هیچ مطلبی وجود ندارد...

توسل برتر (جستاری کوتاه در مفهوم توسل)

نویسنده: نجما کارگر (پژوهشگر مجموعه)
ارسال شده در تاریخ ۸ بهمن ۱۳۹۱

پیوند با ملکوت و دنیای غیب، یکی از آرزوهای بزرگ انسانی و بلکه شیرین ترین آنهاست. در حقیقت، انسان موجودی است که ریشه های پنهانش در عالم بالاست و ارتباط های معنوی اش را از بهترین دستاوردها و ثمره های زندگی او باید به شمار آورد. زیست معنوی انسان، اقتضائاتی دارد و لوازمی می طلبد. توسل یکی از پیوندهای لذت بخش زندگی است. تجربه های معنوی بسیاری در این باره هست. آدم ها می توانند این فضا را تجربه کنند به شرط آن که درک درستی از واقعیت آن داشته باشند.

برای رسیدن به این درک درست و صحیح، ابتدا باید به بررسی واژۀ «توسل » از لحاظ لغوی پرداخت. «توسل » در لغت به معنای : (با کار یا چیزی به خدا) تقرب جستن ،متوسل شدن است. (ر.ک: قیم،عبدالنبی، فرهنگ معاصر عربی- فارسی،ج۱، ص۳۳۶) «توسل» از ریشۀ «وسل» ،به معنای : (با کار ،وسیله ای) خود را به خدا نزدیک کردن، به خدا تقرب جستن است .(ر.ک: قیم ،عبدالنبی، فرهنگ معاصر عربی- فارسی، ج۱، ص۱۲۰۱)

«توسل» یکی از مفاهیم به کار رفته در قرآن کریم است. از مشتقات این واژه ، کلمۀ  «وسیله» است که دو بار در قرآن آمده است:

«یا ایها الذین آمنوا اتقوالله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون» (آیه ۳۵ مائده)

_ ای اهل ایمان از خدا پروا کنید و وسیله ای برای تقرب به سوی او بجویید.

« اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله ایهم اقرب و یرجون رحمته…» (آیه ۵۸ اسری)

_ آنها کسانی هستند که می خوانند خدای و می جویند وسیله را،کدام یک از آنها نزدیکتر هستند ؟و به رحمت او امید دارند…

علامۀ طباطبایی در تفسیر یکی از آیات فوق می نویسند: « وسیله به معنای «توسل » و « تقرب» است و چه بسا در معنای «ابزار توسل» و «تقرب» نیز استعمال شود. و شاید معنای دوم با سیاق آیه مناسب تر با شد، چون دنبال کلمۀ وسیله ،جملۀ «ایهم اقرب » قرار گرفته است، که به معنای دوم سازگارتر است.» (ر.ک. ترجمۀ المیزان،ج۱۳،ص۲۱۹) بر این اساس است که مسلمانان هماره در پی وسیله ای برای «توسل» و «تقرب» بوده اند.

«ابن کثیر درباره ی معنای «توسل» چنین می گوید: «توسل» آن است که انسان بین خود و خدای خود واسطه قرار دهد ، تا خداوند نیاز و حاجتش را بر آورد. به عبارت دیگر « توسل» استفاده از وسیله های مشروع ، سفارش شده و مجرب برای نیل به اهداف دینی و دنیایی است.»(ر.ک. توسل و زیارات در اسلام،ص ۱۲۰_تفسیر ابن کثیر ،ج۱ص۵۳۲)  

توسل در نگاه دینی و معارف اهل بیت(ع) اختصاص به خدا ندارد و در پیوند و اتصال با دیگر ذات های مقدس نیز تعریف می شود. از حضرت زهرا (س) نقل شده است که فرموده اند: «یبتغی من فی السموات و الارض الیه الوسیله و نحن و سیلته فی خلقه. تمام آنچه در آسمانها و زمین است ،برای تقرب به خداوند دنبال وسیله هستند ، و ما وسیله و واسطۀ خداوند در میان خلقش می باشیم.»(ر.ک.توسل و زیارات در اسلام، ص۱۲۱_ شرح ابن الحدید ،ج۱۶،ص۲۱۱)

شاید این نوع از توسل بیش از هر مقولۀ دیگر در فضاهای معنوی و سطوح مسلمانان باطن گرا و رازور گیرایی و گسترش داشته باشد. مسلک های مختلفی در تاریخ اسلام و مجموعل مسلمانان با این نوع از توسل آشنا بوده اند و آن را به کار می بسته اند. در مجموع می توان گفت که «توسل »به خاندان رسالت (اهل بیت علیهم السلام ) به دو منظور صورت می گیرد:

۱_درخواست نیازهای مادی و دنیوی(شفای بیماران ،برطرف شدن مشکلات اقتصادی و …)

در این جا اشکالی که به نظر می رسد،این است که : اگر خداوند متعال جهان را با یک نظام و قوانین خاصی آفریده باشد ،ما باید با رعایت این نظام و قوانین ،در کمال صحت و آرامش زندگی کنیم و به اهداف خود برسیم.و اگر در رویارویی با نظام طبیعت،برخوردی عالمانه و دقیق نداشته باشیم، و مقررا ت حاکم بر نظام طبیعت را رعایت نکنیم،بدیهی و روشن است که با مشکلات و نقیصه هایی روبرو می شویم . بنابراین «توسل» برای در خواست نیازهای مادی و دنیوی دیگر چه معنا دارد؟ ما از ائمه – معصومین علیهم السلام – در ارتباط با این نوع مشکلات چه می خواهیم؟ آیا از ایشان می خواهیم ضوابط و مقرراتی را که خداوند در این جهان حاکم کرده است ،به هم ریزند و خطاها و اشتباهات ما را نادیده انگاشته ، و همه را با « توسل» به ایشان برطرف نمایند؟!آیا در این موارد هم می توان به آنها «توسل» جست؟ بنظر می رسد ،در این جا نیز می توان از ایشان کمک خواست.چرا؟ به این دلیل که ابزار و علل طبیعی در مجموعۀ  یک نظام طبیعی،علت به معنای فلسفی نیست ،بلکه اسباب هستند.« امام صادق (ع) می فرمایند: «أبی الله آن یجری الامود الا باسباب

فجعل لکل شی ء سببا و جعل لکل سبب شرح و جعل لکل شرج علما و جعل لکل علم بابا ناطقا ،عرفه من عرفه وجهله من جهله ،ذاک رسول الله (ص) و نحن.

خداوند امتناع و ابا فرموده که کارها را بدون اسباب فراهم آورد . از اینرو برای هر چیزی سبب و وسیله ای قرار داده و برای هر سبب ، شرح و گشایشی مقرر فرموده و برای هر شرحی نشانه ای و برای هر نشانه ،دری نهاده است. کسی که آن در را شناخت حقیقتا به معرفت رسید ،و کسی که آن را باز نشناسد به راستی نادان است. آن در رسول خدا (ص) و ما هستیم. » ( ر.ک. اسماعیلی یزدی،فرهنگ اخلاق ،ص۱۹۲_کافی ،ج۱،ص۱۴۰،باب معرفت امام ،ح۷)

«آری ،اراده و مشیت الهی ، بر این استوار گشته که چرخش نظام آفرینش و جریان امور زندگی از طریق عوامل و اسبابی صورت پذیرد که خداوند بزرگ ،آنان را به عنوان مجریان ارادۀ بی منازعش در زمین و آسمان به ودیعه گذارده است.

در زیارت حضرت سید الشهداء (ع) می خوانیم: « اراده الرب فی مقادیر أموره تهبط إلیکم و تصدر من بیوتکم ،والصادر عما فصل من أحکام العباد.

ارادۀ پروردگار در مورد مقدرات امور خلق ( از آسمان مشیتش) بر شما فرود می آید و از منازل شما (برای خلق) صادر می گردد، و آنچه از احکام بندگان تبیین و روشن می گردد از منازل شما و به دست شماست .» ( ر.ک. اسماعیلی یزدی ،عباس ،فرهنگ اخلاق ،ص۱۹۳_کافی ،ج۲ ص۵۷۷ ،باب زیارت قبر ابی عبدالله الحسین علیه السلام )

« این جاست که نیازمندی شدید ما به دست گیری وجدان می شود. کسی که همۀ کارها به دست اوست باید زمینه ها را به نتیجه برساند و آفت ها را دفع کند:

این همه گفتیم لکن در بسیج                                  بی عنایات خدا هیچ ایم هیچ

بی عنایات حق و خاصان حق                                   گر ملک باشد سیه هستش ورق

در این عرصه توکل به فضل خداوند متعال و توسل به مظاهر درخشان رحمت او، بسیار کار ساز است . در زیارت جامعۀ کبیره می خوانیم : فاز من تمسک بکم و أمن من لجأ الیکم .هر کس به دامان شما آویخت رستگار شد و هر که به دامان شما پناه برد ایمنی یافت.» (بنی هاشمی ،تربیت آرمانی،ص۲۳۴)

۲_ رسیدن به قرب الهی و نزدیک شدن به مقام الوهی

« البته «توسل» تنها به امور مادی محدود نمی شود . انسان همچنان که برای رفع احتیاجات مادی خویش نیازمند تلاش و فعالیت در دایرۀ سلسلۀ  اسباب و عواملی است که خداوند بزرگ در مخلوقات قرار داده، برای برآورده شدن خواسته های معنوی خود نیز که به مراتب حساس تر و مهم تر از نیازهای مادی است به اعانت و یاری کسانی که از قدرت و توان کافی در این زمینه ها برخوردار ند، احتیاج داشته وناگزیر از تن دادن به قانون « جریان امور از طریق اسباب » می باشد.

تلاش برای شکوفا ساختن توانمندیهای درونی ،زوال صفات ناشایسته ، ظهور خلق های پسندیده و رشد حقیقی و تکامل معنوی نیز آنگاه نتیجه بخش خواهد بود که انسان از سلسلۀ اسباب معنوی بهره مند ، و از مدد و یاری عواملی که به همین منظور برگزیده شده اند برخوردار باشد.

همان عواملی که به تعبیر توقیع شریف ناحیه ی مقدسه، «… ولاه امرک، المامونون علی سرک، المستبشرون بأمرک ،الواصفون لقدرتک ، المعلنون لعظمتک، أسألک بما نطق فیهم من مشیتک، فجعلتهم معادن لکلماتک ، و أرکانا لتوحیدک و آیاتک و مقاماتک التی لا تعطیل لها فی کل مکان یعرفک بها من عرفک ، لا فرق بینک و بینها إلا أنهم عبادک و خلقک ، فتقها و رتقها بیدک ، بدؤها منک و عودها إلیک… فبهم ملأت سماءک و أرضک حتی ظهر أن لا إله انت.

صاحبان امر پروردگارند و بر اسرار او امین، به امرش بشارت دهنده، به شرح توصیف قدرتش در کار، به بیان عظمتش پیوسته مشغول اند. او را به اراده و مشیتی می خوانیم که در و جود مبارک آنان گویاست و خداوند متعال، آنها را معدن اسرار کلمات و ارکان توحید و آیات و مقامات خویش به وسیله ی آنها ست ، فرقی بین او و آنها نیست مگر اینکه آنها بندۀ او و آفریدۀ وی هستند. همۀ کارهایشان به دست اوست. از وی آغاز شده اند و به او باز می گردند. و زمین و آسمان را از و جود شان پر ساخته تا آشکار شود که جز خدای یگانه و یکتا خدایی نیست.»

اصبغ بن نباته نقل می کند حضرت امیر المؤمنان (ع) فرمودند: «… داخل بهشت نمی شود مگر کسی که ما را بشناسد و ما او را بشناسیم و وارد آتش نمی شود مگر کسی که ما را نشناسد و ما او را نشناسیم.»

آنگاه حضرت به فلسفۀ این امر اشاره کرده ،فرمودند: « این بدان سبب است که خداوند بزرگ اراده کرده بود، خود را به مردم معرفی کند ،تا آنان خود او را به یگانگی بشناسند و به ساحتش وارد گردند، لیکن (چنین نخواسته) و ما را درهای خود و راه و باب خود قرار داده، همان بابی که از آن بر خدا وارد می شوند.» (اسماعیلی یزدی، فرهنگ اخلاق، ص۱۹۱ _ احتجاج طبرسی،ج۱، ص۲۲۷)

«مفهوم  “توسل” جز این نیست که رهروان مکتب تشیع و پیروان آیین ولایت ،وجود شریف آن بزرگواران را _ آنچنان که هست _ واسطه ی نزول برکات آسمانی ببینند و برای برآورده شدن حاجات خویش خصوصا جهت تقرب به پیشگاه ربوبی و پیشبرد مقاصد عالی انسانی،آگاهانه از مجریان مشیت خداوندی استمداد و استعانت جویند.»(اسماعیلی یزدی،عباس،فرهنگ اخلاق ،ص۱۹۴)

«آری آن بزرگواران واسطه های حقیقی خدا و خلق اند و خلق را جز از طریق آنان به خدا راهی نیست ،عقلا،دانشمندان ،فرزانگان و عارفان بزرگی که در مسیر کمال معنوی و ارتقای علمی، گوی سبقت را از سایر خلق ربوده اند بلکه پیامبران پیشین و اولیای آنان نیز حقیقت را به خوبی در یافته و سیره و روش آنان چنین بوده که برای دستیابی به اهداف عالی و مقاصد بلند خویش ،خصوصا به هنگام بروز مشکلات و حوادث ناگوار و در مقام انابه و استغفار در پیشگاه خدای متعال ،به مقام نورانی ذوات مقدسه حضرات معصومین ،محمد و اهل بیت طاهرین آن بزرگوار علیه السلام متوسل می شده اند .» (اسماعیلی یزدی ، عباس، فرهنگ اخلاق ، ص۲۰۲)

«متأسفانه امت اسلام روز به روز از فرهنگ غنی خود فاصله گرفت و به مادیات راغب می گردند و طبیعتا از معنویات – که ارتباط با خاندان وحی از شاخص ترین آنهاست_ دور گشته ، ضمن آنکه به غفلت و قساوت قلب مبتلا می گردند ، دعاها و توسلات آنان کمتر مؤثر واقع می شود.» (اسماعیلی یزدی، عباس ،فرهنگ اخلاق ، ص۲۰۱)

اکنون سخن بر سر این است که اینگونه توسلات برای رسیدن به اهداف – مادی، معنوی _چگونه انجام می گیرد. آیا در «توسل» باید تنها به خواندن ،اذکار ، ادعیه ،زیارات و … قناعت نمود و یا اینکه نه، راههای دیگری هم برای رسیدن به این منظور وجود دارد.

به نظر می رسد که بهترین وسیله برای «تقرب» و «توسل» جستن به خاندان رسالت، همسانی و همانند شدن ،به صفات آنها و تشبه به آنها ست. چرا که در مورد خداوند قرب مکانی بی معناست ،لکن تقرب و نزدیکی به ذات اقدس الهی امکان پذیر است. اما در قلمروئی محدود ،تعریف شده و متناسب با توان افراد.

 بنابراین هر چه این شباهت و همگونی بیشتر ،نزدیکی و قرب بیشتر.روشن است که این همگونی به معنی مثل نیست ،چرا که در قرآن آمده است :« لیس کمثله شیء…» (سوره شوری آیه ۴۲) خداوند بزرگ، مثل ندارد اما مثال و گونه دارد.

با این تعاریف ،«توسل» به اهل بیت نوعی شبیه شدن ونزدیک شدن به صفات برجسته و انسانی این نمونه های عالی و والای انسانی میباشد. از این رو در «توسل» نباید ،تنها به خواندن ادعیه و زیارات قناعت نمود،بلکه باید رفتار و گفتار و کردارمان همانند آنها باشد.

اینگونه است ، که می نگریم با توجه به حجم زیاد خواندن دعاهای ندبه ،کمیل و حجم وسیع و گسترده ی عزاداریها و نوحه سراییها ،شاهد بیشتر شدن روز به روزی افت و سقوط  ارزشهای اخلاقی در جامعۀ شیعی می باشیم. که البته این ابتذال و سقوط خود محصول و فرزند یکسو نگری و بسنده کردن به ظاهر دین و توسلات است. ای کاش عالمان دین و محققان شیعی و مردم دست به دست هم  می دادند و برای رفع و تدارک این نقیصه کاری بهتر و بیشتر می نمودند.

در اینجا یادآوری شکوائیه ای از دکتر علی شریعتی به جا و مناسب می نماید. وی می گوید:« دربارۀ اسلام شناسی ،مبانی اعتقادی ، مکتب تشیع و سیرۀ  پیغمبر اثری منتشر بفرمایید .یک شرح حال دقیق از حضرت علی (ع) ،یک ترجمه از نهج البلاغه ،یک شرح حال و تحلیل درستی از امام حسین (ع) و نهضت کربلا. اقلا چند صفحه نوشته ای که مردم بدانند ،فاطمۀ زهرا (س) کی بود،زینب بزرگ چه کرد و چه زندگی و سرنوشتی داشت. متنی که مردم بخوانند و بفهمند که این همه که ما می گوییم اهل بیت و مکتب اهل بیت ،یعنی چه؟ این که ،ما همه به دوازده امام تکیه می کنیم و عشق می ورزیم ،برای چیست . لااقل هر کدام را بشناسیم و مختصرا به تفکیک بدانیم چه کردند و چه گفتند…»(شریعتی علی ،تشیع علوی و صفوی،ص۱۸۸).

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :

(قیم عبدالنبی، فرهنگ معاصر عربی- فارسی،ج۱، ۱۳۸۴)

(طباطبایی محمد حسین ،ترجمه المیزان ،ج۱۳ )

( نعیم آبادی غلامعلی،زیارات و توسل از منظر اسلام، ۱۳۸۷)

(اسماعیلی یزدی عباس، فرهنگ اخلاق، ۱۳۹۰)

(شریعتی علی،تشیع علوی و صفوی،۱۳۸۲ )   

Print Friendly

۵ نظر برای این مطلب

  1. عالی بود . امیدوارم کارهای مفیدتری از شما ببینیم .

  2. به این نتیجه می رسیم که:
    راهرو گر صد هنر دارد توسل بایدش
    به جای توکل

  3. لطفا بخش دوم را توضیح دهید و منابع بیشتری برای مراجعه معرفی کنید با تشکر

  4. سلام مقاله خوبی بود امیدوارم با توسل به اهل بیت در زندگی موفق باشی.

  5. سلام. از مقالات و پشتکار نویسنده, خانم کارگر تشکر میکنم.
    امیدوارم فایده وتاثیرى برای ما و نیز شما داشته باشد.
    موفق و موید باشید.

یک نظر بگذارید