بر خاک او پاشیدمی[۳۴]

پانوشت ها: 


[۱] – فاطمه زهرا مستوره آفتاب سرمد، ص ۵۵

[۲] – فضایل حضرت علی و فاطمه زهرا به روایت عایشه، ص ۶۸

[۳] – شخصیت حضرت زهرا علیه السلام در قرآن از منظر منابع اهل سنت ، ص ۱۱۷

[۴] – روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، ج ۲، ص ۱۴۹

[۵] – شخصیت حضرت زهرا علیه السلام در قرآن از منظر منابع اهل سنت ، ص ۱۱۷

[۶] – همان ، ص ۱۱۷

[۷] – فضایل الخمسه من الصحاح السته، ج ۳، ص ۱۶۴-۱۷۵

[۸] -همان، ج ۳، ص ۱۵۲، و نوریه آسمانی، سیرت و سنت فاطمه زهرا (ع)، ص ۵۷

[۹] – الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، ج ۴، ص ۵۷۳  و نوریه آسمانی، سیرت و سنت فاطمه زهرا (ع)، ص ۸۵

[۱۰] – الفصول المهمه فی معرفه الائمه، ج ۱، ۶۵۹

[۱۱] – … «این از جانب خداست، که خدا به هر کس بخواهد، بى‏شمار روزى مى‏دهد. (آل عمران/۳۷)

[۱۲] – فضایل الخمسه من الصحاح السته، ج ۳، ص۱۷۵-۱۷۷  و الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، ج ۱، ص ۳۵۸ و الدر المنثور فی تفسیر الماثور، ج ۲، ص ۲۰

[۱۳] – مناقب علی بن ابی طالب، ص ۳۸۰-۳۸۱

[۱۴] – حضرت زهرا و روایت حدیث (در منابع اهل سنت)، ص ۱۹۳-۱۹۴

[۱۵] – فضایل حضرت علی و فاطمه زهرا به روایت عایشه، ص ۴۵

[۱۶] – صدیقه طاهره ، ص ۱۷۱

[۱۷] -الفصول المهمه فی معرفه الائمه، ج ۱، ص ۶۶۴ و  صدیقه طاهره ، ص ۱۷۲-۱۷۳

[۱۸] – فضایل حضرت علی و فاطمه زهرا به روایت عایشه، ص ۵۰ و فضایل الخمسه من الصحاح السته، ج ۳، ص ۱۸۰-۱۸۶

[۱۹] – اسراء/ ۲۶

[۲۰] – الدر المنثور فى تفسیر المأثو ر، ج ۴، ص ۱۷۷، فضایل الخمسه من الصحاح السته، ج ۳، ص۱۶۳ نوریه آسمانی، سیرت و سنت فاطمه زهرا (ع)، ص ۷۴  -۷۵

[۲۱] – منظور از آیه مباهله این آیه است: فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ (پس هر که در این [باره‏] پس از دانشى که تو را [حاصل‏] آمده، با تو محاجه کند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.) (آل عمران/۶۱ )

[۲۲] – مفاتیح الغیب، ج ۸، ص ۲۴۷ و الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، ج ۱، ص ۳۶۹-۳۷۰  و محبوبه جاویدان، فاطمه در قرآن از دیدگاه اهل سنت، ص ۳۱-۳۳

[۲۳] – ُ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا (خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند) ، احزاب، ۳۳

[۲۴] – الدر المنثور فى تفسیر المأثور، ج ۵، ص ۱۹۸؛ اسباب النزول واحدی، ص ۳۶۹-۳۷۰،   محبوبه جاویدان، فاطمه در قرآن از دیدگاه اهل سنت، ص ۱۱۵-۱۱۶ و نور الابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار، ص ۱۱۰-۱۱۱

[۲۵] – شخصیت حضرت زهرا علیه السلام در قرآن از منظر منابع اهل سنت ، ص ۱۲۲

[۲۶] – همان، ص ۱۲۳

[۲۷] – نفس زکیه محمدبن عبدالله‌بن حسن می‌باشد. وی از نوادگان امام حسن مجتبی است که در سال ۱۴۵هجری به دست منصور دوانقی به شهادت رسید.

[۲۸] – مفاتیح الغیب، ج ۳۲، ص ۳۱۳

[۲۹] – صدیقه طاهره ، ص ۱۷۱-۱۷۲

[۳۰] – زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش، ص ۱۷۹

[۳۱] بنت الشّاطی، عایشه عبدالرّحمان، بانوی مؤلّف و محقّق مصری در ادبیات عرب و علوم قرآنی . در ۱۳۳۱/ ۱۹۱۳ م. در دَمیاط مصر متولد شد. او نزد پدرش که از تربیت یافتگان الازهر بود ادبیات عربی و قرآن آموخت . با وجودِ مخالفت پدر، تحصیلات غیردینی خود را در مدارس مصر گذراند و در جوانی در مجله النهضه آغاز به نشر شعر و مقاله کرد و مدتی بعد منتقد ادبی روزنامه الاهرام شد. در ۱۳۱۵ش /۱۹۳۶ به دانشکده ادبیاتِ دانشگاه فؤاد اول (دانشگاه قاهره کنونی ) وارد شد و برای پنهان کردن هویت خود از پدرش ، نام مستعارِ بنت الشّاطی (دختر ساحل ) را برگزید. در ۱۳۲۹ ش / ۱۹۵۰ دکتری خود را با گذراندن پایان نامه ای درباره ابوالعلاء معرّی (متوفی ۴۴۹) از همان دانشگاه دریافت کرد. وی سال بعد، مدرّس زبان و ادبیات عرب در دانشگاه عین شمسِ قاهره شد. پس از بازنشستگی در اواخر دهه چهل شمسی / پایان دهه شصت میلادی ، استاد مطالعاتِ عالیِ قرآنی در دانشگاه قرویین در شهر فاس مراکش گردید و این مقام را تا زمان مرگ در آذر ۱۳۷۷/ دسامبر ۱۹۹۸ حفظ کرد.

[۳۲] – زینب بانوی کربلا، ص ۲۹

[۳۳] – محمد اقبال لاهوری یا علامه اقبال (‏۳ ذیقعده ۱۲۹۴۲۰ صفر ۱۳۵۷شاعر، فیلسوف، سیاست‌مدار و متفکر مسلمان پاکستانی بود، که اشعار زیادی نیز به زبان­های فارسی و اردو سروده‌است. اقبال نخستین کسی بود که ایده یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد که در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاری‌ها از اعتماد به یونانی‌ها ناشی شده است. از نظر وی از آن‌جا که روح قرآن به امور عینی توجه داشت و فلسفه یونانی به امور نظری می‌پرداخت، کوشش مسلمانان برای فهم قرآن از منظر تعالیم یونانی محکوم به شکست است.

[۳۴] – دیوان اقبال لاهوری، ص ۱۸۶-۱۸۷

Print Friendly

۷ نظر برای این مطلب

  1. besyar aali va mostanad bood .mamnoon.

  2. مطلب خوبی بود اما اگر یه خرده هم تحلیل می شد ،بسیار گیراتر می بود
    مطلب هم بنده اضافه می کنم امید انکه مقبول افتد:

    احمد‌بن حنبل در فضایل آورده است که «وقتی پیامبر(ص) وفات کرد علی(ع) فرمود: این یکی از آن دو رکن بود و چون فاطمه(س) رخت بربست فرمود این هم رکن دیگر».

    تذکره الخواص، ص ۳۲۰٫

  3. ضمن عرض سلام و تشکر از پژوهشگر گرامی جناب آقای عبدلی
    مطالب بسیار ارزنده و مفید بود و یک شمای کلی و مناسب از دیدگاه اهل سنت ارائه می داد. به خصوص اینکه قلم شیوای نویسنده، گیرایی و رسایی مطلب را دوچندان نموده است. از ایشان نهایت سپاسگزاری را داریم

  4. با سلام. مطلب بسیار خوبی بود. نویسنده محترم قلم شیوایی داشتند.

  5. با سلام. نمیدانستم در میان اهل سنت نیز اینهمه توجه و اذعان نسبت به حضرت زهرا سلام اللاه علیها هست .ممنون

  6. از معلم خوبم آقای عبدلی بسیار متشکرم
    دانش آموز دبیرستان ملک ثابت سال تحصیلی۹۳-۹۴

  7. اخیرا ماهنامه وفاق شماره ۳۷ که ویژۀ مدارس علوم دینی اهل سنت کشور است؛ این مطلب را بدون هماهنگی با بنده به مناسبت تولد حضرت زهرا (س) منتشر کرده و حتی مطالبی از آن را حذف کرده است. به لینک زیر:
    http://s8.picofile.com/file/8289224084/vefagh_37.pdf.html

یک نظر بگذارید